رشد و بالندگی

دانلود پایان نامه

به هر حال این آرامش و سکونت هم از نظر جسمی و هم از نظر روحی و هم از جنبه فردی و اجتماعی است.
هنگامی‌که فرد از مرحله تجرد گام به مرحله زندگی خانوادگی می گذارد شخصیت تازه ای در خود می‌یابد و احساس مسوولیت بیشتری می‌کند که به احساس آرامش در سآیه ازدواج منجر می‌گردد.
در قرآن کریم چنانکه پیش تر گفته شد بر محبت و پیوند زنان و مردان به یکدیگر، نام رحمت و مودت نهاده شده و در شمار آیات و نشانه های الهی، جای گرفته است. و از آنجا که ادامه این پیوند در میان همسران خصوصا و در میان همه انسان‌ها عموما نیاز به یک جاذبه و کشش قلبی و روحانی داردبه دنبال آن اضافه می‌کند و در میان شما مودت وو رحمت افرید.
کلمه «مودت» تقریبا به معنای محبتی است که اثرش در مقام عمل ظاهر باشد، در نتیجه نسبت مودت به محبت نسبت خضوع است به خشوع و «رحمت» به معنای نوعی تاثیر نفسانی است که از مشاهده محرومیت محرومی که کمال را ندارد و محتاج به رفع نقص است، در دل پدید می اید و صاحبدل را وادار می‌کند به اینکه در مقام براید و او را از محرومیت نجات داده و نقصش را رفع کند. یک از روشن ترین جلوه گاه‌ها و موارد خودنمایی مودت و رحمت، جامعه کوچک خانواده است چون همسران در محبت و مودت ملازم یکدیگرند. همچنین واژه مودت به معنای دوست داشتن و رحمت، به معنای رقت قلب و مهربانی نیزآمده است. در لسان العرب آمده است که رحمت به معنای رقت و مهربانی کردن است و به همین معناست مرحمت. (ابن منظور،1414)
در آیه شریفه فوق، مودت و رحمت میان زن و شوهر دو طرفه دانسته شده و این بدان معناست که هر یک از این دو، در ژرفای وجود خویش نیاز به مهربانی و شفقت ورزی از جانب دیگری را نهفته دارد واین نیاز، تنها با تشکیل خانواده لبریز از محبت، براورده می‌شود. پس در تشکیل خانواده، تنها رفع نیاز جنسی، مطلوب و مورد نظر نیست، بلکه افزون بر رفع نیاز، نوعی نیاز به احسان و عطوفت از هر دو جانب زوجین نسبت به دیگری وجود دارد که منت گذاری و تلخ کامی را، از همکاری، تعامل و رفع نیاز دو طرف از سوی دیگری پیرایش می‌کند و هر دو جانب از این رفع نیاز احساس شادمانی و خوشی می‌کند بی آن‌که هر گونه تلاش و تحمل رنج در این راه بتواند او را دچار ملال و خستگی کند. پس هدف از ازدواج، تنها ارضای غریزه جنسی نیست بلکه رسیدن به یک آرامش جسمی و روانی است.
مساله مودت و رحمت در حقیقت چسب مصالح ساختمانی جامعه انسانی است چرا که جامعه از فردفرد انسان‌ها تشکیل شده همچون ساختمان عظیم و پرشکوهی که از اجر‌ها و قطعات سنگ‌ها تشکیل می‌گردد. اگر این افراد پراکنده و آن اجزا مختلف، با هم ارتباط و پیوند پیدا نکنند جامعه یا ساختمانی بوجود نخواهد آمد. و آن که انسان را برای زندگی اجتماعی آفریده این پیوند و ربط ضروری را نیز در جان او ایجاد کرده است.
