تیر ۱۵, ۱۳۹۹

صفات شخصیتی وعملکرد تحصیلی

توجه به تفاو ت های فردی بین آدم ها از زمان های قدیم مورد توجه روان شناسا بوده، طوری که این با بررسی شکل ظاهری بدن (اندازه گیری قد، وزن و…..) شروع شد و با نسبت دادن ویژگی های شخصیتی به ویژگی های ظاهری (شکل ظاهر بدن) پیش رفت. بعد به حواس، از حواس به درک، از درک به شناخت، از شناخت به اجزاء و روند شناخت (توجه، درک، پردازش، حافظه و…) پرداخته شد و آخرسر سبک ها و ترجیحات یادگیری مورد توجه قرار گرفت (علی آبادی، ۱۳۸۲). از اونجایی که انسا نها در ابعاد جور واجور دارای فرق هایی هستن و این فرق ها در تواناییا، استعدادها، تمایل ها و آخرسر در شخصیت افراد کرد پیدا میکنه، شناخت ویژگی های شخصیتی یادگیرندگان و هدایت اونا در انتخاب رشته تحصیلی مناسب، این امکان رو جفت و جور می آورد تا اونا با شناخت و آگاهی، مسایل رو با چیزهای مورد علاقه و صلاحیت های خود تطبیق داده، و از نظر روحی و روانی محیط زندگی و زمینه های شغلی و تحصیلی خود رو ایمن کنن و در اون محیط، توانایی ها و مهارت های خود رو مورد استفاده قرار بدن و استعداد های واقعی خود رو به منصه ظهور برسانند. پس، توجه به تمایل های جور واجور تحصیلی و شغلی و ویژگی های شخصیتی افراد موجب هدایت اونا در مورد های تحصیلی و شغلی مناسب و افزایش انگیزه و توانمندی اونا می شه (مرادی بانیارانی، ۱۳۸۴).

این ویژگی های شخصیتی[۱] واقعا به عنوان محرکه های خلق و خو، واسه دست یابی به هدف تلقی می شن. به این معنا که این خصوصیات آدم رو مستعد انجام رفتار های جور واجور، در موقعیت های خاص، می کنه (پروین ۱۹۹۶؛ به نقل ازنصری ۱۳۹۱).

یکی دیگه از نظریه های شخصیت که تلاش در توجیه منش و خوی افراد با تمایلات و گرایش های اونا داره، دیدگاه گرایشی[۲] است، این دیدگاه عقیده داره، گرایشا، خصوصیاتی هستن که افراد با خود حفظ می کنن، به خود اون ها تعلق دارن، و جزیی از اون ها هستن. سه راه و روش منشعب شده از دیدگاه گرایشی شامل، راه و روش تیپ و خصیصه (صفت) راه و روش نیازها و انگیزه ها، راه و روش زیست شناسی و خلق و خو می باشه (کارو و شی یر[۳]؛ به نقل از پروین ۱۳۸۱).

هیلگارد شخصیت رو «الگوهای رفتار و روش های تفکر که چگونگی سازگاری شخص رو با محیط تعیین می کنه» تعریف کرده در حالی که یه سری های دیگه «شخصیت» رو به ویژگیهای «پایدار فرد» نسبت داده و اون رو به شکل «مجموعه ویژگیهایی که با ثبات و پایداری داشتن مشخص هستن و باعث پیش بینی رفتار فرد می شن» تعریف می کنن. شخصیت[۴] از ریشه لاتین Persona که به معنی «نقاب و ماسک» است گرفته شده و اشاره به ماسک و نقابی داره که بازیگران یونان و روم قدیم بر چهره می گذاشتن و این تعبیر سر بستهً به این موضوع اشاره داره که «شخصیت هر فرد ماسکیه که اون بر چهره خود می زند تا فرق (فرق) اون از بقیه باشه». شخصیت به همه اخلاق ها و ویژگیهایی گفته می شه که معرف رفتار یه شخصه، از جمله می توان این خصلتها رو شامل اندیشه، احساسات، درک شخص از خود، وجهه نظرها، طرز فکر و بسیاری عادات دونست. اصطلاح ویژگی شخصیتی به جنبه خاصی از کل شخصیت آدمی گفته می شه.

