شهریور ۳۰, ۱۳۹۹

عوامل مؤثر بر نگهداری موجودی‌های نقدی توسط شرکتها

 

لوتی و مارکوسی[۲] به این نتیجه رسیدن که بین شرکتهای آمریکا در به کار گیری موجودی نقدی، صرفه جویی به اندازه هست(لوتی،۲۰۰۷). میرز و ماجلوف می گن که شرایط مساوی نبودن، شرکتها رو به طرف تامین مالی داخلی هدایت می کنه. مدیران ممکنه واسه دنبال کردن اهداف شخصی، موجودیای نقدی رو زیاد کنن؛ حتی اگه این عمل هم جهت با منافع سهامداران هم نباشه و در نتیجه، موجب تلف شدن منابع گردند و یا تصمیمات سرمایه گذاری بدون کارایی لازم اتخاذ کنن(مایرز،۱۹۸۴). آلمدیا و همکاران، افزایش ظرفیت شرکتها واسه به کار گیری فرصتهای سرمایه گذاری رو دلیل نگهداری موجودیای نقدی زیاد به وسیله شرکتها می دونه(آلمیدا،۲۰۰۴).

گانی و همکاران[۳] رفتار نگهداری وجه نقد رو در شرکتهای فرانسوی، آلمانی، ژاپنی، انگلیسی و آمریکایی با بهره گرفتن از داده های ۴۰۶۹ شرکت درزمان سالهای ۱۹۹۶- ۲۰۰۰ بررسی می کنن. این تحقیق بررابطه بین اهرم و نگهداری وجه نقد متمرکز شده. دلایل این تحقیق نشون دهنده وجود رابطه غیرخطی معنی دار بین نگهداری وجه نقد و اهرمه. یافته های این تحقیق هم اینکه نشون می دهد که اثر اهرم بر نگهداری وجه نقد تا اندازه ای به خصوصیات کشورها مثل تمرکز مالکیت بستگی داره(گیونی،۲۰۰۷). ازکان نتیجه گرفت که نگهداری موجودی های نقدی به وسیله شرکتها رابطه منفی با داراییهای شبه نقد و دارایی های جاری شرکتها داره. یافته های نشون دهنده اینه که شرکتها می تونن از دارایی های جاری به عنوان جانشینی واسه موجودیهای نقدی استفاده کنن. هم اینکه، به دلیل دوری از کمبود نقدینگی جهت پرداخت سودهای تقسیمی، شرکتها موجودی های نقدی بیشتری رو نگهداری می کنن.

هان و کیو[۴] نشون دادن که شرکتهای دارای محدودیت های مالی، نگهداری موجودی های نقدی خود رو در جواب به افزایش نوسانات جریانهای وجوه نقد زیاد می کنن، چون محدودیتهای مالی یه نوع رقابت و اختلاف بین سرمایه گذاریای جاری و آینده به وجود آورده، با وجود خطر جریانهای وجوه نقد آینده، باعث ایجاد انگیزه جهت اقدام واسه پس اندازه های احتیاطی می شه(هان،۲۰۰۶).
نوسانات

ارسلان و همکاران هم نگهداری موجودی های نقدی رو به عنوان وسیله ای حفاظتی در برابر نوسانات جریانهای وجوه نقد می دانند(ارسلان،۲۰۰۶).

هم اینکه طالبی نتیجه گرفت که وضعیت نقدینگی شرکتها به مقدار زیادی تحت اثر وجود فعالیت  شرکتا قرار می گیرد. ایشون هم اینکه بیان می کنه که روشای تامین مالی و مدیریت مطالبات، بر وضعیت نقدینگی شرکت تاثیردارن(طالبی،۱۳۷۷). یوسفی هم نتیجه گرفت که حساب های پرداختنی، یکی از عواملیه که  میشه بر مبنای اون، پیش بینی معنی داری از جریان وجوه نقد به عمل آورد(یوسفی،۱۳۸۰).

خالص سرمایه در گردش: مدیریت سرمایه در گردش عبارتست از: تعیین مقدار و ترکیب منابع و مصارف سرمایه در گردش طوریکه به افزایش ثروت سهام داران منجر شه(تهرانی، ۱۳۸۷،۱۷۵).

در گردش، کسب اطمینان از استفاده بهینه از منابع واسه سودآوری و بیشترین حد کردن ثروت سهام دارانه. پس سرمایه در گردش، همونجوریکه راپاپورت بیان کرده، می تونه یکی از عوامل ایجاد کننده ارزش واسه سهام داران در نظر گرفته شه. براساس دیدگاه راپاپورت، کاهش سرمایه گذاری مازاد در سرمایه در گردش، به افزایش ارزش واسه سهام داران می انجامد .

کاهش نیاز اضافی به سرمایه در گردش، بدین معناست که یه کسب وکار، دارای جریانهای نقد خروجی کمتری واسه موجودیا و بدهکاران باشه و افزایش در جریانهای نقد ورودی،  به باور ایشون، ایجاد ارزش از راه بهبود کسب وکار رو افزایش می دهد(بندر و کیت[۵]، ۲۰۰۲ ). در سطوح سرمایه در گردش، نسبت به بقیه عوامل ایجادکننده ارزش مانند ایجاد و ایجاد پیشرفت پایدار در سود، آسانتره.

در فضای اقتصاد چالشی که سازمان های بین المللی راه های جدیدی رو واسه رشد و بهبود کارکرد مالی و کاهش خطر جست وجو می کنن، سرمایه در گردش منبعی مهم واسه بهبود کارکرد مالی به حساب میاد. با این اوصاف مدیریت سرمایه در گردش فعال، نیاز اساسی توانایی سازمان واسه سازگاری در اقتصاد پرچالشه. مدیریت سرمایه در گردش، به دنبال ایجاد تعادل حساس بین حفظ نقدینگی واسه پشتیبانی از عملیات روزانه و حداکثرسازی فرصتهای سرمایه گذاری کوتاه مدته(بهارمقدم و همکاران،۱۳۹۱).
اقتصاد

سرمایه در گردش یه شرکت واسه اخذ وام، همیشه در بالاترین جایگاه توجهات اعطاکننده اعتبار قرار داره. لئوپولد بیان می کنه که  معروفیت سرمایه در گردش در پیش عموم، مثل ملاک نقدینگی و سلامت مالی کوتاه مدت، اون قدر گسترده س که با احتمال خیلی کم نیاز به جفت و جور سند و مدرک داره(میرالماسی، ۱۳۷۴).

اهمیت رو به رشد مدیریت سرمایه در گردش، دلیل شده که این موضوع به صورت یه رشته تخصصی مالی دربیاد. تحقیقات نشون می دهد که بیشتر وقت مدیران مالی صرف عملیات داخلی روزانه شرکت       می شه که خیلی راحت با عنوان مدیریت سرمایه در گردش بیان می شن. هرگونه تصمیمی که در این بخش از طرف مدیران واحد تجاری اتخاذ می شه، آثار زیادی بر بازدهی عملیاتی واحد تجاری می گذارد که موجب تغییر ارزش شرکت و در آخر ثروت سهام داران می شه. با این حال، ادبیات سازمانی به طور سنتی بر مطالعه تصمیمات تأمین مالی بلندمدت متمرکزه وپژوهشگران هم بیشتر به مطالعه در این بخش پرداخته ان. مخصوصا محققان در میان موضوعات جور واجور بیشتر به موشکافی ساختار مالی، سرمایه گذاری در دارایی های ثابت، سود سهام نقدی و ارزش یابی سهام شرکتها پرداخته ان. در حالی که سرمایه گذاری در دارایی های جاری واستفاده از منابع تأمین مالی کوتاه مدت، از شکل های جور واجور مهم ترازنامه شرکتها هستش که به نظر اسمیت(۱۹۸۰) از راه تاثیرگذاری بر سودآوری و خطر بر ارزش شرکتها اثر داره؛ اما اثر  شکل های جور واجور و به بیان دیگه، اثر مدیریت سرمایه در گردش بر ارزش شرکتها خیلی مورد توجه و بررسی نیستش.
سرمایه گذاری