از آنجا که ازدواج مبادله روح با روح و عقد ازدواج، پیمان رحمت و مودت است، نه پیمان مالک شدن جسم در بذل مال، از همین رهگذر، فقیهان گفته اند که عقد ازدواج به عبادت نزدیک تر است تا داد وستد های مالی و بر همین مبناست که عقد ازدواج را با نام خدا و بر پایه کتاب خدا و سنت رسول خدا جاری می‌کنند. (مغنیه، ج3، 1424)
در بینش اسلامی، از انجایی که خانواده محل رشد و بالندگی استعدادها، بروز خلاقیت‌ها، مهد تربیت انسان‌ها و سرچشمه محبت و عاطفه است همچون یک کارخانه انسان سازی است که بنای آن برالفت، همدلی و همدمی‌استوار بوده، و روابط آن بر مودت و رحمت پایه‌گذاری شده است.
فرق میان مودت و رحمت ممکن است از جهات مختلفی باشد: 1) مودت انگیزه ارتباط در آغاز کار است اما در پایان که یکی از دو همسر ممکن است ضعیف و ناتوان گردد و قادر بر خدمتی نباشد رحمت جای آن را می‌گیرد. 2) مودت در مورد بزرگتر‌ها است که میتوانند نسبت به هم خدمت کنند اما کودکان و فرزندان کوچک در سآیه رحمت پرورش می یابند. 3) مودت غالبا جنبه متقابل دارد. اما رحمت یک جانبه و ایثار گرانه است زیرا برای بقا یک جامعه گاه خدمات متقابل لازم است که سرچشمه آن مودت است و گاه خدمات بلا عوض که نیاز به ایثار و رحمت دارد. (مکارم شیرازی، ج 16، 1373) مودت و رحمت هر دو با هم کار ساز است. مودت بدون رحمت و خدمت به سردی کشیده می‌شود و رحمت بدون مودت نیز دوام ندارد.
بدین سان کانون خانواده از آن روی که بزم محبت و مودت است، اکسیر ارام بخشی، اضطراب پیرایی و «سکن» بودن برای هر دو همسر را در خود دارد. ره یافتن به این واقعیت کارکردی خانواده، اشکارا اعتراف به این واقعیت نیز هست که هر گاه خانواده از محبت و مودت تهی گردد، شالوده آن سست و لغزنده می‌شود و هران احتمال فروپاشی و گسست آن می‌رود. سزاوار است که سنگ بناهای آغازین بنیاد خانواده، بر شالوده محبت و دوستی ها، و نه شور غرایز عشق نما و زود گذر شهوانی، گذاشته شود چنانکه در فراز و فرود زندگی زناشویی نیز این اکسیر بقا و پایداری، نه‌تنها باید مصون و محفوظ بماند که بر اثر اخلاق کریمانه و آشنای دو همسر نسبت به یکدیگر و تولد فرزندان، این محبت و دوستی ریشه دار و راسخ تر گردد. تا بنای قدسی خانواده استحکام بیشتری بیابد.
با تامل در مضمون آیه (21 سوره روم) که در آغاز بحث بدان اشاره شد به نظر می‌رسد این آیه از یک سو به آرامش روانی همسران به‌عنوان هدف ازدواج و از سوی دیگر به دوستی و مهربانی، به‌عنوان کارکرد آن اشاره دارد، زیرا در مورد اول از حرف لام غایت استفاده شده که بر هدف آفرینش همسران دلالت دارد و در مورد دوم فعل «جعل» به خداوند اسناد داده شده که حاکی از تحقق عینی این کارکرد است البته، با توجه به واقعیات خانوادگی، روشن است که این آیه شریف، دلالت بر علیت تامه ندارد، بلکه در مقام بیان این مطلب است که خداوند متعال به صورت اقتضایی، تمهیدات لازم را برای رسیدن به همسران خشنودی عاطفی در خانواده فراهم کرده است و از این رو، تحقق عینی این کارکرد در گرو بودن شرایط و نبودن موانع است.
