دوران نوجوانی و جوانی

دانلود پایان نامه

ت:
یکی این که مصرف عمومی، اگر به صورت فرهنگ درآمد، مفهومی فراتر و وسیع تر از مصرف تولیدات پوشاکی، صنعتی و غذایی دارد. مصرف عمومی در این صورت، بر حسب گوناگونی تولیدات غربی شامل مصرف کدها، علامت ها، اصطلاحات و کنش ها و رفتارهای متناسب با فرهنگ غربی نیز می باشد.
نکته دوم این است که غرب همواره با عنایت ویژه ای که نسبت به گسترش و رشد فرهنگ مصرف عمومی خود دارد، همواره در صدد غنابخشیدن به سبک های گفتاری و رفتاری غربی است mike Feathestone, Nationalism,Globalization and Modernity(London-Newbury Park-New Delhi, SaPublication, 1993),PP.1-2، تا به تدریج هر چه فزاینده تر فرهنگ غربی را در سطح جوامع انسانی، به ویژه جوامع اسلامی رواج دهد. متاسفانه آن چنان جامعه اسلامی ما از کدسازی فرهنگی غرب تاثیر پذیرفته است که استفاده از کدها، روز به روز مظاهر خود را در زوایای زندگی ما به نمایش می گذارد. راه مقابله با کدهای غربی همیشه و در همه شرایط یکسان نیست. در پاره ای از موارد از کدها و تولیدات حامل کدهای غربی می توان استفاده کرد مشروط بر اینکه قبلا به صورتی کاملا هنرمندانه بار منفی و اثر ویرانگر فرهنگی آن ها را خنثی کرده باشیم، و یا مراعات جانب ایمن سازی فرهنگی در برخورد با آماج بلایای فرهنگی غرب شده باشد. اما چنانکه می دانیم، تخلیه بار فرهنگی غرب از تولیدات و کدهای غربی کاری بس ظریف و دشوار است.
روزی به حرم مطهر حضرت معصومه علیهاالسلام مشرف شدم. پس از زیارت تنها دریک تجربه شخصی مشاهده کردم در ظرف کم تر از پنج دقیقه بیست و پنج نفر زائر، که معمولا از طبقه نوجوانان و جوانان بودند، بلوزها و یا پیراهن هایی به تن داشتند که بر سینه یا پشت آن ها کدهایی به زبان انگلیسی نصب شده بود. در این میان، به جز معدودی از پوشاک ها، که تولید خارج بود، اکثر آن ها از تولیدات داخلی بود. این امر میزان آسیب پذیری ساختار فرهنگی جامعه اسلامی ما را نشان می دهد و مایه های امید را در اندیشه کارگزاران فرهنگی غرب زنده می کند.
در جایی خواندم یکی از کارشناسان امور فرهنگی غرب، سه یا چهار سال قبل، زمانی در ایام محرم به قصد دیدن دوستی در ایران به کشور ما سفر کرده بود. او نسبت به تماشای صحنه عزاداری مردم علاقه نشان داده بود. دوستش او را به محلی برده بود که عزاداران حسینی علیه السلام همه با لباس سیاه مشغول عزاداری بودند. شخص مزبور در یادداشت های سفر خود به ایران نوشته بود که عزاداری واقعا جلب نظر می کرد، اما ناگهان آنچه بیش از هر چیزی توجه مرا به خودش جلب کرد عبارت CHICAGO بود که بر سینه یکی از آن بلوزهای سیاه که بر تن یکی از عزادارن بود درشت نصب شده بود. نکته ای که این کارشناس غربی از دیدن این پدیده فرهنگی می آموزد و به محافل سیاسی و فرهنگی غرب می آموزاند این است که در ایران حتی در عمق مقدس ترین سنت های دینی جایی برای نفوذ و صدور فرهنگ غرب می توان پیداکرد! (رهنما،1378: 35)
تغییر در جهان بینی نتیجه قطعی استیلای دین زدایی فرهنگی
باید دانست که جهان بینی به مثابه قلب فرهنگ می‏ماند؛ از محیط بیرونی یعنی میراث اجتماعی و دانایی؛ انرژی می‏گیرد و این انرژی را به اندام فرهنگ منتقل می‏سازد و در حرکت معکوس با جلوه های بیرونی فرهنگ، تعامل برقرار می‏کند و بخش های فرسوده و آسیب دیده، یا ارزشها و باورهای باز تولید شده را به درون خود بازگشت می‏دهد و پس از بازسازی، مجدداً به بدنه فرهنگ جاری می‏سازد. با این نگاه، تا زمانی که جهان بینی اتصال خود را با منابع انرژی حفظ کرده و از فیض آنها بهره مند است حیات خود را ادامه می‏دهد و به همین ترتیب تا زمانی که تجلیات بیرونی فرهنگ با نقطه مرکزی خود ( یعنی جهان بینی) در ارتباط و اتصال می‏باشد و تعامل دو سویه برقرار است دمادم بازسازی و احیاء می‏شود؛ ولی اگر به هر دلیل ارتباط مرکزی دچار چالش شود و یا توسط رهزنان تغییر مسیر بدهد دچار بحران شده و هویت خود را از دست می‏دهد.
