یادگیری مهارت حرکتی در افراد مبتدی

این تصور وجود دارد که افراد مبتدی از اطلاعاتی که مرتبط با چگونگی اجرای بهتر یک مهارت حرکتی باشد، سود می برند. یادگیرنده ها زمانی که از حرکاتشان آگاه هستند و متناسب با هدف حرکت ها را انجام می دهند، اجرای بهتری دارند و یادگیری بهتر اتفاق می افتد (ولف، 2007). به همین دلیل دستورالعمل های آموزشی و بازخورد برای جلب توجه یادگیرنده به جنبه های مختلف هماهنگی حرکتها ارائه می شود تا فرآیند یادگیری را تسهیل نماید. این دستورالعمل ها که  موجب استفاده از شیوه های آگاهانه کنترل می شود به عنوان یک مسئله ی مهم مورد توجه قرار نگرفته است، بلکه به عنوان یک مرحله ضروری که در آن کنترل حرکت به صورت خودکار انجام می گیرد، به آن پرداخته شده است (ولف، 2007) (24). این حقیقت که افراد مبتدی تا اندازه ای نیاز به تمرکز روی مهارت دارند، به نظر معنی دار است. با این حال معمولاً جنبه های مختلفی از اجرای مهارت وجود دارد که افراد مبتدی می توانند روی آن تمرکز کنند. مثلاً بازیکن گلف می تواند توجه خود را به چوب گلف، حرکت لگن یا مچ دست، سرچوپ و مسیر پیش بینی شده چوپ یا چاله معطوف کند در نهایت مربیان یا آموزش دهندگان باید توجه یادگیرنده را به چه چیزی معطوف سازند تا یادگیری تسهیل شود؟ آیا در یادگیری مهارت های حرکتی برخی از کانون های توجه بیرونی بر برخی دیگر ارجعیت یا برتری دارند؟ مطالعه کنونی در جهت پاسخگویی به پرسش های ذکر شده انجام شده است.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   فمینیست­ها و عمل­های جراحی زیبایی