اینکه از مودت و رحمت به‌عنوان جعل الهی یاد شده است بدین معناست که خداوند متعال آن را میان همسران برقرار می‌سازد زیرا مودت و رحمت پیوند قلب هاست و جز از خداوند برنمی اید. که البته به معنای نقش نداشتن همسران در این زمینه نیست (پسندیده، 1389) آنان به اندازه خود و در طول خواست الهی وظیفه ای دارند که باید انجام دهند تا چرخه محبت تکمیل گردد.
بنابراین تحقق مودت و رحمت، ترکیبی از خدا وهمسران است که به نحو طولی تنظیم می‌شود. براساس منابع اسلامی چگونگی بنا نهادن«ساختار خانواده» نقش اساسی و بی بدیل در تحقق مودت و رحمت دارد و تحقق آن نیز تضمین کننده یک زندگی بالنده و همراه با رضامندی و خرسندی است.
تاکید افزون متون دینی در تعامل و معاشرت کریمانه و صمیمی زن و شوهر با یکدیگر را می‌توان ناظر بر این موضوع اساسی قلمداد کرد. سنت اسلامی، کمترین رفتار و سخنی را که از آن بوی بی مهری استشمام شود، از زن بر شوهر و از شوهر بر زن شایسته نمی‌داند و آن را ناپسند می‌شمارد.
اسلام علاوه بر تایید این روحیه، از طریق ظرفیت‌های اعتقادی و ایمانی، درصد تقویت آن برآمده است.
قرآن شفقت نسبت به خانواده را از ویژگی‌های اهل بهشت می‌داند و اینگونه به تصویر می کشد: «قالُوا انَّا کُنَّا قَبْلُ فی‏ اهْلِنا مُشْفِقینَ (26) فَمَنَّ اللَّهُ عَلَینا وَ وَقانا عَذابَ السَّمُومِ (27) انَّا کُنَّا مِنْ قَبْلُ نَدْعُوهُ انَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحیمُ (28) » (طور، 28-26)؛ «مى‏گویند ما در میان خانواده خود خدا ترس بودیم. در نتیجه، خدا بر ما منت گذارده و ما را از عذاب کشنده حفظ فرموده است. ما از پیش او را مى‏خواندیم که او نیک و مهربان است.»
بهشتیان غرق نعمات الهی و لذت های جاودانه و بی نقص بهشتی با هم گفت و گو می‌کنند از اینکه چطور شد به بهشت آمدند می گویند: ما پیش از این در دنیا با خانواده خویش مشفق بودیم.
4-15-2. رشد و تکامل فردی
تجربه های همسر شدن و پس از آن پدر یا مادر شدن، نوعی کمال شخصیت محسوب می‌شود این تجربه‌ها موجب می‌شود فرد، دیگران را بخشی از وجود خود احساس کند که این نوعی توسعه خویشتن است. (آیت اللهی ودیگران، 1391) حرکت از خود میان بینی به سوی میان واگرایی، در سیر تحول کودک دلیل تحول شخص به مرحله بالاتر می‌باشد. (منصور، 1374)
در ازدواج نیز فرد از خود میان بینی به سوی میان واگرایی حرکت می‌کند. ایثار و فداکاری فرد برای همسر و فرزندانش، تجلی این سیر تحولی است. افراد انسانی پس از بلوغ، ضمن آن‌که خواهان رسیدن به استقلال فکری اند به ازدواج تمایل می یابند تا در کنار همسری شایسته، اسباب رشد و تکامل خود را فراهم سازند بی شک به دلیل تشویق ها، حمایت‌ها و کمک های زن و شوهر نسبت به یکدیگر، فرد احساس مسوولیت بیشتر می‌کند؛ استقلال می‌یابد؛ زندگی اش هدف‌دار می‌شود و از ثمرات تلاش خود بهره‌مند می‌گردد. (نوابی نژاد، 1386)
یکی از مهم‌ترین علل سنت بودن و استحباب ازدواج از نظر اسلام انست که هر مقدار الفت زوجین به یکدیگر بیشتر شود یک قدم از خود فردی، خارج شده‌اند یعنی منیت را کنار گذاشته اند. تجربه نشان داده افرادی که مجرد زندگی کرده‌اند و به خاطر هدف های معنوی نخواستند ازدواج کنند، در تمام عمر یک نوع خامی در آن‌ها وجود داشته است. زیرا این ازدواج است که سبب کمال آدمی است. آن‌ها که پشت پا به این سنت الهی می زنند وجود ناقصی دارند چرا که یک مرحله تکاملی آن‌ها متوقف شده (مگر آن‌که به راستی شرایط خاص و ضرورتی ایجاب تجرد کند).
