تیر ۱۵, ۱۳۹۹

نظریه پنج عامل بزرگ شخصیت

رابرت مک کری (۱۹۴۹) و پل کاستا (۱۹۴۲) که در مرکز پژوهشی پیری شناسی مؤسسات ملی سلامتی در بالتیمور، مریلند کار می کنن به برنامه تحقیق زیادی مبادرت کردن که پنج عامل اصلی رو مشخص کرد و منتهی به ایجاد پرسشنامه NEO گردید (مک کری و کاستا ۱۹۸۷؛ نقل از شولتز ۱۳۸۶) این ۵ عامل عبارتند از روان­رنجورخویی[۲] (N)، برونگرایی[۳] (E)، انعطاف پذیری[۴] (O)، توافق پذیری[۵] (A) و باوجدان بودن[۶] (C). این عوامل از راه شکل های جور واجور فنون آزمایش، از جمله پرسشنامه های خودسنجی، آزمون های عینی و گزارشهای مشاهده گران تأیید شدن. به نظر می رسد که چهار عامل از پنج عامل این نظریه عامل ژنتیکی قوی و یه عامل (توافق پذیری) عامل محیطی قوی داره و بیشتر محیطیه تا ارثی (شولتز و شولتز؛به نقل از پروین ۱۳۸۶). هر کدوم از پنج عامل بزرگ به شش زیرمقیاس تقسیم می شن. مک کری و کوستا (۱۹۹۲) این پنج عامل رو صفات و زیرمقیاس های این عوامل رو روش[۷] می نامند. منظور اون ها از صفات، اشاره به اون دسته از متغیرهای شخصیتیه که عمیق تر و بنیادی تر هستن و در طول زمان ثبات خیلی از خود نشون میدن. در مقابل روش ها بازم که از نامشون مشخصه سطحی تر و تغییرپذیرتر از صفات هستن و ممکنه پایه های ژنتیکی و زیستی نداشته باشن. در واقع بروز و و فعال شدگی روش ها بیشتر از صفات وابسته به محیطه.
توافق

نظریه شخصیت اون­ها ریشه در آمار و تحلیل دلیلی از یه سو و زبون­شناسی از طرف دیگه داره. مک­کری و کوستا به فکر بودن که واسه هر صفت یا حالتی که آدم می ­تونه داشته ­باشه، حتما یه کلمه مشابه در زبون ساخته­شده­است (متیوز، دیاری و وایتمن[۸] ۲۰۰۳). پس اون­ها کلیه لغات موجود درباره صفات انسانی در فرهنگ انگلیسی رو جمع­بیاری کردن و با تحلیل دلیلی چند مرحله­ای اون­ها، به ۵ عامل بزرگ شخصیت رسیدن (گروسی، ۱۳۸۰). در بین محققان این سؤال مطرح بوده که مک کری و کوستا نظریه ای درباره شخصیت ارائه نداده ان بلکه اون ها فقط یه پرسشنامه ساخته ان (متیوز، دیاری و وایتمن ۲۰۰۳). در واقع نظریه اون ها از ابزاری که ساخته ان بیرون آمده، در حالی که معمولاً وسیله براساس نظریه ها ساخته می شن. جدای از این که این موضوع رو قوت یا مشکل واسه کار اون ها بدونیم، به هرحال این یه مورد استثنا و شاید تازه در علم روانشناسی می ­تونه باشه (یخوابی ۱۳۸۹).

روانشناسی

۲-۴- عوامل پنجگانه

۲-۴-۱- عامل روان رنجورخویی (عصبیت یا شاخص هیجان)

