تعریف کار گروهی؛ ساختار گروه و مراحل تکامل گروه از نظر تاکمن 

No Comments Uncategorized

 

گروه معمولا از افرادی تشکیل می شه که با مشارکت همدیگه، واسه انجام کار یا رسیدن به هدف مشخصی سعی می کنن. کار گروهی به ویژگیای نگرشی و رفتاری اعضای گروه برمیگرده و با چگونگی تشکیل گروه ها (رسمی و غیررسمی)، ساختار، مراحل و نحوه ی کارکرد اونا رابطه داره. گروه یکی از عادی ترین الگوهای ساختار نیروی انسانی در هر سازمانه و پس مطالعه گروه و تعریف کار گروهی واسه مطالعه رفتار سازمانی از اهمیت زیادی برخورداره. در این مطلب، تعریف کار گروهی رو به شکل ای ساختاریافته و روشن ارائه می کنیم. به این منظور، اول چگونگی تشکیل و ایجاد گروه رو بررسی می کنیم و بعد به معرفی بعضی از شکلای مختلف مهم گروه، طبقه بندیای اصلی و ساختار گروه خواهیم پرداخت.

 

دلایل تشکیل گروه

نظریهای مختلفی درباره دلایل تشکیل گروه هست. طبق نظریه ی جورج هومان، گروه طبق فعالیتا، تعاملات، اهداف و مقاصد افراد شکل میگیره، پس رفت و امد افراد با همدیگه مبنای اصلی تشکیل یک گروه. طبق نظریه ی تبادل اجتماعی، ارتباطات بین افراد بر مبنای انتظارات ضمنی و دوطرفه اونا از همدیگه و طبق ی تعهد و اعتماد شکل میگیره. نظریه ی هویت اجتماعی نشون می ده که افراد تمایل زیادی واسه عضویت در گروه های مهم و برجسته دارن، چون که با این کار هویت و عزت نفس پیدا می کنن.

چگونگی تشکیل گروه بر مبنای تعریف کار گروهی

تعریف کار گروهی نه فقط به دلایل تشکیل گروه، بلکه به چگونگی تشکیل اونم بستگی داره. مشهورترین چارچوب بررسی چگونگی تشکیل گروه رو واسه اولین بار «بروس تاکمن» در ده ۱۹۶۰ مطرح کرد. گروه ها در شروعِ تأسیس، معمولا نمی تونن کار خیلی مؤثری بکننن، اما هنگامی که می کوشند نتایج پُربار و مؤثری کسب کنن، با چندین مرحله تکاملی روبرو می شن. بیشتر گروه ها در این سیر تکاملی با تضادها و نتایج مشابهی روبه رو می شن.

مراحل تکامل گروه طبق نظریه ی تاکمن

۱. تشکیل (forming)

این مرحله معمولا با کمی سردرگمی و خاطر جمع نبودن همراهه، چون اهداف اصلی گروه هنوز مشخص نشده و وجود وظایف یا رهبری گروه مشخص نیس. در این مرحله، اعضا به دنبالِ شناخت همدیگه و در بین گذاشتن انتظارات شون از گروه هستن و با اهداف گروه و قوانین اون آشنا می شن. تشکیل گروه نباید با شتاب انجام شه.

۲. اختلاف یا درگیری (storming)

در این مرحله به احتمال زیاد درگیریا و اختلافات بین اعضای گروه به اوج خود می رسه. اعضا معمولا بر سر اهداف و قدرت جنگ می کنن. اگه در این مرحله، اعضای گروه بتونن اختلافا رو حل وفصل کنن و به اتحاد و انسجام برسن، به تجربیات مثبتی دست پیدا می کنن. اما اگه اعضا قادر به حل این درگیریا نباشن، گروه از هم می پاشد یا به طور غیرمؤثر در همین مرحله باقی خواهد موند و به مراحل بعدی رشد خود نمی رسه.

۳. انسجام (norming)

در این مرحله فرقای فردی و خواستهای مشترک اعضا شناسایی می شه. خوشبختانه در این مرحله اعضای گروه کم کم حس اتحاد و هویت گروهی پیدا می کنن. سعیای گروهی در این مرحله باید به تولید نتایج منجر شه. مسئولیتا باید در بین اعضا تقسیم شن و گروه تصمیم خواهد گرفت چه جوری روند پیشرفت رو آزمایش کنه.

