فقه و شریعت از دیدگاه اسماعیلیان۹۱- قسمت ۷

المعزّ لدین الله ۳۶۵ ق: عهد معز برای دولت فاطمی عصری درخشان محسوب می شود. او ادیب، شاعر، فقیه وعالم به زبان های رایج عصر خود بود.[۲۵۶] در مدح او گفته اند: «کان مظهراً للتشیع معظماً لحرمه الاسلام کریماً حازماً سریاً یرجع الی الانصاف و یجری عن احسن احکامها»[۲۵۷] معز به عنوان فرمانروای یک دولت اسلامی با جمعیت گوناگونی از حیث مذهب که تنها بخش کوچکی از آن اسماعیلی بودند، نمی توانست نه خود عقیده شریعت گریزانه همچون قرمطیانی که در شرق بودند داشته باشد و نه می توانست اجازه دهد که در قلمرو حکومتش کسی چنین بگوید. به همین علت هیچ نویسنده اسماعیلی در دوره فاطمی از عقیده شریعت گریزانه قرمطی و ترجیح علی الاطلاق باطن بر ظاهر حمایت نکرد و همه آنها به شدت اصرار بر رعایت عبادتین بنابر قول کرمانی یعنی هر دو جنبه ظاهری و باطنی دین و شریعت داشتند.[۲۵۸] معز در سخنرانی که بین شیوخ کتامه انجام می دهد، از شأن خود به دور می داند که خلیفه ای باشد که به اکل و شرب و راحتی سر کند و یا اینکه اهل مسکرات و گوش دادن به غنا باشد.[۲۵۹] همچنین او در باب بحث ازدواج تذکر می دهد که به یک همسر اکتفا کنید چونکه تزویج به بیش از یک همسر موجب از بین رفتن قوای جسمانی و ضعف آن می شود.[۲۶۰] معز وقتی مصر را فتح نمود، دست به اصلاحات مذهبی زد. او مانند پدرانش عبارت «حی علی خیر العمل» را به اذان اضافه نمود و همچنین دستور داد «بسمله» به جهر در نماز خوانده شود.[۲۶۱] معز قاضی نعمان را برای نگارش آثار فقهی و کلامی ترغیب و تشویق می نمود. قاضی نعمان که منصب قاضی القضاتی را به عهده داشت همراه امام فاطمی در روزهای جمعه و دو عید مهم مسلمین (فطر و قربان) به منبر می رفت.[۲۶۲] او وقتی به مصر رسید و وارد قصر خود شد، دو رکعت نماز گذارد و تمامی کسانی که با او بودند به او اقامه کردند. [۲۶۳] همو در اولین عید فطری که در قاهره بود نماز عید برگزار کرد. ترتیب نمازی که معز خواند، بدین گونه بود: او نمازی طولانی خواند که در رکعت اول بعد از سوره حمد، سوره غاشیه خواند. بعد از آن تکبیر گفت و رکوع و سجده ای طولانی خواند. در رکعت دوم سوره حمد و سوره ضحی را خواند. ابن زولاق می گوید در رکوع و سجده او من بیش از ۳۰ بار سبحان الله گفتم. او می گوید این نماز جدش علی بن ابیطالب بود. معز در یان نماز نیز بسم الله … را به جهر خواند. بعد از نماز به منبر رفت و خطبه خود را با بسم الله الرحمن الرحیم آغاز کرد … بعد از پایان خطبه به زیر آمده و اکل طعام را شروع کرد و به تهدید کسانی پرداخت که خوردن را به تاخیر می اندازند. (احتمالا اهل سنت)[۲۶۴] او نماز عید قربان را هم به همان سبک نماز عیدفطرخواند. او اما در باب نماز میت نیز رسمی داشت. وقتی در سال ۳۶۳ق پسر عموی او فوت نمود، معز برای پسر عموی خویش نماز میت خواند و در آن هفت تکبیر گفت. در حالی که برای غیر او پنج تکبیر گفته بود. مقریزی این رسم را از آن علی بن ابیطالب می داند که برای میت تکبیر به اندازه منزلت او می گفت.