کاستا و مک کری (۱۹۹۲)، بیان می کنن که یکی از ابعاد وسیع شخصیت، مقایسه سازگاری، ثبات عاطفی فرد، اختلاف و عصبیت یا روان نژندیه. داشتن احساسات منفی مثل ترس، غم، احساس گناه، تحریک، خشم، احساس کلافگی دائمی و گسترده مبنای اندازه عصبیت (N) رو تشکیل میدن (گیلسپی[۹] و مارتین[۱۰]، ۲۰۰۶). این عامل شخصیتی به صورت منفی با سلامت هیجانی و روانی همبستهه (لاهتی[۱۱] و همکاران، ۲۰۰۸). روان ناراحت خویان زیر اثر سیستم عصبی خودکار قرار دارن. دیدشون در تاریکی کمتر از افراد بهنجاره. جسما و روحا ضعیف و ناقص هستن. از نظر هوش و تسلط بر نفس و درک حسی و جمع کردن حواس و اراده و تلاش ازمتوسط افراد بهنجار پایین ترن. تلقین پذیرن و در فکر کردن و عمل کردن کندتر هستن (سیاسی، ۱۳۸۶). آدمایی که نمرات بالا در این عامل داشته باشن، به احتمال زیادتری دارای باورهای غیرمنطقی هستن، از قدرت کمتری در کنترل تکانه بهره مند هستن و سازگاری کمتری با شرایط فشار روانی نشون میدن. اما افراد با نمرات پایین، از نظر عاطفی باثباتند، معمولاً آروم و راحت هستن و در مقابل فشارهای زندگی از سازگاری بهتری بهره مند هستن (شاپوری ۱۳۸۷). روش های روان رنجورخویی عبارتند از: اضطراب، کینه­ورزی خشن[۱۲]، افسردگی، خودآگاهی، تکانشوری[۱۳] و آسیب­پذیری[۱۴] (پروین ۱۳۸۶).

اضطراب

۲-۴-۲- عامل برون گرایی

برون گرایی در برابر درون گرایی قرار می گیرد و به معنی آمادگی فرد واسه رابطه با جهان خارجه. این عامل با سلامت هیجانی رابطه مثبت داره. اینجوری افراد برونگرا با استرس های روزمره راحت تر کنار می آیند و شاید به هنگام مشکل کمک بیشتری از دور و بری ها خود دریافت می کنن. اون ها هم اینکه تعداد بیشتری از رویدادهای مثبت رو تجربه می کنن (مک کری و جون[۱۵]، ۱۹۹۲؛ نقل از متیوز، دیاری و وایتمن ۲۰۰۳). این افراد خواهان هیجان و تحریک هستن و حضور در مهمانی ها و اجتماعات رو به تنهایی بهتر می دونن. هیجان و تحریک رو دوست دارن و بر آنندکه امیدوار به موقعیت و آینده باشن. بازاریاب های موفق کشورای در حال پیشرفت و رشد یافته نمونه ای از افراد برون گرا هستن (مک الروی[۱۶] و دود[۱۷] ۲۰۰۷). اندازه های شاخص E، نشون دهنده ی علاقه آدما به پیشرفت ی صنعت و کار خود می باشه. روش های برونگرایی به ترتیب عبارتند از صمیمیت[۱۸]، جمع گرایی[۱۹]، جربزه مندی[۲۰]، فعالیت، هیجان خواهی[۲۱] و هیجان های مثبت (مک الروی و دود ۲۰۰۷).

۲-۴-۳- عامل انعطاف پذیری (باز بودن یا گشودگی)

انعطاف پذیری عامل سوم از پنج عامل بزرگه و به معنی آمادگی افراد واسه پذیرش تغییرات زندگیه. افراد باز آدم هایی هستن که نسبت به تجربه ی داخلی و دنیای دور و بر کنجکاو بوده و زندگی اونا پر از تجربه س. این افراد خواهان لذت بردن از عقاید جدید و ارزش های غیر معمولی هستن. افراد با نمرات بالا در انعطاف پذیری تمایلات روشنفکرانه گسترده دارن (شولتز و شولتز؛به نقل ازسیدمحمدی ۱۳۸۶) و از هوش، خلاقیت و ابتکار بیشتری بهره می­برند (تراچیانو، مک کری، برانت[۲۲] و کوستا ۲۰۰۵). نسبت به ایده های جدید، علاقه دارن و واسه جستجوی تنوع و تجربه های جدید برانگیخته می شن (مک الروی و دود ۲۰۰۷). در مقابل افراد با نمرات پایین در این اندازه بیشتر محافظه کار، سنتی و همگام با هنجارهای جامعه هستن، تمایل کمتری واسه در نظر گرفتن عقاید جانشین دارن و بیشتر در عقاید خودشون ثابت قدم و پا برجا هستن واین امر، به احتمال بیشتری باعث می شه که اونا به اطلاعاتی که آشنا و رایج هستن اعتماد کنن (مک الروی و دود ۲۰۰۷). معمولاً شاخص باز بودن رابطه مثبتی با هوش داره و افراد دارای تحصیلات بالاتر نمره بیشتری در این اندازه می بیارن. باز بودن بیشتر با اون جنبه هایی از هوش سر و کار داره که کمتر در برابر امتحان در آزمون های هوشه.

