از دیدگاه قرآن

دانلود پایان نامه

محیط ارام و مانوس خانه، مناسب ترین محل برای اندیشه، ذکر، یاداوری کلام خدا و ذکر حکمت های الهی است (احزاب، 34). کارکرد وسیع خانه آن را مکانی مورد احترام و عنایت قرار داده است. چنان چه این محل معبدی برای بندگی و ذکر حق واقع شود خداوند آن را رفیع و عظیم می گرداند. (نور، 36) و از یک چهار دیواری سرد و بی روح خارج می‌گردد. (طباطبایی، ج15، 1374)
2-28-4-3. محل رابطه‌ای مقدس
از آنجا که سلام بیان تحیتی مبارک از جانب پروردگار است (نور، 61)، از عالی ترین ایجاد رابطه میان اعضای خانواده آن است که با تحیت و سلام با یکدیگر برخورد کنند و یاد خدا میان آنان باشند. حقیقت سلام، گسترش امنیت و سلامتی در میان افراد است.
2-28-4-4. لزوم حفظ حریم خانه
از دیدگاه قرآن، خانه به قدری در مقام و جایگاه بالایی قرار دارد که حفظ حریم آن بر همگان توصیه شده است. (نور، 27)
حصر در آیه مذکور به این معناست که خداوند ورود به خانه غیر را بدون اذن و سلام ممنوع می‌کند. حرمت این حریم را مقدس داشته و ضرورت حاکمیت یک فرهنگ صحیح و صمیمی را در برخورد با اهل خانه بیان می‌کند و می‌آموزد که اهل بیت باید در روابط با یکدیگر، علاوه بر رعایت شیون انسانی در برخوردشان، از راه تکلم که نزدیک‌ترین و شایع‌ترین ارتباط است، نیز این یگانگی را بیان کنند و سلام واژه‌ای است که دارای پیام یاد شده می‌باشد، علاوه بر آن‌که آرزوی سلامت و امنیت از جانب سلام کننده را ابلاغ می‌کند.
همچنین در آموزه‌های قرآن، ورود به هر خانه‌ای مشروط به اجازه یافتن از سوی صاحب خانه شده است. (نور، 28)
2-28-5. تشکیل خانواده در قرآن
شکل‌گیری خانواده نیز هم‌پای پیدایش بشر است چنان ‌که در کلام وحی، آدم (ع) تنها در عرش، که سخن از خلقت انسان و امر خداوند در سجده به انسان بود، تنهاست و در هیچ جای دیگر تنها نیست و همواره با زوج خود، حوا همراه است و تمام گفتگوی های خدا با اولین پیامبر هستی در حالی است که او در متن خانواده قرار دارد «وَ قُلْنا یا آدم اسْکُنْ انْتَ وَ زَوْجُکَ الْجَنَّه (بقره، 35)» حضرت آدم تنها در عالم مناظره که بین خداوند و ملایک و آدم است و در آن از اسما الهی گزارش می‌دهد تنهاست و در اینجا سخن از نوع اوست. (بقره، 31)
به نظر می‌رسد مقصود از عوامل طبیعی و خاستگاه طبیعی خانواده که در تشکیل خانواده بیان گردید، سوابق جنسی افراد و یا ویژگی‌های جسمانی آن‌ها، مانند قابلیت تولید مثل است و به این ترتیب می‌توان اعتقاد به دخالت غریزه در شکل‌گیری نهاد خانواده را به نظریه پردازان نامبرده نسبت داد. لکن آن‌چه در این تبیین‌ها مورد غفلت قرار گرفته، استناد به مفهوم فطرت است که هرچند با مفهوم غریزه هم‌پوشانی دارد، اما از آن فراتر می‌رود و مواردی را در برمی‌گیرد که نمی‌توان آن‌ها را با مفهوم غریزه توضیح داد. درحالی که قرآن بر نقش عنصر فطرت در پیدایش و استحکام خانواده تاکید دارد (21 روم). طبق این آیه شریفه، مهر و مودت همسران از جعل و آفرینش الهی نشات گرفته است که این مضمون، دلالت روشنی بر خاستگاه فطری خانواده دارد. (حق شناس، 1388)
نظریه فطرت خانواده‌گرایی برای ازدواج و تشکیل خانواده، خاستگاهی طبیعی قائل است و آن را در انگیزه‌‌های جسمی‌ یا تفاوت‌‌های جسمانی زن و مرد خلاصه نمی‌کند، بلکه وجود یک گرایش فطری عاطفی را نیز در این خصوص مفروض می‌گیرد. هر چند فطری بودن و طبیعی بودن این امور به معنای جبری بودن آن‌ها نیست و از این رو احتمال سرکوب شدن یا انحراف یافتن آن‌ها همواره وجود دارد؛ هم چنان که برخی جایگزین‌های خانواده در عصر جدید به مقابله با آن برخاستند ولی چنین حرکت‌هایی به سبب ناسازگاری بااقتضایات فطری نمی‌توانند عمر چندانی داشته باشند. (صدر، 1421)
