پیامبر اسلام (ص)

دانلود پایان نامه

در زندگی اغلب افراد، خانواده مهمترین موضوع است. اکثر ما در خانواده به دنیا می‌اییم و بیشتر سال‌‌های کودکی و نوجوانی خود را خواه به اختیار و خواه به اجبار در «خانواده‌مان» می‌گذرانیم، حتی افراد مجرد که تنها زندگی می‌کنند، می‌توانند نزدیک‌ترین و موثرترین اعضای خانواده را مشخص کنند و نام ببرند؛ گذشته از این بیشتر ما در زندگی با کسانی آشنا می‌شویم و این کار ممکن است به تشکیل خانواده‌‌ای منجر شود که احتمال دارد فرزندانی در آن پا به عرصه وجود بگذارند. به این ترتیب ما در داخل خانواده در مقام همسر یا والد، دوران دیگری را آغاز می‌کنیم، شاید هم با طلاق و ازدواج مجدد، مبدل به والد جدیدی شویم. حتی هنگامی‌که فرزندان‌مان خانه را ترک می‌کنند ما با شرکت در مراسم خانوادگی یا مراقبت از بچه‌ها و یا با هدیه دادن به آن‌ها، در مقام پدر‌‌‌بزرگ یا مادربزرگ دوباره پا‌‌ی‌مان به میان کشیده می‌شود. همچنین در خانواده است که ما برای اولین بار تفاوت‌ها، تقسیم‌بندی‌ها و سلسله مراتب را تجربه می‌کنیم، زیرا خانواده حول جنسیت ‌و سن شکل می‌گیرد. (ریبنز، 1994)
لذا پرداختن به خانواده یعنی آزاد کردن اراده‌های هدفمند برای شناخت این هسته‌ی بنیادین، و تلاش برای توسعه و تحکیم آن، چرا که هستی جوامع بر خانواده نهاده شده و جامعه متشکل از خانواده‌ها است؛ مختصات هر جامعه از طریق روابط خانوادگی قابل توصیف است. اثر وجودی مفید و یا زیان‌بخش خانواده به جامعه هم می‌رسد؛ ساخت و مشی آن در سکون یا اضطراب جامعه موثر است؛ انگیزه اعضایش در انگیزه‌‌های اجتماعی تاثیر می‌گذارد؛ چگونگی مشی و سبک زندگی آن در صحت یا بیماری، اخلاق و تربیت جامعه نقش دارد.
دنیای امروز براساس تحقیقات و بررسی‌های صاحب نظران به جایی رسیده است که نیکو دریابد که اگر خانواده‌‌ها ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سالم و ‌‌استوار باشند، بسیاری از مسائل مربوط به حیات اجتماعی سر و سامان می‌یابند و اگر خانواده که خشت بنای اولیه اجتماع است از عوامل لغزش دور سازیم، جامعه تا حدود زیادی سر و سامان پیدا خواهد کرد. (قائمی، 1369) از یک نظر تشکیل خانواده، خدمتی است به زن و مردی که برای حیات مشترک پیوندی برقرار کرده‌اند و خدمتی است به اجتماع از‌‌‌ نظر دور داشتن آن از عامل فساد و لغزش و ایجاد احساس مسوولیت و به کودک که نیاز به مربی و معلمی‌ صالح دارد و به مکتب و مذهب که تعالیم آن از این طریق حیات و تداوم پیدا می‌کنند. (همان)
این نهاد تربیتی، از منظر‌های مختلف مورد توجه قرار می‌گیرد، ولی سرمایه‏گذاری و توجه هرچه بیشتر به این نهاد مقدس، از رسالت مربیان بزرگ و در راس آنان پیشوایان ادیان است.
در‌ این پژوهش سعی بر‌ آن است که ابعاد ساختاری، کارکردی و همچنین دلالت‌های تربیتی اولین و مهم‌ترین نهاد تربیتی مورد بررسی و تبیین قرار گیرد.
