بررسی نقش آزمایش «دی ان ای» در اثبات نسب و نفی ولد- قسمت ۲

فصل دوم: آزمایش دی ان ای و اثبات نسب—————————————————————————–۳۹-۶۷
بخش اول: حجیت فقهی حقوقی دی ان ای در اثبات نسب—————————————————————————۴۰
گفتار اول: اعتبار آزمایش «دی ان ای» از دیدگاه فقه——————————————————————————۴۰
گفتار دوم: اعتبار آزمایش دی.ان.ای از دیدگاه حقوق——————————————————————————–۴۳
بخش دوم: ادله اثبات نسب—————————————————————————————————-۴۵
گفتار اول: اقرار—————————————————————————————————————۴۵
گفتار دوم: شهادت——————————————————————————————————————–۴۷
گفتار سوم: فراش——————————————————————————————————————-۴۸
گفتار چهارم: قرعه——————————————————————————————————————۵۱
گفتار پنجم: سایر امارات————————————————————————————————————۵۲
مدرک فقهی قاعده فراش ———————————————————————————————————–۵۳
مبحث اول:مفردات حدیث ———————————————————————————————————-۵۴
مبحث دوم) ترکیب الفاظ قاعده الولد للفراش————————————————————————————–۵۵
۱-شرایط اثبات نسب با توسل به اماره فراش————————————————————————————۵۹
۱-۳-اجرای اماره فراش در فرزند ناشی از شبهه یا تلقیح مصنوعی ————————————————————-۶۳
۲-۳-قاعده فراش و تلقیح مصنوعی————————————————————————————————-۶۳
بخش سوم: انحصار یا عدم انحصار ادله اثبات نسب——————————————————————————–۶۶
فصل سوم: آزمایش دی ان ای و نفی ولد…………………………………………………………………………………….۶۸-۸۲
بخش اول: نفی نسب از دیدگاه فقه و حقوق ایران——————————————————————————–۷۰
بخش دوم: دی ان ای و نفی نسب———————————————————————————————–۷۲
گفتار اول: بررسی نحوه ی آزمایش دی ان ای در رد ابوت و میزان قطعیت آن————————————————-۷۲
بخش دوم: حجیت فقهی حقوقی دی ان ای در نفی ولد—————————————————————————–۷۳
بخش سوم: ادله های مورد استناد در رد و پذیرش حجیت آزمایش های دی ان ای در نفی نسب———————————۷۷
گفتار اول: ادله مورد استناد نظریه عدم پذیرش حجیت آزمایش دی ان ای در نفی نسب——————————————-۷۷
ادله ی اصلی نفی ولد(لعان)————————————————————————————————۷۸
گفتار دوم: ادله ی مورد استناد نظریه ی پذیرش حجیت آزمایش های دی ان ای در نفی نسب———————————۸۰
خلاصه——————————————————————————————————————–۸۳
نتیجه گیری————————————————————————————————————–۸۷
پیشنهادات—————————————————————————————————————-۹۳
منابع———————————————————————————————————————۹۴
چکیده انگلیسی———————————————————————————————————-۱۰۱
مقدمه:
نسب که در لغت به معنای قرابت و خویشاوندی است در اصطلاح رابطه حقوقی و خونی موجود بین دو نفر را گویند که ممکن است مشروع یا نامشروع باشد. نسب حقیقت شرعی نیست، بلکه در فقه و حقوق بر معنای عرفی و لغوی اطلاق می گردد، یعنی نسب عرفاً و لغتاً رابطه ای است که از پیدایش یک انسان از انسان دیگر انتزاع می شود. نسب مشروع هنگامی حاصل می شود که از طریق ازدواج صحیح یا رابطه ای که در حکم آن است به وجود آمده باشد و نسب وقتی نامشروع است که در اثر نزدیکی زن و مردی که بین آن ها علقه زوجیت وجود نداشته، کودکی به وجود آید و والدین یا یکی از آن ها به عدم زوجیت عالم باشد. از این رو چون شریعت با توجه به فطرت انسان ها نسبت به اتصال و حفظ نسب حریص است اصول و قواعدی برای ثبوت نسب مقرر کرده تا خانواده و جامعه استقرار پیدا کند.( صفائی و امامی،۱۳۷۶،ص۱۳)
