بررسی و تحلیل دیوان ملاپریشان در مقایسه با اندیشه¬های عرفانی مولانا- قسمت ۳۵

جـانِ ایشـان بـود درِ دریـای جـود

 

 

 

 

 

 

 

(مثنوی۲/۱۶۹-۱۷۰)

 

 

 

اولیــا اطفــال حقنـد ای پســر!

 

 

 

 

غــایبـی وحـاضـری بـس باخبر

 

 

 

غایبی، مندیش از نقصان شـان

 

 

 

 

کو،کَشَد کین از برای جانشان

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

 

گـفت: اطفالِ من اند این اولیا

 

 

 

 

درغـــریبی فـرد از کار و کیا

 

 

 

 

 

 

 

(مثنوی۳/ ۷۹- ۸۱)

 

 

 

اَوْسَــــط الْفــــَش ژَ اُلُــوهیَّت

 

 

 

 

مــِنْکِر اِنکـار کِرد ژَ بـــــلوهیت

 

 

۱) ترجمه بیت: الف: درمیانه ی واژه ی (ولایت) از الوهیت گرفته شده است، ومنکرانی که این را قبول ندارند از سر بلاهت و نادانی است. (ب): این حد و میانه ای که مطرح شده در مورد ولایت آن را از ولایت حق بدان وکسی که ولایت را منکرشود و یا شکافی درآن روا بداند کافر و خدا نشناس است.
۲) نکات بلاغی: «الوهیت با بلوهیت: کلمه قافیه است، وهی: شکاف، واج آرایی(الف، ل).
۳) شرح مفاهیم عرفانی: الوهیت: خدایی الهیت درمعنی عرفانی اسم مرتبه الهی است و آن حضرت مرتبه اسماء و ذات و صفات و افعال است و ربوبیت یعنی حضرت اسماء و صفات و افعال به تفصیل ومرتبه ربوبیت فرو تر از مرتبه الوهیت است».(سجادی، ۱۳۸۹: ۱۲۴).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منــــکروعــــددمـــَزانی کیَــن غاصب…(ابوبکر) جای…(علیّن)

 

۱) ترجمه بیت: انکارکنندگان ولایت را به تعداد میدانی چه کسانی هستند غاصب ولایت حضرت علی، ابوبکر است.
۲) نکات بلاغی: شاید اشاره به خلفای راشدین باشد که گرد آورنده ازاسم آنها به خاطر پاره ای مسایل اسم نبرده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بُگــْذَر ژَ اِدْراکِ مُتــــَصَوِفَـــلْ وَ اِفـــراط کــــِردِن پِی تَصــَرفـــُلْ

 

۱) ترجمه بیت: از ادرک صوفی نمایان درمورد ولایت، اجتناب کن و از آنها به خاطر تمایلات و تفسیر به رأی نیزدرگذرید.
۲) نکات بلاغی: مَتَصَوِفَل با تَصَرفُل: کلمه قافیه وشبه اشتقاق
۳) شرح مفاهیم عرفانی صوفی: ازخود فانی و به حق باقی است و از طبایع رسته و به حقیقت پیوسته است و صاحب وصول میباشد و به حقیقت دست یافته است، متصوف: آن که با مجاهدت درجه صوفی را می خواهد و آن را می طلبد و صاحب اصول عرفان است. مستصوف: سالکی است که برای بهره بردن ازدنیا خود را به شکل صوفی درآورده است، درنتیجه مستصوف وصوفی ازعرفان وحقیقت آن اطلاع ندارند، و صوفی نماست و صاحب فصول است. صوفی نما درمیان صوفیان چون مگسی درمیان گرگ میباشد. (ر. ک، کشف المحجوب، ۱۳۸۹: ۴۹)، تصوف: همان عرفان اسلامی و اصیلترین جریانی است که درطی وحی الهی درکنار دین اسلام گسترش یافت، ویک نحله و طریقه ی سیر و سلوک عملی است که از منبع عرفان سرچشمه گرفته است. تصوف با عرفان از نظر اهل منطق رابطه ی عموم وخصوص من وجه دارند، به نظر ابوسعید ابوالخیر تصوف جنبه عملی عرفان است. (ر. ک. گوهرین،۱۳۸۲،ج ۸: ۹۵)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

از هـــزاران انـدکی زین صوفی اند بـاقیــان در دولــتِ او مــی زینــد
(مثنوی۲/۵۳۷)

 

«مولوی در حکایت عیاض رحمت الله که هفتاد غزوه کرده بود سینه برهنه بر امید شهید شدن، چون از آن نومید شد از جهاد اصغر به جهاد اکبر روی آورد و خلوت گزید، ناگهان طبل غازیان شنید و نفس از اندرون زنجیرمی درانید، و وی نفس خود را در این غزا متهم می داشت و به بیان متصوفان ریا کار می پردازد». (نظریه استاد فتح الهی)، و می گوید:

 

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *