مقابله با استرس

دانلود پایان نامه

کارکرد گزاره ناظر به بیان اثر و نتیجه مطلوب (مورد انتظار) از فعالیت نظام (یا زیر نظام) که برای تحقق غایت و انجام رسالت هر یک از عوامل و نهاد‌های تربیتی ضروری باشند.
به‌منظور وضوح و انسجام مطالب و جلوگیری از پراکندگی، نظریات برخی اندیشمندان در ذیل کارکرد مربوطه بیان خواهد گردید.
4-15. کارکرد‌های خانواده با نگرشی اسلامی
آموزه‌های دینی و از جمله، آیات قرآنی با ادبیات و زبان خاص خود بر کارکرد خانواده- به ویژه والدین، به‌عنوان دو عنصر اصلی شکل دهنده، صیانت گر و تداوم بخش نهاد خانواده – اهتمام افزون ورزیده و کارکرد اعضا را در حراست از کیان خانواده، بسیار مهم و تعیین کننده قلمداد کرده است.
در دیدگاه اسلامی‌کارکرد‌های مطرح شده در فصل دوم واقعیاتی مفروض تلقی می‌شوند و ازجهت ارزشی نیز برخورد اسلام با بیشتر این کارکرد‌ها تاییدی است. البته انعطاف‌پذیری الگوی اسلامی، امکان انطباق یافتن آن بابسیاری ازتغییرات فرهنگی واجتماعی رافراهم می‌اورد. در این بینش، کارکرد‌های دیگری نیزعلاوه برمواردفوق وجودداردکه هرچند به‌صورت مدون وصریح بیان نشده است لیکن با بررسی آیات وتفاسیر می‌توان به آن‌ها دست یافت. بخشی از مهمترین کارکرد‌های خانواده که بر پیوست و گسست آن نیز تاثیر جدی بر جای می‌گذارد، با الهام از متون دینی به ویژه قرآن کریم را می‌توان چنین برشمرد.
4-15-1. آرامش روانی
بشر از ابتدا به دنبال کسب آرامش بوده و هست. آرامش جویی در نهاد بشر باعث ثبات او و لذت از زندگی است و اصولا زندگی بدون آرامش برای انسان معنایی پیدا نمی‌کند.
در یک نگاه، آرامش را به دو بخش آرامش حقیقی و آرامش کاذب و به عبارتی آرامش کوتاه مدت و آرامش دایمی‌می‌توان تقسیم نمود. توجه خاصی که اسلام به روابط درون خانواده داشته و توصیه‌های اساسی و حیاتی که برای بقای آن مقرر داشته است، باعث بوجود آمدن آرامش حقیقی و دایمی ‌خواهد بود.
از هدف‌های مهم ازدواج، تحصیل آرامش روانی و سکون قلبی هر دو فرد در سآیه برقراری روابط عاطفی و اجتماعی بسیار نزدیک آن‌ها به هم است. در قرآن کریم فلسفه ازدواج و تشکیل خانواده اینگونه بیان شده است وَ مِنْ آیاتهِ آن خَلَقَ لَکُمْ مِنْ انْفُسِکُمْ ازْواجا لِتَسْکُنُوا الَی‌ها وَ جَعَلَ بَینَکُمْ مَوَدَّه وَ رَحْمَه آن فی‏ ذلِکَ لَایاتٍ لِقَوْمٍ یتَفَکَّرُون (21 روم) و از آیات الهى است که از جنس خودتان براى شما همسرانى آفرید تا به وسیله آنان آرامش یابید و بین شما مودّت و رحمت قرار داد که در این کار، نشانه‏هایى براى اهل تفکّر هست.
در لابلای آیات قرآن مهم‌ترین فلسفه‌ای که برای ازدواج بیان شده، آرامش یابی است، هر چند موارد دیگری مانند تداوم نسل نیز از آثار ازدواج شمرده شده، یگانه موردی که با «لام تعلیل» آمده عبارت «لِتَسْکُنُوا الَی‌ها »است (روم، 21) از اهداف آفرینش زن و مرد رسیدن به آرامشی است که این دو در ارتباط با هم خواهند بود. این آیه با عبارت «لِتَسْکُنُوا الَیها» هدف از ازدواج را آرامش بخشی و تسکین جان آدمی‌بیان می‌دارد. این آرامش از چند عامل بر می‌خیزد:
نخست؛ تشابه هر دو در جنبه جسمانی، روانی که چیزی بیش از هم نوعی آن‌هاست.