1-2. بیان مساله
یکی از شکل‌های تجمع انسان خانواده است که مجموعه پیچیده‌ای از انواع روابط، روند‌ها و پدیده‌های مختلف می‌باشد. به عبارت دیگر خانواده نظامی‌است از حیات اجتماعی که در آن مناسبات جسمانی، روانی، اقتصادی، اخلاقی و فرهنگی با هم گره خورده و مجموعه یکپارچه‌ای را تشکیل می‌دهند. خانواده در مفهوم کلی خود پدیده‌ای جهانی است و در همه گستره‌های مکانی و زمانی وجود داشته است؛ چرا که به نیاز‌هایی پاسخ می‌دهد که برای تمامی ‌نوع بشر مشترک است. (محسنی، 1370)
خانواده قدیمی‌ترین و مهمترین شکل گروه اجتماعی می‌باشد. قدیمی‌ترین گروه اجتماعی، زیرا یک گروه طبیعی است که از آغاز زندگی بشر وجود داشته است و مهمترین گروه، برای آن‌که بدون آن زندگی در اجتماع متصور نیست. خانواده کوچکترین واحد بنیادی جامعه نوین می‌باشد. (مندراس، 69)
کوچک‏ترین واحد، در واقع هسته مرکزی اجتماع و نخستین اجتماعی است که شخص در آن گام می‌نهد و آداب زندگی و اصول و رسوم اجتماعی را فرا می‌گیرد. همه نقش‌های مربوط به ایجاد تمدن و انتقال مواریث رشد و شکوفایی انسانیت به آن مربوط می‌شود. همه سنت ها، عقاید و آداب و ویژگی‌های فردی و اجتماعی از طریق خانواده به نسل جدید منتقل می‌گردد (قائمی، 1369). نه‌تنها کانون حفظ سنن ملی و اخلاقی، بلکه مرکز رشد عواطف و احساسات نیز می‌باشد. هم مکتب آموزش تعاون و فداکاری است و هم کانونی برای حمایت از انسان، زیرا از همسران و کودکان ناشی از ازدواج، حمایت می‌کند.
در این نهاد اصلی‌ترین رفتار‌ها و نیاز‌ها‌ی بشری از قبیل عشق و تولد فرزند تا حمایت از اعضای خانواده و بستگان، شکل‌گیری فضای عاطفی، اجتماعی شدن، فرهنگ پذیری داوطلبانه و اجباری، تولید فرهنگ و … سامان می‌یابد. خانواده فقط قابل تفکیک به افراد تنها نیست؛ زیرا در آن هم افراد و هم اشیاء و هم خاطره‌ها و مناسبات و روابط و هم دوره‌‌های تاریخی و ابزار‌های مادی و فرهنگی حاضر می‌باشند و هر یک از این عناصر به تنهایی و مرتبط با دیگری در سازماندهی و حرکت آن به سوی جلو نقش آفرین می‌باشند؛ بدین لحاظ است که خانواده را می‌توان یک جامعه کوچک بسیار مهم دانست یا جامعه‌ای که در آن افراد همراه با دیگر امور حاضر، نقش افرینی می‌کنند؛ در صورتی که دیگر نهاد‌های اجتماعی را نمی‌توان جامعه‌ای کوچک شمرد (آزاد ارمکی، 1388). خانواده در عین حال که کوچکترین واحد اجتماعی است. هسته اصلی جامعه و بنیاد و پایه هر اجتماع بزرگ است. (کی نیا، 1360)
خانواده پناهگاه افراد است، کانونی است که نسل‌ها را به یکدیگر پیوند می‌دهد و جایی است که پیر و جوان در آن می‌اموزند که چگونه در گردش زندگی با وظایف متغیر خویش سازگار و هماهنگ گردند. اساسا افراد پس از تولد تحت تاثیر افکار، عقاید و رفتار اعضای خانواده قرار دارند. بنابراین خانواده اولین و مهمترین عامل اثر گذاری بر روی رفتار است. از طریق خانواده، کودکان با فرهنگ جامعه خود، مانوس شده و عادات و عواطفی در آن‌ها ایجاد می‌شود که شخصیت آن‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد. بطورکلی فرزندان هر خانواده تحت تاثیر والدین سپس سایر اعضای خانواده خود قرار می‌گیرند. جان برادشا به این نکته اشاره دارد که کودک در نقش پدر و مادر با خود همان‌طور که رفتار شده رفتار می‌کند. (برادشا، 1372)
گاه از خانواده به عنوان «منظومه خانوادگی» یاد می‌کنند؛ این اصطلاح که از هیات و نجوم استعاره گردیده است تا حدی صحیح و منطقی و توام با ذوق سلیم است؛ زیرا در منظومه خانوادگی، سخن از تاثیر متقابل هر یک از افراد روی دیگری است؛ و هر فرد ضمن استقلال صوری، وابستگی به نیرو‌هایی دارد که از سایر افراد بر او وارد می‌شود. همچنین تعامل این منظومه نیز مورد عنایت دقیق است. (همان)
خانواده در حفظ و گسترش قدرت ملی نقش موثری ایفا می‌کند. به بیان دیگر رابطه‌ای نزدیک بین قدرت ملی و خانواده وجود دارد و سستی و تباهی خانواده‌ها، انحطاط یک ملت را به دنبال می‌اورد، چنان که ژوسران دانشمند فرانسوی می‌گوید: تاریخ به ما می‌اموزد که تواناترین ملت‌ها مللی بوده‌اند که خانواده در آن‌ها قوی‌ترین سازمان را داشته است. (ژوسران، 2000) امروزه نیز دولت‏‌ها به رشد و توسعه کیفی خانواده توجه می‌کنند و می‏کوشند با در اختیار قرار دادن امتیاز‌ها و تسهیلات رفاهی، آموزشی و مشاور‌ه‌ای، به ارتقای سطح بهداشت و سلامت روانی خانواده کمک کنند.