همچنین برخلاف داعیه فمنیست‌ها، در اسلام زن و مرد اشتراکات تکوینی و تشریعی فراوانی دارند ازجمله:
1- تساوی در ماهیت انسانی، زن و مرد دو صنف از یک نوع هستند. (نساء: 1، شوری: 11، حجرات: 13، اعراف: 189)
2- تساوی در طی مسیر کمال و قرب الهی (نساء: 24، نحل: 97، توبه: 72، احزاب: 35)
3- تساوی در انتخاب حق و باطل (توبه: 67، 68، نور: 26)
4-اشتراک در بیشتر تکالیف (بقره: 183، نور: 2، 31، 32)
5- استقلال اجتماعی سیاسی زنان و حق مشارکت (ممتحنه: 1-2)
6- استقلال اقتصادی زنان (نساء: 33)
7- برخورداری مادران از حقوق خانوادگی همانند پدران بلکه اولویت دادن به حق مادر با توجه به زحمات و تکالیف او (عنکبوت: 8، اسراء: 23، 24، بقره: 83، مریم14، انعام: 151، نساء: 36، لقمان: 14، 15)
اما در کنار این اشتراکات، زن و مرد تفاوت‌‌هایی از حیث بیولوژیک، روحیات، نگرش ها و استعدادها دارند. اما توجه به این نکته ضروری است که این تفاوت‌‌ها ستم به زنان نیست چرا که از نظر اسلام انسان جزیی از یک نظام هستی هماهنگ و مدبرانه است و تفاوت‌‌های جسمی، روانشناختی و حتی معرفتی بین دو جنس ناشی از همان نظام هماهنگ است و براین اساس تفاوت دیگر امری گزاف یا ظالمانه شمرده نمی‌شود. غایت بشر در این بینش یک امر بیرونی، واقعی و نه ساخته تمایلات بشری است. تفاوت به معنای برتری یکی از دو جنس بر دیگری نیست بلکه به عکس به این معناست که هر دو بخشی از هستی انسانی هستند که علاوه بر مشترکات فراوان، هر کدام توانایی‌های خاص و کارکرد‌های ویژه هستند که برای کمال هریک نیاز است.
همچنین این تفاوت‌‌‌‌‌ها معلول طبیعت بدون هدف نیست، بلکه معلول خالق حکیمى است که از خلق کل نظام هماهنگ و غایتمند هدفى داشته و هر جزء این نظام هم غایت خاصى را دنبال مى کند. هدف اصلى خلقت زن و مرد رسیدن به کمال انسانى و مقام قرب الهى است ولى هدف واحد لزوما به معناى طى مسیر واحد و اتخاذ روش یکسان نیست بلکه زن و مرد هر کدام به دلیل تفاوت در استعدادها، روش خاصى براى سیر خود دارند. براساس همین تفاوت‌‌ها است که در کنار ارزشهاى مشترک، هر کدام ارزشهاى ویژه ى خود را دارند. به عبارت دیگر مى توان گفت تفاوت‌هاى موجود طبیعى پایه اى براى تفاوت در استعداد‌ها است. تفاوت‌هاى استعدادى موجب تفاوت در ارزش مى شود.
ثالثا تفاوت در ارزش هم مستلزم تفاوت در حقوق و تکالیف است یعنى براساس اینکه چه چیز هایى براى زن ارزشمندتر و با کمال وى سازگار تر است اوامر و نواهى اخلاقى و حقوقى متفاوتى از دستورات اخلاقى و حقوقى مردان پدید مى اید.
پس اگر تفاوتى در احکام و دستورات زن و مرد دیده مى شود ناشى از علم پروردگار مهربان به پیچیدگى‌ها و ظرایف مخلوقات خود و تاثیر رفتار ایشان در سرنوشت ابدیشان است که به مقتضاى طبیعت خاص هریک راه جداگانه اى براى هدف واحد یعنى قرب الهى و کمال بندگى تبیین کرده است. از این رو گذشته از آن که براى هریک مسیر ویژه‌اى مطابق استعدادهاى ایشان تعیین کرده، زن و مرد را از مساوات طلبى و تمناى آن‌چه مخصوص جنس مخالف است باز داشته است.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   ضمانت اجرای قانونی