دیدگاه نظریه پردازان

دانلود پایان نامه

3-1. مقدمه
در این فصل روش پژوهش برای پاسخ به پرسش‌های آن تشریح می‌شود. روش‌شناسی مجموعه‌ای از فرایند‌ها و قواعد است که در قالب یک نظم سیستماتیک و روش‌های اجرایی، محقق را در جهت پاسخ به سوالات تحقیق هدایت می‌کند. روش، ناظر به چگونگی آن است، لذا لازم است پس از تعیین مساله تحقیق و تنظیم سوالات، نوع و روش تحقیق نیز مشخص شود تا بدین وسیله محقق بتواند به کسب اطلاعات جهت ارائه‌ی پاسخ به پرسش‌ها و جمع‌آوری اطلاعات اقدام کرده و بر این اساس، به تجزیه و تحلیل آن‌ها پرداخته و سوال‌های پژوهش خود را پاسخ گوید.
به طور کلی روشی که پژوهش به وسیله آن برنامه‌ریزی شده و هدایت می‌شود، بر حسب فلسفه پژوهش، استراتژی پژوهش و ابزار‌های پژوهش جهت رسیدن به هدف مورد انتظار تعیین می‌گردد. (دنزین و لینکلن، 2007)
3-2. روش تحقیق
روش‌‌های تحقیق اگرچه متعدد و متنوع هستند ولی در یک طبقه‌بندی کلی و اصولی بر حسب نوع داده مورد تحلیل به دو گروه کلی تقسیم می‌شوند. نکته مهم و قابل توجه این است که انتخاب روش تحقیق اغلب اختیاری نیست و ماهیت موضوع تحقیق آن را معین می‌کند.
در حوزه پژوهش‌‌های علوم انسانی با دو رویکرد کمی ‌و کیفی سروکار داریم. هدف رویکرد کمی، کشف حقیقت یا ماهیت انسان و جهان است؛ لذا محقق با دنبال کردن این رویکرد تلاش می‌کند تا راه‌حل مسائل را بر اساس تجربه و مشاهده بیاید. در مقابل، رویکرد کیفی یا ژرف‌نگر یا تفهمی و یا توصیفی روشی است که بر یک دیدگاه فلسفی تفسیرگرایانه مبتنی است و توجه آن به چگونگی تفسیر، درک، تجربه و به وجود آمدن جهان اجتماعی معطوف است. از ان‌جایی که رویکرد حاکم بر این تحقیق، کیفی است، به تشریح مختصری از این رویکرد می‌پردازیم. پژوهش کیفی بر ان‌گونه از روش‌‌های تحلیل و تبیین استوار است که در آن‌ها به درک عمیق، پیچیدگی، جزییات و بافت پدیده‌‌های مورد مطالعه تاکید می‌شود (شورت، 1387).
از آنجا که موضوع این پژوهش «بررسی فلسفه خانواده با تاکید بر ابعاد ساختاری و کارکردی و دلالت‌های تربیتی آن مبتنی بر آموزه‌های قرآن» می‌باشد روش تحقیق مناسب آن، روشی است که ماهیتی فلسفی دارد.