۴. تکامل (performing)

در این مرحله، گروه به بلوغ رسیده و اعضای گروه یه جور حس اتحاد و انسجام پیدا کردن. در مرحله تکامل، اعضا همدیگه رو قبول می کنن، تضادهایشان رو از راه مباحثه سازنده حل وفصل می کنن و تصمیمات گروهی رو از راه فرایندهای منطقی (و نه احساسی) که بر اهداف گروه متمرکز شده، انجام می کنن.

۵. فروپاشی (adjourning)

دلیلای زیادی واسه فروپاشی گروه ها هست. عادی ترین دلایل انحلال گروه ها تموم شدن کارا و رسیدن به اهدافه. اعضای گروه در این مرحله، از طرفی به خاطرِ رسیدن به اهداف شون خوشحال هستن و از طرف دیگه یه جور احساس غم و اندوه رو به دلیل وابستگی به اعضای دیگر تجربه می کنن. البته این مرحله معمولا در گروه های تقریبا دائمی رخ نمی ده. دلیل دیگر انحلال گروه اینه که اعضا تصمیم می گیرن به راه خودشون برن. در این موارد معمولا گروه بی اینکه به اهدافش برسه، از هم می پاشد.

در طول این ۵ مرحله، اعضای گروه باید به مشکلات احتمالی رسیدگی کنن و روشایی رو واسه حل اونا بیابند. اینکه گروه در انجام کارا و وظایف خود به موفقیت خواهد رسید یا نه، کم کم روشن میشه.

شکلای مختلف گروه

یکی از روشای عادی طبقه بندی گروه ها تعیین وجود رسمی یا غیررسمی آنهاست. گروه های رسمی به وسیله یک سازمان به خاطر رسیدن به اهداف سازمانی تشکیل می شن.

۱. شکلای مختلف گروه های رسمی

  • گروه های فرماندهی: این گروه ها از راه نمودار سازمانی تعیین می شن و بیشتر شامل یک سرپرست و زیردستان اون هستن که این زیردستان به ناظر یا سرپرست گزارش کار تحویل میدن. مثلا میشه به رئیس دانشگاه و اعضای هیئت علمی اشاره کرد.
  • گروه کاری: این گروه ها طی دوره های تعیین شده ، واسه رسیدن به اهداف محدود و مشخصی با همدیگه کار می کنن و بعد منحل می شن. سازمان، اعضای این گروه ها رو تعیین می کنه و اهداف و وظایفی رو به اونا می سپارد. اعضا باید در مدت زمان مشخص شده کارا رو بکننن. مثلا میشه به گروه تولید محصول جدید، گروه بهبود مراحل تولید یا گروه طرح رقابتای انگیزشی اشاره کرد. گروه های تبلیغاتی، گروه های پروژه و گروه های دائمی نمونه های دیگری از گروه های کاری هستن.
  • گروه های عملیاتی: گروه های عملیاتی به وسیله سازمان واسه رسیدن به اهداف خاص در یک دوره زمانی نامحدود تشکیل می شن. گروه های عملیاتی پس از رسیدن به اهداف بازم باقی می مونن. گروه های بازاریابی، بخش خدمات مشتری و واحدهای حسابداری نمونه هایی از این گروه ها هستن.

برخلاف گروه های رسمی، گروه های غیررسمی به طور طبیعی و طبق علایق و ارزشای مشترک افراد شکل می گیرن. اونا واسه مقاصدی غیر از انجام کارهای سازمانی ایجاد می شن و چارچوب زمانی اونا نامشخصه. اعضای گروه های غیررسمی به وسیله سازمان منصوب نشده ان و پس هر زمان که بخوان، می تونن افرادی رو به گروه خود دعوت کنن. گروه های غیررسمی می تونن در خودِ سازمانا هم تشکیل شن که این می تونه هم مثبت باشه و هم منفی. مثلا، کارکنانی که یک گروه غیررسمی تشکیل میدن، ممکنه درباره بهبود مراحل تولید یا مسائل دیگر با هم بحث کنن و اینطوری مسائل سازمان رو به خطر بندازن.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   تعهد سازمانی و شکل های مختلف اون؛ ۳ نوع تعهدی که کارکنان رو وفادار نگه می داره "

