ریسک و بازده

دانلود پایان نامه

اولین بار هری مارکویتز (مارکویتز، 1952) بر اساس تعاریف کمی ارائه شده، شاخص عددی برای ریسک معرفی کرد. وی ریسک را انحراف معیار چند دوره‌ای یک متغیر تعریف کرد. به عنوان مثال ریسک نرخ در خلال سال‌های 1371-1381 عبارت است از انحراف معیار نرخ ارز در این سال‌ها. سایر شاخص‌ها نیز به همین ترتیب محاسبه می‌شوند؛ از جمله ریسک نرخ بازدهی سهام، ریسک تغییرات قیمت و ریسک نرخ سود.
دیدگاه دیگری در خصوص تعریف ریسک وجود دارد که تنها به جنبه‌ی منفی نوسانات توجه دارد. هیوب ریسک را احتمال کاهش درآمد یا از دست دادن سرمایه تعریف می‌کند (هیوب، 1998). در عین حال ما ریسک را ابتدا از دیدگاه اول مورد بحث قرار داده، سپس به ارائه نظرات جدید در خصوص ریسک و معیارهای اندازه‌گیری ریسک بر اساس تعریف جدید خواهیم پرداخت.
بنابراین برای تعریف ریسک می‌توان دو دیدگاه ارائه کرد:
دیدگاه اول: ریسک به عنوان هرگونه نوسانات احتمالی بازدهی اقتصادی در آینده.
دیدگاه دوم: ریسک به عنوان نوسانات احتمالی منفی بازدهی اقتصادی در آینده.
همان‌طور که در فصل گذشته اشاره شد، بعد از کنار گذاردن قانون برتون وودز و در خلال دهه‌ی 1970 نوسانات نرخ‌های مختلف از جمله نرخ ارز و نرخ سود افزایش یافت. سرمایه‌گذاران در بازار بورس این نوسانات را هر روزه لمس و اثرات آن را عیناً در دارایی‌های مالی خود حس می‌کنند. در پایان سال 2002 اُفت شدید قیمت‌ها در بازارهای بین‌المللی در حدود 24 درصد گزارش شده و این روند با وجود جنگ عراق ادامه پیدا کرد. نمودار 1-2 نوسانات شاخص‌های چند سهام بین‌المللی را در سال اخیر نشان می‌دهد:
نمودار 2-10 شاخص‌های بین‌المللی سهام
حتی دارندگان اوراق بهادار با درآمد ثابت نیز با چنین نوسانات ارزشی مواجه هستند چرا که در صورت نوسانات نرخ سود بازار، قیمت پرتفوی اوراق قرضه‌ی آن‌ها نیز تغییر می‌کند. در سال 2002 بازار ابزار بدهی نیز به مانند بازار سهام دچار اُفت قیمت بود. نمودار 2-2 شاخص اوراق قرضه‌ی شرکتی مریل لینچ را نشان می‌دهد.
کلیه‌ی افراد و مشارکت‌کنندگان بازار، ریسک‌گریز می‌باشند و یا این‌که سطح قابل قبولی از ریسک را می‌پذیرند. مفهوم ریسک بدین جهت کاربرد زیادی در حوزه‌ی مالی پیدا می‌کند، چرا که مشارکت‌کنندگان بازار در اولین مواجهه با هرگونه ورقه‌ی بهاداری از سطح ریسک آن می‌پرسند. البته به نظر می‌رسد امروزه سرمایه‌گذاران ایرانی چندان به متغیر ریسک در کنار متغیر بازدهی توجه نمی‌کنند و یا آن‌گونه که باید، آن را به عنوان معیاری مهم برای سرمایه‌گذاری مورد توجه قرار نمی‌دهند، در حالی که دو متغیر ریسک به عنوان عنصری از آن، کل بازدهی را می‌سازد، م ورد توجه قرار گیرد و پس از تحلیل جامع، اقدام به خرید سهام خاصی شود.
نمودار 2-11 شاخص اوراق قرضه‌ی شرکتی مریل لینچ
از آنجا که هدف کلیه‌ی سرمایه‌گذاران کسب بیشتری بازدهی است، مفهوم ریسک نیز بیان می‌شود. در حقیقت ریسک و بازدهی دو رکن اصلی تصمیم‌گیری برای سرمایه‌گذاری می‌باشند و همواره بیشترین بازدهی با توجه به حداقل ریسک، معیاری مناسب برای سرمایه‌گذاری است.