[۲۶۵] بعد از فوت قاضی نعمان معز در سال ۳۶۴ ق علی بن نعمان پسر قاضی را به منصب قضاوت گماشت. و به او اجازه داد تا با تتبع در شرع به دادن حکم مشغول گردد. او نیز در خانه و مسجد جلسه افتا برقرار نمود.[۲۶۶] معز که از اباحه گریهای قرمطیان ناراحت بود نامه ای به حسن قرمطی نوشت و در آن از خونریزی ها و اسیر کردن زنان و مردان توسط آنها شکایت می کند. او از قرمطی می خواهد که به جبران مافات بپردازد و یا اینکه منتظر عذاب آخرت باشد.[۲۶۷]
شریعت در سخنان جوهر سردار فاطمی: جوهر سردار فاطمیان در هنگام فتح مصر بود. او بعد از فتح مصر در سخنرانی ها و خطبه های مختلفی داشت که وعده استقرار دوباره سنت حقیقی پیامبر (ص) با مسوولیت اصلی خاندان او می داد.[۲۶۸] این سردار معز، در نامه ای به مردم مصر امان نامه ای نوشت: ….. در طاعت او که نگهدارتان از معصیت است شتاب نمایید …. (امیرالمومنین معز) فریضه حج را که تعطیل شده است، بار دیگر برپا بدارد … با ترمیم مساجد شما و پاکیزگی و مفروش کردن آنها و حقوق و مواجب دادن به مؤذن و خادمان آن و ائمه جماعات مساجد اقدام نموده … و آن سان که او (معز) عقیده دارد کار را به انجام برسانم تا اسلام سنت یگانه و شریعت پیروی شده ای باشد و شما چنان گذشته آگاهانه به ادای فرایض بپردازید و برای آن در مساجدتان اجتماع کنید؛ آن گونه که پیشینیان امت از صحابه و تابعان و فقیهان شهرها، احکام را بر اساس مذاهبشان جاری می کردند. همچنین اذان، نماز، روزه ماه رمضان و عید فطر و زکات و حج و جهاد را بر اساس دستور خدای عزّوجل در قرآن و سنت پیامبرش جاری سازید.[۲۶۹] حضور در نماز جمعه اهمیت زیادی نزد فاطیمان داشته است. به نحوی که جوهر در هنگام فتح مصر، در تاریخ ۲۰ شعبان سال ۳۵۸ در جامع عتیق قاهره برای نماز جمعه حاضر گشت.[۲۷۰] او در ماه جمادى الاولى سال ۳۵۹ ق جوهر به مسجد جامع ابن طولون رفت و به مؤذن دستور داد که در اذان خود (حى على خیر العمل) بگوید. او نخستین کسى بود که در مصر این جمله را در اذان گفت. پس از آن در جامع عتیق هم همین جمله را در اذان گنجانید و در نماز بسم الله الرحمن الرحیم را بلند خواند.[۲۷۱] جوهر در هنگام حضورش در قاهره، بعد از اتمام ماه مبارک رمضان عید فطر را بر اساس حساب عددی که مبتنی بر علم نجوم است اعلام نمود و عید گرفت. او در قاهره نماز عید را خواند در حالی که اهل مصر که سنی بودند، با او نماز نخوانده و فردای آن روز در جامع عتیق نماز عید خواندند.