فیلبک و همکاران[۶](۲۰۰۷ ) با اشاره به کاهشِ قیمت سهام شرکت آمازون دات کام در سال۲۰۰۰ ، مدیریت سرمایه در گردش کارا رو کلیدی واسه رسیدن به جریان نقدی سالم می دانند، هم اینکه اونا بر این عقیده ان شرکتهایی که راهبردهای مدیریت سرمایه در گردش ضعیفی دارن، کم کم امتیازات رقابتی و انعطاف پذیری خود رو از دست میدن. تحقیق نوروش و همکاران( ۱۳۸۵) با هدف بررسی ابعاد جدیدی از کیفیت شکل های جور واجور تعهدی مربوط ان. در همین رابطه یافته ها به سرمایه در گردش و سود، نشون می دهد که میان تغییرات سرمایه در گردش غیر نقدی و زیانهای نقدی، رابطه معناداری هست. هم اینکه از بین ویژگیهای منتخب هر شرکت(مانند اندازه شرکت، اندازه فروش، چرخه عملیاتی و نوسان در اجزای شکل های جور واجور تعهدی )، تغییرات سرمایه در گردش غیرنقدی رو می توان مثل ابزاری واسه آزمایش کیفیت سود استفاده کرد و عیار مورد استفاده در آزمایش کیفیت شکل های جور واجور تعهدی که باقی مونده های حاصل از رگرسیون میان تغییرات سرمایه در گردش و جریانهای نقدی هستن، رابطه مثبت و معناداری با پایداری سود دارن.

۲-۲-۳ رابطه بین داراییهای نقدی و انعطاف پذیری مالی

با وجود اهمیت و نقش این عامل مهم و موثر در تامین مالی، تحقیق های گذشته ی داخلی، تا الان نتونسته ان انعطاف پذیری مالی رو به شکل مناسب تعریف عملیاتی کنن و در بیشتر موارد، فقط از اون تعریفی ذهنی مثل توانایی شرکت واسه پاسخگویی در برابر رویدادهای غیرمنتظره ی آینده ارائه داده ان. در نتیجه، نبود مطالعه ی سیستماتیک در مورد انعطاف پذیری مالی در تحقیق های قبلی عجیب به نظر        نمی رسه. در مورد موضوع تحقیق در ایران تا الان پژوهشی انجام نشده، اما می توان براساس مبانی نظری موضوع به وجود رابطه میون این دو متغیر فهمید. با در نظر گرفتن مبانی نظری و گذشته ی تحقیق، انعطاف پذیری مالی به دو صورت کلی مطرح می شه؛ بعضی شرکتا تلاش می کنن تا با سیاستهای مربوط به نگهداری وجه نقد، انعطاف پذیری مالی خود رو حفظ کنن و یه سری های دیگه با یه هدف محافظه کارانه ی بدهی بر اساس داشتن ظرفیت مازاد بدهی، این سیاست رو در پیش می گیرند.

