نقش واسطه ای تیپهای شخصیتی در ارتباط با مولفه عشق

مفهوم اصلی شخصیت تصویری ظاهری و اجتماعی است که بر اساس نقشی که فرد در جامعه بازی می کند قرار دارد. یعنی درواقع، فرد به اجتماع خود شخصیتی را ارائه می دهد که جامعه بر اساس آن، او را ارزیابی می کند. (ساعتچی، 1383).

در زمان فعلی ما نیز از دیدگاه عام، شخصیت به کل صفات و خصوصیات فرد اطلاق می شود. یعنی درواقع وضع عمومی بدن، مهارت ها، وضع ظاهر، احساسات و هیجانات، عادات و خصوصیات اخلاقی، فعالیت ها و معتقدات افکار خود را در برمی گیرد که در فرد به صورت دائم وجود دارند. هرچند که روانشناسان در تعریف شخصیت به اتفاق نظر نرسیده اند، ولی همه در این مورد متفق القولند که شخصیت کل خصوصیات و صفات فرد است. این صفات و خصوصیات در فرد دائمی است و موجب می شود که فرد با محیط ارتباط برقرار کند. (شاملو، 1382).

یکی از مسائل تأثیرگذار بر مسئله زناشویی افراد، ویژگی های شخصیتی فرد مقابل می باشد. ازآنجاکه این ویژگی ها زیربنای رفتاری فرد را تشکیل می دهد پرداختن به این مقوله می تواند جنبه های خاصی از عملکرد افراد  را در زمینه های مختلف روشن می سازد. بی تردید یکی از مهم ترین تصمیم هایی که در طول زندگی خود می گیریم، انتخاب شریک زندگی است. زندگی زناشویی زن و مرد با ازدواج و تشکیل خانواده شروع می شود. ازدواج موهبتی بزرگ و الهی است که به عنوان مهم ترین و عالی ترین رسم اجتماعی برای دستیابی به نیازهای عاطفی وامنیتی افراد بزرگسال و به منظور حفظ بقا نسل بشر، همواره و از دیرباز مورد تأکید بوده است. شاید عمومی ترین اهداف زوج های جوان را بتوان به این شرح خلاصه کرد: همبستگی، آزادی، عشق و محبت، تشکیل خانواده، نزدیکی جنسی، حفظ نسل و داشتن فرزند. ازدواج به عنوان نهاد اجتماعی پایه و اساس ارتباط انسانی را تشکیل می دهد. ازدواج یعنی پیوند زندگی مشترک دو فرد با حفظ استقلال نسبی هر یک در جهت تکامل شخصیت طرفین، پیوند زناشویی به عنوان یکی از پیچیده ترین انواع روابط انسانی واجد چنان توان بالقوه ای در آزادسازی احساسات است که در کمتر روابط بین فردی دیگر می توان نظیر آن را یافت(شهیدی و یوسفی، 1387).

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

ازدواج رابطه ای است که شخص با انتخاب وارد آن می شود و تقریباً نیم قرن در این رابطه خواهد ماند. این درصد قابل توجهی ثابت است، بنابراین زن و مرد که باهم ازدواج می کنند، باید بتوانند خود را با نیم قرن تحولات اجتماعی و رشد و تغییرات متقابل یکدیگر تطبیق دهند. در غیر این صورت، به احتمال زیاد رابطه زناشویی آن ها دچار مشکل خواهد شد(ثنایی، 1375).

مشاهده زندگی های زناشویی در سطح جامعه و همچنین مطالعه پژوهش های موجود در این زمینه بیانگر این نکته است که در همه زندگی های خانوادگی، فضای آرامش، محبت و عشق برقرار نیست و تفاهم بین همه ی زوجین  وجود ندارد. یعنی رضایت از زندگی و به دنبال آن، خوشبختی زنان و مردان تأمین نمی شود(ستیر، ترجمه بیرشک، 1380). بسیاری از همسران زندگی مشترک  خود را با عشق آغاز می کنند. در این زمان هرگز به این موضوع نمی اندیشند که روزی ممکن است شعله عشق آنان به خاموشی گراید. این درست زمانی است که سرخوردگی آغازشده است. سرخوردگی2 از عشق یک روند تدریجی است و به ندرت به طور ناگهانی بروز می کند. درواقع صمیمیت و عشق به تدریج رنگ می بازد و به همراه آن احساس خستگی عمومی عارض می شود (پانیز19963، ترجمه شاداب، 1381).

