تعریف غصب در قانون و نکات حقوقی که باید درباره اون بدونیم 

No Comments خاص ترین

 

غصب کلمه ای که در مکالمات روزمره هم حتما تا به حال به گوشتون خورده، یکی از مفاهیم حقوقیه که باید با اون آشنا شید. امروز براتون از معنی غصب گفتیم. نکاتی در باره اون گفتیم که حتما خواندنش شما رو با بخشی از حقوق شهروندی تون آشنا می کنن. با «چه جوری»همراه باشین.

 

غصب به چه معناست؟

معنای «غصب» در فرهنگ دهخدا «به ستم گرفتن چیزی از کسی» بیان شده که اون چیز می ­تواند ثروث یا جز اون باشه. در کتابای تاریخی هم غصب در همین معنا به کار رفته و شخصیتای کتاب پیوسته در سعی واسه بازپس گرفتن اموال مغصوب برمی ­اومدن. و اما در فقه و حقوق، ماده ۳۰۸ قانون مدنی غصب رو «تصرف در ثروث غیر به راه عدوان» تعریف کرده و شخصی که این کار انجام می ­بده غاصب نامیده می شه. واسه محقق شدن غصب باید عناصر زیر به هم پیوند بخورند:

  1. تصرف در ثروث غیر، خواه اون ثروث عین باشه (مثل تصرف کردن خونه ­ای حتی اگه از اون استفاده ­ای نکرده باشه) یا منفعت (مثل تصرف خونه ­ای و استفاده از منافع اون ملک) یا حق (مثل تصرف حق عبور شخصی از زمین ­های مجاور واسه رسیدن به ملک خود)؛
  2. واسه تحقق غصب، از دست دادن مجوز قانونی واسه اون تصرف هم باید قطعی باشه؛
  3. عالم و آگاه بودن متصرف به نبودن مجوز قانونی، سومین شرط احقاق تصرفه. حتی اگه مالک به اشتباه اجازه تصرف در مالش رو به شخصی بده، این اجازه در حکم مجوز قانونی به حساب نمیاد و غصب اتفاق افتاده.

در قانون از واژه ­ی «برتری» هم استفاده شده. برتری به معنای تسلط یافتنه. با این توضیح که اگه شخص الف مانع تصرف مالک در ثروث خودش شه، طوری که شخص الف هم بر ثروث نامبرده تسلطی نداشته باشه، نمی ­توان گفت غاصبه. مثلا شخص «الف» به روشی مانع از ورود شخص «ب» به خونه ی خود شه بی اینکه خود در خونه ساکن شده باشه و بر اون تسلط پیدا کنه. در این فرض شخص ب، خونه رو غصب نکرده چون که خود هم تسلطی بر اون نداره. در این حالت تنها اگه ثروث تلف شه، شخص الف یا جلوگیری کننده، ضامن تلفه و باید ضرر رو جبران کنه. باید قصد تسلط یافتن بر ثروث دیگری در غاصب قطعی شه چون اگه افراد به قصد تفریح و تفرج به ملک دیگری مثلا باغ اون وارد شن، غاصب حساب نمی ­شن.

در بعضی موارد ممکنه شخصی که تصرف غیرقانونی انجام می ­بده، مستقیما غاصب شناخته نشه. مثلا شخصی به تصور اینکه ملک خودش رو تصرف کرده و سلطه پیدا کرده، اقدام به درختکاری در اون ملک می ­کنه؛ یعنی این شخص به نبود استحقاق خود جاهله. در موردی دیگر که پولی رو پیش شخصی به امانت می­ گذاریم و اون در نگهداری اون زیاده روی و تفریط کنه؛ طوری که به اون ثروث آسیبی وارد شه و اون مقصر باشه یا شخصی که پولی رو به امانت گرفته، منکر اون ثروث یا به امانت گرفتن اون شه و اقرار داره که در دست من نیس؛ در همه این موارد به تعبیر قانونگذار شخص نامبرده «در حکم غاصب یا شبه غاصب» است، هر چند از دید نتیجه ماجرا فرقی با غاصب نمی­ کنه و همون احکام بر اون جاریه.

