فرار از دین

دانلود پایان نامه

9- ابراء از دینی که سبب آن ایجاد شده نافذ است.
10- ابراء به قصد فرار از دین در برابر طلبکاران قابل استناد نیست.
11- علم اجمالی به موضوع ابراء کافی است (ماده 216 ق.م) زیرا هدف ابراء گذشت و ارفاق است.
12- ابراء یکی از کسانی که در مورد پرداخت طلب مسئولیت تضامنی دارند، باعث ابراء همه آنان است، مگر اینکه معلوم شود مقصود اسقاط رجوع و اقامه دعوی بر شخص معین است(کاتوزیان ،1384 :499 و 450)
2-1-2-2. مستنبطات ماده 806 ق.م(بخشش دین)
همانگونه که قبلا بیان شده ماده 806 ق.م بخشش دین را اینگونه تعریف کرده : هرگاه داین ، طلب خود را به مدیون ببخشد حق رجوع ندارد.این تعریف، مفهوم «هبه طلب به مدیون» را به ذهن می رساند، ولی نیاز به تحلیل دارد تا اشاره هایی که در آن است توضیح داده شود :
1-هبه طلب،جزء حقوق تبعی است . نفوذ آن متکی به وجود ذمه ای است که سبب آن وجود داشته باشد.
2-هبه ، عقد است و با توفق طرفین به انضمام قبض واقع می شود و هر دو طرف سهمی در تشکیل دارند .
3-هبه از عقود عینی است یعنی قبض در آن شرط است . موضوع هبه طلب ، حق دینی است نه عینی که مقصود تملیک حق دینی است و منجر به سقوط قرارداد می شود .
4-در هبه طلب ، واهب ، طلب خود را به تملیک متهب در می آورد که نوعی انتقال طلب صورت می گیرد اگر متهب همان مدیون باشد انتقال طلب تبدیل به مالکیت ما فی الذمه مدیون می شود و بدینگونه هبه طلب منجر به سقوط تعهد خواهد شد. اثر مستقیم و موضوع انشاء واهب ، جابه جایی حق است نه اسقاط حق (کاتوزیان ، 1390 ، ص360 ) دلیل ملتزم شدن واهب ، از بین رفتن موضوع آن همراه با تحقق تملیک است و نباید آن را به ماهیت عمل حقوقی منسوب کرد (همان )
5-هبه طلب اکراهی ، غیر نافذ است .
6-وصیت به هبه طلب نیاز به قبول موصی له دارد .
7-اراده طلبکار ممکن است به عنوان بخشش طلب به مدیون در قالب معاطات و دادن سند طلب صورت گیرد.
8-شرط عوض در هبه طلب صحیح است .
9-هبه طلب به قصد فرار از دین غیر نافذ است
10-اصح آن است که علم تفضیلی در بخشش طلب لازم است
11-هبه طلب در مسئولیت تضامنی در حکم ایفای پرداخت است متهب به عنوان قائم مقام طلبکار خواهد بود . مصداق هبه طلب در مسئولیت تضامنی همان انتقال حق مالک به غاصب است ( ماده 321 ق.م)
2-2.مقایسه ماهوی و حکمی ابراء و بخشش دین
موارد عمومی و مشترک ابراء و هبه طلب در فصل قبل اشاره شده و در این مبحث به تشریح موارد افتراقی و مسائل شبهه برانگیز خواهیم پرداخت.
تملیک قطعی و بدون عوض به دیگران را که خالی از قصد قربت باشد هبه مجانی می گویند. اساسا هبه مانند بیع از اسباب تملیک است نه اسقاط و از عقود به شمار آمده و به قبول نیاز دارد. دو نوع هبه مطرح است هبه عین و هبه دین.هبه عین با ابراء ارتباطی ندارد؛ زیرا ابراء در مورد اعیان نیست، همچنان که هبه دین به غیر بدهکار نیز به ابراء ربطی ندارد؛ چون ابراء،اسقاط ذمه بدهکار است نه غیر او. هبه دین تنها در موردی که بدهی به خود بدهکارهبه شود اثر ابراء را دارد؛ اگر چه در صحت این مورد بین فقیهان اختلاف نظری وجود ندارد.
با بیان فوق، فرق هبه مجانی با ابراء مشخص می شود؛زیرا مدلول هبه تملیک است که در آن مالی از ملک انسان خارج می گردد و در حیطه ملکیت دیگری وارد می شود، در صورتی که ابراء اسقاط است و فقط باعث اخراج از ملک می گردد. از طرفی دیگر هبه به عین خارجی اختصاص دارد و به صورت مجازی در مورد دین به کار می رود، در حالی که ابراء به ذمه اختصاص دارد. فرق سوم این است که هبه،مشروط به عدم قصد قربت است، با وجود قصد قربت دیگر هبه نخواهد بود، بلکه صدقه محسوب می شود، در حالی که ظاهرا ابراء،مشروط به عدم قصد قربت نیست. البته فایده هبه دین همان فایده ابراء است که سقوط دین باشد، ولى سقوط دین در هبه به دلالت التزامى است ولى در ابراء، به دلالت مطابقى مى باشد و این نیز فرق دیگرى است که بین آنها وجود دارد.
در این گفتار به تشریح موارد فوق خواهیم پرداخت:

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منابع و ماخذ تحقیقعدالت رویه ای