خانواده به عنوان مهم‌ترین هسته‌ی اجتماعی از دیرباز مورد توجه فلاسفه، متفکران و اندیشمندان نیز بوده، همواره نسبت به اهمیت آن تاکید شده است. قدمای فلاسفه، زندگی خانوادگی را بخش مستقلی از «حکمت عملی» می‌شمردند به طوری که افلاطون در جمهوریت، ارسطو در سیاست و بوعلی سینا در شفا، با چنین دیدی و از این زاویه به زندگی خانوادگی نگریسته‌اند. افلاطون می‌گوید: اگر ما بخواهیم جمهوری خوبی را سامان دهیم، باید قوانین اصلی آن جمهوری قوانینی باشد که بتواند به مساله زناشویی سامان خوبی دهد. (افلاطون، 1392) روسو، ولتر و منتسکیو نیز در عقاید و نظریات خود در مورد حقوق فطری و اجتماعی بشر به شکلی بر این امر صحه گذارده‌اند. (مطهری، 1365) حتی برخی اندیشمندان خانواده را بر جامعه ترجیح داده و ابراز داشته‌اند که بر جامعه نوعی انضباط خشک و کسالت اور حاکم است؛ ولی فضای خانواده اکنده از احساس مشترک و آرامش و محیط انسانی است. (باوم، 1367)
دانشمندان مختلف علوم اجتماعی، روان‌شناسی اجتماعی، جمعیت شناسی، حقوق، تاریخ و حتی مسوولین سیاسی و امنیتی هر یک، از زوایای مختلف به مساله خانواده توجه کرده‌اند.کورت لوین، اندیشمند علوم اجتماعی می‌گوید: «تازمانی که دارای خانواده‌های نیک هستیم، می‌توانیم به نژاد بشر امید ببندیم» (لوین، 1951). الن ژیرال نیز معتقد است: «در میان همه مراسم و آداب و مسائل اساسی و حیاتی انسان، ازدواج از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و هیچ نهادی همانند آن تحت تاثیر دگرگونی‌های اجتماعی قرار نمی‌گیرد». (روحانی، 1389)
صاحب نظران روان‌شناسی و علوم تربیتی یکی از مهم‌ترین نهاد‌های موثر در تربیت و رفتار آدمی‌ را سازمان خانواده می‌دانند؛ زیرا این محیط، اولین و بادوام‌ترین عامل در تکوین شخصیت کودکان، نوجوانان و زمینه‌ساز رشد جسمانی، اخلاقی، اجتماعی، عقلانی و عاطفی است. (صافی، 1383)
مهم‌تر از همه آنکه، کوشش مصلحان جامعه مخصوصا پیامبران الهی این بوده است که نظام خانواده، یک نظام مستحکم و پایداری باشد و هیچ عاملی نتواند این کانون سعادت را متلاشی گرداند.