از جمله می توان از تفکر واگرا نام برد که با خلاقیت رابطه نزدیکی داره (مک کری و کوستا ۲۰۰۴). روش های انعطاف پذیری عبارتند از خیال­پردازی[۲۳]، زیباشناسی[۲۴]، احساسات، اعمال، عقاید و ارزش­ها[۲۵] (مک الروی و دود ۲۰۰۷).

۲-۴-۴- عامل توافق پذیری

عامل چهارم از این نظریه، توافق پذیریه. این عامل نوع رابطه فرد با خود و بقیه رو نشون می دهد. مثل برون گرایی، این عامل بر گرایشات بین فردی تأکید داره. فرد موافق از پایه نوع دوسته، احساس همدردی با بقیه می کنه و علاقه مند کمک به آنانه و عقیده داره که بقیه هم با اون همین رابطه رو دارن. هم اینکه اختلاف های بین فردی کمتری دارن و از سلامت روانی بیشتری بهره مند هستن. در مقایسه، شخص ناموافق[۲۶] یا مخالف[۲۷]، خودمحور، مظنون به قصد و قصد دیگرونه و بیشتر اهل رقابته تا همکاری. به نظر می رسد که سمت توافق این شاخص، هم به نفع جنبه های مثبت اجتماعی و هم سلامت روانی بیشتر جهت داره. (گروسی ۱۳۸۰). روش های این عامل عبارتند از: اعتماد[۲۸]، رو راستی[۲۹]، نوع دوستی[۳۰]، قبول کردن[۳۱]، تواضع[۳۲] و دل­رحم بودن[۳۳] (کدیور وجوادی ۱۳۸۶).

۲-۴-۵- با وجدان بودن

باوجدان بودن پنجمین و آخرین عامل از نظریه پنج عامل بزرگ شخصیته. این عامل به فرق های فردی در سازماندهی، اجرای وظایف، کنترل تکانه ها و طراحی واسه انجام رفتارها اشاره داره. فرد وجدانی دارای هدف، خواسته های قوی و از پیش تعیین شده. افراد با نمرات بالا در این اندازه (C) آدمایی دقیق و وسواسی، وقت شناس، قابل اعتماد و مسئولیت­پذیرن، از نظر اجتماعی موثر و در مورد های حرفه ای و دانشگاهی، افراد موفقی هستن. (تیلوپولوس[۳۴]، پالیر[۳۵] و کاکسون[۳۶] ۲۰۱۰). افراد باوجدان سالمترند و بیشتر زنده می مانند (همون منبع). افراد با نمره ی پایین رو نباید آدمایی بدون تعهد به اصول اخلاقی دونست، بلکه این افراد معمولاً دقت کافی رو واسه انجام کارا از خود نشون نمی دن. هم اینکه، در واسه رسیدن به اهداف خود هم خیلی مسر و پیگیر نیستن. بعضی از دلایل پژوهشی نشون می دهد که نیاز به لذت طلبی و علاقه مندی به امور جنسی در افراد نمره ی پایین، بیشتر از افرادیه که نمره ی بالا کسب می کنن (مک کری و کاستا، ۱۹۸۶؛ نقل از شاپوری، ۱۳۸۷). روش های عامل باوجدان بودن به ترتیب عبارتند از: کفایت[۳۷]، نظم[۳۸]، وظیفه شناسی[۳۹]، تلاش واسه موفقیت[۴۰]، صبوری[۴۱] و تامل[۴۲] (همون منبع، ۱۳۸۶).