 

موجودی های نقدی همیشه درصد خیلی از دارایی های شرکتها رو به خود اختصاص داده ان. این رقم در شرکتهای آمریکایی برابر با ۸ درصد کل دارایی ها(کیم،۱۹۹۸) و در شرکتهای انگلیسی برابر ۹ درصد از دارایی ها بوده(اوزکان،۲۰۰۴). معمولا، مدیران به دنبال سطحی از موجودی های نقدی هستن که با در نظر گرفتن امتیازات و مشکلات نگهداری موجودی های نقدی حالت بهینه داشته باشه. یعنی، شرکتها در جستجوی اون سطح بهینه از نقدینگی هستن که به دلیل کمبود نقدینگی، ضررهای کلی به شرکت وارد نیاد و از طرفی، با نگهداری وجه نقد اضافی، فرصتها از دست نره و این مورد، همون سطح نقدینگی هدف در شرکتهاست که با در نظر گرفتن ویژگیهای جورواجور شرکتها و دوره های وقتی جور واجور، فرق داره. تحقیقات تجربی نشون داده ان که سطح نقدینگی شرکتها هدفمنده. مدیران واسه اندازه نقدینگی  انتهای یه دوره وقتی برنامه ریزی و در واسه رسیدن به اون تلاش می کنن. ویژگی های مختلفی می تونن چگونگی تعیین سطح نقدینگی رو توصیف کنن. آشنایی با این ویژگیها و درک روابط میان اونا پیش نیاز اصلاح نقدینگی هدف میشه. دلایل نشون می دهد که شرکتها سطح مطلوب نگهداری وجه نقد رو براساس ایجاد توازن میان منافع و هزینه های نگهداری وجه نقد تعیین می کنن.

مشکلات

یافته های تحقیق جیم لی(۲۰۱۰) نشون داد که شرکتهایی که محافظه کاری بالایی دارن انعطاف پذیری کمتری دارن و در نتیجه وجه نقد احتیاطی کمتری نگهداری می کنن. 

ارسلان و فلوراکیس(۲۰۰۹) در تحقیق نشون داد که شرکتها جهت انعطاف پذیری مالی در درجه اول سیاستهای محافظه کارانه بدهی رو پیش می گیرند و با احتمال خیلی کم به نگهداری وجه نقد زیاد به داشتن انعطاف پذیری مبادرت می کنن(برابر یافتهاشون بدهی مهمترین جز انعطاف پذیری مالیه).

یافته های مارچیکا و لورا(۲۰۱۰) نشون دهنده این بود که تحت یه سلطه محافظه کارانه بدهی شرکتها  این توانایی رو دارن که یه ساخت مالی انعطاف پذیری داشته باشن. دارا بودن انعطاف پذیری مالی شرکتها رو قادر می کنه تا در زمان شوکهای مثبت بازار واسه فرصتهای سرمایه گذاری دسترسی بهتری به پول و پله و سرمایه داشته باشن و وجوه لازم خود رو واسه تامین مالی فرصتهای سرمایه گذاری جفت و جور کنن.

یافته های تحقیق هم اینکه نشون دهنده اینه که شرکتهایی که در طول دوره بحران مالی انعطاف پذیری مالی بهتری داشته ان از توانایی بیشتری در جذب فرصتهای سرمایه گذاری وابستگی کمی در دسترس بودن منابع سرمایه گذاری داشته ان. این یافته های تحقیق با نظریه سلسله مراتبی تامین مالی و انعطاف پذیری مالی مبنی بر داشتن ظرفیت مازاد بدهی و برتری تامین مالی از راه بدهی بر تامین مالی به وسیله سرمایه مطابقت داره. هم اینکه یافته های نشون می دهد که قدرت و اهمیت انعطاف پذیری مالی از راه بدهی بر انعطاف پذیری مالی از راه نگهداری وجوه نقده.

یافته های تحقیق خدایی و زارع(۱۳۸۹) نشون دهنده نبود وجود تاثیر انعطاف پذیری مالی بر هزینه های سرمایه گذاری و هم اینکه نبود رابطه بین گردش وجوه نقد و هزینه های سرمایه ای در شرکتهای مورد بورسیه.

[۱].Harford et al

[۲].Lotti&Markoci

[۳].Gani et al

[۴].Hani&Que

[۵].Bender&Kitt

[۶].Felebak et al

View all posts by →