متن کامل – سنجش احتمال موفقیت پیاده سازی مدیریت دانش با استفاده از رویکرد MCDM فازی در بانک …

۲- مدیریتبرمبنایحقیقت
درTQM،آگاهیداشتنازسطحعملکردفعلیمحصولاتوخدماتیکهدردسترسمشتریانوکسبآگاهیازسطحعملکردکارکنانسازمان،نخستینگامدرجهتحرکتبهسمتبهبوداست. اگربدانیمکهازکجامیخواهیمآغازکنیم،قادر بهارزیابیمیزانپیشرفتوبهبودیحاصلشدهدرفرایندها،محصولاتوخدماتخودخواهیمبود. ارائهاطلاعاتصحیحبهافرادبهمنظوراتخاذتصمیماتمبتنیبرحقیقتنسبتبهتصمیمگیریبرمبنایاحساسات،ازاقداماتضروریدربهبودمستمراست .
هرچندارزیابیدستاوردهایمدیریتدانشبرایحصولاطمینانازدست‌یابیبهاهدافآنوجلبحمایتمدیرانارشددررابطهباطرحهایمدیریتدانش‌،ضروریاست،مدیریتدانشچندانبرارزیابیبرمبنایحقایقتاکیدنمیکند. (لی و هونگ، ۲۰۰۲)
۳- چرخهحیات
درTQMتاکیدبرکیفیتیعنیآنچهکهمطابقبانیازهایمشتریانباشد،است. دربحثبهبودکیفیت،سازماندریکمسیرمستمرحرکتمیکندکهآغازوانجامیندارد . خواستههایمشتریانروزبهروزولحظهبهلحظهدرحالتغییراستوسازمانچارهایمگربهبودوتغییرکیفیتمحصولاتوخدماتخودندارد،گویاکیفیتمسیریبدونپایاناستکهسازماندرآنبهحرکتمستمرخودادامهمیدهد. حالآنکهدرمدیریتدانش،تاکیدبردانشیاستکهدارایچرخهحیاتاست. دانشسازمانیروزیخلقمیشود،دربرههایبهتکاملمیرسدوپسازچندیبهمرحلهاضمحلالونابودیمیرسدوچهبساسازماندرمرحلهاضمحلالوفرسودگیآنناچارباشد،آنچهراکهتاچندیپیشبهعنواناصلیمسلمپذیرفتهودرپایگاهدادهوذخایردانشیخودسازماندهیکردهاست،امروزمنهدموازردهخارجودانشنوینیراجایگزینآنکند .
۴- ابزارها
ازمیانمجموعهابزارهاییکهدرمدیریتکیفیتجامعمورداستفادهقرارمیگیرند،میتوانبهحلقههایکیفیت‌،استانداردهاوایزوهاوروشهایکنترلآماریاشارهکرد. حالآنکهابزارهایمدیریتدانششاملاجتماعاتدانشی،نقشهدانشیوداراییهایدانشیاست .
حلقههایکیفیت،گروههایکوچکیمتشکلازکارکناناستکهبهمنظورشناساییمسائلکیفیتیوتلاشبرایصورتبندیراهکارهایبهبودکیفیتتشکیلمیشوند‌.
اجتماعاتدانشهم،گروههایغیررسمیازافرادیهستندکهبه‌منظورانتقالوتسهیمدانشبایکدیگرتشکیلمی‌شوند‌.
ایجادنقشهدانش،بهمعنییافتنجایگاههاومحلهایدانشمهمدرسازمانوانتشارنوعیفهرستیاتصویریاستکهآنهارانشاندهد. نقشهدانش،ضمناشارهبهدفاترومدارکحاویدانش،دانشگرانوصاحباندانشراهممعرفیمیکند . (داونپورت وپروساک،۱۹۹۹)
داراییهایدانشیمستقلازافرادیهستندکهآنهاراخلقکردهاندومیتواندرسطحوسیعیازآنهابرایحلمسائلوارتقایعملکردبهرهبرداریکرد. اینهاشاملشایستگیهایکارکنان،تخصصهایموجوددرسازمان،نامونشانتجاری،پروانههایاختراع،روابطسازمانباذی‌نفعان،منابعانسانیو … هستند.