جدول ۲-۱- بعضی از مهمترین ویژگی های نمرات بالا و پایین عامل های شخصیتی نئو رو نشون می دهد.

 

 

جدول ۲-۱- نمرات بالا و پایین عامل های پنج گانه شخصیت

 

نمرات پایینعامل های شخصیتنمرات بالا
آروم، خونسرد، غیرهیجانی، باقدرت، مطمئن، متکی به خودروان رنجورخویی(N)نگران، عصبی، هیجانی، نامطمئن،بی­کفایت، ترسو
تودار، متین، بی اشتیاق، نجوش،تکلیف مدار، کناره گیر، آرومبرون­گرایی(E)خونگرم، فعال، پرحرف، مهربون، اجتماعی، فردمدار، خوشبین
منفی، غیرخلاق، بی علاقه،بی­توجه به هنر، غیرتخیلیانعطاف پذیری(O)کنجکاو، با چیزهای مورد علاقه جور واجور، خلاق،مبتکر، تخیلی، غیرسنتی
خودخواه، بدخلق، بدگمان، تکرو، کینه توز، بی ثبات، تأثیرپذیرتوافق پذیری(A)خوش قلب، خوش­خلق، قابل اعتماد، دارای حس همکاری، با گذشت، خوش باور، مصمم
بی هدف، غیرقابل اعتماد، تنبل، بی دقت، بی بندو بار،، بی آرزو، لذت جوبا وجدان بودن(C)منظم، قابل اعتماد، سخت کوش، خود تنظیم، وقت شناس، دقیق، تمیز، برانگیخته، خوداستقامت

به نقل از یخوابی (۱۳۸۹)

 

گستردگی پذیرش پنج عامل اصلی نظریه پنج دلیلی شخصیت، که مدعیه پنج بعد اصلی شخصیت (روان ناراحت خویی، برون گرایی، گشودگی به تجربه، موافق بودن، باوجدان بودن) واسه قضاوت در مورد سازگاری و ثبات رفتاری، عاطفی و شناختی در نمونه های غیر بالینی، هم لازم و هم کافیه، اشاره به این داره که دیگه ساز ه های ساختاری و شخص محور مانند روش های یادگیری ممکنه خیلی راحت نشون دهنده فرق های روشن فردی مورد بحث در مدل پنج دلیلی باشه (کامورو و فورنهام[۴۳] ۲۰۰۸).

فورنهام و جکسون[۴۴] (۱۹۹۹) با پیدا کردن اتحاد بین ویژگی های شخصیتی و سبک های یادگیری، آشکارا بیان کرده ان که سبک های یادگیری زیر مجموعه شخصیت هستن. اونا در تحقیقات خود به این نتیجه رسیدن که بین سبک های یادگیری و ویژگی های شخصیتی رابطه هست، و گفتن که ویژگی های شخصیتی ترجیحات شغلی افراد رو توجیه می کنه و سبک های یادگیری هم ترجیحات شغلی و تحصیلی افراد رو پیش بینی می کنه.

 

 

 

 

 

۲-۵- رابطه بین مقیاسهای کلی آزمون نئو وعملکرد تحصیلی

۲-۵-۱- رابطه نوروزگرایی با پیشرفت تحصیلی:

نتیجه تحقیق لایدرا، پولمن وآلیک[۴۵] (۲۰۰۷) نشون دهنده رابطه منفی نوروز گرایی با پیشرفت تحصیلیه. علاوه بر این، رگه نوروزگرایی بامتغیراضطراب امتحان رابطه مثبت با معنی داره (زیدنر و میتیوز ۲۰۰۰نقل از پرموزیک و فورهام[۴۶] ۲۰۰۳). پرموزیک و فورهام (۲۰۰۳) بیان می کنن که پیش بینی پیشرفت و کارکرد تحصیلی از راه نوروز گرایی حتی از امتحان پایانی ودیگر پیش بینی کننده ها هم نیرومندتره.