امام رضا (ع) فرمود: زنی در نزد جدم، امام باقر عرض کرد که من دنیا را ترک کرده ام و هرگز نمی خواهم ازدواج کنم. حضرت پرسیدند: چرا؟ او گفت: در پی کسب فضیلتم حضرت فرمود: دست بردار! اگر در این کار فضیلتی بود، فاطمه (س) از تو سزاورتر به آن بود. هیچ کس نیست که در فضیلت بر او سبقت گیرد. (مجلسی، ج103، 1403)
همچنین در تبیینی دیگر، ثمره ازدواج علاقمند شدن به سرنوشت دیگران را می توان اینگونه بیان نمود که یک خصایص اخلاقی هست که جز در مکتب تشکیل خانواده، انسان در جای دیگر نمی‌تواند کسب کند؛ یعنی یک نوع علاقه مند شدن به سرنوشت دیگران، تا انسان ازدواج نکرده باشد و دارای فرزند نشده باشد و آن فرزند شدیدا عواطف او را تحریک نکند و بعد هم در مواقعی که فرزند وی مریض می‌شود او را به هیجان نیاورد یا مثلا لبخند وی در او اثر نگذارد، او با خواندن کتاب، با مطالعه کردن کتاب نمی‌تواند به دیگران علاقه مند شود. اسلام برخلاف مسیحیت ازدواج را نوعی خارج شدن از خود طبیعی فردی می‌داند و توسعه پیدا کردن شخصیت است. (اسکندری، 1381) که دران، وقتی فردمی خواهد کاری انجام دهد، برای من تنها نیست، آن من تبدیل به ما می‌شود بطوری که انسان آن قدر که به سرنوشت خانواده علاقه مند می‌شود، به سرنوشت شخص خودش توجه ندارد و رنج می برد تا آن‌ها در اسایش باشند.
از آثار مهم ازدواج رشد کمال معنوی زن و شوهر نیز می‌باشد. در کلمات اولیای دین (ع) تصریح شده است که فرد با ازدواج نیمی از دین خود را کامل می‌کند. (حر العاملی، ج14، 1414) و ارزش اعمال عبادی او چندین برابر افراد مجرد می‌شود. (همان) حفظ اخلاق و عفت علاوه بر بالا بردن درجه معنوی فرد، شخصیت وی را نیز رشد می‌دهد.
مراد بندگان رحمان از اینکه در دعای خود درخواست می‌کنند همسران و ذریه شان قره عین ایشان باشند این است که موفق به طاعت خدا واجتناب از معصیت او شوند و در نتیجه از عمل صالح آنان، چشم ایشان روشن گردد. بندگان رحمان همسر و ذریه ای را دوست دارند که بنده خدا باشند. وَ الَّذینَ یقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ ازْواجِنا وَ ذُرِّیاتِنا قُرَّه اعْینٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقینَ (فرقان، 74) همان ‏افرادی که مى‏گویند: پروردگارا! ازهمسران ما فرزندانى به ما عنایت کن که باعث روشنى چشم ما گردند و ما را براى اهل تقوا پیشوا قرار ده.
4-15-3. مراقبت و حمایت

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   فرهنگ اصطلاحات