اهداف مورد نظر

دانلود پایان نامه

منظور از هم‌خانگی، زندگی مشترک یک زن با یک مرد بدون ازدواج می‌باشد، که به منظور تعمیق آشنایی برای شکل‌دهی یک زندگی خوب در آینده، شکل می‌گیرد. آمار‌های موجود از تداوم روند صعودی گسترش این الگو در برخی جوامع حکایت دارد. (اینگلدزبی، 2006) چندین عامل را در رواج این الگوی ارتباطی بین دو جنس دخیل دانسته‌اند. نخست، آزادی بی‌سابقه روابط جنسی است که در دهه 1960به وقوع پیوست و تاثیر چشمگیر آن در گسترش هم‌خانگی از دهه 1980به این سو آشکار گردید. (بستان، 1388) ایدئولوژی استقلال و عدم تعهد نیز نقش اساسی در گسترش هم‌خانگی ایفا کرده است. نداشتن جنبه رسمی ‌و قانونی باعث جذابیت هم‌خانگی شده، زیرا ضمن آن‌که امکان ارضای جنسی غیرمتعهدانه را فراهم میآورد، برای بسیاری ازجوانان در حکم یک ازدواج آزمایشی است که در صورت بروز نشانه‌های ناسازگاری بین زوج یا حتی مشخص شدن تفاوت علقه‌های آنان، به اسانی میتوان آن را بهم زد.
از سوی دیگر، اغلب کسانی که به هم‌خانگی روی می‌آورند، از بچه دارشدن خودداری می‌کنند، ولی همواره عده قابل توجهی از آنان بچه دار می‌شوند.
درحال حاضر در برخی کشور‌ها افرادی که با هم زندگی مشترک بدون ازدواج دارند، از حقوق همانند زوج‌های ازدواج کرده برخوردار شده‌اند و می‌توانند در صورت بروز اختلافات در مورد دارایی و نفقه به دادگاه مراجعه کنند. (گیدنز، 1374) پژوهش‌ها نشان می‌دهند که این نوع روابط احتمال شکست در ازدواج را افزایش می‌دهد. زیرا این اقدام امکان کسب تجربه را به افراد نمی‌دهد و زوج‌ها فرصت سازگاری به دست نمی‌اورند همچنین شادمانی و رضایت کمتری نسبت به دیگران دارند، صمیمیت و ارتباط نزدیک میان آن‌ها کمتر است، اعتماد کمتری نسبت به یکدیگر دارند، از آزادی کمتری در زندگی زناشویی برخوردارند، خشونت میان آن‌ها بیشتر است و پایداری زندگی کمتر می‌باشد. (جعفری نژاد به نقل از سارانکاس، 1383)
اینگونه خانواده‌های غیر رسمی ‌و کودکانی که در این خانواده‌ها متولد می‌شوند بسیار آسیب پذیر هستند، تا آنجا که کودکانی که دارای خانواده‌های غیرقانونی هستند و به طور غیر رسمی‌ زندگی می‌کنند 73 برابر بیشتر مورد سوء‌استفاده و بدرفتاری واقع می‌شوند. (الان و کرا، 2000) در همین ارتباط باید کاهش کنترل والدین بر رفتار جنسی فرزندان را مورد توجه قرار داد.
تردیدی نیست که الگوی هم‌خانگی به دلیل مخالفت با اصول اسلامی ‌هیچ گونه مشروعیتی ندارد. این الگو به هیچ روی برای بروز عواطف اصیل و عمیق بین زن و مرد و پرورش صحیح فرزندان به عنوان اهداف مهم ازدواج، زمینه مناسبی فراهم نمی‌آورد، چرا که بی ثباتی و ناپایداری از ویژگی‌‌های اصلی آن است. در این نوع رابطه هر دو طرف همواره در حالت اضطراب و نگرانی و احتمالا بدبینی نسبت به یکدیگر بسر میبرند زیرا شریک جنسی میتواند هر زمان که خواسته باشد بدون هیچ تعهدی به زندگی مشترک خاتمه دهد، از این رو، احساس رضایت عاطفی در میان آنان بسیار کمتر از احساس رضایت میان زن و شوهرهاست. (کانینگهام و انتیل، 1995)
2-29-2. کمون‌ها یا اجتماعات اشتراکی
شماری از جامعه‌شناسان خانواده، از اختلاط جنسی در مراحل اولیه زیست بشر سخن می‌گویند. به عنوان نمونه باخ اوفن می‌گوید: در ابتدا انسان به شکل گروهی گله‌وار، با اختلاط جنسی (هرج و مرج) زندگی می‌کرد. (فروم، 1368) در نگاه این گروه، خانواده پس از دوره اختلاط جنسی شکل گرفت و پیش از آن روابط فرد گرفتار هرج و مرج بود؛ هیچ مرد و زنی همسر یکدیگر شناخته نمی‌شدند.
در برابر این گروه، شمار دیگری از جامعه ‌شناسان دوره اختلاط جنسی را باور ندارند. به‌عنوان نمونه ادوارد و سترمارک یکی از مخالفان سرسخت تکامل خانواده معتقد است که خانواده همیشه وجود داشته و بشریت هرگز در مرحله گله‌وار زندگی نکرده است. (اعزازی، 1380)
از نیمه‌های قرن نوزدهم و از دهه 1960تحت تاثیر برخی دیدگاه‌های رادیکال، کمون‌ها به‌عنوان جایگزین خانواده به تدریج به صحنه آمدند. این اجتماعات اشتراکی مشتمل بر تعدادی از مردان و زنان بودند که با یکدیگر ارتباط جنسی مشترک داشتند و از دیدگاه ایدیولوگها، نوعی بازگشت به طبیعت و احیای مجدد کمون‌های اولیه ما قبل تاریخ تلقی میشدند.از آنجا که این نوع رابطه مساوی با نفی زندگی خانوادگی است و در تاریخ بشری دور‌ه‌ای یافت نمی‌شود که در آن انسان به‌کلی فاقد زندگی خانوادگی بوده باشد، شاید بطور قاطع بتوان ادعا کرد که زوجیت اشتراکی (کمونیسم جنسی) هیچ‌گاه بر زندگی بشر حاکم نبوده است. (رشیدی، 1388)
نفی هرگونه سلطه و قدرت در روابط زن و مرد و نفی احساس مالکیت و رقابت از انگیزه‌های اصلی مخالفت این گروه‌ها با نهاد خانواده و گرایش آنان به این الگوی جدید بود. کیبوتص‌ها نیز با انگیزه‌‌های مشابه و به عنوان جایگزین برای الگوی خانواده خصوصی و مادر محور که در جامعه سنتی یهود رواج داشت، پدید آمدند.
اهمیت و اعتبار اجتماعی کمون‌ها دیری نپایید، زیرا این الگو در دستیابی به اهداف مورد نظر توفیق چندانی کسب نکرد. در دو دهه اخیر، حرکتی تدریجی به سمت پذیرش هنجار‌ها و ویژگی‌‌های ساختاری خانواده سنتی در این اجتماعات اشتراکی مشاهده میشود. (لی و نیوبی، 1995)
در قرآن، ظاهر داستان آدم (ع) نشان از نادرستی نظریه فوق دارد. شکل‌گیری خانواده هم‌پای پیدایش بشر است و آدم همواره با زوج خود حوا همراه است و تمام گفتگو‌های خدا با وی، در حالی است که او در متن خانواده قرار دارد. در این داستان، آدم و حوا در قالب زن و شوهری زندگی می‌کنند و هابیل و قابیل نیز به زندگی خانوادگی پای‌بند هستند و اختلاط جنسی ندارند.
