معنا بخشیدن به زندگی و ایجاد حس رضایت

دانلود پایان نامه

نخست از راه تقویت و تحکیم مبانی اخلاقی فرد که از نتایج آن ایجاد یک عامل کنترل درونی است که موجب می‌شود فرد اقدامات ظالمانه انجام ندهد.
راه دوم تاثیر ایمان مذهبی در معنا بخشیدن به زندگی و ایجاد حس رضایت در افراد است. درپاره‌ای شرایط، بروز نابسامانی‌های مختلف ارتباط دو فرد را به روابطی شکننده و ناپایدار مبدل می‌نماید. فرد دارای ایمان که هدف اصلی زندگی خود را حیات طیبه قرار داده، اعتقاد به وعده‌های الهی را موثرترین عامل در جهت ایجاد حس رضایت و امید به آینده و در نتیجه، سازگاری با ناملایمات و دشواری‌های زندگی می‌داند.
با توجه به تاکیدی که ادیان الهی بر رعایت مسائل اخلاقی دارند، از افراد متدین و مذهبی واقعی انتظار می‌رود که در برابر مشکلات زندگی از خود سعه صدر و بردباری نشان دهند. بی جهت نیست که «صبر» به عنوان یکی از بهترین فضایل و ارزش‌های اخلاقی، مورد بیشترین تاکیدات دین قرار گرفته است.
4-6-4-2. ایمان
از دید قرآن، ایمان امری قلبی است و عبارت از اعتقاد باطنی است که آثار آن در اعمال ظاهری و بدنی نیز ظاهر شود. (طباطبایی، ج 16، 1374)
لذا ایمان، تنها یک کلمه نیست، بلکه یک «باور قلبی» است. باوری که به زندگی «جهت» می‌دهد و در «چگونه زیستن» نقش مهمی‌دارد و محور ارزش‌گذاری برای اندیشه‌‌ها و عملکردهای انسان است.
در آیات قرآن نیز هرگاه ایمان مطرح می‌شود، به دنبال آن عمل نیز بیان می‌‌گردد تا نمود عینی ایمان در عمل ظهور یابد. درک فواید ایمان، زمانی معنا پیدا که انسان علاوه بر آن‌چه که به زبان می‌آورد و باور قلبی دارد، به آن‌چه که خداوند دستور داده نیز عمل نماید نه اینکه تنها به ایمان زبانی و یا باور قلبی اکتفا نموده و از طرفی نیز در انتظار چشیدن فواید ایمان باشد.
البته ایمان نیز خود دارای مراتبی است.
4-7. مراتب ایمان
مرتبه ابتدایی آن به معنی قبول ظاهری اوامر و نواهی الهی است. این رتبه، ایمانی به تناسب خود در پی دارد و آن عبارتست از اعتقاد قلبی اجمالی به مضمون شهادتین که از لوازم آن عمل به غالب احکام فرعی است.
در مرتبه بعدی، مراد از اسلام، تسلیم قلبی به بیشتر اعتقادات به نحو تفضیل است و لازمه آن، انجام اعمال صالح است. گرچه گاه تخلفی از اینگونه اعمال نیز صورت پذیرد. این اسلام نیز در پی خود، ایمانی در شان خویش دارد.
در رتبه بالاتر مقصود از اسلام، تسلیم بودن همه قوا و کشش‌های درونی و رفتار‌ها به ضوابط و آداب درونی و بیرونی و این تسلیمی‌در ظاهر و باطن است. ایمانی به تناسب اینگونه اسلام نیز وجود دارد که با آن همراه می‌شود. برخی مرتبه دوم و سوم را یک مرتبه به حساب آورند و مجموعا لوازمی‌ برای آن ذکر می‌کنند چون رضا و تسلیم، تحمل و صبر در راه خدا، حصول زهد و ورع کامل و دوستی با دوستان و دشمنی با دشمنان خدا.
مرتبه اعلای آن، حاصل اراده آدمی ‌نیست بلکه تماما موهبتی است و خداوند خود، آن را برای کسانی که به اوج مرتبه پیش نایل شده باشند، عنایت می‌کند و آن ره یافتن و شهود این حقیقت است که مالکیت و تصرف در عالم، تنها از آن خداست. در پی این اسلام نیز ایمانی حاصل می‌شود و آن عبارت است از تعمیم حالت مزبور در تمام احوال و افعال آدمی‌ و یقین به عدم استقلال خود و ما سوی الله. علامت چنین ایمانی، آن است که هیچ حادثه‌ای، مومن را به حزن نمی‌افکند و او می‌بیند که هر حادثه‌ای به اذن خدا جریان می‌یابد.
به درجات مختلف ایمان درکلام اولیای دین نیز اشاره شده است؛ الایمان فوق الاسلام بدرجه و التقوی فوق الایمان. (حرانی، 1379)
نکته قابل توجه اینکه دیدگاه اسلامی‌ضمن آن‌که مبنای اصلی هم کفو بودن را در ایمان و اسلام قرار داده، از سایر مراتب کفویت شامل همتایی فرهنگی، شخصیتی، زیستی و دیگر مراتب غافل نشده است. (مظاهری، 1384)
لیکن ایمان و باور‌های دینی به عنوان یک نگرش اصلی و محوری، بطور مستقیم و غیر مستقیم بر همه ابعاد زندگی فرد مانند شخصیتی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصاد و هدف زندگی و حتی جنبه‌های جزیی تر، مانند تفریحات، علایق، ترجیحات رفتاری در زندگی اثر گذار است. (آذربایجانی، 1382) ازاینروتعالیم اسلام بر ملاک ایمان بیشترین تاکید را دارد.
بنابراین اگر فردی از ایمان و باور‌های دینی در حد مبنایی برخوردار نباشد فاقد شرایط محسوب می‌شود هر چند ویژگی‌های دیگر را در حد مناسب دارد باشد. آیات قرآن و کلمات اولیای دین بر مطلق بودن شرط ایمان تصریح دارند.
صرف ایمان باعث همتایی دو نفر نمی‌شود و باید مراتب ایمان و ویژگی‌‌های اخلاقی را نیز در نظر گرفت. در واقع اسلام به ایمان رسمی‌اکتفا ننموده و پای‌بند عملی شخص به لوازم ایمان را نیز مورد اهتمام قرار داده است. برای مثال در برخی روایات پاکدامنی و امانت داری مرد در کفو بودن او دخیل دانسته شده است. (حرالعاملی، ج14، 1414). همان‌گونه که قرآن نیز افراد پلید و زناکار را برای ازدواج، نامناسب معرفی کرده است الزَّانی‏ لا ینْکِحُ الا زانِیه اوْ مُشْرِکَه وَ الزَّانِیه لا ینْکِحُ‌ها الا زانٍ اوْ مُشْرِکٌ وَ حُرِّمَ ذلِکَ عَلَى الْمُومِنینَ (نور، 3) مرد زناکار نباید جز با زن زناکار یا مشرک ازدواج کند، و زن زناکار نباید جز با مرد زناکار یا مشرک ازدواج نماید، و این (ازدواج‏) بر مومنان حرام شده است.