تلاش محققان واسه توصیف و طبقه بندی منش آدمی رو می توان در یونان باستان ردیابی کرد. در عهد باستان، فرق افراد رو از نظر خلق و مزاج به غلبه یکی از مزاج های چهارگانه (خون، صفرای مشکی، بلغم و صفرای زرد) نسبت می دادن و بر این پایه، افراد رو به چهار سنخ یا تیپ شخصیتی: دموی مزاج، سوداوی مزاج (مالیخولیایی)، بلغمی مزاج و صفراوی مزاج طبقه بندی می کردن. اینجوری، ضمن این که آدما به سنخ های جور واجور شخصیتی طبقه بندی می شدن دلیل فرق های فردی هم توجیه می شد. این نظریه تا قرن ۱۹ بازم دووم یافت.

شخصیت مفهومیه که تقریبا به اندازه مکاتب جورواجور در روانشناسی، تعاریف جورواجور درباره اون هست. رویکردهای روانکاوی، پدیدارشناختی، دلیلی، یادگیری، پردازش اطلاعات و دیدگاه صفات از مهمترین مکاتبی هستن که به بحث شخصیت پرداخته ان. مسأله تعریف شخصیت یه مشکل عمده س، آلپورت[۵] (۱۹۳۷)، تونست حدود ۵۰ معنا رو واسه این اصطلاح مطرح کنه. در تعریف شخصیت، باید چند نکته رو در نظر گرفت. اول، هر شخص تنها و بی همتاست زیراهیچ دو فردی از نظر خلق، علائق رفتار و دیگه ویژگی های شخصیتی به طور کامل مشابه نیستن. دوم، افراد در همه موقعیت ها به روش برابر رفتار نمی کنن. رفتار هر شخص ممکنه از موقعیتی به موقعیت دیگه فرق داشته باشه. سوم، گر چه هر فرد تنها و بی همتاست و رفتارش در همه موقعیت ها به طور کاملً برابر نیس، در رفتار آدمی وجه اشتراک قابل توجه ای هست. یعنی هر چند در جزئیات رفتار آدمی فرق هایی دیده می شه، بیشتر مردم الگو های رفتار تقریبا ثابت دارن (کاردیوسی[۶] ۱۹۹۸).

روانشناسی

نظری خلاصه به تعاریف شخصیت، نشون می دهد که تموم معانی شخصیت رو نمی توان تو یه نظریه خاص یافت. مثلا کارل راجرز شخصیت رو یه خودمون منظم دائمی می دونست که محور تموم تجربه های وجودیه. یا گوردن آلپورت شخصیت رو مجموعه عوامل داخلی که تموم فعالیت های فردی رو جهت می دهد تلقی کرده. واتسن شخصیت رو مجموعه منظم ای از عادات می پنداشت و زیگموند فروید، عقیده داشت که شخصیت از نهاد (ID)، خود[۷] و فراخود[۸] ساخته شده.

درباره ی صفات شخصیتی، دو بُعد از شخصیت رو روانشناسان مورد توجه می گیرند که یکی، (برون گرایی[۹]) و دیگری (درون گرایی[۱۰]) می باشه. سال هاست که هیچ بُعدی از شخصیت به اندازه ی بُعدی که به وسیله ی این دو کلمه بیان می شه، جلب توجه نکرده.

روانشناس مشهور آلمانی بنام کارل گوستاف یونگ[۱۱] برون گرایی و درون گرایی رو اینجور تعریف می کنه:

برون گرا، شخصیه که بیشتر به اشیا و افراد جهان بیرون علاقمنده، و درون گرا، شخصیه که بیشتر به افکار و احساسات خود علاقه داره. برون گرا در زمان حال زندگی می کنه، به دارایی و موفقیت خود ارزش قایله، ولی درون گرا در آینده زندگی میکنه و به ملاکها و عقاید خود ارج می نهد. برون گرا به جهان محسوس و قابل لمس علاقمنده، در حالیکه درون گرا به نیرو های زیر بنایی و قوا نین طبیعت علاقه داره. برون گرا اهل عمله، دارای عقل معمولی و درون گرا اهل تخیل و درک شهودیه. برون گرا مایل به عمله و به آسونی تصمیم میگیره، در حالیکه درون گرا تحلیل و طرح رو ترجیح می ده و قبل از اراده کردن دودلی نشون می ده (به نقل ازشاملو ۱۳۸۲).