با توجه به تمایل امروز حوزه‌های علوم انسانی و علوم اجتماعی به روش‌های ترکیبی (باقری، 1389) و با توجه به اینکه پژوهش‌های کیفی ماهیتا چند روشی و متضمن رویکرد تفسیری به موضوع مورد مطالعه هستند (گال وبورگ، 1386) و برای کشف مضامین و روابط بکار می‌روند و جنبه اکتشافی دارند و بر مطالعه عمیق متمرکزند، روش تحقیق در این موضوع روشی ترکیبی است چرا که در آن از سه روش به شرح زیر، بهره گرفته شده است:
در ابتدا به منظور پاسخ به پرسش اول و دوم یعنی چیستی و چرایی خانواده و نیز فراهم کردن زمینه لازم برای پاسخگویی به پرسش‌ بعدی، مجموعه آیات قرآن کریم با بهره‌گیری از تفاسیر معتبر؛ به طور کیفی مورد تحلیل قرار گرفته‌اند. اما از آن جا که برای تحلیل محتوای کیفی همچون یکی از رویکرد‌های کیفی پژوهش، روش‌‌های گوناگونی هست‌‌. (گیون، 2008) هدف پژوهش تحلیلی فلسفی عبارت است از فهم و بهبود بخشیدن مجموعه مفاهیم یا ساختار‌های مفهومی‌که بر حسب آن‌ها مقاصد را بیان می‌داریم و پژوهش‌ها را به اجرا در می‌اوریم. (کومبز و دنیلز، 1388)
باقری با بهره‌گیری از اندیشه‌های کلارک بر این باور است که تحلیل منطقی فرارونده طی دو مرحله توصیف و تعیین شرط‌های لازم انجام می‌شود (باقری، 1389) در پژوهش حاضر از روش‌‌های تحلیل منطقی فرارونده و به ویژه توصیف و تعیین شروط لازم برای ساختار و کارکرد خانواده در آموزه‌های دینی، بهره گرفته شده است. زیرا روش تحلیل منطقی فرارونده با ویژگی‌هایی مانند کلیت و ضرورت همراه است و شرط‌های لازم تحقق چیزی را آشکار می‌کند. (همان). استفاده از روش‌های تحلیلی می‌تواند ما را در روشن بینی نسبت به مفاهیم مورد استفاده در گفتمان تعلیم و تربیت، اعم از مفاهیم کلی تر مربوط به اهداف و مفاهیم جزیی تر مربوط به روش‌ها و فنون، یاری کند. (باقری، 1389)
در پژوهش حاضر نیز از آنجا که موضوع پژوهش «بررسی فلسفه خانواده با تاکید بر ابعاد ساختاری وکارکردی ودلالت‌های تربیتی آن مبتنی بر آموزه‌های قرآن» است و یکی از سوال‌های تحقیق، موضوع ماهیت خانواده می‌باشد و روشن‌گری ماهیت ارتباط مستقیمی‌با ضرورت‌ها و شرط‌های لازم برای تحقق موضوع و پدیده را در بردارد، این روش پژوهشی در اینجا ضرورت پیدا می‌کند.
در این پژوهش در مرحله توصیف، آن چه ساختار خانواده نامیده می‌شود، با بینشی تحلیلی توصیف شده و تفاوت‌‌ها و شباهت‌های آن با دیگر مفهوم‌های مرتبط، آشکار می‌شود. چنین است که در این بخش باید از شیوه‌های تحلیل مفهومی ‌بهره گرفت. سپس در مرحله تعیین شرط‌های لازم، کارکرد‌های خانواده بررسی می‌گردد.
برای استفاده از آموزه‌های دینی، خصوصا در توصیف آیات قرآن از تفاسیر معتبر و از روش هرمنوتیک استفاده گردیده است. در رویکرد هرمنوتیک نوعی نگرش به پدیده‌های انسانی مورد توجه قرار می‌گیرد که در آن تفسیر نقش اساسی دارد.
اصطلاح هرمنوتیک در اصل به معنای تفسیر متون مقدس بود. در فلسفه و علوم اجتماعی معاصر، هرمنوتیک معنای دیگری یافته و اشاره به مطالعه فرایندی دارد که افراد به وسیله آن به معنای یک متن دست می‌یابند. اصلاح متن می‌تواند اشاره به یک سند (مانند کتاب راهنمای برنامه درسی) داشته باشد. اما همچنین می‌تواند به آداب اجتماعی، اسطوره‌های فرهنگی و هر چیز دیگری اشاره داشته باشد که حاوی پیامی‌است که می‌توان آن را خواند. (گال و بورگ، 1386)
سنت دیرینه هرمنوتیک در فلسفه، قسمت عمده مبنای نظری را برای غالب پژوهش‌های کیفی که از دیدگاهی تفسیری انجام می‌شوند، فراهم می‌آورد. در واقع اصطلاح تفسیری، محوریت تفسیر را در پژوهش کیفی برجسته می‌سازد از آنجا که تفسیر در کانون تاویل قرا ردارد، چندان شگفتی اور نیست که چرا این همه بر رویکرد عام پژوهشگران کیفی تاثیر گذاشته است.