۲. شکلای مختلف گروه های غیررسمی

  • گروه های ذی نفع: این گروه ها ممکنه مدتای طولانی (حتی بیشتر از گروه های عادی) پابرجا باشن. اعضای این گروه ممکنه واسه یک سازمان مشترک نباشن اما اهداف مشترکی دارن. این اهداف ممکنه اصلا ارتباطی به اهداف سازمان نداشته باشه. نمونه ای از این گرو ها علم آموزانی هستن که واسه درس خاصی مثلا شیمی، فیزیک یا ریاضی، گروه مطالعه تشکیل میدن.
  • گروه دوستی: این گروه از اعضایی تشکیل شده که از فعالیتای اجتماعی، اعتقادات مذهبی، عقاید سیاسی و ارزشای مثل همدیگه لذت می برن و هرازگاهی همدیگه رو ملاقات می کنن. کارکنانی که خارج از محیط کار گروه های ورزش، تیم فوتبال یا پیاده روی تشکیل میدن هم از نمونه هایی از گروه دوستی هستن.
  • گروه منبع: معمولا افراد از این گروه ها واسه آزمایش خود استفاده می کنن. هدف اصلی تشکیل گروه های منبع، اعتبار و مقایسه اجتماعیه. این گروه ها اثر زیادی بر رفتار مردم دارن و معمولا با گروه های دیگر فرق دارن. مثلا گروه منبع واسه یک کارمند جدید ممکنه گروهی تشکیل شده از کارمندان یک سازمان یا اداره دیگر باشه. گروه خونواده، دوستان و گروه های مذهبی معمولا واسه بیشتر افراد یه جور گروه منبع قوی به حساب می رن.

ساختار گروه

ساختار گروه الگویی برگرفته از روابط بین اعضای گروه که به اونا در همکاری با همدیگه و جلو بردن اهداف گروه کمک می کنه. ساختار گروه با تعداد اعضای گروه (اندازه گروه)، نقشای گروه، هنجارها و انسجام گروه رابطه نزدیکی داره.

۱. تعداد اعضای گروه

گروه می تونه کمه کم ۲ عضو داشته باشه. گروه هایی که ۲ تا ۱۰ نفر عضو دارن، معمولا مؤثرترند چون این گروه ها کوچیک هستن و هر کدوم از اعضا به اندازه کافی فرصت دارن تا در گروه مشارکت و فعالیت داشته باشن. گروه های خیلی بزرگ ممکنه زمان زیادی رو واسه تصمیم گیریا و فرایندهای مختلف کاری هدر بدن. معمولا افزایش تعداد اعضای گروه میزان رضایت رو افزایش می ده. یعنی، وجود شش نفر در یک گروه فرصتای بیشتری واسه رفت و امد و مشارکت گروهی رو در اختیار اعضا قرار می ده تا سه نفر. اما معمولا اگه تعداد اعضای گروه بیشتر از ۱۰ تا ۱۲ نفر باشه، میزان رضایت اعضا کاهش پیدا میکنه؛ چون که انسجام گروه و شناخت بقیه واسه اعضا مشکل می شه.

۲. نقش اعضا در گروه

در گروه های رسمی معمولا وظایف از پیش تعیین و به هر کدوم از اعضا اختصاص داده می شن. هر نقش مسئولیتا و وظایف خاصی داره. نقشای اعضای گروه می تونه به شکل زیر طبقه بندی شه:

نقشای کاری

نقشای کاری دربردارنده ی فعالیتایی به خاطر برسی به اهداف گروه هستن. موارد زیر نمونه هایی از نقشای کاری هستن:

  • پیشگام: اقدامات لازم رو پیشنهاد می کنه و روندها رو نشون می ده.
  • مسئول آگاهی رسانی: پیشنهادا و نظرات رو ارائه می کنه.
  • شفاف ساز: مسائل مختلف مربوط به اهداف گروه رو واسه اعضا روشن می کنه.
  • جمع بندی کننده: پیشنهادها و تصمیمات رو جمع بندی می کنه.
  • بررسی گر: ایدها رو جدا سازی وتحلیل می کنه و اونا رو در شرایط واقعی آزمایش می کنه.

