دانلود پایان نامه با موضوع بیداری اسلامی، خلیج فارس، خاورمیانه، ایران هراسی

خود باوری اسلامی به عنوان دستاوردهای آن در جهان اسلام فراگیر شدند. انقلاب اسلامی باعث دگرگونی اوضاع جهان و ظهور معادلات جدیدی در سطح جهانی شد.
امروزه با ظهور انقلابهای متعدد و موج بیداری اسلامی در کشورهای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، شاهد برجسته سازی روز افزون نقش ایران در رسانههای مختلف جهان هستیم. برجستهسازیای که از نفوذ عمیق وگسترده جمهوری اسلامی ایران خبر داده و با تصویر سازیهای غبار آلود و هولناک از آن همراه است این عنوان از اصطلاحات نسبتاً جدیدی است که در زمینه رابطه اسلام با غرب، تداول وسیعی یافته است. در حقیقت اسلامهراسی مفهومی است که به پیش‌داوری و هراس و تبعیض غیرمنطقی علیه اسلام و مسلمانان اشاره دارد. در حقیقت میتوان گفت ظهور پدیده اسلام‌هراسی، پروژهای بود که هدف نهایی آن گسترش مفهوم« ترس از انقلاب اسلامی» و طراحی « ایرانهراسی» به ویژه پس از موفقیتها و پیشرفتهای جمهوری اسلامی ایران در عرصههای مختلف نظامی، علوم و فناوری و از همه مهمتر، برنامه‌ی هستهای است(بشیر، چابکی، مهربان،فر ، 1390: 54-52).
پروژهی ایران‌هراسی محصول ترس کشورهای حوزه خلیج فارس از ایران میباشد که با برجسته سازی و مفصلبندی مؤلفههای فرهنگی، امنیتی و سیاسی برساخته شده است. هر یک از مؤلفههای فرهنگی، سیاسی و امنیتی در برگیرنده نشانهها و عناصری هستند که در ذهن و زبان کشورهای حوزه خلیج فارس در قالب غیریت ایرانی معنادهی شدهاند و از طریق زنجیرهای هم ارز و تعدیل معنایی، پیرامون دال مرکزی« ترس از ایران» به ثبات معنایی رسیدهاند و مفصلبندی شدهاند. کشورهای حوزه خلیج فارس، با استفاده از روش برجستهسازی و حاشیهرانی سعی نمودهاند غیریتهایی را که بین ایران و آنان وجود دارد تثبیت نمایند. آنها با برجسته ساختن عناصر هویتی ایران به آنان معنای ترس و هراس را تزریق نموده‌اند(کاظمی،1391: 45-44). در واقع این طرح یکی از اصلیترین طرحهای عملیات روانی- که در مراحل مختلف، علیه ایران به کار گرفته شده است- می باشد. این پروژه ابعاد گوناگونی دارد و هدف اصلی آن در مرتبه اول، کشورهای همسایه ایران و در مرتبه دوم تمام دنیاست(بشیر، چابکی، مهربان،فر ، 1390: 55).
4-2-1- دلایل ایران هراسی
میتوان دلایل ایرانهراسی را، به ویژه در سطح منطقهای به دو دستهی ساختاری و غیر ساختاری تقسیم کرد:
– دلایل ساختاری ایرانهراسی: قدرت، قرابت جغرافیایی و قابلیتهای تهاجمی میباشند.
– دلایل غیر ساختاری ایران هراسی: نیات تهاجمی ، ترویج ایران‌هراسی و پذیرش این گفتمان از سوی کشورهای منطقه میباشند(شریعتی نیا، 1389: 194).
نقش عنصر (صدور انقلاب) در ظهور ایرانهراسی جهت تبیین ابعاد ایرانهراسی در کشورهای حوزه خلیج فارس، نقش سازندهای میباشند. این ابعاد در برگیرنده عناصر و مؤلفههایی هستند که به واسطهی معنایی که در آنها ریخته شده است، به عنوان« بعدی» از منظومهای معنایی به شمار میآیند که در ذهن کشورهای حوزه خلیج فارس نسبت به جمهوری اسلامی ایران برساخته شده است. یکی از این عناصر«ایدهی صدور انقلاب» میباشد. این ایده در پی وقوع انقلاب شکل گرفت. این کشورها به زودی دریافتند که پیامهای انقلاب و ارزشهای آن انباشته از معناهایی هستند که در صورت رسوخ به اذهان آنان« بودنشان» را با علامت سؤال مواجه میسازد. پیامهای انقلاب در پی تغیییر و تحول اساسی در دنیای ذهنی مسلمانان بود. با این وضعیت حاکمان کشورهای حوزه خلیج فارس سازههای انقلاب اسلامی ایران را ناساز دیدند و در پی عدم اشاعه آن برآمدند.
