مهر ۱, ۱۳۹۹

پایان نامه با موضوع نوآوری سازمان، نوآوری سازمانی، تحقیق و توسعه، خلاقیت و نوآوری

بیشتری شده است، به گونهای که فریمن نظام نوآوری را، شبکهای از سازمانها برای تحقق تکنولوژی معرفی مینماید و در سال ۱۹۹۲ سازمان توسعه اقتصادی اروپا (OECD) نوآوری تکنولوژی را تولید و فرآیند جدید و تغییرات چشمگیر در نوآوری شامل مجموعهای از فعالیتهای علمی، تکنولوژی، سازمانی، مالی و تجاری، تعریف مینماید. در مرحله بعد در سال ۱۹۷۹، OECD نوآوری را شامل فعالیتهای R&D، کسب دانش، کسب تجهیزات، تدارکات تولید و بازاریابی و… میداند و آن را به سه نوع نوآوری فنی و تکنولوژیکی، نوآوری غیرتکنولوژیکی، نوآوری صنعتی تقسیم مینماید. در این تقسیم بندی، منظور از نوآوری غیر تکنولوژیک، نوآوری سازمانی و نوآوری مدیریتی است.
موج پنجم: نوآوری علمی۱۹۹۳
نوآوری علمی عبارت است از ایجاد، ارزیابی، مبادله و کاربرد ایدههای جدید به منظور برتری یافتن بنگاههای اقتصادی در بازار کالا و خدمات، که منجر به شکوفایی اقتصاد ملی و توسعۀ اجتماعی میشود و شامل مراحل زیراست:
فعالیتهای تحقیق وتوسعه
فرآیندهای کسب و ایجاد دامش جدید برای منافع اقتصادی و اجتماعی.
نوآوری علمی در فرآیندهای تولید، توزیع و کاربرد دانش.
نظام نوآوری علمی ملی.
۲-۴-۴) اهمیت وضرورت خلاقیت و نوآوری
از جنبه فردی: خلاقیت و نوآوری عامل رشد و شکوفایی استعدادها و سوقدهنده به سوی خودشکوفایی- خلاقیت و نوآوری عامل مؤفقیت های فردی، شغلی و اجتماعی است.
ازجنبه سازمانی: خلاقیت و نوآوری عامل پیدایش سازمان، عامل تولیدات و خدمات، عامل افزایش کمیت، تنوع تولیدات و خدمات، عامل افزایش کیفیت تولیدات و خدمات و مؤفقیت در رقابت، عامل کاهش هزینهها، ضایعات و اتلاف منابع، عامل انگیزشکاری کارکنان سازمان، عامل ارتقای سطح بهداشت روانی و رضایت شغلی کارکنان سازمان، عامل ارتقای بهرهوری سازمان، عامل مؤفقیت مجموعۀ مدیریت و کارکنان سازمان، عامل رشد و بالندگی سازمان، عامل تحریک و تشویق حس رقابت، عامل کاهش بوروکراسی اداری، کاهش پشت میز نشینی و مشوق عمل گرایی، عامل تحریک و مهیا کردن عوامل تولید است.(آقاداوود و حاتمی و حکیمینیا، ۱۳۸۹، ص۹)
۲-۴-۵) ساختارنوآوری
چارچوب نوآوری در شکل(۲-۱۱)مشخص کننده موارد زیر است (امیریان زاده،۱۳۸۷،ص۳۹):
چالش، نیروی پیش برندۀ نوآوری است، هرچه چالش بزرگتر باشد تعهد به انجام آن بالاتر است. تلاشهای نوآوری انرژی بیشتری میطلبد.
تمرکز بر مشتری، نیروی هدایت کنندۀ نوآوری است. تعامل با مشتریان و فهم نیازهای آنها یکی از بهترین راههای کشف فرصتها و قابلیتهای جدید و انگیزه برای اجرایی ساختن آنهاست.
خلاقیت، مغز نوآوری است. همه چیز از یک اندیشه آغاز میشود و سازمانهای نوآور دریافته اند اندیشهها میتوانند از هر جایی برخیزند.
ارتباطات شریان حیات نوآوری است. جریان آزاد اطلاعات، عقاید و احساسات، شریان حیاتی نوآوری است.
همکاری، قلب نوآوری است. نوآوری یک فرآیند گروهی است و تغذیه این فرآیند، تعامل اطلاعات و قدرت تیمی است.
تکمیل، عضلات نوآوری است. نوآوریهای جدید پروژههایی هستند که به صورت مؤفقیتآمیزی به عنوان عقاید برتر مطرح و با مهارت بالا اجرا شدهاند.
دقت و تأمل، نردبان نوآوری است. درس گرفتن از پروژههای مؤفق و نامؤفق، بینشی را برای ما ایجاد میکند که براساس آن مؤفقیتهای بعدی امکان پذیر میشود.
فرهنگ، محدودۀ ایفای نقش نوآوری است. فرهنگ انعکاس رهبری، هنجارها، ارزشها و نمود عینی و قابل دید چگونگی انجام کار و رفتار افراد سازمان با یکدیگر است.
فراهم ساختن محیط منعطف، افراد را قادر میسازد تا به ایدههای کارکنان احترام بگذارند، ریسک را تحمل کنند ، برای مؤفقیتها جشن بگیرند، احترام به کارکنان را سر لوحه کارهای خویش قرار دهند و تفریحات را تشویق نمایند.