خواننده طی فرایند تفسیری، متن را درک می‌کند، فرایندی که مشتمل بر تلاش برای دوباره تجربه کردن عمل تفسیری مولف است. از این رو براساس دیدگاه نظریه پردازان هرمنوتیک، مولف و خواننده در فرایند‌های تفسیری، درگیرند. (گال وبورگ، 1386) در امر تفسیر و فهم معنا یا معانی یک متن، ممکن است از برخی سطوح هرمنوتیک استفاده شود که در این تحقیق سطح نطق (سخن متن) و استنطاق (سخن برآوردن «از متن») مد نظر خواهد بود.
از مفروضات اساسی هر علم هرمنوتیک یا تفسیر، آن است که مولف یا مولد متن، صاحب تعهد و غرضی است و در پی انتقال آن به دیگران است. این تعهد و غرض یعنی، همان سخنی است که متن برای بیان و انتقال آن به دیگران شکل گرفته است. در این سطح هم سوال هم جواب از سوی مولف متن مطرح می‌شود. سوال یا مساله‌ای مورد نظر مولف است که می‌خواهد آن را برای مخاطبان خود مطرح کند. به تبیین آن بپردازد و سرانجام پاسخی را که برای آن در نظر دارد یا طریقه‌ای را که به نظر وی برای یافتن پاسخ باید پیمود، گوشزد کند. در این سطح معنای متن از وضوح بر خوردار است و مولف یافتن نزدیک‌ترین راه ممکن را برای دست یا زیدن به معنا فراهم می‌اورد. از این رو این پرسش طرح شدنی است که متن چه معنایی را انتقال می‌دهد. این پرسش حاکی از انست که متن معنای مشخصی را به صورت بالفعل انتقال می‌دهد. برهمین اساس و نیز با توجه به اینکه سوال و جواب، هر دو توسط متن مطرح می‌شود، خواننده و مخاطب متن در این سطح باید شنونده‌ی خوبی باشد تا بتواند به فضای مورد نظر دست یابد.
در سطح دوم، تفسیر و تاویل با معانی پنهان، ضمنی و مبهم متن سروکار دارد. در اینجاست متن چون موجودی است که «قابلیت ‌های» خاصی دارد. قابلیت خصیصه‌ای از یک موجود است که ظاهرو آشکار نیست اما به صورت پنهان در آن ریشه دارد و در شرایط معینی آشکار می‌شود. این سطح نیز همچون نطق مولد محور است، یعنی خود مولف یا متن است که سخن می‌گوید و تنها تفاوت آن با سطح نخست این است که در اینجا سخن را باید از متن بیرون اورد. این سخن چون قابلیت و خصیصه‌ای پنهانی در متن موجود است که بروز آن محتاج ظهور شرایط خاصی است. این شرایط عبارت از پیدا شدن سوال‌های جدیدی است که در برابر متن قرار گرفته است و پاسخ می‌طلبد، به عبارتی می‌شود گفت سوال از خواننده متن و پاسخ از متن است.
یک متن ممکن است با سپری شدن زمان و ظهور شرایط زمانی و فرهنگی نوین در برابر سوال‌های جدیدی قرار گیرد که در زمان تدوین خود متن مطرح نبوده‌اند. پرسش هرمنوتیکی این سطح انست که «متن چه معنایی را می‌تواند انتقال دهد؟ خواننده گذشته از این که پرسشگر خوبی است باید محقق و مفسر خوبی نیز باشد. برای این کار وی باید درپی یافتن شواهد کافی از متن باشد و این کار ممکن است مستلزم برقراری روابط دقیق و ظریفی میان عبارات مختلف متن در قسمت‌های مختلف آن و استنتاج نتیجه مورد نظر از مقدمات و شواهد کافی باشد. برای فهم قرآن (یا فهم هر متن دیگری) دو سطح نطق و استنطاق اهمیت درجه اولی دارند. (باقری، 1387)
محقق در مباحث موردنظر، ضمن رعایت التزام وابستگی به متن، با مراجعه به تفاسیر معتبر، در برخی موارد از سطح اول هرمنوتیک و در پاره‌ای موارد که آیات، مستقیما به موضوع نپرداخته از سطح دوم استفاده نموده است. در بخش تفسیر آیات از کتب تفسیر از جمله مجمع البیان (طبرسی)، المیزان (طباطبایی) و تفاسیر موضوعی قرآن کریم (جوادی املی)، تفسیر نمونه و تفسیر نور استفاده شده است. همچنین در برخی موارد از روایات پیشوایان دینی در تفسیر آیات استفاده شده است. روایاتی که از ان‌ها بهره برده شده است معمولا موید دلالت آیات و یا مفسر‌ها می‌باشد و نه مخالف آن‌ها، بنابراین نیازی به بررسی سند نخواهد داشت.