این هسته و بنیاد که جامعه، کشور و امت از همین هسته نشات می‌گیرند دارای ارزشمندی ویژه‌ای است تا این حد که پیامبر اسلام آن را محبوب‌ترین بنا نزد خداوند می‌داند. «ما بُنیَ بناء فی الاسلام احب الی ا.. عزوجل من التزویج» هیچ بنایی نزد خداوند، با عظمت تر و محبوب تر از ازدواج نیست. (حرالعاملی، 1414) دین اسلام به عنوان اخرین دین الهی بخش عمده‌ای از قوانین و توصیه‌ها را به خانواده اختصاص داده است. آداب ویژه‌ای برای زندگی خانوادگی وضع کرده و بسیاری از هنجار‌های مربوط به ازدواج و خانواده را در بخش عمده‌ای از جهان تغییر داده و در واقع ساختار مطلوب و بهنجار خانواده را براساس آموزه‌های دینی بنا نموده است. (جمل، 1404) ضمن توجه خاص به روابط درون خانواده، توصیه‌ها و دستورات اساسی، حیاتی و تربیتی برای بقای آن مقرر داشته است. (پورامینی، 1388)
منبع نورانی، مبین و حیات بخش قرآن که بیرون اورنده از تاریکی‌های جهالت به انوار هدایت (مایده، 16) است و پند و موعظه از جانب رب یگانه را راه درمان مشکلات (یونس، 57) بیان می‌نماید، طبق کلام صریح آیات در گلایه‌ی پیام اور آن، مهجور (فرقان، 30) و متروک گردیده است، درحالی که با نگاه حداکثری از کلی‌ترین تا جزیی‌ترین مسائل تربیتی مرتبط با سازماندهی و بنای این کانون رشد و تعالی انسان به تصریح یا تلویح در آن آمده و سرشار از توصیه‌های کارآمد و متناسب با عصر حاضر، در باب اساسی‌ترین مسائل خانواده است. از دیدگاه قرآنی، حیات و کمال انسانی در محیط خانواده سامان می‌یابد و انسان به تنهایی نمی‌تواند از ظرفیت‌های وجودی خود بهره‌برداری کند. نکته قابل تامل این است که این ظرفیت‌ها بیش از آن‌که مادی و غریزی باشند، روحی‌اند. پیامبر اسلام (ص) و اولیای دین (ع) به مسائل خانوادگی توجه داشتند و افراد را در زمینه روابط خانوادگی حتی روابط بسیار خصوصی زناشویی راهنمایی می‌کردند. آنان در مورد شیوه انتخاب همسر، کیفیت روابط خانوادگی خود با فرزندان و انواع روابط عاطفی در خانواده به راهنمایی و حل مشکلات مردم می‌پرداختند. (سالاری، 1383)
اسلام برای آن‌که خانواده بتواند به زندگی و ره اورد‌ها و تربیت فرزندان خود ادامه دهد، به همه اموری فرا خوانده که پیوند و پیوستگی آن را پاس می‌دارد و بنیان آن را استواری می‌بخشد، زیرا با همین زندگی خانوادگی است که حلقات زناشویی بنیان می‌یابد و ریشه دار می‌گردد و روحیه دیگر خواهی افراد خانواده نمودار می‌شود. هر عضوی از آن در حدود مسوولیت خانوادگی، خویش را وقف آن می‌گرداند و این چنین همگی دست یگانه می‌گردند که در پس ماندگاری‌اند و در جان هر یک از آن‌ها بذر اطمینان به زندگی بهتری کشت می‌شود. (اژیر، 1390) مجموعه تعالیم اسلامی‌در مورد خانواده افراد را به نظام و ساختاری رهنمون می‌شود که پاسخگوی نیاز‌های خانواده است. در استفاده از آموزه‌های دینی، بررسی مدونی لازم است تا از آن طریق نظام مشخصی پیشنهاد گردد و ساختار و کارکرد در نگاهی کل گرایانه از این آموزه‌ها استخراج، دسته بندی و اولویت‌بندی گردد.
علی‌رغم نیازمندی فوق، پژوهش‌های مرتبط با ساختار اسلامی‌ و عناصر بنایی آن و کارکرد‌های مورد انتظار، گاه به‌صورت مختصر و گذرا بیان شده است که درنهایت منجر به عدم استفاده مفید می‌گردد و بهره‌مندی در عمل، از آن بدست نمی‌اید و گاه به‌صورت پراکنده و غیر منسجم بیان می‌شود که فاقد ارتباط کل گرا و نگاهی جامع میان عناصر است. در نتیجه هم‌چنان این مساله به جای خود باقی است که عناصر مهم ساختاری خانواده در آموزه‌های اسلامی‌کدامند؟ در این نظام، خانواده چه کارکرد‌هایی را دنبال می‌نماید؟ و درنهایت دلالت‌های تربیتی که از این ساختار و کارکرد‌ها بدست می‌ایند چه دلالت‌هایی می‌باشد؟
بنابراین مساله ساختار و کارکرد هم‌چنان به عنوان مسائلی مهم اما مبهم، باقی مانده و نیازمند پژوهش و بررسی است.
با توجه به مطالب مطرح شده اعم از اهمیت، جایگاه تربیتی و توصیه‌های آموزه‌های دینی، خانواده نیازمند بازنگری بنیادین در ابعاد ساختاری و کارکردی مبتنی بر آموزه‌های قرآن – و در پار‌ه‌ای موارد روایات پیشوایان به عنوان روشن‌گر و مفسر آیات – می‌باشد. لذا تلاش بر آن است که خانواده ذیل بینشی جامع نگر (سینوپتیک) بررسی شود و ساختار، کارکرد و دلالت‌های تربیتی مربوطه استخراج گردد.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه رایگان روانشناسی : و