مفهوم ریسک در بازار مالی نقش کلیدی بازی می‌کند، بنابراین باید آن را شناخت و اندازه‌گیری کرد و برنامه‌ای درنظر گرفت که بتواند ریسک‌های غیرضروری را از بین برده، ریسک‌های همراه با فرصت را مدیریت کند. ضمناً یادآوری این نکته نیز ضروری است که ریسک لزوماً پدیده‌ای منفی نیست، بلکه به همراه هر فرصتی، ریسک نیز وجود دارد و اصولاً نمی‌توان کلیه‌ی ریسک‌ها را از بین برد، چرا که کلیه‌ی فرصت‌ها نیز بدین صورت از بین می‌روند. به همین علت رشته‌ی علمی- حرفه‌ای مهندسی مالی با مدیریت ریسک و خلق فرصت‌ها در خلال انواع قراردادها و طراحی معاملات، راه‌حل‌های بدیعی ارائه می‌دهد و صاحبان صنعت را با شرایطی مطمئن‌تر مواجه می‌سازد تا در کنار آن بتوانند فعالیت‌های سرمایه‌گذاری خود را به‌طور بهینه به انجام رسانند
2-3-5-4- تعبیر ریسک به‌عنوان معیار تصمیم‌گیری
برای تبیین ماهیت ریسک، اجازه دهید جهانی بدون ریسک را تصور کنیم که در آن تنها بُعد تصمیم‌گیری، نرخ بازدهی است. (البته در جهان واقعی نیز برخی سرمایه‌گذاری‌ها در اوراق مشارکت و سپرده‌گذاری در بانک‌های دولتی بدون ریسک می‌باشند)
در جهان فرضی ما برای تصمیم‌گیری، در نظر گرفتن بازدهی تنها معیار است و اگر دو فرصت سرمایه‌گذاری فرضی A و B در این بازار دارای منحنی‌های بازدهی نمودار 2-15 باشند، انتخاب فرصت سرمایه‌گذاری A بدهی خواهد بود.
در این بازار، بازدهی قطعیت دارد و به علت عدم وجود نوسانات، در آینده نیز روند صعودی خود را ادامه خواهد داد. فرصت سرمایه‌گذاری B توسط هیچ سرمایه‌گذاری انتخاب نخواهد شد. به همین علت تمامی افراد سطح معینی از نرخ بازدهی را تحصیل خواهند کرد.
نمودار 2-12 بازدهی سرمایه‌گذاری دو فرصت A و B در شرایط اطمینان
حال فرض فوق را تا حدی تعدیل می‌کنیم. فرض کنید فرصت A با شرایط عدم قطعیت همراه بوده و فرصت B به همان صورت فوق، دارای بازدهی قطعی باشد. در این حالت، بُعد دوم تصمیم‌گیری یعنی ریسک به معیار تصمیم‌گیری افزوده می‌شود.
در این حالت انتخاب بین A و B تا حدی بستگی به متغیرهای شخصی تصمیم‌گیری دارد. افراد شدیداً ریسک‌گریز احتمالاً فرصت B را انتخاب می‌کنند و افراد اندکی ریسک‌پذیر به راحتی شرایط A را پذیرا خواهند بود.
در این مثال سرمایه‌گذاری در فرصت A کماکان بازدهی بیشتری خواهد داشت ولی فردی که آن را انتخاب می‌کند تا حدی ریسک را نیز قبول کرده است. در این حالت ریسک عبارت است از بهای بازدهی بیشتر.
سرمایه‌گذاران در شرایطی که ریسک وجود دارد، دچار تنگنا می‌شوند. طبیعتاً آن‌ها به نتایج مطمئن می‌اندیشند، درحالی‌که سرمایه‌گذاری در فرصت A، دارای بازدهی بیشتری است. بنابراین آن‌ها در انتخاب بین نتایج مطمئن و بازدهی بیشتر باید تصمیم‌گیری کنند.
ریسک یکی از اولین دغدغه‌های سرمایه‌گذاران است، البته سرمایه‌گذاران موفق کسانی هستند که سطح ریسک قابل قبولی از ریسک را می‌پذیرند، چراکه با این موضوع واقف‌اند که نمی‌توان نتایج مطمئن و بازدهی بیشتر را هم زمان تجربه کرد. ضمناً آنان آگاه هستند که شرایط عدم اطمینان همیشه به مفهوم ایجاد شرایط منفی نیست.
نمودار 2-13 بازدهی سرمایه‌گذاری در شرایط اطمینان برای فرصت B و شرایط عدم اطمینان برای فرصت A
در حقیقت می‌توان گفت با توجه به موضوع مورد بررسی، اگر شرایط عدم اطمینان به احتمال بیشتری به شرایط با توفیقات مثبت ختم شود، انتخاب آن عقلانی خواهد بود. به‌عنوان‌مثال در بازار سهام، شرایط عدم اطمینان لزوماً به مفهوم کاهش قیمت نخواهد بود و بدیهی است افزایش قسمت‌ها نیز در این بازار متصور است. ما نکته‌ی اساسی در نظر گرفتن ریسک به‌عنوان یک معیار مهم، جهت تصمیم‌گیری‌های سرمایه‌گذاری است و سرمایه‌گذارانی که بدون در نظر گرفتن میزان ریسک، تن به سرمایه‌گذاری می‌دهند، خود را در شرایط زیان‌باری قرار داده‌اند. زمان تشخیص دامنه‌ی نوسانات نیز دقیقاً قبل از سرمایه‌گذاری است.
مطابق نظریه‌های اقتصادی، همه‌ی ما می‌توانیم ترکیبات مختلفی از ریسک و بازده داشته باشیم که بر اساس این ترکیبات، معاوضه‌ی میزان ریسک و بازده برای ما بی‌تفاوت خواهد بود. درصورتی‌که این نقاط به هم وصل شوند، منحنی بی‌تفاوتی ترسیم می‌گردد. البته افراد برای تصمیم‌گیری خود عملاً این منحنی‌ها را رسم نمی‌کنند و بیشتر به یک دیدگاه شهودی بر اساس شناخت از ویژگی‌های شخصی خود، فرایند تصمیم‌گیری را انجام می‌دهند.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   ابوریحان بیرونی