محققین علوم اسلامی ‌معتقدند که افزون بر آیات، فطرت انسان نیز اختلاط جنسی را برنمی‌تابد و اخلاق انسانی به هرج و مرج جنسی تن در نمی‌دهد. (جمعی از نویسندگان، 1391)
2-29-3. زوج‌های هم جنس باز
در دهه‌های اخیر در برخی از کشور‌ها وضعیتی بوجود آمده که در طول تاریخ بشر کمتر سابقه داشته است. در این کشور‌ها عده قابل توجهی از زنان و مردان، زوج‌هایی همجنس خود انتخاب کرده، رابطه‌ای نسبتا طولانی شبیه روابط زناشویی با آنان برقرار میکنند. اینگونه زوج‌ها ازجهت زیستی امکان تولیدمثل را ندارند، و برخی از آنان فرزندان متولد از ازدواج‌‌های پیشین خود را به همراه می‌آورند. در حال حاضر برخی کشورها، ازدواج همجنس بازان را به رسمیت شناخته، آنان را از حقوقی نسبتا مشابه با حقوق مردان و زنان ازدواج کرده، برخوردار کرده‌اند.
در اواخر قرن 19 واژه همجنس‌گرایی توسط یک روان‌شناس آلمانی بکار رفت. (داور، 1989) البته موضوع همجنس‌گرایی در مباحث فلسفی افلاطون مطرح شده بود و در زمان معاصر در تئوری کوییر به تفصیل مورد بررسی قرار گرفت. مطابق تئوری فرا هنجار کوییر، هویت، ثابت نیست و دارای عناصر مختلفی است، بدین لحاظ طبقه‌بندی انسان بر پایه یک هویت مشترک ناممکن می‌باشد. یعنی در این تئوری پیش فرض‌های مربوط به جنسیت، هویت زنانه و هویت مردانه زیرسوال می‌رود. (همان)
اولین نشانه‌های همجنس‌گرایی در نوشته‌های افلاطون و اریستوفان تحت عنوان سمپوزیوم در یونان باستان و در آثار باقی مانده از دیوجین لایورتوس در پنج قرن قبل از میلاد حضرت مسیح مشاهده گردیده است. همچنین در داستان‌های یونان باستان خدایانی چون زیوس، هرکول واشیل نیز نمایانگر تمایلات همجنس‌گرایی هستند.
برخلاف بسیاری از نظریه‌‌های حامی ‌همجنس‌گرایی که می‌کوشند با علمی ‌خواندن فرضیات و توجیهات خود، این نابهنجاری را امری طبیعی تلقی نمایند، علوم جدیدی مانند ژنتیک نشان می‌دهد که هیچ انسانی باژن همجنس‌گرایی به دنیا نمی‌اید. چنان که دوتن ازروانپزشکان دانشگاه کلمبیا اعلام نمودند که نظریه ژنتیکی بودن همجنس‌گرایی باهیچ شواهد و قرائنی همراه نیست. سیمون لی وی نیزکه سال‌‌ها به مطالعاتی در خصوص هیپوتالاموس مغز پرداخته اظهارمی‌دارد: «این همه است که تاکیدکنم من هیچ نشانه‌ای راکه نشان دهدشخصی همجنس گرابه دنیا می‌ایددرهیپوتالاموس مغزپیدانکردم». (برادفورد و دیگران، 1999)
تقریبا در همه جوامع، برقراری رابطه جنسی با فردی از جنس موافق، امری ناپسند و مستحق سرزنش تلقی میشود. در بسیاری از کشور‌های اروپایی نیز تا اوایل قرن نوزدهم مجازات چنین عملی مرگ بود و این عمل تا همین دهه‌های اخیر جرم و تبهکاری تلقی می‌شد. (گیدنز، 1374)