4-8. نقش بینش‌های دینی درخانواده
برخورداری همسران ازباور‌های دینی مستحکم، در تحکیم روابط اعضای خانواده تاثیربسزایی دارد و بی بهره ماندن برخی خانواده‌ها از این باورها، در مراحل مختلف، مشکلات متعددی را در پی دارد که قرآن از آن به زندگی تنگ و سخت یاد می‌کند (طه، 124) که این امر می‌تواند در اثر حرص، ترس و اضطراب باشد. (مکارم شیرازی، ج13، 1373) از این رو، اعتقادات در زندگی عادی انسان‌ها نقش مهمی‌داشته، ترک باور‌های دینی، آرامش و لذت را از زندگی سلب می‌کند و موجب اضطراب، حیرت وحسرت می‌شود، هرچند فرد از مزایای مادی خوبی برخوردار باشد. (قرائتی،، 1382)
پژوهش‌های روان‌شناختی متعددی تاثیر باور‌های دینی برکسب آرامش و دوری از تنش را نشان داده است. (احمدی ابهری، 1376)
ا) اعتقادبه خدا:مهم‌ترین باور دینی، ایمان بخدا و یکتاپرستی است. توحید و خداپرستی موجب می‌شود. نگرش فرد به همه هستی و زندگی انسان، هدف دار و معنادار باشد و در رفتارها با انسجام (زمر29) و (بقره، 156)، وحدت رویه و آرامش (رعد28) و (فتح، 4) عمل کند. باور به خدا، همه رفتارها و زندگی خانوادگی را به سوی کسب رضایت خداوند، سوق می‌دهد. (انعام، 162) فردی که خدا را ناظر و همراه خود (حدید، 4) و حتی از رگ گردن (ق، 16) به خود نزدیک‌تر می‌بیند، تلاش می‌نماید در برخورد با اعضای خانواده و انجام وظایف خانوادگی، رضایت او را جلب نماید. توجه به عدالت خداوند و این که هیچ گونه ظلمی ‌را روا نمی‌دارد (نسا، 40)، (یونس، 44)، (توبه، 70) و حق هیچ موجودی را ضایع نمی‌کند (کهف، 30)، زمینه شناختی دیگری برای مهار رفتاری اعضای خانواده است. هرچه این حالت قوی ترباشد، مشکلات فرد کم ترخواهد بود و چنین افرادی به ناظر و داورب یرونی برای حل مشکلات خود نیاز نخواهند داشت. توجه به صفات خداوند، از جمله رحمت و مهربانی گسترده (انعام، 54) و (انعام، 147) وهود، 90) (نحل، 7)، توانایی نامحدود (ذاریات، 58) و (حدید25) وبقره، 165) و (کهف، 39)، حمایت (زمر، 36)، (نسا، 6)، (نسا، 45)، (فرقان، 31) از مخلوقات خود از جمله انسان و کفایت آن‌ها، نیز آثار مثبت بر زندگی فرد و جنبه‌های خانوادگی او برجای می‌گذارد. عطوفت و رحمت اعضای خانواده نسبت به هم که شعبه‌ای از تجلی رحمت خداوند است، زمینه پیشگیری و حل بسیاری از مشکلات می‌باشد.
توکل برخدا یعنی اعتماد و تکیه برقدرت او در همه امر زندگی، از آثار ایمان به خداست. (انفال، 2) و (رعد30) توکل برخدا باعث تقویت اراده و تاثیر کم تر عوامل مخل روانی شده و فرد را در کوشش برای حل مسائل زندگی و رسیدن به تعادل و سازگاری، تواناتر می‌کند. [دیمایتو، ام. رابین، روان‌شناسی سلامت، ترجمه سید مهدی موسوی و دیگران، تهران:سمت (1378) ص757] در مشکلاتی که برای خانواده بوجود می‌آید نیز توکل برخدا، به تقویت اراده اعضای خانواده و کوشش بیشتر آن‌ها کمک می‌کند. و گاه مشکلات را از طرقی که افراد گمان نمی‌برند، حل می‌کند. (طلاق، 2و3)
طبق این بینش کانون خانواده محضر خداوند بوده لذا اعمال و کردار هریک از زوجین مورد توجه حضرت حق بوده و با دقت ثبت و ضبط می‌گردد و با عمل و نیت خالص، آثار مفیدی بران خانواده مترتب می‌گردد. (نساء، 128) لذا توجه به حضور در محضر حق به انسان انگیزه عمل شایسته را عطا می‌کند.
پژوهش‌های متعدد، تاثیرباور‌های دینی بررضایت مندی ازازدواج راتاییدکرده است. تحقیقات دیگر، دین رامهم‌ترین عامل ثبات وپایداری ازدواج اعلام کرده است. (غباری بناب، 1374)
2) اعتقادبه رسالت:دومین باوردینی اعتقادبه رسالت انسان‌هایی ست که به‌عنوان انبیای الهی درطول تاریخ شناخته شده‌اند.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   فشار اجتماعی