نتیجهگیری
ازآنجاکهدردنیایامروز،مفاهیممدیریتیدرحالتغییروتکاملمستمرهستند،بهنظرمیرسد،درمواردیانجاممقایسهپیراموناینمفاهیممتفاوتبهمنظورروشنساختنهرچهبیشترذهنمدیران،خالیازفایدهنباشد. آشکاراستکهاگرچهمفاهیممدیریتیدرظاهرتفاوتهایبسیاریبایکدیگردارند،دربسیاریموارددرپایهواساسومفاهیمپایهوزیربناییآنها،مشابهت‌هاییوجودداردکهعاملپیوندآنهابه‌شمارمیرود.
۲٫۱۲٫۲ مدیریت دانش و مهندسی مجدد
اکثر مشاوران تجاری و مشاوران سیستم نرمافزار اطلاعات، مدیریت دانش را باموضوعات بروز دیگر همچون فرایند”مهندسی مجدد[۲۶]“، “توانمند سازی[۲۷]” وشکلهای متنوعی ازتیمسازی مشابه میدانند. اگرچه مدیریت دانش ممکن است جزئی از دیگرابتکارات مدیریت باشد، اما معمولا بهعنوان موضوعی مجزا درنظرگرفته شده و تحلیل میشود. بهعنوان مثال، باوجود اینکه بسیاری ازمتخصصان مسئول مدیریت دانش درعرصه فرایند “مهندسی مجدد” نیزفعالیت میکنند اما اجری همزمان این دو حوزه علمی- مدیریتی دربهترین شکل ممکن، تنها بهمعنای اتلاف زمان ومنابع است.
مدیریت دانش معمولا شامل مستند کردن وتقسیم اطلاعات درباره” آنچه که هست” میباشد درحالیکه فرآیند مهندسی مجددبه طراحی ” آنچه که باید باشد ” میپردازد. مدیریت دانش درزمان تثبیت فرآیندها و درادامه اجرای فرآیند مهندسی مجدد فعالیت و نه بهعنوان یک فرآیند موازی مورد توجه قرار میگیرد. هماننطور که درشکل ۲-۱۳ نشان داده شده است، این موضوع بدین معناست که درطول اجرای فرآیند مهندسی مجددواستخدام افراد جدید یا فعالیتهای کوچکسازی یاتعدیل نیرو، باید ازاجرای برنامه مدیریت دانش جلوگیری شود، خواه این فعالیتها باتلاشهای مهندسی مجدد مرتبط باشد یا نباشد. بسیاری ازاقدامات مدیریت دانش به این دلیل باشکست مواجه شدهاند که مدیریت دانش به موازات فعالیتهای مهندسی مجدد صورت گرفته است.
شکل(۲-۱۳). ارتباط میان مدیریت دانش و فرآیند مهندسی مجدد، (برگرن،۲۰۰۷)
۳٫۱۲٫۲ مدیریت دانش و نوآوری
ازآﻧﺠﺎﻛﻪﻧﻮآوریﺑﻪﻋﻨﻮانﻳﻜﻲازﻋﻨﺎﺻﺮﻣﻬﻢوﻛﻠﻴﺪیﻛﺴﺐوﻛﺎرﻣﺤﺴﻮبﻣﻲﺷﻮد،اﻣﺮوزهﻣﺪﻳﺮﻳﺖداﻧﺶﻧﻴﺰدرراﺳﺘﺎﺑﺎآنﺑﻪﻋﻨﻮانﻳﻜﻲازوﻇﺎﻳﻒوﻛﺎرﻛﺮدﻫﺎیاﺻﻠﻲﺳﺎزﻣﺎنﻣﺤﺴﻮبﻣﻲﺷﻮد. اﮔﺮﭼﻪاﻣﺮوزهﻣﺪﻳﺮﻳﺖداﻧﺶوﻣﺪﻳﺮﻳﺖﻧﻮآوریدوﺣﻮزهﻣﺪﻳﺮﻳﺘﻲﻣﺘﻤﺎﻳﺰیﺑﻪﻧﻈﺮﻣﻲآﻳﻨﺪ،اﻣﺎﻳﻜﻲازدﻏﺪﻏﻪﻫﺎیﻋﻤﺪهواﺻﻠﻲﻣﺪﻳﺮانارﺷﺪﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎاﻳﻦاﺳﺖﻛﻪازﻃﺮﻳﻖﻛﺎرﺑﺮدﻣﺆﺛﺮداراﻳﻲﻫﺎیداﻧﺶﺑﻪاﻳﺠﺎد،ﺗﺤﻜﻴﻢوﺗﻮﺳﻌﻪﻧﻮآوریﺑﭙﺮدازﻧﺪ.