این الگو در ادیان توحیدی نیز، پدیده‌ای ناهنجار و گناه شمرده می‌شود. بطور مثال در تورات، فصل 13/20 تصریح می‌شود که «هر دوی آن‌ها (همجنس گرایان زن و مرد) باید بمیرند و خونشان بر گردن خودشان است». همچنین در تورات میشنه در خصوص ممنوعیت آن آمده است: «این فعل مردمان سرزمین مصر بود که شما را به ترک آن هشدار می‌دهیم. آن‌ها چه می‌کردند؟ مردان با مردان و زنان با زنان ازدواج می‌کردند. آنان از درگاه خدا رانده شدند» در اناجیل نیز نمونه‌های فراوانی وجود دارد که این همجنس‌گرایی را حرام و گناهی بزرگ تلقی می‌نماید. به عنوان مثال در سفر پیدایش 18: 20 انجیل، به داستان حضرت لوط (ع) و شهر سدوم اشاره شده است که خداوند به واسطه این گناه بزرگ سرزمین شان را ویران نموده است. همچنین در سفر پیدایش 1: 24 حضرت مسیح (ع) در گفتاری به ماتیو (یکی از حواریون) اظهار می‌دارد که روابط جنسی مردان با مردان و زنان با زنان ممنوع و موجب غضب خداوند است. در فصل رومن1: 26 نیز آمده است که خداوند آن‌ها را بخشید تا رفتارشان را عوض کنند، زیرا زنان با زنان در می‌آمیختند و مردان به طرز شرم‌آوری به مردان گرایش داشتند و برسرشان آمد آن‌چه که براساس خطایشان بود. (فرهمند، 1384)
در دو دهه اخیر مقامات کلیسا کوشیده‌اند تا با تقدیس بنیاد خانواده در جامعه بحران زده غرب آن‌ها را متوجه عواقب ناخوشایند گناهان و ناهنجاری‌های اجتماعی نمایند. پاپ ژان پل دوم رهبر فقید کاتولیک‌های جهان در مصاحبه با روزنامه ساندری هرالد اظهار داشت که فمنیسم بنیان خانواده را تضعیف و همجنس‌گرایی را رواج می‌دهد. طبق نظر وی، فمنیسم تهدیدی علیه بنیان خانواده است و می‌کوشد برای کسب حقوق برابر زنان و مردان، زمینه ازدواج همجنس گرایان را فراهم نماید. این اظهارات در سندی 27 صفحه‌ای تحت عنوان «همکاری زنان و مردان در جهان داخل و خارج از کلیسا» مطرح گردیده است. (همان)
برحسب روایات دینی، پیدایش همجنس خواهی به قوم لوط (ع) که همزمان با حضرت ابراهیم (ع) می‌زیسته اند باز می‌گردد. (حرالعاملی، ج 14، بی تا) آیات قرآن شهروندانی را که به نوعی در جامعه، هم جنس گرایی را به جای نظام همسری زن و مرد پذیرفته بودند و درصدد ارضای نیاز جسمی‌وعاطفی ازاین طریق بوده و هستند، با تعابیر ذیل یاد می‌نماید: ایا شما از روى شهوت، به جاى زن‌ها به سراغ مرد‌ها مى‏روید؟ راستى که مردمى نادان هستید. (نمل، 55) پاسخ قوم او جز این نبود که گفتند: لوط و پیروانش را از شهر خود بیرون کنید که مردمى پاکند و گناه نمى‏کنند. (اعراف، 82) و زنانى که خداوند براى شما آفریده ر‌ها مى‏کنید. ارى شما مردمى تجاوز پیشه هستید. (شعراء، 166)، لوط گفت: پروردگارا مرا در برابر این مردم تبهکار یارى فرما و هنگامى که فرستادگان ما براى ابراهیم مژده آوردند و گفتند: ما اهل این شهر و آبادى را نابود خواهیم کرد زیرا که ساکنین آن ستمگرند. (عنکبوت، 30و31)
هر کدام از این تعابیر اشاره به وجهی از رویکرد طرفداران و عاملان این رفتار و انتخاب ناصحیح دارد. بر طبق شریعت اسلامی، اگر مرد بالغ، عاقل و مختار، مرتکب چنین عملی شود و این عمل نزد قاضی اثبات گردد، آن شخص محکوم به مرگ است. (خمینی، 1383)

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   دانلود پایان نامه ارشد درموردقانون مدنی، ترازنامه، تدلیس، انحلال شرکت