با توجه به اهمیت نقش تیپ های شخصیتی و عشق در کیفیت روابط زوجین، پژوهش حاضر درصدد است تا به بررسی نقش واسطه ای تیپ های شخصیتی بر مؤلفه های عشق و سرخوردگی زناشویی در بین زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر شیراز بپردازد.

بیان مسئله

ازدواج را می توان یکی از مهم ترین تصمیم گیری ها در زندگی هر فرد دانست و رضایت از ازدواج یکی از اصلی ترین عوامل تعیین کنده کیفیت زندگی و سلامت روانی هر فرد می باشد و یکی از مهم ترین عوامل تعیین کننده رضایتمندی از رابطه زناشویی، عشق و کیفیت آن است (حفاظی طرقبه، 1385). مدی(1989)شخصیت را مجموعه ای باثبات از تمایلات و ویژگی ها می داند که مشترکات و تفاوت های فردی و روانشناختی(افکار، احساسات و اعمال )افراد را تعیین می کند و ممکن است به آسانی، به عنوان نتیجه فشارهای زیست شناختی و الگوی پیچیده و بسیار عمیقی از ویژگی اجتماعی زمان قابل درک نباشد.

ویژگی های شخصیتی در تمام زمینه های زندگی و روابط اجتماعی انسان جلوه گر می شود و به صورت مستقیم به عنوان عاملی تأثیرگذار بر فرآیندهای ارتباطی زوج ها اثر می گذارد و سازگاری آن ها را تحت تأثیر قرار می دهد. درواقع رابطه زناشویی پیوند دو شخصیت است و هریک از همسران با پیشینه تحولی، سبک شخصیتی، ترکیب عوامل زیست شناختی و تجربی گوناگونی به زندگی مشترک قدم می گذارند(محمدزاده، جمهری و برجعلی، 1387).

پیوند میان ویژگی های شخصیتی زوج ها با میزان سازگاری آن ها در روابط زناشویی شان، به باور اسمیت و پترسون(2008) در درجه اول به این دلیل است که جنبه ها یا ابعادی از ویژگی های شخصیتی افراد می تواند به سان یک عامل تنش زا در لحظه لحظه زندگی در روابط زناشویی آن ها وارد عمل شود. از طرف دیگر هریک از ویژگی های افراد، الگوهای خاص رفتاری و عملکردی را به آن ها تحمیل می کند. شخصیت یک نفر انواع معین و متفاوتی از واکنش ها را از طرف مقابل فرامی خواند که در کل بر سازگاری آن ها مؤثر است.

وقتی به ازدواج با جزئیات بیشتری نگاه می کنیم کاملاً مشخص است که کلمه ساده عشق نمی تواند به تنهایی انواع احساساتی را که دو شخص به هم دارند توصیف کند. ازدواج از روی عشق یعنی مجموعه ای از احساسات عمیق و مثبت ما به یک فرد دیگر ازجمله دل بستگی، علاقه، صمیمیت، آمیختگی، هوس و تفاهم. (ناکس، 1985. به نقل از تبریزی، 1383(

همچنین این تحقیق می تواند مورداستفاده برای مشاوران ازدواج, خانواده و روانشناسان تربیتی می باشد.

اهداف برجسته تحقیق

هدف اصلی:

هدف اصلی پژوهش حاضر، تبیین نقش واسطه ای تیپ های شخصیتی در ارتباط با مؤلفه های عشق و سرخوردگی زناشویی زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر شیراز می باشد.

اهداف فرعی:

    • تبیین رابطه تیپ های شخصیتی با مؤلفه های عشق
    • تبیین رابطه تیپ های شخصیتی با سرخوردگی زناشویی
    • تبیین رابطه مؤلفه های عشق با سرخوردگی زناشویی

تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها:  

تعریف مفهومی واژه ها:  

تیپ شخصیتی:

شخصیت به عنوان خصوصیات  و صفات برجسته یا به مجموع حالاتی که یک فرد در حضور دیگران نشان می دهد یا به تعبیری دیگر به مجموع ویژگی های منحصربه فردی اطلاق می شود. که در مناسبات اجتماعی از وی بروز می کند. (، به نقل از حق جو، 1378).

ویژگی های شخصیتی عامل بسیار مهمی درروند زندگی و عملکرد افراد در خانواده و سازگاری زوجین می باشند. توصیف شخصیت را می تواند به وسیله پنج عامل قوی توضیح داد.