اراده کردن

هرچند که یکی از مهمترین پیش بینی کننده های موفقیت دانشجویان سطح توانایی اونا می باشه ولی با این وجود، توانایی نمی تونه کارکرد تحصیلی رو به طور کامل پیش بینی کنه. یعنی، بر مبنای فرق در توانایی دانش آموزان نمی توان به این سوال جواب داد که به چه دلیل بعضی از دانشجویان در دانشگاه نمره الف می گیرند در حالی که دانشجویان دیگه با همون توانایی در امتحانات رد می شن؟ براین پایه، با باخبر شدن از این که فرق در توانایی فقط می تونه بخشی از فرق در کارکرد تحصیلی رو توضیح بده، تعداد خیلی از محققان نقش مهم و پیش بینی کننده متغیر های نامرتبط با توانایی یا عوامل غیر تحصیلی رو بر پیشرفت تحصیلی اولویت ی فعالیت های پژوهشی خود قرار دادن از جمله این عوامل نامرتبط با پیشرفت تحصیلی می توان به ویژگی های شخصیتی و روش های مطالعه اشاره کرد (استرنبرگ ۱۹۹۹، به نقل از کدیور، شکری وسنگری ۱۳۸۵).

دانش آموز

رفعتی و ضیغمی (۱۳۸۳) طی پژوهشی با عنوان«رابطه پیشرفت تحصیلی با برون گرایی-درون گرایی و روان نژندی دانشجویان پرستاری شیراز»که برروی ۳۰۴دانشجوپرستاری دانشکده پرستاری فاطمه زهرا (س) شیراز انجام شد. نتیجه گرفته که میانگین نمره در اندازه برون گرایی۱/۱۲درصدودر اندازه روان نژندی ۱/۱۲در صد بود ۵/۲۵ درصد دانشجویان در کار تحصیل ناموفق و۲۵درصد موفق و مابقی در حد متوسط بودن. رابطه برعکس خطی بین معدل نیمسال تحصیلی با نمره برون گرایی و روان نژندی وجود داشت که فقط در مورد روان نژندی رابطه معنی داری (۰۰۰/۰p=) وجود داشت. نتیجه گیری از تحقیق فوق با در نظر گرفتن یافته ها، پیشرفت تحصیلی افراد متأثر از وضعیت روانی اونا هستش. بنابر این بررسی بیشتر مسائل روانی و شخصیتی دانشجویان و فعال کردن مراکز مشاوره روانی واسه اونا لازمه.

دانشجو

فروزنده و همکاران طی تحقیق نتیجه گرفتن که۸/۴۳ درصد از دانشجویان دوره شبونه شهرکرد بدون سلامت روانی بوده. هم اینکه براساس یافته های تحقیق فوق بین وضعیت سلامت روانی دانشجویان و وجود حوادث استرسزای یکساله گذشته رابطه معنی داری (۰۱/۰p<) وجود داشته.

بوستانسی[۱۲] و همکاران (۲۰۰۵) پژوهشی رو به عنوان «نشونه شناسی افسردگی در میان دانشجویان»در ترکیه انجام دادن. در این مطالعه۵۰۴ دانشجو (۲۹۶ مذکر و۲۰۸ مونث) به روش تصادفی انتخاب شدن. یافته ها نشون داد که ۲/۲۶ درصد از آزمودنی ها در تست افسردگی نمره۱۷ به بالا رو به دست آوردن. گسترش افسردگی در بین دانشجویان ۱/۳۲ درصد بوده. براساس یافته های این تحقیق ۷/۳۴ درصد ازدانشجویانی که در موقعیت های اقتصادی اجتماعی پایین قرار داشتن، دچار افسردگی بودن. ۲/۳۱ درصد از دانشجویان ترم های آخر و ۹/۶۲ درصد از دانشجویان با کارکرد پایین تحصیلی گرفتار به افسردگی بودن. براساس یافته های این مطالعه بین نشونه های افسردگی و کارکرد پایین تحصیلی و بین افسردگی و موقعیت های اقتصادی اجتماعی پایین رابطه معنیداری وجود داشته. براساس یافته های این مطالعه، آزمودنیها مشکلات زیر رو بیان نمودهاند:

