پایان نامه : ویژگی های فردی

دانلود پایان نامه

وجود دارد و مقداری از استرس برای ایجاد تحرک و تلاش در انسان ضروری است. زمانی که بحث استرس مطرح می شود بیشتر به عوارض و ضایعات آن توجه شده و مضرات آن مّد نظر قرار می گیرد. به هر حال استرس نیروی انسانی را در سازمان ضایع می کند و پایه های سازمان را متزلزل می سازد و مانند آفتی است که نیروها را تحلیل می برد و فعالیتها را مختل می سازد. شناسایی عوامل استرس زای مدیران و کارکنان و یافتن راهبردهایی در جهت پیشگیری رفع این عوامل بسیار حائز اهمیت است ( الوانی، 1375).
استرس یا فشار روانی عبارت است از تنش عصبی که در مقابل موقعیتها و تغییرات خارجی در فرد بوجود می آید یکی از خصوصیات حرفهی مدیریت این است که مدیر ناگزیر باید فشار روانی کم و بیش زیادی را تحمل کند. این امر انرژی زیادی رااز مدیران می گیردودرنتیجه مقاومت آنها را در مقابل انواع بیماریهای روانی و جسمانی کم می کند. استرس می تواندآستانهی تحمل افراد را کاهش دهد (میر بلوک بزرگی، 1386).
مطالعهی استرس شغلی با «هانس سلیه» روانپزشک اتریشی الاصل مقیم کانادا که از وی به عنوان پدر فشار عصبی نام برده می شود، در سال 1965 آغاز شد. وی استرس را به عنوان پدیدۀ تازه ای در نوع خود بطور کامل شرح داد. فشار روانی و بیماری هارادقیقاً توجیه نمود.وی استرس رابه «درجه سوخت و ساز بدن» براثر فشارهای زندگی تعریف می کند. البته کلمهی استرس تنها به رونداین پدیده در بدن انسان اطلاق نمی شود بلکه محرکهای فشار آور نیز تحت همین نام خوانده می شوند.

کاربرد واژهی استرس که از ریشه لاتینی Strictus و Stringere گرفته شده است به معنی سخت کشیدن یا بستن است (اسمیلا نسکی ، 1984).
لغت قدیمی دیسترس بر اثر حذف به کلمهی متداول و روزمرهی استرس مبدل شده است. استراتژی ما باید در جهت به حداقل رساندن استرس منفی و به حداکثر رساندن استرس مثبت باشد(گملچ، والترچ، 1375).
مطالعهی متون کهن نشان می دهد که اولین بار «بقراط » ناراحتی هایی را که به علت بیماری ها بوجود می آمد از رنج هایی که به دلیل مقاومت و پیکار باآنها وجودداشت جداگانه در نظر می گرفت. قرنهاست که طرفداران طب بقراطی و طب ارسطویی هر دو به این نتیجه رسیده اند که اختلافات احساسی و روانی باعث بروز تغییرات چشمگیر در بدن می شود.
در متون اسلامی مانند کتاب قانون ابن سینا نیز آمده که واکنشهای روانی برقلب تأثیر
می‌گذارند تا آنجا که ممکن است منجر به مرگ فرد می شود.
واژه استرس به معنای نیرو، فشار و اجبار واژه ای است انگلیسی و در زبانهای مختلف با همین لفظ بکار برده شده است. در زبان فارسی واژه فشار روانی به عنوان برابر نهاده استرس بکار برده اند که با مفهوم دقیق استرس سازگار نیست.
مفهوم استرس در فرآیند تحول خود از زمان دیرین یا عصر پسین هر چه بیشتر شهرت یافته از دقت آن کاسته شده است در واقع امروزه مردم هنگامی که به هرگونه ملالتی دچار
می شوند،ازخستگی گرفته تا خشم می گویندتحت تأثیر استرس اند یا استرس بر آنها وارد می شود.
چینی ها برای تلفظ کلمه استرس از دو حرف اختصاصی استفاده می کنند:اولین حرف به خطر و دومی به فرصت اشاره می کند. ما نیز مثل چینی ها برای بیان هر دو احساس کلماتی داریم. دیستری برای اشاره به حوادث بد یا ناخوشایند واسترس برای حوادث خوب یا خوشایند (bern,2001).
معنی اصل کلمهی استرس دست کم به قرن پانزدهم بر می گردد. زمانی که به نوشتهی واژه نامهی انگلیسی آکسفورد برای رسانیدن معنای تنش یا فشار فیزیکی بکار برده شده بود.

2-4-1 واژه کاوی استرس
واژه نامه علوم رفتاری ولمان (1973) فشار روانی را نوعی فشار جسمی یا فشار روانی تعریف می کند که موجب تغییراتی در دستگاه عصبی خودمختار می شود.

در کتاب فرهنگ روانشناسی، کلمه استرس به معنی فشار روانی، تنیدگی، استرس، فشار هیجانی تنش، فشار روحی، تکیه (صدا) و فشار بکار رفته است (خداپرست، 1379).
ولی اصطلاح استرس در کتاب فرهنگ جامع روانشناسی و روانپزشکی اصطلاحی است که در طب و زیست شناسی بطور گوناگون بکار گرفته شده است. گاهی به معنی یک رویداد یا موقعیتی که تأثیر مضر بر ارگانیسم دارد و گاهی به معنی تنش روانشناختی ناشی از این رویدادها و موقعیتها است.
به مفهوم دقیق هر چیزی که در تمامیت زیست شناختی ارگانیسم اختلال بوجود آورد و شرایطی ایجاد می کند که ارگانیسم طبیعتاً از آن پرهیز می کند، استرس شمرده می شود. از نظر پزشکی، استرس، «میزان استهلاک جسمانی» است (اشتاین،1377).
استرس در واقع نوعی اضطراب، فشار روحی، خستگی، نگرانی، وحشت و ترس است. استرس موجب بروز انواع بیماری ها، افسردگی، ناراحتی و رنج می شود(نایک، 1383).
به عنوان یک پدیده روحی وروانی، استرس حالتی است که اکثر ما در زندگی روزانه چه از محیط خانواده و چه در اجتماع و محیط کار آن را تجربه می نماییم و این تجربه منجر به نتایج گاه مثبت و گاه منفی می گردد(اشتاین، 1377).
سلیه استرس را چنین تعریف می کند. «استرس یک پاسخ غیر اختصاصی است که بدن در مقابل درخواستهایی که با‌‌ آن مواجه می شود از خود نشان می دهد»(هنری لو،1371).

در سال 1913 ژاسیر در کتاب خود با عنوان «آسیب شناسی روانی عمومی» در مفهوم واکنش تأکید می کند از دیدگاه او، واکنش پاسخی عاطفی در برابر یک حادثه است.
دراواسط قرن 19، معنای فشار یا استرس گسترش بیشتری یافت و تنش بر روی اعضای بدن یا نیروی ذهنی را هم در بر گرفت.
استرس عبارت است از هر نوع رویدادی که چه از لحاظ ذهنی و چه از لحاظ جسمی، فشاری بر بدن شما وارد آورد(گملچ، والترج و همکاران 1375).

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

کواتنز، گرانبرک وبوم استرس رااینگونه تعریف کرده اند: استرس به موقعیت درونی فردی اطلاق می گردد که تهدیدی را نسبت به وضعیت جسمی و یا آرامش روانی خود احساس کرده باشد و درک عدم تعادل در این مکانیزم به واکنشهای ناشی از استرس می انجامد که می تواند فیزیولوژیکی یا رفتاری باشد(حسن زاده، 1387).
ساعتچی فشار روانی را چنین تعریف کرده است: وقتی فرد در شرایط و اوضاع و احوالی قرار می گیرد که تحت فشار واقع می شود یا احساس ناراحت کننده ای به او دست دهد یا عصبی باشد، احساس ناکامی و تنش کند یا در تعارض و بلا تکلیفی باشد می توان گفت که وی تحت فشار روانی است (مقیمی، 1380-1377).
(علوی، 1374) استرس را این گونه تعریف می کند:
«استرس به مجموعه واکنشهای عمومی انسان نسبت به عوامل ناسازگار و پیش بینی نشده داخلی و خارجی اطلاق گردیده است بدین گونه که هر گاه تعادل داخلی یا خارجی از میان برود، استرس پدید می آید»

2-4-2 گونه های مختلف استرس
استرس ها انواع مختلفی دارند که به انواع 1- مثبت، 2-منفی، 3- خنثی، 4- یو استرس دیسترس، 5- خفیف و شدید، 6- حاد یا مزمن، 7- بیرونی و درونی، 8- کوتاه مدت و بلند مدت، 9- سازمان یافته، 10 – اجتماعی، 11- جانشینی، 12-استرس عاطفی، 13- فیزیولوژیک و جسمانی و … طبقه بندی می شوند که در زیر به آنها اشاره می شود.
1- استرس مثبت یا سالم
هیجانات معمولی و احساسات لذت بخش می توانند موجب استرس و فشار گردند هر چند که نشاط بخش هستند. این نوع استرس سالم و مثبت بوده و حائز اهمیت است به شرط آنکه پس از آن شخص مجدداًً به حالت استراحت و تمدد اعصاب بازگردد. یعنی پس از پیچ خوردن یا به اصطلاح کوک شدن بدن به سطح نرمال کارکرد فیزیکی خود بازگشته و فشار را بیشتر از زمان لازم در خود نگه ندارد.
2- استرس منفی یا احساس پریشانی
ما معمولاً استرس را با کلماتی همچون اضطراب، ناکامی، فشار و تنش، فشار، درد، که در اتفاقهای پر هیاهو به آن بر می خوریم مرتبط می دانیم. استرس منفی که از خشم یا ترس و خستگی روزمره نشأت می‌گیرد و منشأ این گونه هیجانات، وضعیتهای پرفشار، احساسات گره خورده به هم، تنشهای عصبی و حوایج شخصی و دیگر رویارویی های ناخوشایند می باشد.
3- استرس خنثی
کلماتی مانند تغییر، مسأله، تعارض، بحران،سر و صدا ، پول و انتقاد، عدم توازن، ابهام، غیر منتظره بودن، و … کلمات، نگرشها و رفتارهایی است که در ابتدا احساسات منفی را بر می انگیزد اما باید آنها را خنثی بدانیم یعنی اگر این احساسات را به نحو مناسبی کنترل نماییم و دیدگاه محیطی در مورد‌‌ آنها اتخاذ کنیم حتی می توانند تجارب مثبتی به شمار آیند. مثلاً تعارض ما را به یاد رویارویی های ناخوشایند با همکاران می اندازد.درحالی که این رویارویی ها می تواند باعث تغییرات مثبت، تخلیهی احساسات، نوآوری و خلاقیت هم بشوند. در این مورد تغییر می تواند مثال خوبی باشد زیرا در حد متوسط خود می تواند چاشنی زندگی باشد و در شکل افراطی خود موجب خشم، ناکامی و سردرگمی شود (lieber, 1999).
4- یواسترس
سلیه برای استرسهای خوشایند کلمه فشار روحی خوب (یودیسترس) را ابداع کرد. یو، یک پیشوند یونانی است که معنای خوب و مطلوب را می دهد. فشارهای روحی خوب «یواسترس» ما را وادار می سازند که در زندگی از خود، رشد و سازگاری نشان دهیم و راه حلهای بدیع بیابیم. کلمهی رنج(= دیسترس)به اثرات منفی استرس اشاره دارد که می تواند انرژی حیاتی ما را بیش از حد مصرف کند و یا حتی آن را به نابودی بکشاند. در بهترین حالت، سطح استرس زندگی ما باید جهت ایجاد انگیزه برای بر آوردن نیازهایمان کافی باشد ولی در عین حال، فزونی آن، موجب اختلال در توانایی ما در رسیدن به حداکثر ظرفیت نگردد(هلیز، 1384).
5- استرس خفیف یا شدید
استرسهای خفیف عبارتند از 1- از دست دادن اتوبوس 2- گم کردن بلیط بخت آزمایی 3- تصادف حیوانی با ماشین شما
استرس های شدید یا مزمن
1- مرگ همسر یا کودک 2- طلاق (اشتاین متز، 1375).
6- استرس حاد یا مزمن
دی بیکه استرس حادرا به محور کورتیکوتروپ مربوط می داند. که راه های آوران به هیپوتالاموس بر حسب منشأ محرک مسیرهای گوناگونی پیدا می کند.
استرس مزمن عبارتند از شرایط استرس زای دائمی به مدت چند ساعت چند روز و یا چند هفته (سرما، کاهش فعالیت، محیط اضطراب زا و تراکم جمعیت) که نمایانگر انگیزش بیش از حد و مداوم محور کورنیکوتروپ می باشد.
7- استرس درونی و بیرونی
استرس های درونی: به نظرمی رسد بیشتراسترس ها را خودمان ایجاد می کنیم.مثلاً سبک زندگی ضعیفی راانتخاب می کنیم، ویژگی های شخصیتی استرس آور داریم، بر خودمان سخت می گیریم، به دام ذهنی غیر مولد می افتیم، بسیاری از ما به خودمان تلقین می کنیم که در اغلب موارد با دیگران قابل مقایسه نیستیم و هرگز در زندگی و شغل خود پیشرفت نخواهیم کرد.
استرسهای بیرونی: منابع خارجی استرس همه جا هستند هر روزه انواع مختلف استرس را تجربه می کنیم. زمانی که کلید را پیدا نمی کنیم، ترافیک سنگین می شود یا ماشین لباسشویی خراب است. زمانی که با این قبیل استرسهای روزمره مواجه می شوید ماننداین است که آرام آرام مثل شمع ذوب می شوید.
8- استرسهای کوتاه مدت و بلند مدت
استرس کوتاه مدت: استرس کوتاه مدت اشکالی بروز نمی کند چون بدن ما بعدازآن استرس فرصتی برای استراحت پیدا می کند. مثل یک ورزش یا یک رابطه عاشقانه باشد. احساس هیجانی که دراین موقع ایجاد می شود استرس خوب است و از فعالیتهایی نشأت می گیرد که تحریک کننده اند و به ارادهی انسان پایان می گیرند.
استرس بلند مدت: اگر استرس بلند مدت باشد و شما بر آن کنترلی نداشته باشید بدنتان فرصتی برای استراحت پیدا نمی کند و اثرات این استرس بد، خودش را نشان می دهد. قلب در نهایت یک لحظه است نه یک ماشین دائمی و دیری نمی پاید که با ضربان جا افتاده ویا تندی ضربان قلب مواجه می شوید و بعید نیست که روی قلبتان نیز درد بگیرد(کیس، 1380).
9- استرسهای سازمان یافته
بدین معنی که با مشکلاتی مواجه می شوید هنگامی که سعی دارید بر آنها غلبه کنید، تفکرتان ضایع شده و در درون قوانین نظمها و نوار قرمزی محبوس می شوید.
10- استرسهای اجتماعی
پایداری در زندگی افراد درست در لحظه ای که فرد زندگی خود را شروع می کند و جود دارند. فرد با خلق و خوی افراد دیگر، پرخاشگری و عصبانیت مواجه می شود. البته در این بین نباید وقایع بزرگ زندگی را فراموش کنیم، زمانی که شغل خودراازدست می دهید،ترفیع درجه دریافت نمی کنید، صاحب فرزندی می شوید، یا مرگ یکی از عزیزان خود را تجربه می کنید(تورگینگتون، 1383).
11-استرس جانشینی
بعضی اوقات ما احساس استرس می کنیم حتی اگرمستقیماً درگیرواقعه نباشیم مانند زمانی که می بینیم فردی درد می کشد یا به بیماری درمان ناپذیری دچار است امکان دارد با او همدردی کنیم و احساس آسیب پذیری به ما دست دهد.
12-استرس عاطفی
به شرایطی اطلاق می شود که در خانواده گفت و شنود هایی صورت بگیرد و یا یکی از بستگان یا عزیزان فوت شود (1993، Vallerand).
13-استرس فیزیولوژیک یا جسمانی
به شرایطی اطلاق می شود که غدد فوق کلیوی مقدار زیادی از هورمونهای استروئید را وارد خون سازند که طبق نظر هانس سلیه این هورمونها برای حفظ حیات و صیانت ذات موجودات زنده ازاهمیت بسیار زیادی برخوردارند و می توانیم میزان این ترشحات را عامل بسیار مهم و مؤثر در شدت استرس تلقی کنیم(بنسن، 1377).