۲-۵-۲- رابطه برون­گرایی با پیشرفت تحصیلی

نتیجه تحقیق پرموزیک و فورنهام (۲۰۰۳) نشون دهنده رابطه مثبت برون­گرایی با پیشرفت تحصیلیه. پرموزیک، فورنهام، دیسو و هاون[۴۷] (۲۰۰۵) هم عقیده دارن که دانش آموزان برونگرد در کارای گروهی کارکرد بهتری دارن و ازآنها لذت می برند. هم اینکه میتوز (۱۹۹۹نقل ازپرموزیک و بقیه ۲۰۰۵) عنوان می کنن که دانش آموزان برونگرا در امتحان های شفاهی نمره های بالایی کسب می کنن وبه هنگام قرار گرفتن در برابر دیگه دانش آموزان کارکرد مناسب (بدون اضطراب) دارن و به اجرای نقش می پردازند. ملیسا، سمپو و پانوئن[۴۸] (۲۰۰۷) هم به رابطه منفی بین این دو متغیر اشاره داره.

۲-۵-۳- رابطه انعطاف پذیری با پیشرفت تحصیلی

در این مورد، کنراد[۴۹] (۲۰۰۶) وفارسیدس و وودفیلد[۵۰] (۲۰۰۳) بیان می کندکه رگه بازبودن نسبت به تجربه با موفقیت و پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت داره. دی فرویت۱۹۹۶نقل از دیست ۲۰۰۳) به این نتیجه رسیدن که رابطه گشودگی با پیشرفت تحصیلی مخصوصا در دانش آموزان دختر مثبته.

۲-۵-۴- رابطه مقبولیت با پیشرفت تحصیلی

لایدرا، پالمن والیک[۵۱] (۲۰۰۷) نشون دهنده رابطه مثبت رگه مقبولیت با پیشرفت تحصیلیه. پرموزیک وفورنهام (۲۰۰۳) نشون دادندکه بین رگه مقبولیت و غیبت در کلاس درس رابطه منفی هست وارتباط مقبولیت با رفتار مثبت در کلاس مستقیم (مثبت) است.

[۱] -Costa & maccrae

[۲] neuroticism

[۳] extraversion

[۴] openness to experience

[۵] agreeabless

[۶] conscientiousness

[۷] -Facet

[۸] – Mattews, Deary& Whiteman

[۹] -Gillespie

[۱۰] -Martin

[۱۱] -Lahti

[۱۲] -Angry hostility

[۱۳] -Impulsiveness

[۱۴] -vulnerability

[۱۵] -John

[۱۶] -Mcelroy

[۱۷] -Dowd

[۱۸] -Warmth

[۱۹] -Gregariousness

[۲۰] -Assertiveness

[۲۱] -Excitement seeking

[۲۲]- Brant

[۲۳] -Fantasy

[۲۴] -Aesthetics

[۲۵] -Values

[۲۶]-Disagreeable

[۲۷] -Antagonistic

[۲۸] -Trust

[۲۹] -Straight forwardness

[۳۰] -Altruism

[۳۱] -Compliance

[۳۲] -Modesty

[۳۳] -Tender-mindedness

[۳۴] -Tiliopoulos

[۳۵] -Pallier

[۳۶] -Coxon

[۳۷] -Competence

[۳۸] -Order

[۳۹] -Dutifulness

[۴۰]- Achievement striving

[۴۱] -Self-discipline

[۴۲] -Deliberation

[۴۳] – Chamorro& Furnham

[۴۴] – Furnham & Jackson

[۴۵] – Laidra, Pullmann & Allik

[۴۶] – Furnham & Premuzic

[۴۷] – Dissou & Heaven

[۴۸] – Melissa, Sampo& Paunonen

[۴۹] – Conard

[۵۰] – Farsides & Woodfield

99

View all posts by 99 →