نقشای مربوط به حفظ موقعیت

این نقشا دربردارنده ی فعالیتای اجتماعی هستن که به اعضای گروه کمک می کنن تا بازم مشارکت خود رو در گروه حفظ کنن و تعهد فردی بیشتری به گروه داشته باشن.

  • هماهنگ کننده: نا آرومی رو در گروه کم می کنه، به اختلافات رسیدگی می کنه و فرصتا رو کشف می کنه.
  • مسئول ارتباطات: کانالای ارتباطی رو باز نگه می داره و اعضا رو به مشارکت در فعالیتای گروه دلگرم می کنه.
  • مسئول بررسی توافق جمعی گروه: نتایج احتمالی رو مورد آزمون قرار می ده و بررسی می کنه که گروه به تصمیم گیری درباره چیزی نیاز داره یا نه.
  • تشویق کننده: این افراد خیلی خونگرم و صمیمی رفتار می کنن و پاسخگوی نیازای اعضای گروه هستن.

نقشای پریشون کننده

این نقشا دربردارنده ی فعالیتایی هستن که کار گروهی رو پریشون می کنن. جروبحث با اعضای گروه، شوخیای بی مورد و توجه به اطلاعات غیرضروری از این دسته فعالیتا هستن و باعث منحرف شدن گروه از اهدافش می شن. این افراد معمولا با ایده های گروه مخالف هستن یا با اعضای گروه به دلایل شخصی مشکل دارن. اونا معمولا به چیزایی توجه دارن که به اهداف گروه ارتباطی نداره. با این حال، این نقشا همیشه منفی نیستن، بعضی وقتا ممکنه یکی از اعضا واسه رفع نا آرومی در گروه با شوخی یک معطلی ی کوتاه به وجود آورد و اینطوری کمی از نا آرومی حاکم بر اعضا کم کرده شه.

۳. هنجارهای گروه

هنجارها همون الگوهای رفتاری استاندارد و قابل قبولی هستن که به خاطر باقی موندن گروه، خودداری از موقعیتای بد و بیان ارزشای گروه ایجاد می شن. هر گروه هنجارهای مخصوص به خودش رو تعریف می کنه. لباس متحدالشکل گروه یا حتی تعداد نظراتی که باید در یک جلسه بیان شه، جزو هنجارهای گروه به حساب می رن. این هنجارها نشون دهنده ی سطح تعهد، انگیزه و کارکرد گروه هستن.

۴. انسجام گروه

انسجام به پیوند بین اعضای گروه برمیگرده و تمایل اونا رو واسه ماندن در گروه نشون می ده. عوامل زیادی بر انسجام گروه اثر دارن. گروه معمولا هنگامی که با گروه های دیگر رقابت می کنه یا باقی موندن اون از طرف عوامل خارجی تهدید می شه، بیشتر تمایل داره اتحاد خود رو حفظ کنه. گروه های کوچیک تر و گروه هایی که اعضای اونا مدت زمان زیادی رو در کنار همدیگه صرف می کنن، تمایل بیشتری به انسجام دارن.

انسجام در گروه های کاری اثرات مثبت زیادی مثل رضایت شغلی کارکنان، افزایش استفاده کارکنان و نظایر اون داره. بااین حال، گروه های خیلی منظم ممکنه واسه سازمان خطرآفرین هم باشن، به ویژه در شرایطی که اهداف شون برخلاف اهداف سازمان باشه.

دلایل نشون میدن معمولا واسه انجام اموری که به مهارتای مختلف، تجربیات و تصمیم گیری نیازه، کار گروهی مؤثرتر از کار فردیه. گروه ها معمولا انعطاف پذیر هستن و می تونن به سرعت گرد هم آیند، به اهداف برسن یا مجموعه اهداف دیگری رو برگزینند. خیلی از سازمانا دریافته ان که گروه ها جنبه های انگیزشی زیادی دارن. اثر یک سازمان به اثر گروه های اون بستگی زیادی داره. اعضای گروه بهتر می تونن از راه مشارکت در تصمیم گیری و حل مشکلات، به توانمندی بیشتر و افزایش استفاده کمک کنن.


دیدگاهتان را بنویسید