2-4-3 تعریف استرس شغلی
کریاکو (1989) فشار عصبی را تجارب ناخوشایند، احساسات منفی مانند تنش، اضطراب، ناکامی، عصبی بودن، افسردگی در اثر جنبه های کار تعریف نموده است وی معتقد است که فشار عصبی منجر به کاهش عملکرد شغلی می شود. یعنی پدیده ای که امروزه برای پیشرفت کیفیت تدریس در مدارس یکی از موانع تلقی می شود.
در رابطه با فشار عصبی شغلی، گروهی از محققان از قبیل (فیتلر و توکار 1986) فشار عصبی را بر اساس هنجارهای سازمانی ابهام نقش و تعارض نقش و تأثیر آنها بر فرد، توضیح و تبیین می نمایند.
ارنولد و فلدمن (1989) فشار عصبی شغلی را واکنش های افراد نسبت به عوامل جدید یا تهدید کننده در محیطهای کارشان تعریف می کنند(نایک، 1383).
رندال درتعریف استرس شغلی، آن راعبارت از واکنش متقابل بین شرایط کار و ویژگی های فردی شاغل به گونه ای که خواسته های محیط کار و در نتیجه فشارهای مرتبط با آن بیش از آن باشد که فرد بتواند از عهده آنها برآید تعریف می کند (دیوید، 1385).
بیرونیومن فشار شغلی را شرایطی می دانند که از تعامل بین اشخاص و شغل آنها بر می خیزد و همراه با تغییراتی در درون آنهاست که آنها را وادار به دور شدن از عملکرد عادیشان می کند. کوپر معتقد است که چون گروه بی شماری از مردم درگیر کار در بیرون از خانه هستند. لذا تحقیقات در زمینه استرس باید بر روی استرس شغلی تمرکز یابد (1983، hartup).
استرس شغلی چیست؟
طبیعت مشاغل با سرعت زیادی درحال تغییراست.امروزه شاید بیش از هر زمان دیگری،استرس شغلی سلامتی مدیران و کارمندان و سلامتی سازمانها را تهدید می کند(پورقاسمی، 1383).
استرس شغلی را می توان به عنوان عکس العملهای جسمی یا احساس زیان باری تعریف کرد که در زمان عدم تطابق نیازهای شغل با توانایی ها، منابع یا نیازهای افراد شاغل را پدید می آیند(پورقاسمی، 1383).
استرس شغلی را می توان روی هم جمع شدن عاملهای استرس زا و آنگونه وضعیتهای مرتبط با شغل دانست که بیشتر افراد نسبت به استرس زا بودن آن اتفاق نظر دارند برای نمونه یکی از وضعیتهای پر استرس و مرتبط با شغل این است که از یک سو کارمنددرمعرض خواستها یا فشارهای زیاد در محیط کار قرار بگیردواز سوی دیگر برای برآوردن این خواستها وقت محدودی دراختیار داشته باشد و طبیعی است که چون نمی تواند از پس انجام آنها براید با ایرادگیرهای پی در پی سرپرستان رو به رو می شود(علوی، 1372).
این تعریفها هر یک در نوع خود مناسب است زیرا یکی به جنبه های معینی از محیط کار تأکید دارد و دیگری به ویژگی ها و جنبه های معینی از شخصیت فرد توجه می کند. و تأثیر متقابلی است که شخص بر محیط و محیط بر شخص دارد (آتش پور، 1374).
استرس شغلی کنش متقابل بین شرایط کار و ویژگی های فردی شاغل به گونه ای که خواستهای محیط کار و در نتیجه فشارهای مرتبط باآن بیش ازآن است که فرد بتواندازعهده آنها برآید(رندال آراس،

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   ترمینولوژی حقوق

دیدگاهتان را بنویسید