[۲۷۲] در این باره در پاورقی اتعاظ در باب نظر فاطمیان به نقل از «المجالس المستنصریه» این گونه آمده است: آنچه مقتضی این مذهب شریف است این است که دخول در ماه رمضان و خروج از آن به دو چیز اثبات می شود: رویت و حساب با هم، این دو مثل ظاهر و باطن می مانند. زمانی که یکی از این دو مشکل شد، به دیگری رجوع می شود. به همین دلیل است که در این بحث احتیاج به امام پیدا می شود چون که به وسیله او حقیقت کشف می شود. رویت هلال مثل ظاهر است چون مشاهده می شود و حساب عددی مثل باطن است چون امری معقول می باشد. شیوه حساب نیز بدین گونه است که از ابتدای سال اعمال می شود و در هنگامه ماه رمضان، طلوع هلال دیده می شود. اگر حساب و رویت موافق هم بودند، ظاهر و باطن اتفاق نظر پیدا کردند و اشکال از بین رفته، ولی اگر بر مبنای حساب رمضان بود اما هلال رویت نشد می فهمیم که در مسیر رویت آن اخلال پیش آمده است. جوهر همچنین اصلاحاتی دینی در نماز جمعه انجام داد. به طور مثال گفتن تکبیر بعد از نماز جمعه را زائل کرد و قرائت سوره الاعلی را در نماز جمعه ممنوع نمود.[۲۷۳] در بین اصلاحاتی که جوهر انجام داد، اخذ مالیات های غیر قانونی نیز پایان یافت. همچنین در بین این امور مقدار فطریه ماه مبارک رمضان نیز بر طبق سنت پیامبر و اهل بیتش معین گشت.[۲۷۴] نقل شده که جوهر بعضی از قرامطه را که افعال ناشایست از ایشان سر زده بود مانند کندن حجرالاسود و دیگر کارهای خلاف، در مصر به سیاست (قتل) رسانید.[۲۷۵]
العزیز بالله ۳۸۶ هـ .ق: عزیز ساخت مسجد جامع قاهره را شروع کرد. او به طور مرتب روزهای جمعه ماه رمضان به مسجد می رفت و نماز جمعه را به جماعت برگزار می کرد.[۲۷۶] همچنین او نیز در عید فطر و قربان به اقامه نماز عید و ایراد خطبه می پرداخت.[۲۷۷] یکی دیگر از کارهایی که خلفای فاطمی به خصوص عزیز انجام می داد، ارسال کاروان حجاج به مراسم حج تمتع به همراه پوشش خانه خدا بود.[۲۷۸] روزگار حکومت عزیز آغاز برنامه های آموزشی نسلی آشنا به نظام فقهی فاطمیان بود که به تدریج جایگزین نظام فقهی رایج در مصر مانند مذهب مالکی می شد.[۲۷۹] او با تشویق برگزاری مناظره بین مسلمانان و مسیحیان، از مجازات کسانی که مرتد شده اند، خودداری می کرد. اینها همه شاید بدین دلیل بود که همسر او نصرانی بود. احتمالا در مذهب فاطمی ازدواج دائم با اهل کتاب (بر خلاف فقه امامیه) جایز بوده است. همچنین با بر قرار ساختن رسم پرداخت مقرری ثابت برای کارمندان دولت، گرفتن هرگونه رشوه و هدیه را ممنوع ساخت.[۲۸۰] او نیز مانند اجدادش به عید قربان اهمیت می داد. به همین روی در روز عید قربان مراسم بیعت مردم با او با اعلان خبر وفات پدرش المعز برگزار شد. نزار سواره به مصلی رفت و با مردم نماز خواند و با ایشان دست به دعا برداشت.[۲۸۱] در پی جنگ ها و تهاجماتی که توسط لشگر بیزانس برای حکومت فاطمیان ایجاد شده بود، العزیز بالله فرزند و جانشین المعز در سال ۳۷۷ هجری به دنبال برقراری صلحی موقت و هفت ساله با آنان برآمد. در این بین یکی از شرایط العزیز برای امضای صلح نامه امکان برگزاری نماز جمعه در مساجد بود که به امپراتوری بیزانس اعلام شد.[۲۸۲]
الظاهر لاعزاز دین الله (۴۲۷ه): در زمان حکومت ظاهر داعیان ملزم بودند دعائم الاسلام و کتاب فقهی ابن کلس در مذهب اهل بیت را تدریس کنند و بخشهایی از آن را حفظ کنند. او داعیان را وادار کرد که مردم را به حمایت از کتاب «دعائم الاسلام» قاضی نعمان و کتاب المختصر فقهی وزیر «ابن کلس» فرا خوانند.[۲۸۳] داعیان موفق در این طرح جایزه دریافت می کردند.[۲۸۴] تعزیز فقهای اسماعیلی با اعطا صله امری بود که در غیر این مورد نیز از ظاهر نقل شده است.[۲۸۵] اما در سال ۴۱۶ ق فقهای مالکی را نفی بلد نمود.[۲۸۶]
الحافظ لدین الله (۵۴۴ه): در زمان حافظ، او چند تن از امرای نظامی را به وزارت خود گماشت. یکی از این امرا، سنی مذهب و نامش رضوان بود. او در صدد برآمد که به بهانه ای حافظ را از خلافت عزل کند. اما چون نمی خواست این کار به زور انجام پذیرد فقهای شریعت اسلامی از مذاهب گوناگون را جمع کرد تا به نحوی از آنها حکم عزل حافظ را بگیرد. فقیه اول که سنی مذهب بود گفت که خلیفه را جز با شرایط فقهی از فقه اهل سنت، نمی توان خلع نمود و فقه اهل سنت اگرچه از بعد نظری چنین کاری را روا می دارد اما وقتی خلیفه ای بر مسند خلافت تکیه زده، به دشواری می توان راه کاری عملی برای خلع او یافت. فقیه اثنی عشری نیز با این توجیه که چون حافظ از نظر او مشروعیتی ندارد، تا خلعش ضرورت پیدا کند؛ (یعنی خلافت او چون اعتبار شرعی نداشته، نمی تواند موضوع یک فتوای فقهی قرار گیرد) از دادن حکم خودداری کرد. و در نهایت فقیه اسماعیلی هم گفت که چون خلع او به معنای دروغ بودن تصدیق اولیه اوست، نمی توان او را خلع کرد.[۲۸۷]
عاضد لدین الله: بعد از به وزارت رسیدن صلاح الدین در دوران عاضد ، به مرور به دست صلاح الدین نشانه های فقهی کلامی فاطمیان در قاهره حذف شد. صلاح الدین ابتدا جملات «حی علی خیر العمل و محمد و علی خیر البشر» را از اذان حذف نمود. اندک زمانی بعد به تغییر در خطبه نماز جمعه روی آورد. سپس مدارسی سنی (شافعی) تاسیس و قضات شیعی را برکنار کرد و در نهایت مجالس الحکمه را که محلی برای تحصیل فقه و اعتقادات اسماعیلی بود، تعطیل کرد.[۲۸۸]
۳-۲ نقش قاضی نعمان در بسط و تدوین فقه اسماعیلی
نام او «ابو حنیفه نعمان بن منصور بن احمد بن حیّون تمیمی مغربی» معروف به «قاضی نعمان» است، در حدود سال ۲۹۲ هجری قمری به دنیا آمد. ایشان در یک خانواده دانشمند زندگی می کرد، سنّی بود و مذهب مالکی داشت، اما پس از تحصیل علم به مذهب اسماعیلی درآمد. در سال ۳۱۳ هجری قمری به خدمت عبدالله مهدی امام فاطمی درآمد. قاضی نعمان در تاریخ ۲۹ جمادی الثانی سال ۳۶۳ هـ (۲۷ مارس سال ۹۷۴ مـ) در قاهره درگذشت. مراسم تدفین قاضی نعمان را شخص امام معز (ع) هدایت کرد و بر او نماز گزارد. از زندگانی او چندان با خبر نیستیم. شاید وجود خود را وقف مطالعات تشریعی و تالیف کتابهای متعدد خود کرده باشد. در مورد او به حق چنین گفته اند که قانون گذار بزرگ فاطمیان بوده است.[۲۸۹] ابن زولاق در کتاب اخبار قضاه مصر قائل است که قاضی نعمان در غایت فضل، اهل قرآن و عالم به معانی آن و عالم به تمام وجوه فقه و علم اختلاف الفقها است.[۲۹۰] او که منصب قاضی القضاتی را به عهده داشت همراه امام فاطمی در روزهای جمعه و دو عید مهم مسلمین (فطر و قربان) به منبر میرفت.[۲۹۱] گستردگی آثار قاضی نعمان و تسلط او بر ابواب گوناگون فقهی، نشان دهنده اهمیت این شخص است که نه تنها در زمانه خود، بلکه تا به امروز در میان اسماعیلیه چهره شاخص علم فقه می باشد. چهره ای که تاریخ اسماعیلی دیگر شاهد فرد دومی در حد و اندازه او نبوده است. و کسانی که بعد از او دستی در آتش فقه و شریعت داشته اند بر سر سفره او مهمان هستند. قاضی نعمان زیر نظر امام فاطمی با اصل قرار دادن قرآن و با کمک احادیث به استنباط احکام فقهی پرداخته به نحوی که بعدها علمای دعوت اسماعیلی از کتب او بسیار استفاده نمودند. به طور مثال شیخ ابراهیم سیفی با استفاده از باب النکاح دعائم، کتاب «النجاح فی معرفه احکام النکاح» را نوشت.[۲۹۲] دکتر مصطفی غالب نویسنده اسماعیلی معاصر درباره قاضی می‏گوید: قاضی نعمان به مذهب اسماعیلیه خدمات شایانی کرده است و او در متمرکز ساختن دعوت اسماعیلیه نقش بسیار داشته است و او زبان گویای امام می‏باشد و شایسته است بر عرش دعوت علمی اسماعیلیه قرار بگیرد و این زعامت را فرزندانش از او به ارث ببرند».[۲۹۳] ابن خلّکان درباره او می نویسد: احد الائمه الفضلاء المشار الیهم ذکره الامیر المختار المسبحی فی تاریخه فقال: کان من اهل العلم والفقه والدین والنبل علی ما لامزید علیه.[۲۹۴]مقریزی می گوید که غور و تتبع در شرع و احکام دین در زمان فاطمیان بر عهده قاضی القضات همچون قاضی نعمان بوده است.[۲۹۵] نوشته های قاضی نعمان چونکه بعد از تالیف به تصویب امام فاطمی معز رسیده بود، بعدا حکم نوعی قانون اساسی برای دولت اسماعیلی پیدا کردند. همچنین فقه به عوض آنکه سنت شخصی علما باشد، از این پس در آثار قاضی نعمان قابل حصول و دسترسی برای همه بود. مذهب فقهی اسماعیلی نیز در طرح و توصیف روشمندانه قاضی در ساحت فقه، با مذاهب فقهی رقیب مانند مالکی و … برابری می کرد. [۲۹۶]با ترویج آثار قاضی نعمان توسط معز مردم تحت حکومت او متقاعد گشتند که علی رغم شایعات و کنایات مختلف، قانون و فقه اسماعیلی نیز وجود دارد و در این زمانه باید از آن پیروی کرد. بنابراین تبلیغات عباسیان درباره اسماعیلیان که آنها فاقد قانون و شریعت هستند، باطل و بدور از حقیقت درآمد و منحصر به رفتار و منش قرمطیان شد.[۲۹۷] آثاری که قاضی نعمان در زمینه فقه و … نوشته بود، همیشه دست کم نیمه عمومی تلقی می شد. بدین معنا که در بیشتر آثار او رویکرد تاویلی خاص اسماعیلی دیده نمی شود. مثلا در فقه او ابتدا مجموعه ای از احادیث امامان شیعه تا خود امام جعفر صادق (ع) را فراهم آورده که چیزی از دوره بعد نیامده است. این کتاب که نامش ایضاح بود از منابع مشترک شیعی از جمله منابع شیعه زیدی استخراج شد. به همین روی فقهی که قاضی عرضه کرد، به جای آنکه رنگ و موضع خاص اسماعیلی داشته باشد، اصل و سرچشمه شیعی داشت و به همین خاطر سبب رنجشی در میان جامعه شیعی به طور کلی نگشت و برای فقهای شیعه نا آشنا نبود.[۲۹۸] وحتی باعث شد در زمانهای بعدی گروهی از مورخین و فقها تا به امروز قاضی نعمان را به خاطر همین رویکردش شیعه اثنی عشری بدانند. و شاید دلیل مخالف نبودن فقه اسماعیلی با سرمنشاء شیعیاش، رویکرد باطنی اسماعیلیه در همه علوم و امور بود. آنها چون چنین رویکردی داشتند هیچ گاه فقه برایشان در اولویت نبود. و اگر در دوره فاطمی روی به آن آوردند، شاید از سر ضرورت و نوعی تقیه نسبت به کلیت جامعه اسلامی بود. شاهد این مطلب این است که بعد از قاضی نعمان و آثار فقهی ای که به فقه امامیه نیز نزدیک بود، دیگر فقیه ممحز و گرانسگی در طول تاریخ اسماعیلیه و در میان تمامی انشعاباتش پیدا نشد. قاضی نعمان قائل است که خدای عزوجل در کتابش فرایضی را بر ما واجب ساخته است. پس آیا کسی حق دارد که فریضه ای را که خداوند بر آن تاکید کرده است، از کتاب خدا ساقط کند؟ آیا کسی می تواند یکی از فرایض را ترک کند بدین دلیل که بر فرایض دیگر تاکید و سفارش شده است؟ چنین چیزی را هیچ دانا و نادانی نمی گوید، و ما نشنیده ایم که هیچ یک از مردمان چنان پنداشته باشند یا بدان اشارتی رفته باشد.[۲۹۹] او قائل بود که بدون امامی که عالم به معانی ظاهر و باطن شریعت است و اسرار الهی را آگاهی دارد، مردم ناتوان در حصول معنای شریعت در بین خودشان خواهند بود.[۳۰۰] قاضى نعمان که عالى ترین مقام قضایى دولت فاطمى، یعنى قاضى القضاتى را نیز بر عهده داشت، به شیوه منظم، احادیث فقهىِ کاملا موثق و تثبیت شده اى را که از اهل بیت روایت شده بود جمع آورى کرد و براى این کار با توجه به این که اسماعیلیان خود در آن زمان مجموعه هایى حدیثى نداشتند، از آثار کلینى و دیگر محدثان پیشین امامیه استفاده کرد. فقه اسماعیلى که در خطوط کلى با فقه امامى توافق دارد، امتزاجى است از معتقدات شیعى، به خصوص آنچه مربوط مى شود به نظریه امامت، با مفاهیم فقهى دیگر مسلمانان. اسماعیلیان دوره فاطمى و بعد از آن، هماهنگ با شیعیان امامى، از آنجا از مکتب هاى فقهى اهل سنت جدا مى شوند که تنها آن احادیث و سنتهاى نبوى اى را قبول دارند که از طریق امامانشان از اهل بیت نقل و روایت شده است. مضافاً، آنها احادیثى را هم که از امامان مورد قبولشان نقل شده است، پذیرا هستند. احادیثى را که قاضى نعمان نقل کرده، از حضرت محمد(ص)، على بن ابیطالب(ع) و پنج امام بعدىِ جانشین آن حضرت است، ولى اکثر آنها از امام محمد باقر(ع) و امام جعفر صادق(ع) روایت شده اند و جالب آن است که قاضى نعمان معمولا احادیثى را از امامان اسماعیلىِ بعد از امام صادق(ع) که در اصل، سرچشمه فقه اسماعیلى است، روایت نمى کند. از سوى دیگر، قاضى نعمان آرا و فتاواى علویانى را که نه اسماعیلیان و نه شیعیان امامى آنها را به امامت نمى شناسند، بر اساس اسناد زیدى نقل کرده است. قاضى نعمان همچنین سعى داشته است تا میان اصول عقائد اسماعیلى و معتقدات مذهب فقهى مالکىِ رایج در شمال آفریقا تا حدى آشتى بدهد، تا از انزواى مخاطره آمیز اسماعیلیان به عنوان یک طبقه حاکم در وسط محیطى عمدتاً غیر اسماعیلى کاسته شود.