در گام بعد و پاسخ به سوال سوم، در بحث دلالت‌های تربیتی به استخراج اصول و روش‌ها پرداخته شده است. اصول تربیتی، همان دستورالعمل‌های کلّی هستند که قواعدی جهت پیدایش تغییرات مطلوب در افراد ارائه می‌دهند. (باقری، 1389)
برای استنتاج اصول، از استدلال قیاسی همچون یکی از روش‌‌های پژوهش فلسفی (هاگرسون، 1387) بهره گرفته ‌شده است. پیشینه‌ی بحث از این روش (قیاس عملی) از نظرات ارسطو نشات می‌گیرد. به طور کلّی ارسطو در مورد دو نوع قیاس صحبت نموده بود: قیاس اخباری و نظری و قیاس عملی. در قیاس نظری، هر دو مقدّمه، توصیفی هستند و نتیجه‌ی آن، هم توصیفی و بیانگر امری است که تحقّق آن مستقل از تصمیم یا عمل فرد است. در قیاس عملی یکی از گزاره‌ها توصیفی و دیگری تجویزی است و نتیجه‌ی آن نیز اشاره به یک تصمیم عملی دارد و تجویزی می‌باشد. (باقری، 1387) قیاس عملی در عرصه حکمت عملی، مانند اخلاق و سیاست مورد توجه است و متضمن آن است که مقدمه کبری قضیه‌ای ارزشی باشد که «باید»‌ی در آن نهفته است، هدف یا امر مطلوبی که فرد در اندیشه نیل به آن است، به صورت قضی‌های ارزشی همراه با بایستی بیان می‌شود که سازنده کبری قیاس عملی است، مقدمه صغری در قیاس عملی، قضی‌های توصیفی است و بیانگر امر واقعی است که به نحوی وسیل‌های را معرفی می‌کند که رساننده به هدف مذکور در کبری است و نتیجه نیز، ناظر به یک تصمیم عملی است. (باقری، 1389)
بنابراین در گام بعدی مبتنی برگزاره‌ها‌ی توصیفی و تجویزی حاصل گردیده از پاسخ سوال اوّل و دوم، با استفاده از روش قیاس عملی، اصول تربیتی (چگونگی‌های کلی) مربوط، ذیل عنوان دلالت‌های تربیتی استخراج شده است.
3-3. جامعه‌ی آماری پژوهش
کلیه نوشته‌ها و منابعی که در این زمینه نگاشته شده موجود می‌باشد، حوزه گسترده جامعه تحقیق را شامل می‌شود. مجموعه آیات قرآنی مرتبط با موضوع تحقیق، کتب حدیث و کلیه تقریرات دانشمندان اسلامی، مجموعه تفاسیر، کتاب‌ها، دایره المعارف، پایان نامه‌ها، مقالات منتشر شده در نشریات، مقالات الکترونیکی، و مستندات مرتبط با موضوع تحقیق و قابل دسترس، جامعه آماری تحقیق را تشکیل می‌دهد که در راستای پاسخگویی به سوالات و دستیابی به اهداف تحقیق مورد استفاده قرار گرفته است.
3-4. نمونه آماری

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   علامه طباطبایی