نظامهای حکومتی موجود در جهان عرب در سال 1979 از صدور انقلاب اسلامی ایران نگران شدند از این رو برای مخالفت کردن با انقلاب اسلامی ایران دلایل متعددی داشتند که کمترین آن شیعه مذهب بودن ایران است(کاظمی،1391: 88-73).
اتفاقاتی که متأثر از ایده «صدور » در کشورهای حوزه خلیج فارس به وقوع پیوست، همه به عنوان نشانه‌هایی محسوب میگردند که در تسهیل معنای هراس نسبت به ایران کمک نمودند. این اتفاقات با قرار گرفتن در کنار هم، ذهنیتی را که آمیخته با ترس و نگرانی میباشد در کشورهای حوزه خلیج فارس ایجاد کرد. این کشورها از این پس با این ذهنیت به ایران مینگرند(واعظی، 1388: 74).
4-2-2- دولتهای غربی و ایران هراسی
در مورد نقش دولتهای غربی در پروژه ایران‌هراسی میتوان گفت: دول غربی روی چند محور اساسی تأکید دارند، که مهمترین آن محورها عبارتاند از انرژی هستهای، حمایت از تروریسم، فناوریهای دفاعی و تکنولوژیک ایران( از قبیل فناوریهای موشکی، تولید سلاح، تولید ماهواره، تولیدات نانوف داروسازی و…) و ادعای تلاش ایران برای دخالت در کشورهای دیگر( به ویژه در بحث بیداری اسلامی که این ادعا از اصلی‌ترین محورهای تبلیغاتی در پروژه ایران هراسی و نیز بسیار مورد علاقه اعراب است). از این رو، اکنون موقعیت منطقهای ایران با دو ویژگی متعارض رو به روست. از یک سو، روند انتقال قدرت در منطقه آغاز شده است، روندی که بالقوه میتواند موازنه قدرت منطقهای را به سود ایران تغییر دهد و تثبیت کند. از دیگر سو، به موازات روند قدرتیابی ایران، ایران هراسی نیز به گونهای روزافزون در منطقه و در پهنه بین‌المللی اشاعه مییابد.
در واقع، تحلیل گفتمان مطبوعات ایالات متحده و اروپا (به ویژه فرانسه و انگلستان)، ما را به ترویج ایران‌هراسی در منطقه از سوی آنها رهنمون میکند. در حقیقت ایرانهراسی نقطه محوری تحلیلهای آنها را شکل داده
ک
ه به طرق مختلفی بیان شده و به نوبهی خود مقدمات اتخاذ سیاستهایی را برای دول غربی رقم زده است که در تحلیلهای این نشریات به وضوح به چشم میخورد. سیاستهای منفعل و منزوی ساختن جمهوری اسلامی ایران در منطقه، تلاش برای کاهش نفوذ آن و از میان بردن به طرق مختلف و… همه و همه در راستای ایرانهراسی صورت میپذیرد. در واقع دول غربی با ترویج ایرانهراسی نه تنها غیریت و تمایزات کشور ایران را از خود تقویت میکنند بلکه با گسترش این تفکر و به تصویر کشیدن ایران به مثابه تهدیدی جدی برای کشورهای منطقه و همچنین ایجاد رعب و وحشت در دل سران کشورهای اسلامی به نوعی به دنبال تقویت تلقی از ایران به عنوان دیگری دور هستند. آن چنان که در نهایت از این رهگذر جمهوری اسلامی ایران منزوی و منفعل ساخته و نقش برجسته آن را به ویژه در انقلابهای منطقه کم رنگ جلوه دهند(بشیر، چابکی، مهربانفر، 1390: 84-56).