دوم؛ تفاوت‌‌های جسمانی، روانی، که سبب جذب آن دو به یکدیگر و انس گرفتن آنان با یکدیگر می‌شود. افزون بر این، زمینه مکمل بودن شخصیت آن‌ها برای یکدیگر را فراهم می‌کند. تشابه و مکمل بودن نیازها، دو عامل مهم در جاذبه میان فردی است (اذربایجانی ودیگران، 1382) بیشتر مفسران به این دو عامل مهم، در تفسیر رابطه آرامش بخش زن وشوهر تصریح کرده‌اند.
عامل سوم؛ نیاز پیوند جویی در انسان است. هر یک از زن و مرد، محرک مثبت برای یکدیگر به شمار می‌روند. هنگام بروز مشکلات همراه و رفیق و حامی‌عاطفی یکدیگرند با پیوند به هم، ناراحتی ناشی از عدم اطمینان به آینده را کاهش می‌دهند و در رابطه آن‌ها با یکدیگر نیاز به توجه در ضمن ستایش و تمجید یکدیگر براورده می‌شود.
هریک از زن و مرد با ویژگی‌های جسمی‌و روانی خاصی پدید آمده‌اند که بدون ارتباط با هم آرامش تحقق نمی‌یابدآرامش جویی در نهاد بشر باعث ثبات اوو لذت از زندگی است و اصولا زندگی بدون آرامش برای انسان معنایی پیدا نمی‌کند.
بررسی وضعیت روانی افراد (دختر و پسر) پیش از ازدواج، چگونگی تاثیرگذاری ازدواج در آرامش روانی را آشکار می‌کند. فرد در استانه ازدواج، در اثر نیاز‌های جنسی به نوعی دچار ناارامی‌و اضطراب است و دوستی‌های دوره جوانی نمی‌تواند آرامش مطلوب را فراهم کند از سوی دیگر، رفتار‌های جنسی خارج از چهار چوب ازدواج قانونی، اهمیت محبت و عواطف متقابل در سآیه ازدواج را بیشتر کرده است. به گونه‌ای که نیاز به مهر ومحبت و داشتن شریک و همراه در زندگی از مهم‌ترین انگیزه‌‌های ازدواج است.
گویا محبت به هم احساسی لازم برای زندگی و غم خواری و پذیرش هم در تجربه های زندگی امری ضروری است. (بورنستین، 1380) کششهای احساسات متعارض و درعین حال قوی جوانی را چیزی مانند ازدواج حل کننده و آرامش دهنده نیست. (رشید، ج 9، 1303)
و چنان‌چه گذشت، آیات قرآن نیز بر سکونت و آرامش بخشی ازدواج تصریح دارد. در واقع می‌توان گفت در میان انسان‌ها، نزدیک ترین رابطه عاطفی، میان زن وشوهر برقرار می‌شود و همین رابطه در کاهش نگرانی ها، اضطراب‌ها و اشفتگی‌ها نقش اساسی دارد، بطوریکه خانواده منبع مهمی برای تامین حمایت روانی و عملی در مقابله با تنش شناخته شده است. (مظاهری و دیگران، 1382)
نقش روابط زن وشوهر وقتی روشن ترمی‌شود که تاثیر فقدان یا آسیب به این روابط را مشاهده کنیم. در میان حوادث استرس زا، شدیدترین استرس‌ها در اثر ضربه و از هم گسیختگی روابط خانوادگی پدید می اید بطوری که مرگ همسر 100، طلاق 73، زندگی جدا از همسر65 و تغییر عمده در روابط در اثر مشاجرات خانوادگی 35درجه تنیدگی به دنبال دارد. هر محرکی که در انسان ایجاد تنش کند، استرس زا یا عامل تنیدگی نامیده می‌شود (دیماتیو، 1378) همسر می‌تواند بزرگ ترین منبع رضایت باشد و رضایت زناشویی با نبود افسردگی رابطه نزدیکی دارد.
بر این اساس، از بهترین راههای مقابله با استرس برقراری روابط مناسب و رضایت بخش بین زن و شوهر است هنگام نیاز به حمایت اجتماعی نیز، زن و شوهر می‌توانند مهمترین یاور یکدیگر باشند. مطالعات نشان می‌دهد که کمک مالی، حمایت عاطفی و همکاری سه عامل مهم رضایت در زندگی خانوادگی است هر چند دو عامل اول مهم‌تر اعلام شده است. (ارگیل، 1382)
بخش دیگری از جلوه‌های عاطفی که همراه با آرامش روانی است. در ارتباط دوسویه میان والدین و فرزندان صورت می‌گیرد. بیشتر والدین شادی را به‌عنوان یک مزیت از کودکانشان دریافت می‌کنند و معمولا کودکان و والدین با هم می خندند. در واقع بدین گونه است که خانواده به عنوان محملی برای ظهور عواطف و پیوند اجتماعی انسانی، زمینه‌ساز بسیار مطلوبی برای حصول دلبستگی، انس و آرامش است.