این پنج عامل اغلب با عنوان روان نژندی1 (N)، برون گرای2(E)، گشودگی3 (O)، توافق پذیری (A)4، وظیفه مداری (C)5،  معرفی می شوند. (تاپس و کریستال، 1992، 1961)6

    1. روان نژندی1: روان نژندی گرایش به عدم ثبات هیجانی و عاطفی تعریف می شود. افراد روان نژند با ویژگی هایی مانند اضطراب، افسردگی، تکانشوری خشم و ناامیدی شناخته می شود.

برون گرایی2:  برون گرایی گرایش به داشتن فعالیت های جسمی، کلامی و جمع گرایی توصیف می شود. افراد برون گرا با ویژگی هایی مانند گرمی، قاطعیت، پرفعالیتی و هیجان خواهی شناخته می شوند.

    1. گشودگی به تجربه : گشودگی در تجربه تمایل به تجربه پذیری عقلانیت و باز بودن در مقابل ایده ها و اعمال جدید تعریف می شود. افراد گشوده در تجربه با ویژگی هایی مانند کنجکاوی ، خلاقیت، تخیل گرایی، زیباپسندی، هنردوستی و نوگرایی شناخته می شوند.
    1. 4. توافق پذیری: توافق پذیری به ازخودگذشتگی، نوع دوستی و مهرورزی تعریف می شود. افراد توافق پذیر با ویژگی هایی مانند معتمد بودن، رک گویی، فروتنی، دل رحمی، همدردی شناخته می شوند.
    1. وظیفه مداری : گرایش به انضباط، تعهد، مسئولیت پذیری و کارآمدی تعریف می شود.

افراد وظیفه مدار با ویژگی هایی مانند نظم و ترتیب، دقت، وظیفه شناسی، تلاش برای موفقیت و خویشتن داری شناخته می شوند. ( خرمائی، 1385).

 

 

مؤلفه های عشق:  

عشق لذتی مثبت است، احساس عمیق، علاقه ای لطیف و یا جاذبه ای شدید است که اشاره به پذیرش بی قیدوشرط و دوست داشتن یک فرد اطلاق شده است. استرنبرگ مدل مثلثی عشق را معرفی کرده و عشق را شامل سه مؤلفه دانست:  صمیمیت، میل (هوس) و تعهد (استرنبرگ، 1998، به نقل از رضازاده، 1381).

الف) صمیمیت:  شامل احساس نزدیکی، عاطفه، ارتباط و پیوستگی عمیق و خود افشاگری و وابستگی بین فردی در روابط عاشقانه است (نلسون، 2005، به نقل از قمرانی و طباطبایی، 1385).

ب) میل (هوس):  از تمایلاتی که به حالت عاشقانه، کشش فیزیکی و وصال جنسی پیده های وابسته برمی گردد ناشی می شود، نیازهای دیگری که در شوریدگی است، شامل عزت نفس، پیوند جویی و حتی خودشکوفایی است(پک 1978، به نقل از قمرانی و طباطبایی، 1385).

ج) تعهد:  به تصمیم گیری زوجین در مورد اقامت کردن با یکدیگر و در کنار همدیگر بودن اشاره دارد که شکل کوتاه مدت به رابطه با یک شریک معین و در شکل بلندمدت عاملی برای حفظ و تداوم روابط عاشقانه زوجین می باشد. (استرنبرگ، 1988، به نقل از رضازاده، 1381).

سرخوردگی زناشویی:  

سرخوردگی زناشویی یک حالت فرسودگی جسمی، عاطفی و روانی است که کسانی را که توقع دارند عشق رویایی و ازدواج به زندگیشان معنا ببخشد را متأثر می سازد. سرخوردگی هنگامی بروز می کند که آن ها متوجه می شوند، علی رغم تمام تلاش هایشان رابطه شان به زندگی معنا نداده و نخواهد داد. (ون پلت 2004).

سرخوردگی دارای سه مؤلفه از پا افتادن جسمی، از پا افتادن عاطفی و از پا افتادن روانی می باشد.

جنبه های مختلف سرخوردگی زناشویی:

سرخوردگی جسمانی:  نوعی فرسودگی جسمانی که به صورت خستگی مزمن ظاهر می شود.

سرخوردگی عاطفی:  نوعی از پا افتادن عاطفی که در آن فرد احساس می کند ازنظر عاطفی نابودشده است.