هویت جلوه‏های بیرونی فرهنگ، زمانی باقی خواهد ماند که با قسمت مرکزی یعنی جهان‏بینی مرتبط باشد و تعامل دوسویه برقرار باشد و اگر در هر یک از دو حوزه بیرونی و درونی تغییر ایجاد گردد و دیگری همپایی خود را نتواند حفظ کند بحران فرهنگی پدید می‏آید.
در این نظریه، فرهنگ از محیط، دانایی و خرد و تجربه بشری و تاریخی بهره‏مند می‏گردد و باورها و ارزشها را تولید می‏کند. این باورها و ارزشها در عرصه‏های مختلف زندگی متجلی می‏شوند و نماد بیرونی فرهنگ شکل می‏گیرد. این تعریف از فرهنگ دربرگیرنده فرهنگ مادی و معنوی است و شامل تمامی ابعاد زندگی می‏گردد به همین دلیل زمینه همراهی و الفت با دین الهی فراهم می‏گردد و فرهنگ انقلاب اسلامی دارای معنا و مفهوم می‏شود.
آسیب نظام گسیختگی نتیجه ای برای جریان تغییر فرهنگی
یکی دیگر از معضلات امروزه جوامع انسانی، مخصوصاً جوامع در حال گذار، مشکل شکــاف بین نسل هاست. پدیده ای که اختلالات فردی و اجتماعی فراوانی به همراه آورده است. گرچه، علل پدید آمدن شکاف بین نسل ها متعدد است که بعداً به آن اشاره خواهد شد، اما یکی از عوامل مهم این پدیده که ویژه جهان امروز، مخصوصاً پس از صنعتی شدن جوامع و نفوذ صنعت و فرهنگ صنعتی در کشورهای در حال توسعه است، عامل نظام گسیختگی است.
بنا بر عقیده توماس وازنیکی (به نقل از ستوده)، نظام گسیختگی عبارت است از ضعف هنجارها در نظارت بر نقش ها و رفتارهای افراد اجتماع. این تعریف مشابه تعریف دورکیم است که اعتقاد دارد هرگاه نظارتی که جامعه بر رفتارها و هنجارها دارد ضعیف یا حذف شود حالت بی هنجاری به وجود خواهد آمد.
بر اساس گزارش ستوده ( ستوده، 1376: 98)، عوامل اساسی ایجاد نظام گسیختگی عبارت اند از:
1ـ هنگامی که جامعه در اجتماعی کردن اعضای خود با مشکلاتی مواجه گردد.
2ـ زمانی که مشکلات و ناراحتی های موجود در جامعه راه گریزی برای تخفیف آلام پیدا نکند.
3ـ موقعی که نظام اجتماعی با محیط خود همخوانی نداشته باشد.
4ـ زمانی که اعضای جامعه امکان دسترسی به هدف های تعیین شده را نداشته باشند.
5ـ هنگامی که پایگاه های اجتماعی مختلف افراد جامعه با هم همخوانی و تناسب نداشته باشند.
از طرفی در جریان تغییر فرهنگی، به دلیل این که حضور و ظهور یک فرهنگ یا عناصر از یک فرهنگ حداقل برای مدتی ـ با محیط جدید همخوانی ندارد و به دلیل عدم همخوانی بین پایگاه های اجتماعی افراد ایجاد ناهمگونی و عدم تناسب می کند، در نتیجه اعضای جامعه در دست یابی به اهداف خود دچار سردرگمی و مشکل خواهند شد، مخصوصاً به دلیل تعارض هایی که در اثر تداخل فرهنگی ایجاد می شود. به عنوان مثال: در کشور چین پیش از کمونیستی شدن، انتقال از ساختمان خانوادگی قدیم به نوع جدیدتر غربی آن برای جوانان دشواری های فرهنگی به بار آورده بود(کلاین برگ، بی تا، ج 2: 454). بنا بر عقیده کلاین بر در فرهنگی که در حال تحول است، امکان پدیدایی دشواری ها و کشمکش ها روزافزون است.