همچنین در تبیین آیه فوق اینچنین بیان شده که هر یک از دو فرد، فی نفسه ناقص و محتاج به طرف دیگر است و به خاطر همین نقص و احتیاج است که هر یک به سوی دیگری حرکت می‌کند و چون بدان رسید ارام می‌شود و از مجموع آن دو واحدی تام و تمام درست می‌شود، چون هر ناقصی مشتاق به کمال است و هر محتاجی مایل به زوال حاجت و فقر خویش می‌باشد. (طباطبایی، ج 16، 1374)
طبق مبانی حکمت متعالیه، شوق و علاقه میان دو چیز، پیوند خاص وجودی است و چون حقیقت هستی دارای مراتب تشکیکی است، اشتیاق و کشش در تمام ذرات هستی وجود دارد و نیز هر مرتبه از هستی، حکم خاص همان در جه را داراست. گاهی به صورت جذب و دفع در نهاد گوهرهای کانی ظهور دارد و زمانی به صورت اخذ و اعطادر گیاهای رستنی جلوه می نماید و هنگامی به شکل شهوت و غضب در حیوان‌های تربیت نشده پدید می اید و گاهی به صورت میل و نفرت در حیوان‌های تربیت شده و برخی از افراد تربیت نشده انسانی ظهور می‌کند و انگاه فاصله های طولانی را می پیماید تا به صورت تولی و تبری و حب فی الله و بغض فی الله تجلی نماید. (جوادی آملی، 1391)
راستی ایا راز آفرینش زن و مرد، سر گرایش این دو به هم، انگیزه تاسیس خانواده و تربیت انسان کامل، گرایش جنسی است که هدفی جز اطفاء نایره شهوت ندارد و در حیوانات وحشی نیز بیش از انسان یافت می‌شود و جاهلیت جدید چونان جاهلیت کهن به آن دامن می زند؟ یا راز انعطاف زن و مرد، هدف تشکیل حوزه رحامت و پرورش مسجود فرشتگان و جلوه خلیفه الهی و جامع جلال و جمال و همه اسمای خداوندی، گرایش عقلی و مهر قلبی و انس اسمایی است تا بتواند ملایکه تربیت نماید و فرشتگان فراوانی را به خدمت گیرد و راز بسیاری از اسرار آفرینش را بگشاید؟ چون گرایش جنسی در حیوان‌های نر و ماده نیز یافت می‌شود و درباره آفرینش حیوان ماده، انگیزه ویژه ای جز همان راز عمومی خلفت و کیفیت خلق زوجین از هر جنس گیاهی و حیوانی، مطرح نیست. هدف آرامش زن و مرد است نه گرایش غریزی و اطفاء نایره شهوت، و خداوند اصالت را در ایجاد این آرامش به زن داده و او را در این امر روانی، اصل دانسته و مرد را مجذوب مهر زن معرفی کرده است ضمن آن‌که حقیقت هر دو را یک گوهر دانسته و هیچ امتیازی از لحاظ مبدا قابلی آفرینش، میان آن دو قائل نشده است. (اعراف، 189)
نفس واحده در آیه بالا همان حقیقت و گوهر واحد است یعنی مبدا قابلی همه شما انسان‌ها یک حقیقت است و در این امر، هیچ فرقی بین زن و مرد نیست.
تحلیل عمیق این مطلب، مرهون تبین مبادی تصوری و پذیرش مبادی تصدیقی و مهم‌ترین مبادی تصوری بیان یاد شده، تمایز بین مهر عاطفی و انس عقلی و میان گرایش غریزی و شهوت حیوانی است تا روشن گردد اساس خانواده بر محور دوستی انسانی و عقلی است. (همان)
عجیب است که بعضی از افراد نمی‌توانند میان شهوت و رافت فرق بگذارند، خیال کرده‌اند چیزی که زوجین را به یکدیگر پیوند می‌دهد منحصرا طمع و شهوت است، حس استخدام و بهره برداری است، همان چیزی است که انسان را با ماکولات، مشروبات، ملبوسات و مرکوبات پیوند می‌دهد آن‌ها نمی دانند که در خلقت و طبیعت علاوه بر خودخواهی و منفعت طلبی، علایق دیگری هم هست آن علایق ناشی از خودخواهی نیست از علاقه مستقیم به غیر ناشی می‌شود این افراد گمان کرده‌اند که فقط شهوت است که مرد وزن را به یکدیگر پیوند می‌دهد در صورتیکه پیوندی بالاتر از شهوت است که پایه وحدت زوجین را تشکیل می‌دهد. (مطهری، 1386)

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   حکمت و فلسفه