۱٫۳٫۱۲٫۲ﺗﺮﻛﻴﺐﻣﺪﻳﺮﻳﺖداﻧﺶوﻧﻮآوری
اﻓﺰاﻳﺶرﻗﺎﺑﺖﺑﻴﻦﺑﻨﮕﺎهﻫﺎدرﻣﻘﻴﺎسﺟﻬﺎﻧﻲﺑﺎﻋﺚﺷﺪهاﺳﺖﻛﻪﺗﻔﻜﻴﻚﻳﺎﻋﺪمﺗﻔﻜﻴﻚﺣﻮزهﻫﺎیﻣﺪﻳﺮﻳﺖداﻧﺶﻳﺎﻣﺪﻳﺮﻳﺖﻧﻮآوریﻣﻮﺿﻮعﭼﻨﺪاناﺳﺘﺮاﺗﮋﻳﻚوﻣﻬﻤﻲﺑﻪﺷﻤﺎرﻧﻴﺎﻳﺪ. درﻋﻮض،ﻣﻮﺿﻮعاﺳﺘﺮاﺗﮋﻳﻚوﻣﻬﻢﻛﺎرﺑﺮدﻣﺪﻳﺮﻳﺖداﻧﺶدرﻓﺮاﻳﻨﺪﻫﺎیﻣﺪﻳﺮﻳﺖﻧﻮآوریاﺳﺖﻛﻪﻣﻮﺟﺐﻣﻲﺷﻮدﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎﻋﻤﻠﻜﺮدﺧﻮدراارﺗﻘﺎءﺑﺒﺨﺸﻨﺪ. درﮔﺬﺷﺘﻪﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎﺑﺎﺗﻜﻴﻪﺑﺮﻧﻮآوریﺟﺪﻳﺪﺑﺮایارﺗﻘﺎیﻋﻤﻠﻜﺮدﺳﺎزﻣﺎنازﺧﻮدﻣﻲﭘﺮﺳﻴﺪﻧﺪ: ﻧﻮآوریﭼﮕﻮﻧﻪﻣﻲﺗﻮاﻧﺪﻋﻤﻠﻜﺮدﺳﺎزﻣﺎﻧﻲراارﺗﻘﺎﺑﺒﺨﺸﺪ،درﺣﺎﻟﻲﻛﻪاﻣﺮوزهﺑﺎﺗﻜﻴﻪﺑﺮﻧﻮآوریداﻧﺶﺑﻪﻋﻨﻮانﻣﻨﺒﻊﺑﺎﻟﻘﻮهﻣﺰﻳﺖرﻗﺎﺑﺘﻲازﺧﻮدﻣﻲﭘﺮﺳﻨﺪ:ﭼﮕﻮﻧﻪﺗﻮﺳﻞﺑﻪﻧﻮآوریداﻧﺶ،ﻣﺎراﻗﺎدرﻣﻲﺳﺎزدﻛﻪدردﻧﻴﺎیﭘﺮﺗﻼﻃﻢﻛﺴﺐوﻛﺎرﺑﻪﻣﺰﻳﺖرﻗﺎﺑﺘﻲﺑﻠﻨﺪﻣﺪتﻧﺎﺋﻞﺷﻮﻳﻢ؟
۲٫۳٫۱۲٫۲ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖراﻫﺒﺮدیﻧﻮآوریداﻧﺶ
ﻣﺎﻫﻴﺖذﻫﻨﻲداراﻳﻲﻫﺎیداﻧﺶﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎواﻟﺰاﻣﺎتﺑﻠﻨﺪﻣﺪتﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎاﻳﺠﺎبﻣﻲﻛﻨﺪﻛﻪروﻳﻜﺮدﻣﺘﻔﺎوﺗﻲﺑﻪﻣﺪﻳﺮﻳﺖﻧﻮآوریداﻧﺶاﻳﺠﺎدﮔﺮدد. ﺗﻔﻜﺮاتراﻳﺞاﻣﺮوزی،ﻣﺪﻳﺮﻳﺖاﺳﺘﺮاﺗﮋﻳﻚﻧﻮآوریداﻧﺶراﺑﻪﻋﻨﻮانﻳﻚاﺑﺰاررﻗﺎﺑﺘﻲﻣﺆﺛﺮﺑﺮایﺣﻤﺎﻳﺖازﻋﻤﻠﻜﺮدﺳﺎزﻣﺎﻧﻲﻗﻠﻤﺪادﻣﻲﻛﻨﺪ. ﺑﺎوﺟﻮداﺑﺰارﻫﺎیﻣﺨﺘﻠﻒﻣﺪﻳﺮﻳﺖداﻧﺶ،ﻣﺪﻳﺮانﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎﺑﺮایدﮔﺮﮔﻮﻧﻲﺳﺮﻳﻊروﻳﻜﺮدﻫﺎﻳﺎﻧﮕﺮشﻫﺎیﺷﺎنﺟﻬﺖﻛﺎرﺑﺮدداﻧﺶدرﺣﻴﻄﻪﻧﻮآوریﺑﺎﻳﻜﺪﻳﮕﺮﺑﻪرﻗﺎﺑﺖﻣﻲﻛﻨﻨﺪ. ﺗﻤﺮﻛﺰﺑﺮﻣﻮﺿﻮعﻫﺎیﻣﺪﻳﺮﻳﺖاﺳﺘﺮاﺗﮋﻳﻚﺿﺮوریاﺳﺖ،زﻳﺮاﻇﻬﻮرﻧﻮآوریداﻧﺶﻫﺮﮔﺰﻣﺘﻮﻗﻒﻧﺸﺪهوﺑﺎﻣﺤﻴﻂﻫﺎیرﻗﺎﺑﺘﻲوﺷﺮاﻳﻂﺟﺪﻳﺪﺑﺎزارﻫﺎﺗﻐﻴﻴﺮﻣﻲﻳﺎﺑﺪ. ﺑﺎوﺟﻮدارﺗﺒﺎﻃﻲﻛﻪﺑﻴﻦداراﻳﻲﻫﺎیداﻧﺶوﻣﺪﻳﺮﻳﺖﻧﻮآوریوﺟﻮددارد،ﻓﺮدﻣﻤﻜﻦاﺳﺖﺗﻌﺠﺐﻛﻨﺪﻛﻪﭼﺮاﺗﺤﻘﻴﻘﺎتاﻧﺪﻛﻲدرزﻣﻴﻨﻪﻧﻮآوریداﻧﺶﺻﻮرتﮔﺮﻓﺘﻪاﺳﺖ. ﺑﺎدرﻧﻈﺮﮔﺮﻓﺘﻦاﻳﻦﻣﻮﺿﻮعﻛﻪاﺻﻮل داﻧﺶﻣﺪارﺑﺎﻳﺪﻣﺤﻮروراﻫﻨﻤﺎیﻋﻤﻞﻧﻮآوریداﻧﺶﻗﺮارﮔﺮﻓﺘﻪوﻳﻚﺷﺎﻟﻮدهﺗﺴﻬﻴﻢداﻧﺶﺑﺮایﺗﺴﻬﻴﻞاﻗﺪاﻣﺎتداﻧﺶﻣﺪارﺿﺮوریاﺳﺖ. ﺑﺎﻳﺪﮔﻔﺖﻛﻪاﺳﺘﻘﺮارآنﺑﻪدادهﻫﺎیاﻧﺴﺎﻧﻲﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮی،اﺷﺘﺮاکﻣﺴﺎﻋﻲ،ﺗﺠﺎربوواﻛﻨﺶﻫﺎیﺧﻼﻗﺎﻧﻪﺗﻮﺳﻂاﻓﺮادﻣﺴﺘﻌﺪﺑﺴﺘﮕﻲدارد.