4-3- شیعه هراسی
4-3-1- زمینه ها و عوامل شیعه هراسی
زمینههای طرح شیعههراسی به منظور مقابله با بیداری اسلامی به سه نکته اساسی و کلیدی معطوف است:
1-عامل سیاسی: این عامل زمانی به وجود آمد که استراتژیستهای صهیونیستی مسیحی، همچون هانتینگتن و کسینجر، پل ویلفووتیز و … اسلام را به عنوان آنتی تز لیبرالیزم وارد معادلات بازی سیاسی بینالمللی کردند. در حقیقت، تئوری جنگ تمدنها، تئوری هلال بحران و … اساس جهت گیری آینده نظام سلطه جهانی را در خاورمیانه بازسازی میکند که در دو سال اخیر تئوری شیعه هراسی در حاشیهی آن طراحی شد.
زمانی که جنگ تمدنها با تمرکز محوری بر روی نزاع تمدنی غرب و اسلام آغاز شد و در پی آن مفاهیمی از قبیل« تروریسم»، « جنگ تمدنها»، «بنیادگرایی اسلامی»، « هلال شیعی»، « ژئوپلتیک شیعه»، «ایران هراسی» وارد بازار سیاسی و رسانههای جهان شد. به دنبال واقعه 11 سپتامبر، طرح خاورمیانه بزرگ طراحی و در پی آن خاورمیانه اشغال و دولت شیعی به عنوان کانون اسلام سیاسی محاصره نظامی شد. در حقیقت محاصره نظامی ایران در راستای محاصره اقتصادی بوده است که اکنون با پروژه شیعه‌هراسی حلقه محاصره را به مرزهای فرهنگی نیز گسترش داده است.
موضوع اسلامهراسی و شیعههراسی نه تنها در رسانهها و نشریات به طور گسترده دنبال میشود بلکه در سطح فیلمها نظیر:« جهاد در آمریکا» و« دروغ های راست» اسلام را تهدیدگر، خشم آلود و مسلمانان را ابلیس و تشنه خون آمریکاییها معرفی میکند(مقیمی، ستوده، 1392: 253-252).
آقای ادواردسعید موضوع اسلام هراسی و شیعههراسی را کالبد شکافی میکند و سه علت مهم آن را متذکر میشود:
اول: احساس وحشتآور غرب از نیاز به انرژی و تمرکز آن در جهان اسلام است و لذا طرح شیعه هراسی میتواند موجب تشدید نزاع بین اسلامگرایان و کشورهای اسلامی شود تا جریان انتقال ارزان نفت به غرب به واسطه بیداری اسلامی دچار بحران نشود.
دوم: انقلاب اسلامی ایران است که مفاهیم و پتانسیل استکبار ستیزی، عدالتخواهی و عقلانیت سیاسی اسلامی را ارائه کرده که الگوی موفق اسلام سیاسی برای حرکت خیزش اسلامی در عصر مدرنیته خواهد شد.
سوم: بازگشت اسلام در زندگی سیاسی مسلمانان است.
2 -عامل فرهنگی(بازگشت به آرمان‌های اسلامی):
بعد فرهنگی و اعتقادی شیعههراسی مربوط به بیداری اسلامی و احیای تمدن اسلامی میشود و آنچه نظام سلطه را وادار به واکنش منفی در برابر بیداری تمدن اسلامی کرده است، صبغه ضد استبدادی و استعماری و ندای وحدت جهان اسلام در برابر اندیشه استکباری بوده. بدین لحاظ به قول فرانسواتوال نویسنده کتاب« ژئوپلتیک شیعه»، با ظهور خیزش شیعی اندیشه لیبرال دموکراسی، رقیب فرهنگی و ایدئوپلتیکی خود را در میدان مبارزه مییابد. در نتیجه، استراتژیستهای غربی برای کنترل تفکر انقلابی امام خمینی پروژههای جدیدی را طراحی کردهاند. ایجاد جنگ نرم و روانی هلال شیعی در برابر قوس سنی یکی از همین حربههای جنگ روانی است که اولین بار توسط تونی بلر مطرح و متأسفانه توسط برخی از رهبران منطقه مثل ملک عبدالله، پادشاه اردن و حسنی مبارک رئیس جمهور مصر دامن زده شد.