در هر صورت، کوشش هاى فقهى قاضى نعمان با تدوین کتاب دعائم الاسلام به اوج خود رسید. این کتاب را المعزّ با دقت خواند و از آن زمان به عنوان قانون نامه رسمى فقهى اسماعیلیه مورد استفاده دولت و نظام قضائى فاطمى قرار گرفت. قاضى نعمان که همراه المعزّ به مصر رفت و در آنجا در سال ۳۶۳ هجرى وفات کرد، پایه گذار خاندان معتبرى از قضاتِ دولت فاطمى نیز بود. پس از او تحول و تکامل مهمى در فقه اسماعیلى پیدا نشد و همان تعالیم همچنان ادامه پیدا کرد. از زمان تدوین فقه اسماعیلى، در مجالس مخصوصى که در مساجد عمده قاهره، مانند الازهر و الحاکم، بعد از نماز جماعت، در روزهاى جمعه تشکیل مى گردید، این تعالیم براى همگان وصف مى گردید. در دولت فاطمى مسئولیت امور ظاهر و باطن، تحت نظارت مستقیم و نزدیک امام، معمولا با یک نفر بوده که در آنِ واحد، مقامات و مناصب «قاضى القضاه» و «داعى الدعاه» را در اختیار داشته است. بهترین نمونه چنین فردى خود قاضى نعمان است که به عنوان قاضى القضاه قانون نامه رسمى دولت اسماعیلى فاطمى را در کتاب دعائم الاسلام تدوین کرد و همزمان با تأیید و راهنمایى امام به عنوان داعى الدعاه مجموعه دیگرى را در این راستا به نام تأویل الدعائم گردآورى کرد. اصول باورهاى فقهى اسماعیلى در دستگاه قضائى دولت فاطمى به کار بسته مى شد و به این ترتیب، شریعت به صورتى که فقه اسماعیلى آن را تفسیر مى کرد، مبانى شرعى زندگى روزمره مسلمانان تحت خلافت فاطمیان را به وجود مى آورد. اما قانون نامه شرعى اسماعیلى هنوز در آن زمان، جدید بود و دستورها و احکام آن را مى باید براى اسماعیلیان و نیز دیگر مسلمانان توضیح مى دادند. این امر با تشکیل منظم مجالس تعلیمى عمومى که در ابتدا، توسط قاضى نعمان در روزهاى جمعه، بعد از نماز ظهر، که عده کثیرى براى برپایى نماز جمعه گرد هم مى آمدند، دائر مى شد، انجام مى پذیرفت. قاضى نعمان در این جلسات از آثار فقهى خویش، به خصوص دعائم الاسلام، استفاده مى کرد. بعضى از تقریرات قاضى نعمان که براى مجالس الحکمه تهیه شده بودند، بعدها در کتاب تأویل الدعائم او جمع آورى گردید که متمم باطنى مجموعه فقهى ظاهرى او، یعنى دعائم الاسلام، محسوب مى شود. این سنن و مجالس تعلیمى عمومى و محرمانه در تمام دوره فاطمى تداوم یافت و سپس توسط داعیان طیّبى در یمن نیز مراعات گردید.[۳۰۱]
۳-۲-۱ آثار و آراء فقهی قاضی نعمان
آثار فقهی قاضی نعمان که در طول حیات خود نگارش نمود، بدین شرح است:[۳۰۲]
کتاب الایضاح
مختصر الایضاح
کتاب الاخبار فی الفقه
مختصر الاثار فیما روی الائمه الاطهار
الاقتصار
القصیده المنتخبه
دعائم الاسلام فی ذکر الحلال و الحرام و القضایا و الاحکام
کتاب منهاج الفرائض
کتاب الانفاق و الافتراق
المقتصر
کتاب الینبوع
در این بخش به بررسی مهمترین آثار فقهی قاضی نعمان که تاثیر گذاری بیشتری در جامعه فاطمی داشته است، می پردازیم.
نخستین کتاب فقهی قاضی نعماننخستین و مفصّل‌ترین کتاب قاضی نعمان بن محمد بن حیّون تمیمی (متوفی ۳۶۳) در زمان حکومت المهدی فاطمی (۲۹۷ـ۳۲۲)، پس از سال ۳۱۲ ق ، تألیف شد و قاضی آن را الایضاح نامید. او این کتاب را در ۲۲۰ باب تنظیم کرده و در آن احادیث فقهی را به روش مقبول و رایج ، با ذکر اسناد آن آورد. وی از این کتاب چند تلخیص تهیه کرد و در آن‌ها سلسله راویان و جزئیات دیگر را حذف نمود.سه کتاب دعائم الاسلام ، الاخبار ، و الاقتصار ، از جمله تلخیص‌های کتاب الایضاح است که اولی از همه مهم‌تر و مراجعه به آن بیش‌تر است. علمای امامیه نیز به این کتاب، به دلیل شمول آن بر احادیث ائمه تا امام جعفر صادق و دقت و امانت علمی، التفات دارند.قاضی نعمان با سرودن قصیده ای چگونگی شکل گیری اولین کتاب فقهی خود الایضاح را توضیح می دهد.
و کنت قد جمعت عن آبائه فی الفقه ما أوعیت فی استقصائه
ثم تدبرت الذی جمعته فکان فیه کل ما أردته
لو کان مبسوطا علی التالیف منتظم التلخیص و التصنیف
لکنه جاء علی الروایه مختلط الوجوه فی الحکایه
و جاء فی خلالها اختلاف بین الرواه إذ هم أخیاف
و کل هذا فله سبیل علیه من شاهده دلیل
و کنت قد بسطته بنظمه و شرح ما علمته من علمه
فی کتب جامعه شریفه مشبعه موعویه طریفه
کل کتاب جمعه ابوابه و کل باب الفت اسبابه
حکیت فیها علل اختلافهم حکایه المحتج لائتلافهم
و جئت بالشاهد و البرهان لثابت القول مع التبیان
من بعد ذکری عند کل مسأله ما جاء فیها باختلاف النقله
بذکر نقلها من الکتاب نصا و بالإسناد و الانساب
بغیر ما رأی و لا قیاس إلاعلی المثبت فی الاساس
فکملت فی مائتی الکتاب تزید عشرین علی الحساب[۳۰۳]
قسمتی که از کتاب الایضاح باقی مانده است، در باره نماز است و در آن قاضی نعمان احادیثی را پیرامون فضیلت نماز، نماز های پنجگانه و تعداد رکعات، آنچه از ثواب نماز امید می رود، ابواب اذان و اقامه، ابواب مساجد، ابواب امامت، ابواب نماز جماعت، ذکر برخی فضایل پیرامون صفوف نماز و ابواب صفات نماز و سنت های آن آورده است. در فروعات فقهی ذکر شده هر جا اقوال مختلفی بوده ذکر شده است و آن بخش با عبارت «اختلف الرواه عن أهل البیت …» شروع شده است. آن طور که معلوم است دیگر کتب قاضی تلخیص این کتاب مهم او بوده اند که هم اکنون فقط همین باب آن یافت شده است. طبق تحقیقی که محقق کتاب نموده است، احادیثی که مورد توجه قاضی نعمان بوده اند همه در کتب معتبر شیعی همچون کافی، تهذیب، من لا یحضره الفقیه، اختیار معرفه الرجال، علل الشرایع، بحارالانوار، فقه الرضا، الاستبصار، ثواب الاعمال، مستدرک الوسائل و دیگر کتب آمده اند.[۳۰۴] که این امر نشان دهنده اهمیت کار قاضی نعمان می باشد.

یک مطلب دیگر:
بررسی عوامل موثربر توانمند سازی کارکنان اداره کل آموزش فنی وحرفه ای ...

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.