۱۳٫۲٫ شناسایی فاکتورهای مناسب برای پیادهسازی موفقیتآمیز مدیریت دانش
اجرایموفقیتآمیزمدیریتدانشنیازمندنگرشیهمهجانبهوفراگیربهعواملمختلفسازمانیاست . چالشاصلیسازمانها،درکمدیریتدانشوچگونگیپیادهسازیآناست . امروزهبزرگترینآرزویسازمانهاتعریفیکسیستممدیریتدانشمناسبوادارهآنبهیکروشکارسازاست،امااینکهچگونهدراینامر)طراحیوپیادهسازیمدیریتدانش( موفقخواهندشدازطریقشناساییعواملکلیدیامکانپذیراستکهدراین تحقیقبهآنپرداختهمیشود.
عوامل حیاتی موفقیت(CSF)[28] واژه‌ای است که اولین بار توسط دنیل[۲۹] تحت تعریف مجموعه‌ای از ویژگی‌های محیط یک سازمان که تأثیر ویژه بر رسیدن سازمان به اهداف مورد نظرش را دارد، تعریف گردید(دنیل، ۱۹۶۱).
جان روکارت[۳۰] استاد مدرسه مدیریت انستیتو تکنولوژی ماسوچوست(MIT)[31]می‌باشد. در سال ۱۹۷۹ میلادی، وی و همکارانش توسعه روشی را برای تعریف نیازهای اطلاعاتی اجرایی آغاز کردند. نتیجه کارشان معرفی روش خاص جهت شناسایی عوامل حیاتی موفقیت بود. این روش بر تک تک مدیران و نیازهای اطلاعاتی فعلی آن‌ها تمرکز می‌کند(روکارت، ۱۹۷۹).
برای هر مدیر اجرایی عوامل حیاتی موفقیت تعدادی زمینه‌های راهنما در مورد کار است که این زمینه‌ها باید به منظور رشد و پیشرفت سازمان به درستی حرکت کنند، معمولاً کمتر از ۱۰ مورد از این عوامل هستند که هر مدیر اجرایی باید در نظر بگیرد. بعلاوه نکته دیگری که در این زمینه بایستی در نظر داشت این است که این عوامل کاملاً وابسته به زمان می‌باشند.
در تعریف دیگریبرونوو لیدکر[۳۲]اظهارمی‌دارند که عوامل حیاتی موفقیتعبارتنداز : مشخصه‌ها، شرایطیامتغیرهایی که اگردرست مدیریتشوند می‌تواننداثرقابلملاحظه‌ایبر موفقیتموضع رقابتیسازمانداشتهباشند. درعوض، پینتو و اسلوین[۳۳]عوامل حیاتی موفقیترا عواملیمی‌دانند که بهطورقابلملاحظه‌ای شانس اجرایپروژه‌هارابهبود میبخشند( پینتو و اسلوین، ۱۹۸۷).