در مورد مسئولیت غاصب باید گفت که اون ملزمه همون پولی رو که بر اون سلطه پیدا کرده، به صاحب اصلی اون برگرداند. حال اگه اون ثروث به هر دلیلی از بین رفته باشه، باید مثل یا قیمت اونو بده.

غصب اموال «مثلی» و «قیمی» چه حکمی داره

بعضی اموال «مثلی» و بعضی «قیمی» هستن. ثروث مثلی اینه که مثل یا مثل اون زیاد باشه؛ مثل اتومبیل و ثروث قیمی اینه که اوصاف اون مهم باشه و بشه مثل اونو پیدا؛ مثل تابلوی نقاشی اثر استاد فرشچیان. پس اگه پولی که تلف شده مثلی باشه باید مثل اون و اگه قیمی باشه باید قیمت اون به صاحبش داده شه. و غاصب در دادن مثل یا قیمت آزاد و مختار نیس که هر طور میلش باشه، بکنه. مثلا اگه ثروث مثلی بوده، نمیتونه قیمت اونو بده و حتی مالک هم حق مطالبه قیمت رو نداره. بلکه فقط می تونه مثل اونو بده.

غاصب مسئول هر مشکل و عیبیه که در زمان تصرف اون به ثروث مغصوب وارد شده؛ حتی اگه مقصر نبوده باشه. مثل اینکه شخص الف اتومبیلی رو غصب کرده و اونو به شخص ب داده و اون با اون تصادف می­ کنه. بخاطر این اگه پولی که غصب شده، ناقص یا معیوب شه، غاصب باید اونو بازسازی کنه تا به شکل اول اون دربیاد اما اگه امکان بازسازی اون وجود نداشته باشه، باید فرق قیمت سالم و ناقص اونو بده که اصطلاحا به اون «ارش» گفته می­ شه. البته قانونگذار در بعضی موارد که بازسازی ثروث معیوب یا فروش ثروث ناقص شده سخت باشه، دادگاه رو مختار کرده که ثروث رو تلف شده بدونه و مقررات تلف رو که در بالا اشاره شد بر اون حاکم کنه.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   غنی سازی روابط

حالتی دیگر اینه که همون ثروث غصب شده یا مغصوب موجود باشه ولی برگرداندن اون ممکن نباشه، در این صورت غاصب باید پولی رو که از حیث اوصاف و قیمت برابر یا مثل ثروث مغصوب باشه و اصطلاحا به اون «بدل» میگن، به مالک بده. این ثروث به ملکیت مالک درمی­ آید تا زمانی که امکان تسلیم عین ثروث به وجود آید و مالک می ­تواند ثروث خودش رو مطالبه کنه و غاصب هم حق داره با دادن همون ثروث، بدل یا پولی رو که از قبل داده پس بگیره.

ممکنه غاصب پس از تصرف در ملک دیگری اقدام به کارایی بکنه که نتیجتا افزایش بهای اون ملک رو به دنبال داشته باشه. در این موارد غاصب نمی ­تواند قیمت زیادی رو مطالبه کنه. مثلا اتومبیلی رو غصب کرده و بدنه ی اونو که نیاز به صافکاری داشته تعمیر کرده که در زیاد شدن قیمت اون مؤثر بوده. اما بعضی وقتا ممکنه زیاد شدن قیمت به دلیل وسیله مجزایی باشه مثلا سیستم صوتی اتومبیل رو عوض کردن کرده باشه که در این صورت می­ تواند سیستم رو ورداشته و قبلی رو جانشین کنه.