در جامعه آمریکا نیز نمونه هایی وجود دارد که نشان می دهد چگونه اوضاع ایجاد کننده تعارض و فشار درونی، ممکن است باعث مشکلات روانی گوناگون گردد. “هانت، گروهی از پسران جوان را وصف می کند که تحت تأثیر دو منظومه ارزشی متباین بودند. باشگاهی که این جوانان عضوش بودند برخی از انحرافات جنسی را به ایشان می آموخت. از طرف دیگر، این جوانان تحت تأثیر اعتقادات دینی بودند که آنان را از این گونه اعمال منع می کردند. سرانجام اعضای این باشگاه که تحت تأثیر این دو نفوذ متباین قرار داشتند، همگی پس از چندی به علت بیماری روانی در بیمارستان بستری شدند. (کلاین برگ، بی تا، ج 2: 455 و 456)
به طور کلی باید گفت نقش هایی که با فطرت انسان و فرهنگ اجتماعی اش ناهمخوانی داشته باشند سرانجام زمینه های تعارض و تضاد و از خوبیگانگی را به همراه خواهند داشت. یکی از عوارض و پیامدهای جدید آمیختگی فرهنگ ها که همراه با تبادل اطلاعات گوناگون است، تعارض و تضاد یا به عبارتی شکاف بین نسل هاست که اختلاف نظر و کشمکش هایی را بین نسل جوان با والدین و مسئولان جوامع به دنبال داشته است. اگرچه، یکی از جنبه های مثبت این پدیده پویا شدن جامعه است، لیکن از جنبه آسیب شناسی روانی و اجتماعی، موضوع شکاف بین نسل ها بسیار حائز اهمیت است.
در همین راستا باید دانست ویژگی های خاص دوران نوجوانی و جوانی، ویژگی هایی چون نوجویی، تنوع طلبی، هیجان خواهی و … باعث می شود تا این گروه سنی بیش تر تحت تأثیر تغییرات فرهنگی قرار گیرد و هر روز فاصله خود را با نسل گذشته بیش تر کند. همچنین تحت تأثیر تغییرات سریع ارتباطی و فرهنگی، جوانان امروزه در بیش تر جوامع به علت تغییر وضعشان نسبت به گذشته، سیمای متفاوتی از سیمای جوانان دیروز یافته اند و رفتار آنان مجموعه واکنش هایی است که به هر شکل، عصیانگری آنان را می رساند.
همه این موارد باعث شده اند تا جوانان و نوجوانان امروز، که بیش ترین تأثیرپذیری از تغییرات را دارند، در مقابل نسل بزرگسال که پایبندی بیش تری به اصول و سنت های اجتماعی خویش نشـــان می دهند و کم تر خواهان تغییر و دگرگونی اند، صف آرایی کنند و احساس نمایند که بزرگسالان نمی توانند آن ها را درک کنند. با عنایت به انعکاس تحولات سریع جهانی در زندگی جوانان ایرانی، و احساس این فاصله و شکاف، موضوع آسیب شناسی تغییرات فرهنگی مخصوصاً در بعد خانواده اهمیت بیش تری پیدا می کند. بنابر گزارش احدی و محسنی(احدی، 1371: 89-96)” به نظر می رسد که تحولات سریع جهانی در زندگی جوانان منعکس شده باشد. بیش تر آنان در معرض جریان جدید قرار گرفته اند. جریانی که از برخورد ارزش ها و افکار و عقاید، از برخورد خانه و محیط خارج از خانه و از برخورد شرق و غرب … ایجاد شده است.
هجوم مسائل جدید و برخورد ارزش ها ترسی گنگ و مبهم و احساس ناامنی در جوان به وجود می آورد. او چنین احساس می کند که برای هضم کلیه مسائلی که به او عرضه می شوند، توانایی و آمادگی ندارد (و در نهایت) گناه این کمبود را به گردن آنانی می اندازد که به نحوی در ساختن و پرورش او دخالت داشته اند.
بر اساس گزارش همین منبع، طبق تحقیقی که بر روی یکصد (100) دانشجوی دختر و پسر سنین 19 تا 25 سال تهران انجام شد، این تأثیرپذیری و احساس جدایی و فاصله بین نسل جوان و بزرگسالان که در قالب گفته ها و اظهارنظرهای آنان آمده، قابل استنباط است. بخشی از اظهارنظرهای این گروه به شرح زیر است.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منبع مقاله رشته حقوق دربارهپیشگیری از جرم