در واقع هراس از توسعه اندیشه عدالت خواهانه شیعه و آرمانهای وحدت بخش امام خمینی از یک طرف و شیطنت دولت مردان غربی در تحریف آرمانهای مسالمتجویانه شیعه و بزرگنمایی موقعیت ژئوپلتیک شیعیان خاورمیانه، موجب موضعگیری ناپخته برخی مرتجعان در منطقه حساس خاورمیانه شده است که ادامه آن موجب تشدید اختلافات شیعه و سنی و تضعیف جریان بیداری اسلامی خواهد شد.
3-عامل ژئوپلتیکی (موقعیت استراتژیک شیعیان):
سومین نکته قابل تأمل در بزرگنمایی احیای هویت شیعی به عنوان خطر بالفعل در برابر هویت سنی، به موقعیت جغرافیایی و سرزمینی شیعیان معطوف است(مقیمی، ستوده، 1392 : 256-254).
4-3-2- اهداف پروژه شیعه هراسی
توهم شیعههراسی که عمدتاً غربیها در چند سال اخیر به آن دامن زدهاند چند هدف را دنبال میکند:
1. شناسایی قدرت نرم و پیام سیاسی تفکر شیعی و شناسایی پتانسیل ضد استکباری و ضد ظلم آن به منظور کنترل رشد و انتشار حکومت اسلامی مشابه در منطقه خاورمیانه.
2. مطالعه جغرافیایی و منطقهای شیعیان و احتمال اتحاد آنها با برادران اهل تسنن که میتواند کمربند مقاومت علیه زیاده خواهیهای قدرتهای سلطهگر باشد.
3. ایجاد تفرقه بین شیعه و سنی به منظور تضعیف بیداری اسلام سیاسی، تا آنتی تز هژمونی سرمایهداری شکل نگیرد.
4. تحریف آرمانهای فرهنگی و سیاسی شیعی به وسیله ایجاد هراس، به
منظور خنثی کردن بازخیزی و هویت عدالتخواهی علیه نظام سرمایه‌داری و مدعیان لیبرال دموکراسی.
5. جلوگیری از شکلگیری ترتیبات امنیتی بومی و پایدار بین کشورهای اسلامی منطقه چنانکه اشاره شد توهم شیعههراسی حاصل اسلام رسانهای تحریف شده است که قدرتهای سیاسی در پی اغراض سیاسی به دنبال مصادره بیداری اسلامی، از طریق ایجاد شکاف بین نیروهای اصیل بیداری اسلامی هستند.
با نگاهی اجمالی به آرمانها و آموزههای شیعی در خواهیم یافت که پدیدهی شیعههراسی، توهمی بیش نیست چون با مبانی شیعه و اصول بنیادین انقلاب شیعی ایران و نیز آرمانهای معمار کبیر آن منافات دارد. بدین لحاظ مهمترین راهکار مقابله با توهم شیعههراسی بازخوانی و معرفی ارزشهای اصیل اسلام است.
در نهایت طرح توهم شیعههراسی و ایران هراسی در امتداد توهم اسلام هراسی و جنگ تمدنهاست که به دنبال مصادره بیداری اسلامی و جلوگیری از احیای مجدد و عظمت تمدن اسلامی در منطقه خاورمیانه است(مقیمی، ستوده،1392: 264-257).

4-4- تعارضات شیعه

                                                    .

ادمین

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Next Post

دانلود پایان نامه با موضوع خلیج فارس، شورای همکاری خلیج فارس، روابط سیاسی، عربستان سعودی

ی دی ۲ , ۱۳۹۷
کند. این پیش‌بینی با توجه به رویکردپادشاه سعودی نسبت به هیأت اعزامی ایرانی به مکه و همچنین اجلاس جنبش عدم تعهد در تهران، دور از ذهن نیست. در شرایط خاص، حتی اتحاد این دو کشور می تواند قدرت نفوذ و تأثیر گذاری هر دو را با توجه به اهمیت استراتژیک […]