علی ال بوسعیدی و لرن آلفمن (۲۰۰۵) تعدادی از عوامل فنی و اجتماعی مؤثر بر موفقیت سیستم‌های مدیریت دانش را بر اساس عوامل موفقیت داونپورت و پروساک را بررسی کردند. اینعواملفرهنگ- دانشی،زیرساختسازمانی،زیرساختفنی،حمایتمدیریت،اهدافروشن،گزارشاقتصادیوساختاردانشیمی‌باشد. اطلاعاتازطریقپرسشنامه‌هاییکهتوسطمدیرانITکاملشدهبود به دست آمده بود. نتایجنشاندادکههرکدامازعواملمطالعهاثرمهمیرویموفقیتمدیریتدانشداردبهجزپاداش‌هاوگزارشاقتصادی. (بوسعیدی و آلفمن، ۲۰۰۵)
اسکیرموآمیدن[۳۴]درخصوصپیادهسازیمدیریتدانشهفتعاملکلیدیراشناساییکردند . اینعواملعبارتنداز :الزاممستحکمبهکسبوکار،معماریوچشماندار،رهبریدانش،فرهنگتسهیموخلقدانش،یادگیریمستمر،زیرساختفنآوریتوسعهیافتهوفرآیندهایدانشسازمانی .
داونپورتوهمکاران،یکمطالعهاکتشافیدرسیویکپروژهمدیریتدانشدربیستوچهارشرکتانجامدادند . هدفاینمطالعهگستردهتعیینعواملکلیدیمرتبطباپیادهسازیمدیریتدانشبود . آنهاازمیان۱۸پروژهموفق،هفتعاملکلیدیموفقیتراشناساییکردندکهعبارتبودنداز : ارزشصنعت،زبانوهدفمشترک،ساختاردانشانعطافپذیرواستاندارد،کانالهایچندگانهبرایانتقالدانش،فرهنگدانشپسند،زیرساختسازمانیوفنی،اقداماتانگیزشی،وحمایتمدیریتارشد.
چریدسوهمکارانعواملکلیدیگوناگونیرابرایپیادهسازیموفقیتآمیزمدیریتدانشدرحوزههایوظیفهایسازمانشناساییکردندکهاستراتژی،مدیریتمنابعانسانی،فنآوریاطلاعات،بازاریابیوکیفیتازعواملکلیدیآنهابود.درتحقیقیکهتوسطهونگوهمکاراندرخصوصعواملکلیدیموفقیتدربکارگیریسیستممدیریتدانشبرایصنعتداروسازیانجامشدهاست،هفتعاملدرموفقیتسیستممدیریتدانشموردشناساییقـرارگرفتهاستکهعبارتــنداز۱)استراتژیالگوگیریوساختاردانشیاثربخش۲)فرهنگسازمانی۳)زیرساختسیستماطلاعاتی۴)درگیریوآموزشافراد۵)رهبریوتعهدقویمدیریتارشد۶)محیطیادگیریوکنترلمنابعو۷)ارزیابیازآموزشحرفهایوکارتیمی.
پرسشنامه استاندارد KMAT[35] نیزکه یک ابزار استاندارد برای سنجش آمادگی سازمانها برای پیاده سازی مدیریت دانش است، پنج فاکتور کلیدی برای بررسی این موضوع ارائه کرده است که عبارتند از فرآیندهای مدیریت دانش، رهبری، فرهنگ مدیریت دانش، فناورهای مدیریت دانش و ارزیابی مدیریت دانش.
حال با توجه به آنچه بیان شد و مطالعه و بررسی وسیع در ادبیات موضوع این نکته حاصل شد که برای پیادهسازی موفقیتآمیز مدیریت دانش عوامل مختلفی دخیل هستند. به عبارت دیگر از آنجایی که مدل کاملی در خصوص متغیرهای کلیدی تاثیرگذار بر موفقیت مدیریت دانش وجود ندارد و هریک از صاحب نظران به زعم خود برخی از این متغیرها را بیان نموده است ولی میتوان اشتراکات زیادی از این متغیرها یافت و به عنوان مدل تلفیقی برای پژوهش ارائه کرد.
