مهر ۴, ۱۳۹۹

پایان نامه روانشناسی در مورد مفهوم تعارض

در واقع تعارض عبارت است از: عدم توافق و مخالفت دو فرد با یکدیگر، ناسازگاری و نظرات و اهداف و رفتاری که درجهت مخالفت با دیگری صورت می‌گیرد و همچنین ستیزه‌ای بین افراد دراثر منافع  ناهمسو و اختلاف اهداف و ادراکات مختلف.

 

تعارض به طور طبیعی درتمام زمینه‌های شغلی،تحصیلی، خانوادگی، ازدواج و درسطح فردی وجمعی روی می‌دهد. روابط خانوادگی فشرده‌ترین موقعیت برای تعارضات بین فردی است. روابط عاطفی وعاشقانه زمینه رابرای محک زدن جدی مهارتهای آموخته شده برای زندگی مهیا می‌کنند. در ارتباط بین افراد، تعارض وقتی بروز می‌کند که فرد بین اهداف، نیازها، یا امیال شخصی خودش و اهداف، نیازها و امیال شخصی طرف مقابلش ناهمسازی و ناهمخوانی می‌بیند. بروز اختلاف و عدم تفاهم درخانواده امری شایع است و هیچ خانواده‌ای از این امر مستثنی نیست، اما گاهی این اتفاقات به تعارض‌های شدید منجر می‌شود. کافی است نگاهی به صفحات روزنامه یا گذری به دادگاه خانواده بزنید. امروزه خانواده‌ها درگیرانواع مختلفی ازتعارضات واختلافات شدید هستند که این اختلافات باعث عدم کارکرد خوب و سالم خانواده به عنوان اولین و قدیمی‌ترین نهاد اجتماعی می‌شود. نهادی که وظیفه اصلی آن ایجاد روحیه وشخصیت سالم است خود به عاملی برای اختلالات عاطفی، رفتاری وشخصیتی تبدیل شده است.

 

دانلود مقاله و پایان نامه

 

۲-۴-۴ تعاریف تخصصی متعددی از تعارض

 

تعاریف متعددی برای واژه تعارض زناشویی ارائه شده است. درمانگران سیستمی تعارض زناشویی را تنازع برسر تصاحب پایگاه‏ها و منابع قدرت و حذف امتیازات دیگری می‏دانند (براتی،۱۳۷۵).

 

    1. تعارض مجادله ای است بر سر اثبات ارزش ها و ادعاها برای دستیابی به موقعیت، قدرت و منابعی که باعث صدمه، تخریب و حذف طرف مقابل می شود (کوزر، ۱۹۶۷؛ به نقل از ویلموت و هاکر، ۲۰۰۱).

 

    1. تعارض وقتی بروز می کند که یکی از طرفین درگیر نیازمند تغییر باشد، تا ادامه رابطه و رشد امکان پذیر گردد (جردن، ۱۹۹۰؛ به نقل از ویلموت و هاکر، ۲۰۰۱).

 

    1. موقعیتی که در آن افراد وابسته به هم در ارضای نیازهای شخصی با هم تفاوت دارند و یکدیگر را مخل دستیابی به اهداف خود می دانند (دونوهو و کلت، ۱۹۹۲؛ به نقل از ویلموت و هاکر، ۲۰۰۱).

 

  1. تعارض مجادله ای است، بین حداقل دو فرد وابسته به یکدیگر، که در آن هر یک، طرف مقابل را مانعی بر سر رسیدن به اهداف خود می داند (ویلموت و هاکر، ۲۰۰۱).

۲-۴-۵ تعارض زناشویی از نظروایل

 

کنش و واکنش دوفردکه قادر نیستند منظور خود را تفهیم نمایند، تعارض یا تنازع نامیده می‏شود.

 

۲-۴-۶ دیدگاه های تعارض

 

آنچه که تعارض را ایجاد می کند ، وجود نظرات مختلف و بدنبال آن سازگاری یا ضد و نقیض بودن آن نظریات است. درک نظریات مختلف کمک می کند تا شیوه های مناسبی  را برای حل تعارض انتخاب کنیم. در طول سالهای اخیر ، سه نظریه  متفاوت در مورد تعارض مطرح شده است.

 

 

 

 

 

۲-۴-۶-۱ دیدگاه سنتی  

 

ازتعارض باید گریخت چراکه کارکردهای زیانباری در درون سازمان بجای خواهدگذاشت . دراین دیدگاه تعارض با واژه هایی چون ویران سازی، تعدی، تخریب، بی نظمی مترادف است لذا باید ازآنها دوری جست.

 

۲-۴-۶-۲ دیدگاه روابط انسانی

 

تعارض پدیده ای غیرقابل اجتناب وطبیعی است و نمی توان آنرا حذف کرد . باید تعارض را فراگرفت و در صورت امکان آنرا حل و فصل کرد .

 

۲-۴-۶-۳ دیدگاه تعاملی

 

تعارض نه تنها می تواند نیروی مثبتی درسازمان ایجادکند بلکه یک ضرورت بدیهی برای فعالیت های سازمانی بشمارمی رود. ابتدا باید ریشه تعارض که بنیادی است شناخت سپس درجهت نظم دادن به آن کوشید(دکترعلیرضارزقی رستمی–سیروس آقایار،۱۳۸۹(.

 

۲-۴-۷ عقاید مثبت و منفی نسبت به تعارض از نظر ویلموت و هاکر(۲۰۰۱)

 

عقاید منفی نسبت به تعارض:

 

۱-  هماهنگی طبیعی و تعارض غیرطبیعی است.

 

۲-  تعارض و عدم توافق مثل هم هستند.

 

۳-  تعارض نتیجه یک آسیب درونی است.

 

۴-  تعارض اصلاً نباید مطرح شود.

 

۵-  برخورد با تعارض بایستی مؤدبانه و با قاعده باشد.

 

۶-  عصبانیت مشخص ترین هیجان در تعامل تعارضی است.

 

۷-  فقط یک راه برای حل تعارض ها و تفاوت ها وجود دارد.

 

 

 

عقاید مثبت نسبت به تعارض:

 

۱-  تعارض غیر قابل اجتناب است و حقیقت زندگی یافتن راه حلی برای رویارویی مؤثر با تعارض ها است.

 

۲- تعارض به معنی رو کردن مشکلات و مواجهه با آن ها است.

 

۳-  تعارض گاهی به افراد کمک می کند تا به هم نزدیک شده و اهدافشان را مشخص کنند.

 

۴-  تعارض می تواند به کنار گذاشتن دلخوری ها کمک کند و زوج ها را در فهم بیشتر همدیگر یاری دهد.

 

۲-۴-۸ هشت کارکرد مثبت تعارض از نظر ترنر

 

    • بهره‏ گیری از انرژی به جای سرکوب آن .

 

    • استفاده خلاقانه ازتعارض درجهت رشد پرسش‏ ها و آرای جدید.

 

    • برملاشدن احساسات و افکاری که تاکنون مخفی مانده‏اند.

 

    • خلق شیوه‏ هایی نوین برای مدیریت تعارض توسط زوجین.

 

    • ارزیابی مجدد قدرت در رابطه.

 

    • خلق یک فضای همکاری و مشارکت.

 

    • یادگیری دیدی منطقی نسبت به مسائل.

 

  • مذاکره دوباره درمورد قراردادهای دیرین وتغییرانتظارات در رابطه.

[۱] – Coser

 

[۲] – Jordan

 

[۳] – Donoho & Kolt