غصب از غاصب چه حکمی داره

بحث مهمی که در دور و بر غصب مطرح می ­شه «غصب از غاصب» است. با این توضیح که شخص الف اتومبیلی رو غصب کرده و بعد شخص ب همون اتومبیل رو از سلطه ی شخص الف درمی آورد و خود تصرف می ­کنه و این زنجیره بازم می ­تواند ادامه پیدا کنه. پیرو همین مثال شخص ب هم غاصب شناخته می شه و همون مسئولیت شخص الف رو در باز پس دادن ثروث مغصوب داره حتی اگه به غصبی بودن اون ثروث پیش شخص الف جاهل باشه. در این حالت مالک حق داره ثروث مغصوب رو از شخص الف که غاصب اول بوده یا از هر کدوم از غاصبین بعدی مطالبه کنه. حال اگه به غاصب اول مراجعه کرد، اون می ­تواند به غاصب بعد از خود مراجعه کنه تا برسه به غاصبی که ثروث در دست اوست. یعنی بقیه غاصبین به غیر از متصرف، یه جور تعهد به انجام کار می کنن که این کار، همون رد ثروث مغصوب به مالکه (یعنی تعهد می کنن که ثروث مغصوب رو به مالک برگردانند و این یه جور تعهد به انجام کاره). در صورتی که نتونن به تعهد خود عمل کنن باید ضرر به دلیل نبود انجام تعهد یا ضرر وارد به مالک رو جبران کنن. پس مسئولیت اونا از نوع تضامنیه و اگه یکی از اونا جبران ضرر کرد مابقی هم تبرئه می ­شن و واسه همین اگه مالک یکی از غاصبین رو ابرا کرد یا یعنی اون رو بخشید، بقیه ی غاصبین هم مسئولیتی ندارن.

در شرایطی که ثروث مغصوب پی درپی منتقل ­ شده و در آخر دست یکی از این افراد تلف شه، هروقت مالک به غاصبی که ثروث در دستش تلف شده مراجعه کنه، شخص تلف کننده نمی ­تواند به غاصبان قبلی خود مراجعه کنه. اما اگه به غاصبی مراجعه کنه که ثروث در دست اون تلف نشده باشه، اونم می تونه به غاصبی که ثروث در دستش تلف شده مراجعه کرده و خسارتش رو مطالبه کنه. یعنی مسئولیت برعهده ی شخص تلف کنندهه. از این مبحث نتیجه می­ گیریم که اگه مالک به آخرین شخص غاصب عالم مراجعه کرد، ایشان باید از عهده ی خسارات وارده بربیاد و نمیتونه به غاصبین قبل خود مراجعه کنه مگه اینکه ثروث مغصوب، معیوب یا ناقص به دستش رسیده باشه که از باب مابه التفاوت سالم و معیوب یا ناقص بودن ثروث می­ تواند به قبل خود مراجعه کنه. اما اگه به آخرین غاصب جاهل مراجعه کنه، ایشان هم باید از عهده ی خسارات وارده بربیاد فرقش اینه که شخص جاهل به غصب، حتی در صورت تلف ثروث در دست خودش، می تونه به غاصبین قبلی خود مراجعه کرده و ضرر بگیره.

نکته ی پایانی

هر کدوم از غاصبین به اندازه زمان تصرف خود و مابعد خود نسبت به منافع ثروث مغصوب مسئولیت دارن و ضامن هستن، حتی اگه از منفعت اون ثروث استفاده نکرده باشن. مثلا می­ توان منافع خونه ­ای رو که تصرف شده در نظر گرفت که این خونه می تونسته واسه یه مدت به اجاره گذاشته شه و مالک از اون بهره ­ای نبردهه. پس در مورد منافع، مسئولیت غاصبین تضامنی نیس و هرکدام از غاصبین که ضرر رو جبران کرد، مابقی اونا تبرئه شده و مسئولیتی ندارن. و حتی اگه غاصبی زیان رو جبران کرد، خود می­ تواند به هر غاصب جداگونه و به میزان زمان تصرف اون مراجعه کنه.




دیدگاهتان را بنویسید