شکل(۲-۱۱)چارچوب DNA نوآوری (امیریان زاده،۱۳۸۷ص۴۲)
۲-۴-۶) اصول نوآوری
برخی از مهم ترین اصول نوآوری عبارتاند از (دهقان نجم،۱۳۸۸،ص۴۸):
همه ایدهها ارزشمند هستند، بنابراین سزاوار است محیطی فراهم نمود که همه ایدهها شکوفا و پرورش یابند.
مبتکر ایده، برای ارتقاء و پرورش ایده به کمک نیاز دارد. به عبارتی ایدۀ مبتکر باید توسط یک حامی مورد پشتیبانی قرار گیرد.
مبتکران ایده، عامل اصلی و اساسی رشد سازمان هستند.
۲-۴-۷) سطوح نوآوری سازمانی
کانتر۱۲۱ نوآوری سازمانی را در سه سطح زیر طبقه بندی کرده است: (باقری،۱۳۸۷،ص۵۷)
در سطح ارشد: وجود یک دیدگاه وسیع نسبت به آینده و تعهد به انجام نوآوری با سرمایه گذاری بر روی محصولات و فناوریهای جدید.
در سطح میانی: مجموعهای از تجارب و چالشهای جدید، طرحهای ابداعی و مخاطره انگیز، تولید و ارائه نمونه محصول و اجرای سایر انواع پروژههای تک منظوره.
در سطح عملیاتی: مجموعهای از نوآوریهای کوچک عملیاتی شده، بهبودهای تدریجی و مستمر، ارائه ایدههای خلاقانهای که موجب افزایش سودآوری، کاهش هزینه، تسریع عملکرد و با جلب نظر مشتری خواهند شد و در سطحی وسیعتر، جهت گیری آینده فعالیت را تعیین خواهند کرد.
۲-۴-۸) انواع نوآوری
متناسب با کاربردها و سطوح مورد بررسی، نوآوری به انواع مختلف تفکیک شده است که در ذیل به انواع آن پرداخته میشود: (رضوانی وگرایلی نژاد، ۱۳۹۰، ص۲۲)
نوآوری فنی: از دیدگاه اِوان۱۲۲ در ارتباط با محصولات، فرآیندها یا خدمات جدید میباشد.
نوآوری اداری: از دیدگاه اِوان این نوع نوآوری به تغییرات در ساختار اجتماعی سازمان اطلاق میگردد ، و دفت۱۲۳ به تغییراتی نظی
ر
سیاستهای جذب، اختصاص منابع، ساختار وظایف، اختیارات و پاداشها اشاره دارد.
نوآوری فناوری: از دیدگاه دامَن پور و اِوان۱۲۴ این نوع نوآوری اغلب با فرصتهای پیش روی سازمان که در اثر پیشرفتهای فناوری ایجاد میشود، ارتباط دارد و استفاده از فناوری آغازگر این نوع نوآوری است.
نوآوری محصول – فرآیند: از دیدگاه نایت۱۲۵ نوآوری محصول به محصول و خدمات جدید یا بهبود یافته برای مشتریان خود اشاره دارد، و نوآوری فرآیند روشهایی انجام امور سازمان را تغییر داده یا بهبود میبخشد.