از دست دادن فعالیت های اجتماعی وکمبود تسهیلات خوابگاهی۶۹%، کیفیت پایین نظام آموزشی ۵۴٫ ۸%، مشکلات اقتصادی۴۹٫ ۳%، مشکلات مربوط به دوست یابی ۲۵٫ ۹%، ناامیدی ونامیدی در مورد مشکلات مربوط به دانشگاه بوده.

جاکوسن[۱۳] (۱۹۸۹) طی پژوهشی به این نتیجه رسید که دلیل افت تحصیلی دانشجویان کمبود انگیزه، ناتوانی و نبود توانایی اونا در دروس دانشگاهیه و یکی از عوامل ترک تحصیل دانشجویان کمبود تجربه و آگاهی اونا می باشه.

لازینرو و نیومنل[۱۴] (۱۹۹۷) طی پژوهشی در مورد وضعیت پیشرفت تحصیلی دانشجویان پزشکی به این نتیجه رسیدن که ۶/۱۲درصد از دانشجویان دچار افت تحصیلی شدن و در کل ۳/۱۱ درصد از اونا در مدت زمان تعیین شده نتونسته ان که فارغ التحصیل شن.

علیجانی وهمکاران (۱۳۸۳) در پژوهشی با عنوان «بررسی عوامل مؤثر بر افت تحصیلی دانشجویان پرستاری سالهای ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۳ دانشگاه علوم پزشکی ارتش به این نتیجه رسیدن که رابطه معنی داری بین سن، معدل دیپلم، محل سکونت، وضعیت تاهل، به کار گیری سهمیه، شغل جانبی، شغل مادر و اندازه درآمد فردی با افت تحصیلی دانشجویان هست. از طرفی تاثیر احساس افسردگی همراه با علائم احساس عمیق ناشاد بودن، ضعف روحی، خودکم بینی، خستگی، کاهش انرژی و کاهش کارکرد اجتماعی ـ شغلی ـ تحصیلی روی پیشرفت تحصیلی دانشجویان گزارش گردیده

پس با تشخیص و شناخت به موقع مشکلات روان شناختی و روانپزشکی دانشجویان و عوامل مستعد کننده اون می توان به راه حل های مؤثری واسه بهبود یا ارتقای وضعیت روانی و رفتاری دانشجویان رسید و هم جهت با جلوگیری از افت کارکرد تحصیلی، افزایش موفقیت های اجتماعی اونا پس از فراغت از تحصیل و در آخر استفاده بهینه از منابع انسانی کشور اقدام مناسبی انجام داد (رودباری، دادگر ۲۰۰۴).

منبع کنترل به اندازه باور فرد در مورد کسب جایزه از راه تلاش شخصی گفته می شه. آدمایی که از منبع کنترل داخلی بهره مند هستن می گن که اداره سرنوشت اونا در دست خودشونه. دانشجویانی که این ویژگی رو دارن، فکر می کنند که موفقیت اونا بستگی به عادات مطالعه خودشون داره. آدمایی که از منبع کنترل خارجی بهره مند هستن، می گن که سرنوشتشان در دسته بقیه س. دانشجویانی که این ویژگی رو دارن، فکر می کنند که نمرات اونا بسته بخت و اقبال یا حال و هوای دانشگاهه.

 

رابطه بین منبع کنترل باورها و پیشرفت آموزشگاهی هم مورد توجه محققان بسیار بوده و در کل یافته های نشون دهنده اون هستش که دانش آموزان دارای منبع داخلی کنترل در مقایسه با دانش آموزان با منبع خارجی کنترل از پیشرفت آموزشگاهی بهتری بهره مند بوده و مسئولیت بیشتری رو درمورد تحصیل احساس می کنن و تمایل دارن که درمدرسه هم منضبط باشن (بیابانگرد ۱۳۷۰).