دراین رابطه هشت معیار به عنوان اصلیترین فاکتورهای لازم برای موفقیت مدیریت دانش از ادبیات تحقیق شناسایی و استخراج گردید که در جدول(۲-۵) خلاصه شده است. این هشت معیار به همراه شرح و توضیح کوتاهی از هریک از آنها به صورت زیر ارائه میشود:

یک مطلب دیگر:
دسته بندي علمی - پژوهشی : بررسی رابطه بین مسئولیت اجتماعی شرکت ها و تمکین مالیات۹۳- قسمت ۲۱

  • ۱٫۱۳٫۲٫ ویژگیهای کارکنان: یکی از مهمترین و با ارزشترین سرمایههای هر سازمانی نیروی انسانی و کارکنان آن سازمان میباشد که این عامل نقش بسیار برجستهای در اجرای مدیریت دانش در سازمان و نتایج عملی حاصل از آن دارد. معمولاً کارکنان دانش مدار از جهت مدلهای یادگیری، قابلیتهای شناختی، رغبت به انجام فعالیتی خاص، نگرش و میزان انگیزه با یکدیگر متفاوتند در نتیجه سطح بهبود توانایی و عملکرد کلی این افراد با توجه به ویژگیهایشان متفاوت خواهد بود.
  • ۲٫۱۳٫۲٫ استـراتژی سازمان: یک چشم انداز روشن دقت هدف را می‌رساند. در یک پروژه سیستم مدیریت دانش، وجود اهداف روشن ضروری است. داونپورت و پروساک پی بردند که پروژه‌های موفق به این عامل توجه می‌کنند. ارتباط مؤثر با اهداف سازمان برای موفقیت اهداف پروژه سیستم مدیریت دانش حیاتی است. مدیران باید بدانند که چه موقع و چگونه با اهداف پروژه ارتباط مؤثر داشته باشند. (بوسعیدی و آلفمن، ۲۰۰۵)
  • ۳٫۱۳٫۲٫ حمایت مدیریت ارشـد: امروزه هنر مدیریت در سازمان‌ها، در حال تبدیل شدن به هنر «مدیریت دانش» است. به این معنی که یک مدیر، صرفاً افراد را مدیریت نمی‌کند بلکه دانش آنان را مدیریت می‌نماید و رهبری، یعنی فراهم کردن شرایط مناسب برای تولید دانسته‌های ارزشمند از طریق تفکر نیروی انسانی و به انجام رسانیدن این کار به طریقی که افراد را به مسئولیت پذیری شخصی ترغیب کند(حسنوی، اخوان، سنجقی،۱۳۸۹).

در اغلب سازمان‌های دانش محور، نقش مدیریت سازمان آنست که هدایت و حمایت لازم را از کارکنان دانش مدار به عمل آورد. طبق این نقش، مدیریت با تنظیم فرایندهای هر مرحله و انطباق این فرایندها با راهبرد کلی سازمان، اثربخشی رهیافت مدیریت دانش را افزایش می‌دهد. علاوه بر این، مدیریت مسئولیت ایجاد محیطی غنی و مطلوب را جهت اجرای مدیریت دانش بر عهده دارد. این وظیفه مدیریت شامل مواردی همچون ایجاد یک محیط کاری دوستانه و خلاق در جهت پذیرش سیستم مدیریت دانش، تشویق عقاید و اندیشههای جدید و حمایت از پروژههای مدیریت دانش با زمینه سازی جهت خرید تجهیزات نرم افزاری و سخت افزاری مناسب به منظور ذخیره سازی و پردازش اطلاعات سیستم می‌باشد. با ارائه تعریفی مناسب از سیاست‌های اجرایی سازمان، مدیریت می‌تواند به اجرای موفقیت آمیز سیستم مدیریت دانش کمک کند. (برگُرن،۱۳۸۶)

یک مطلب دیگر:
بررسی عوامل موثربر توانمند سازی کارکنان اداره کل آموزش فنی وحرفه ای ...

    دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir