مرداد ۱۹, ۱۳۹۹

اجتماعی و سیاسی

۱ـ۳٫ تقلید و محاکات …………………………………………………………………………………….. ۱۲۱
۲٫ فابل(Fable)، تمثیل، رمز، سمبول ………………………………………………………………. ۱۲۶
۳٫٫داستان، حکایت، کارکردها ………………………………………………………………………… ۱۳۳
۴٫٫حکایتهای جانوری در شعر احمد شوقی …………………………………………………… ۱۳۹
۴ـ۱٫ اخلاق، تمثیل، شعارگویی ……………………………………………………………………….. ۱۴۰
۴ـ۲٫ تحلیل ساختاری و محتوایی حکایتهای جانوری احمد شوقی ………………….. ۱۴۴
۴ـ۲ـ۱٫ تحلیل ساختاری ………………………………………………………………………………… ۱۴۴
زمینۀ داستانی ………………………………………………………………………………………………… ۱۵۵
۴ـ۲ـ۲٫ تحلیل محتوایی حکایتهای احمد شوقی ……………………………………………..۱۵۷
محتوای حکایتها ……………………………………………………………………………………………. ۱۶۲
۴ـ۳٫ تحلیل ساختاری و محتوایی حکایتهای پروین اعتصامی …………………………. ۱۸۵
۴ـ۳ـ۱٫ تحلیل ساختاری ………………………………………………………………………………… ۱۸۵
۴ـ۳ـ۲٫ تحلیل محتوایی …………………………………………………………………………………… ۱۹۸
فصل چهارم: شباهتها و تفاوتها در فابلهـای احمـد شوقــی و حکایتهای پروین اعتصامی ………………………………………………………………………………………………………… ۲۰۴
۱٫ مضامین غالب در فابلها و ارتباط آنها با ساختار روایی ………………………………… ۲۰۶
۲٫٫امکانات زبانی و بلاغی ……………………………………………………………………………. ۲۱۰
۳٫ تأثیرپذیری و تأثیرگذاری …………………………………………………………………………… ۲۱۲
نتیجــهگیری …………………………………………………………………………………………………… ۲۱۵

فصل اول
کلیّات و مفاهیم
مقدمه
با نگاهی گذرا به تاریخ ادبیات هر ملّتی، این حقیقت آشکار میشود که ادبیات داستانی ـ چه در حوزۀ ادبیات مکتوب و چه حکایتها و افسانههای شفاهی رایج در میان عامۀ مردم ـ بخش عمده و مهم ادبیات آن ملّت محسوب میشود؛ به طوری که همه، آن را پر افتخارترین و ارجمندترین گنجینۀ ادبیات ملّی خود میدانند و از این که خردمندان و حکیمانی در میان آنان بودهاند که این حکایتها و داستانهای جذّاب، شنیدنی و ارزشمند را که خردمندی، شجاعت، بخشندگی، درستکاری، راستگویی و راه و رسم همۀ پندارها و گفتارها و کردارهای نیک انسانی را میآموزد، برای ایشان به یادگار گذاشته و آثار باشکوهی آفریدهاند که ارزش و احترام آنها روز به روز و نسل به نسل فزونی بیشتری مییابد، به خود میبالند و آن را یکی از قلّههای بلند و دست نیافتنی تاریخ تمدن و فرهنگ خود میشمارند. این حقیقت نه فقط به این خاطر است که این حکایتها و داستانها تنها فضایل انسانی و شیوۀ خوبی و زیبایی را میآموزند، بلکه از این بابت است که شاهکار و عصارۀ فکر بزرگمردان و زنانی بودهاند که در راه تحصیل علم و دانش، سختترین رنجها و دشواریها را بر خود هموار نموده و با دقتی حیرتانگیز و بیانی هنری و دلنشین، چنان آثار ظریف و شیوایی را آفریدهاند؛ حکیمانی که در زمان زندگی خود از نظر علمی، بزرگترین چهرههای روزگار خود بودهاند و هر ملّتی کم و بیش افتخارات یک ملّت دیگر را با نام آنها به یاد میآورد و میشناسد. دیگر این که این حکایتها و داستانها اغلب مایۀ بقای زبان، تمدن و اصالت نژادی یک ملّت بودهاند و با نفوذ در روح انقلابهای اجتماعی و سیاسی عصر خود، همواره در طی قرنهای پیدرپی مانع از نابودی اصالت اجدادی و میهنی آن ملّت شدهاند، چنان که شاهنامۀ فردوسی برای نژاد ایرانی معجزهها کرده است.
بر این اساس اگر بگوییم داستانسرایی و حکایتگویی همواره نجاتبخش روح یک ملّت بوده است سخن اغراقآمیزی نگفتهایم؛ بنابراین پیش از آن که داستانسُرایی و حکایتگویی را با انواع و اقسام متعددی نام ببریم، نخست باید خود آن را بزرگترین حماسۀ معرفت بشری بخوانیم که تمام خواستهها و آرزوها و برترینهای یک ملّت را در بر میگیرد و آنها را به ظریفترین و زیباترین صورت ممکن به تصویر میکشد. ارزش این هنر شگفتانگیز تا به آنجاست که حتی در میان ادیان الهی و متون دینی نیز شاهد هستیم که برای پیشبرد اهداف گوناگون متناسب با آموزههای هر مذهب از این شیوه استفاده شده و مفاهیم و دستورات را با استفاده از آن چنان جذّاب و قابل فهم کرده که حتی افرادی که از فضیلت خوانـدن و نوشتن بیبهره بودهاند نیـز توانستـهاند آن مفاهیم و دستورات را به روشنی دریابند و به خوبی بفهمند.