شکل(۲-۱۲) مدل پیشنهادی نایت ۱۹۶۷
نوآوری بنیادین – تدریجی: از دیدگاه دِوار و دوتٌن۱۲۶ نوآوری بنیادین- تدریجی بر مبنای میزان تغییرات و جدید بودن نوآوری میباشد. نوآوری بنیادین به تغییرات اساسی و ریشهای اشاره دارد در حالی که نوآوری تدریجی به نوآوریهای قبلی بدون تغییر در زمینه اصلی آن اضافه میگردد.

شکل (۲-۱۳) طبقه بندی کوپر
نوآوری بازار: از دیدگاه نورس و اسمالبون۱۲۷ این نوع نوآوری شامل رویکردهای جدید شرکت برای تطبیق ورود و گسترش در بازار هدف میباشد.
نوآوری رفتار: از دیدگاه نورس و اسمالبون این نوع نوآوری درمیان افراد و تیمها نشان داده میشود و مدیریت را قادر میسازد تا فرهنگ نوآوری و قدرت پذیرش ایدههای جدید و نوآوریها را ایجاد نماید.
نوآوری راهبردی: از دیدگاه راینی۱۲۸ این نوع نوآوری به توانایی سازمان در اداره کردن اهداف سازمانی جاهطلبانه و همچنین مشخص کردن ناهماهنگیهای موجود میان این آرزوها و منابع موجود به منظورگسترش منابع محدودی چون خلاقیت، اشاره دارد.
نوآوری اکتشافی۱۲۹: از دیدگاه لی و ژو و سی۱۳۰این نوع نوآوری که از جنس نوآوری بنیادی است، طراحی جدید را پیشنهاد میدهد، بازار جدید را ایجاد مینماید، کانالهای توزیع جدید را تهیه مینماید و خدمات جدید را برای مشتریان تهیه میکند.
نوآوری استثماری۱۳۱: از دیدگاه لی و ژو و سی این نوع نوآوری ازجنس نوآوری تدریجی است و طراحی شده است تا مؤقعیت موجود را بهبود دهد.

نوآوری معمارانه۱۳۲: ازدیدگاه استیگلیتز و هِین۱۳۳این نوع نوآوری، نوآوری است که معماری محصول را بدون تغییر در ترکیبات آن تغییر میدهد.
نوآوری پیمانی۱۳۴: از دیدگاه استیگلیتز و هِین این نوع نوآوری به تغییر در مفهوم مرکزی بدون تغییر در معماری آن اشاره دارد.

شکل (۲-۱۵) طبقه بندی استگلیتز و هین

نوآوری مکان۱۳۵: از دیدگاه بسانت و تید۱۳۶ این نوع نوآوری از نوآوری مفهومی که خدمات یا محصولات را معرفی میکند، تغییر میدهد.
نوآوری در دیدگاه غالب۱۳۷: از دیدگاه بسانت وتید این نوع نوآوری در مدلهای اساسیِ ذهنیِ سازمان که براساس آن اُمور را به انجام میرساند، تغییر ایجاد میکند.

ردیف
نام محقق
سال
انواع نوآوری
۱
کانگ یین، زاسکویچ
۱۹۹۸
نوآوری محصول، فرایند
۲
ماواندو، چیمهانزی، استوارت
۲۰۰۵
محصول، فرایند، اداری
۳
ورواردنا، اکاس،جولیان
۲۰۰۶
محصول، فرایند، مدیریتی، بازار
۴
اک، بروک، میرز
۲۰۰۷
محصول، فرایند، خدمات
۵
جیمنز، سانزواله، اسپیلاردو
۲۰۰۸
محصول، فرایند، اداری
۶
لیائو،چن فی، تانگ لیو
۲۰۰۸
اداری(برنامه ریزی، سازماندهی، کارکنان، رهبری ، مدیریت و خدمات) ، فنی(محصول، تو.لید و تسهیلات)
۷
آلگره، چیوا
۲۰۰۸
محصول
۸
النن، بلامسیت، پومالانین
۲۰۰۸
بازار، فرایند، رفتار، راهبردی، محصول
۹

واریس،لیتنن
۲۰۱۰
محصول، فرایند، بازار و نوآوری سازمانی
۱۰
اوان گلیستا، وزانی
۲۰۱۰
محصول، فرایند
۱۱
لیائو، چوان وو
۲۰۱۰
رفتار،محصول،فرایند،بازار،راهبردی
۱۲
جیمنز، سانزواله
۲۰۱۰
محصول،فرایند،اداری
۱۳
اسکارلاواج، سانگ، لی
۲۰۱۰
محصول و خدمات، فرایند
۱۴
هیلمی، رامیا،مصطفی، پائوچیک
۲۰۱۰
محصول،فذایند
۱۵
بی لی، زان هو، یوشه سی
۲۰۱۰
اکتشافی، استثماری
۱۶
آن هو
۲۰۱۱
فناوری(محصول، فرایند، خدمات)،بازار(قیمت، ترفیع،مکان)، اداری(راهبرد، ساختار، سیستمها و فرهنگ نوآوری)
۱۷
قلی پور،جندقی، میرزایی، ارباتان
۲۰۱۱
محصول،فرایند،رفتار،راهبردی
۱۸
ژوهانسن، السن
۲۰۱۱
معماری، بنیادی ، افزایشی ، پیمانی
جدول (۲-۹) طبقه بندی نظرات صاحب نظران براساس انواع نوآوری سازمانی(رضوانی وگرایلی نژاد،۱۳۹۰،ص۲۴)

۲-۴-۹) انواع مدلهای نوآوری سازمانی
فرآیند نوآوری سازمانی را می توان در قالب الگوهای زیر بررسی کرد (احمدی و نصیری واحد، ۱۳۸۶، ص۳):
۲-۴-۹-۱) مدل فشار علم۱۳۸ (فشار تکنولوژی)
در طی سالهای ۱۹۶۰-۱۹۵۰ فرآیند نوآوری بر اساس یک مدل خطی تعریف میشد. در این مدل ساده فرض می شود که نوآوری با تحقیق علمی جدیدی شروع میشود و در مراحل بعد به توسعۀ محصول، تولید و بازاریابی میرسد و در خاتمه کالا، خدمت یا فرآیند جدید با مؤفقیت به فروش خواهد رسید. بر طبق این مدل بیان میشود که برای ایجاد بازار پیشرو، باید تحقیقات علمی را بهبود و توسعه داد و تأکید بر روی تحقیق و توسعه است و نیاز بازار هم بر روی فعالیت های تحقیق و توسعه تعریف شده است و ماهیتی مستقل ندارد. رمز مؤفقیت نوآوری طبق این مدل، سرمایه گذاریهای کلان در تحقیق و توسعه است. در این مدل هیچ باز خوردی بین مراحل در نظر گرفته نشده است. بنابراین تنها جوابگوی صنایع سادهای مانند پتروشیمیها خواهد بود (احمدی و نصیری واحد، ۱۳۸۶، ص۳)
۲-۴-۹-۲) مدل کشش بازار۱۳۹ :
از او
ایل ۱۹۶۰، دومین مدل خطی نوآوری با توجه به دیدگاههای اقتصادی شکل گرفت. در این مدل نوآوریها نتیجۀ تقاضا و نیاز بازار بودند و تقاضای بازار مستقیماً باعث ایجاد نیاز جدید توسعه تکنولوژی شرکتها میشد. در این مدل بیشتر نوآوریها حاصل کار واحدهایی است که به طور مستقیم با مشتری در ارتباط اند، چون که این واحدها نیاز و خواستۀ مشتری را بهتر میشناسند و محل سرمایه گذاریها را بهتر تشخیص میدهند. در این مدل، بازار تعیین میکند که در چه پروژههای تحقیق و توسعه سرمایه گذاری شود و تأکید بر روی بازار و نیاز مشتری است (احمدی و نصیری واحد، ۱۳۸۶، ص۴)

شکل (۲-۱۶) مدل کشش بازار
۲-۴-۹-۳) مدل اتصالی
بسیاری از محققان با بررسی دو مدل خطی ساده فوق به این نتیجه رسیدند که فرآیند نوآوری را نمیتوان در قالب مدلهای خطی به طور شفاف بیان کرد. بلکه گاهی اوقات تحقیقات علمی باعث تولیدات جدید در بازار می شود و گاهی نیز نیاز بازار واحد تحقیقات را وادار به نوآوری میکند. در واقع هدف مدل سوم نشان دادن توالی عملیات در نوآوری و وجود پس خورد بین واحد تحقیق و توسعه و بازار بوده است. یعنی گاهی اوقات
و در برخی از صنایع، تقاضای بازار بر بخش تحقیق و توسعه