به طور کلی دو نوع دعوا در این حوزه مطرح است؛ یکی دعوای اثبات نسب و دیگری نفی نسب (نفی ولد). دعوای اثبات نسب ممکن است در موارد متعددی طرح شود، مانند آن که شخصی میخواهد ثابت کند فرزند دیگری است یا شخصی میخواهد اثبات کند که پدر یا مادر یک کودک است.نفی ولد نیز هنگامی اتفاق می افتد که مرد به دلایل مختلف از پذیرش کودک، بعنوان فرزند خود امتناع می کند. برای اثبات هردوی این مباحث(اثبات نسب و نفی ولد) روش های مختلفی در قانون تعیین شده است.(صفایی و امامی،۱۴)
۱) بیان مسئله
قانون‌گذار کشور ما، برای اثبات نسب ضوابطی را تعیین کرده است و به طور کلی می‌توان گفت دو وسیله اثبات دعوی در قانون برای اثبات نسب مقرر شده است؛ یکی اقرار است که به موجب مواد ۱۱۶۱ و ۱۲۷۳ قانون مدنی از وسایل اثبات نسب دانسته شده است. می‌دانیم که اقرار بر تمام ادله حکمفرماست؛ اگر کسی که علیه او دعوای اثبات نسب مطرح شده، به این نسب اقرار کند، هیچ دلیل دیگری برای اثبات نسب لازم نیست؛ البته به شرط اینکه نسبت به آن شخص اقرار عادتا و عقلا ممکن باشد یعنی فاصله سن دو طرف دعوا به اندازه‌ بیان اقرار، امکان‌پذیر باشد. روش دیگری که برای اثبات نسب در قانون ما مورد تاکید قرار گفته است، اماره قانونی «فراش» است که در ماده ۱۱۵۸ قانون مدنی از وسایل اثبات نسب دانسته شده است؛ به این معنا که اگر بین زن و مردی رابطه زوجیت برقرار باشد و دارای فرزند شوند، قانونگذار بیان می‌دارد که فرزند منتسب به شوهر است و این امر نیاز به اثبات ندارد. قانون‌گذار ما این دو روش را برای اثبات نسب مقرر کرده است؛ اما به این معنا نیست که سایر روش‌های اثبات منتفی باشد. بنابراین برای اثبات دعوای نسب، قانون‌گذار ما را محدود به ادله خاصی نکرده است و بیان اقرار و اماره فراش به عنوان ادله اثبات نسب از باب حصر نیست. یک اماره قضایی که اکنون در دنیا و قوانین سایر کشورها تا حدودی مطرح، اما در ایران، قانون نسبت به آن ساکت است، آزمایش‌های ژنتیکی یا همان آزمایش دی.ان.ای است.
عامل ژنتیکی، ماده وراثتی موجود در سلولهای تمام موجودات زنده می باشد که منحصر به آن موجود زنده بوده و امکان تطابق کامل با ژنتیک موجود دیگری نداشته و در جوامع انسانی از آن برای شناختن هویت اشخاص استفاده میشود و به اختصار DNA گفته میشود.
با توجه به اینکه ادله و امارات مورد نظر فقها در نفی و اثبات نسب خصوصیت و موضوعیتی نداشته و مقصود حمایت از اصل مسأله نسب به عنوان یکی از ارزش های ضروری بوده است امروزه می توان از طرق و ادله علمی که دلالت روشن تری بر مسأله دارند استفاده نمود.
فقهادرحجیت اینگونه آزمایشها برای اثبات نسب و نفی ولد اختلاف نظردارند؛برخی به حجیت این ادله درصورت حصول علم وگروهی برعدم حجیت آن معتقدند؛درمیان حقوقدانان اختلاف نظرکمتری وجوددارد واختلاف موجود صرفا ًدر نحوه استناد به این آزمایشهاست.این تحقیق برآن است که نقش آزمایشهای دی.ان.ای وامکان استنادبه آنرادر دعاوی اثبات نسب و نفی ولد بررسی کند و ببیندآیا با مقررات موجود میتوان به این آزمایش هااستنادکرد یا تا زمانیکه قانون برآن تصریح ننماید، چنین مجوزی وجود نخواهد داشت.
باتوجه به اینکه همه ادله اثبات نسب مبتنی برظن است واحتمال اثبات خلاف درآنهاوجودداردونیزبه لحاظ غیرانحصاری بودن ادله مذکور، بایدبتوان آزمایشهای ژنتیک را به عنوان یک دلیل جدیددربسیاری ازدعاوی اثبات نسب استفاده کرد، لکن برای ایجادبسترلازم برای استنادبه آن نیازبه تصریح قانونی وجوددارد.

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است