فارسی باستان

* فرخان: بیت الأصدِقاء، وتد یازدهم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: در احکام نجوم سنتی، وتد و خانه یازدهم، «بیت‌الأصدِقاء» نام دارد (دهخدا؛ بهار، ۱۳۷۵: ۱۰۵). نام تنجیمیِ این خانه را در پهلوی Farroxān به معنی «نیکبختان» است. در تنجیم سنتی، میخ یازدهم، خانه دوستان (Friends)، اعمال نیک (Good deeds) و فوائد (benefits) است که معادل آنها در لاتین به ترتیب Amici، Beneficia و Benefactaque نام دارد (مکنزی، ۱۹۶۴: ۵۲۶؛ اسنودگراس، ۱۹۹۷: ۹-۱۰). در بندهشن، از آنجا که بحث اوتاد، در تشریح زایچه کیهان مطرح شده است و در این زایچه، برج سرطان، در وتد طالع (وتد اول) واقع است، برج گاو نیز در «میخ فرّخان» جای دارد. بنا بر التفهیم (بیرونی، ۱۳۵۲: ۴۳۰)، دلالتهای ویژه مولودان برای این وتد عبارتند از: «امید و سعادت و دوستان و دشمنان دشمن و کارهای آن جهانی و ستودن و سپاس و دوستی زنان و عشق و جامه و عطر و زینت و تجارت و عمارت». (برای توضیحات بیشتر رک. Mēx)
ریشه شناسی: این واژه مرکب است از: farrox + پسوند نسبت -ān . به عقیدۀ نیبرگ (۱۹۷۴: ۷۴) واژه farrox برگرفته از ایرانی باستان (یکی از گویشهای مادی) *farnahvā- حالت فاعلی *farnahvant- برابر با اوستایی xʷarənahvant- مشتق از xʷarənah- از فعل xʷarrah- می‌باشد؛ سانسکریت: مشتق از ستاک svár- «درخشش» (مونیرویلیامز، ۱۹۶۰: ۱۲۸۱) + پسوند -vanta «دارایِ»؛ اوستایی: xʷarənahvant- «فرهمند» (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۷۴)؛ فارسی باستان: (از زبان مادی) *farnahvant- (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۷۴)؛ فارسی میانه: fraxvān (بهار، ۱۳۴۵: ۱۲۷؛ بهار، ۱۳۷۵: ۱۰۵)؛ farroxān (مکنزی، ۱۹۶۴: ۵۲۶)؛ از واژه farrox [plhw’ | M prwx] «فرخ، نیکبخت» (مکنزی، ۱۳۷۳: ۳۲)؛ فرَّخان یعنی «خوشبختان» (تقی زاده، ۱۳۱۶: ۳۲۹)؛ فارسی میانه ترفانی: [prwx] (مکنزی، ۱۳۷۱: ۳۲)؛ فارسی میانه اشکانی ترفانی: از [frwx] (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۷۴)؛ پازند: از frōx (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۷۴)؛ فارسی نو: فرخان؛ معادل انگلیسی: benefits از لاتین benefactaque (اسنودگراس، ۱۹۹۷: ۹-۱۰)؛ Beneficia (مکنزی، ۱۹۶۴: ۵۲۶)؛ معادل عربی: بیت‌الأصدِقاء.
§§§
Frazandān [przndˀn’ | Av. fra-zantaii- | Paz. frazand]
(احکام بروج: اوتاد)
* فرزندان: بَیتُ‌الوَلَد، وتد پنجم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: در احکام نجوم سنتی، وتد خامس، که خانه پنجم است، «بَیتُ الوَلَد» نام دارد (دهخدا؛ بهار، ۱۳۷۵: ۱۰۵). نام تنجیمیِ این خانه را در پهلوی Frazandān به معنی «فرزندان» است. در تنجیم سنتی، میخ پنجم، خانه فرزندان (Children) و نوادگان (Offspring) است که معادل آنها در لاتین به ترتیب Filii و Nati نام دارد (مکنزی، ۱۹۶۴: ۵۲۶؛ اسنودگراس، ۱۹۹۷: ۹-۱۰). در بندهشن، از آنجا که بحث اوتاد در تشریح زایچه کیهان مطرح شده است و در این زایچه، برج سرطان، در وتد طالع (وتد اول) واقع است، برج کژدم نیز در «میخ فرزندان» جای دارد. بنا بر التفهیم (بیرونی، ۱۳۵۲: ۴۲۹)، دلالتهای ویژه مولودان برای این وتد عبارتند از: «فرزندان و دوستان و کسوت و شادی و کسب و اندک و ذخیره ها و مال و پدران و آنچ از مردم از پس مرگ گویند». (برای توضیحات بیشتر رک. Mēx)
ریشه شناسی: این واژه مرکب است از frazand + پسوند نسبت -ān . واژه frazand که معادل آن در اوستایی عبارت است fra-zantaii- که صفت مفعولی از ریشه *frazan- در اوستایی است؛ هند و ایرانی آغازین: از ریشه *pra-j́anH- (لوبوتسکی، ۲۰۰۹: ۵۲)؛ سانسکریت: از prajanta- «زاده شده» صفت مفعولی از ریشه prajan- «زاده شدن» (مونیرویلیامز، ۱۹۶۰: ۶۵۸)؛ اوستایی: مشتق از fra-zantaii-, fra-zainti- «فرزند» از ریشه zan- «زادن» (رایشلت، ۱۹۱۱: ۲۴۶)؛ فارسی باستان: مرتبط با zana- «انسان، مردم» (کنت، ۱۹۵۳: ۲۱۱)؛ فارسی میانه: Frazandān (تقی زاده، ۱۳۱۶: ۳۲۸؛ بهار، ۱۳۷۵: ۱۰۵-۱۰۶؛ مکنزی، ۱۹۶۴: ۵۲۶)؛ از frazand [prznd] «فرزند» (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۷۸)؛ فارسی میانه ترفانی: از [przynd] (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۷۸)؛ فارسی میانه اشکانی ترفانی: از [frzynd] (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۷۸)؛ فارسی میانه کتیبه ای: از [plcnd] (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۷۸)؛ پازند: از farzand, frazand (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۷۸)؛ فارسی نو: فرزندان؛ معادل انگلیسی: Offspring از لاتین Nati (اسنودگراس، ۱۹۹۷: ۹-۱۰)؛ Children از لاتین Filii (مکنزی، ۱۹۶۴: ۵۲۶)؛ معادل عربی: بَیتُ الوَلَد (بهار، ۱۳۷۵: ۱۰۶).
§§§

یک مطلب دیگر:
پایان نامه دربارهارزیابی اثربخشی

frāz-waštan [prˀc wštn’]
(نجوم: سیارات)
* فراز گشتن: پیشروی کردن (جرم آسمانی)، استقامت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: (رک. rawišn)
ریشه شناسی: (رک. ward-, waštan)
§§§
G