نتیجه تحقیق خدایاری (۱۳۸۴) نشون داد که دانشجویان با منبع کنترل داخلی موفقیت تحصیلی بالاتر و اضطراب امتحان پایین تری دارن، هم اینکه اضطراب امتحان دانشجویان دختر بالاتر از دانشجویان پسره.

آلپورت و کتل در مورد اهمیت عوامل ژنتیکی در تشکیل صفات توافق داشتن. در سال های گذشته دلایل روز افزونی از این عقیده که صفات شخصیت تحت اثر عوامل ارثی زیستی قرار دارن، پشتیبانی می کنن. یافته های این تحقیقات، مؤلفه ژنتیکی رو در ساختار شخصیت مهم می دونه. ریموند کتل از راه تحلیل دلیلی استفاده کرد و هدفش از این کار پیش بینی رفتار بود. کتل نتیجه تحلیل دلیلی، که معرفی کننده صفات بودن رو عناصر ذهنی شخصیت توصیف می کنه. اون صفات رو به صورت گرایش های عکس العمل تقریبا دائمی، که واحدهای ساختاری –بنیادی شخصیت هستن، تعریف کرده. ایشون تیپ یا فرا عامل خاصی رو مطرح نکرد. یه روش طبقه بندی دیگه کتل، تقسیم بندی صفات به سرشتی و محیطی بودنه. این تقسیم بندی براساس خواستگاه صفات صورت می گیرد. صفات سرشتی از شرایط سرچشمه می گیرند، مثل رفتارهایی که منتهی به نوشیدن مقدار زیادی الکل می شن. تحلیل دلیلی نشون میده که این صفات عمقی هستن. صفات محیط ساخته از اثرات موجود در محیط اجتماعی و فیزیکی ما ناشی می شن. مثلا یه افسر ارتش الگوهای رفتاری متفاوتی رو نسبت به یه نوازنده جاز نشون میده، این می تونه به وجود اومده توسط متغیرهای شخصیتی و موقعیتی باشه (شولتز و شولتز؛به نقل ازسیدمحمدی ۱۳۸۶).

آیزنک با بهره گرفتن از راه های آماری دیگه به ابعاد اصلی یا زمینه های این عوامل یا صفات هم رسید. به این ابعاد اصلی، تیپ گفته می شه. پس می توان مثلا، صفاتی چون اجتماعی بودن، تکانشی بودن، فعالیت، سرزندگی و تحریک پذیری رو زیر عنوان معنی برون گرا تو یه گروه جمع کرد. البته، هر چند اینجا از اصطلاح «تیپ» استفاده می شه، باید توجه داشت که در واقع، این اصطلاح دارای دو حد پایانی بالا و پایینه و افراد ممکنه در نقاطی بین این دو واحد قرار گیرند. حاصل این تلاش، نظریه شخصیتی بسیار با نفوذیه که براساس ی سه بعد یا تیپ شخصیتی قرار داره. این ۳ بعد یا تیپ شخصیتی عبارتند از برون گرایی در برابر درون گرایی[۱۵]، روان رنجورخویی در برابر پایداری هیجانی[۱۶]، دیوونه خویی در برابر کنترل تکانه[۱۷]. معلوم شده صفات و ابعادی رو که آیزنک معرفی کرده، برخلاف اثرات اجتماعی و محیطی که هر کدوم از ما با اونا روبرو شدن می شیم در سراسر عمر ثابت می مانند (شولتز و شولتز؛به نقل ازسیدمحمدی ۱۳۸۶).

[۱] Personality characteristics

[۲] Extraversion

[۳] – Karur & Shiyer

[۴] Personality

[۵] Alport

[۶] -Carducci

[۷] Ego

[۸] Super ego

[۹] ٍExtraversion

[۱۰] Intraversion

[۱۱] Carl Gustav Jung

[۱۲] -Bostanci

Gucobsen

[۱۴] – laziner & neumannl

[۱۵] -Extraversion versus introversion

[۱۶] -Neuroticism versus emotional

[۱۷] -Psychoticism versus impulse control

99

View all posts by 99 →