پایان نامه درباره فناوری، کشورهای، فنی

تحول عبارتند از:
1) رشد و تقویت حلقه های اشاعه فناوری هسته ای میان کشورهای در حال توسعه . 2) افزایش سطح پیشرفت علمی و فنی در برخی کشورهای در حال توسعه.
تحول اول به طور مشخص به همکاری کشورهای در حال توسعه با یکدیگر برای انتقال فناوری هسته ای مربوط می شود.از آنجا که کشورهای غربی به شدت مخالف این امر می باشند،لذا چنین تبادل وانتقالی عمدتاً مخفیانه وبه عبارت دیگر دربازار سیاه صورت می گیرد.جالب توجه اینجاست که درشبکه بازارسیاه تعدادی ازدانشمندان غربی نیزحضور داشتند.تصورمی شود فروپاشی شوروی وبه دنبال آن کاهش نظارت و کنترل بر نقل و انتقال مواد و دانشمندان هسته ای از جمهوری های سابق شوروی به سایر کشورها در تقویت این حلقه های اشاعه موثر بوده است.(Alexander:2005,2 )علاوه بر این رواج یافتن روش مهندسی معکوس(یا ساختن یک دستگاه از روی نمونه موجود آن و نه تولید آن)به عنوان یکی از روش های انتقال فناوری به کشورهای در حال توسعه باعث شده است شیوه های موجود درمورد کنترل صادرات فناوری هسته ای با چالش های جدی مواجه شود.تحول دوم مربوط به جهش علمی و فناوری در برخی کشورهای درحال توسعه همانند ایران است.کشورهایی مانند هند و پاکستان به واسطه کمک غیر مستقیم غرب در دهه های قبلی به این جهش فناوری دست پیدا کرده اند.به نظر می رسد در دوران جنگ سرد برخی کشورهای دیگر مانند ایران ،ترکیه و مصر با توجه به پتانسیل نیروی انسانی خود در صدد اند به قافله جهش فناوری بپیوندند.در صورت وقوع این امر که البته بدون چالش نخواهد بود ، رابطه غرب با این کشورها از منظر فناوری دچار تحول بنیادینی خواهد شد. برخورد قدرت های بزرگ دارنده فناوری پیشرفته هسته ای با پرونده هسته ای ایران را می توان تا حدی در پرتو این دو نگرانی که به آنها اشاره شد درک کرد.حداقل تا زمان علنی شدن فعالیت های هسته ای ایران در نطنز ، باور غالب در غرب این بود که ایران نمی تواند به تنهایی و بدون کمک گرفتن از غرب به فناوری حساس هسته ای دست پیدا کند. لذا در مرحله نخست رویارویی ایران با قدرت های بزرگ در مسئله هسته ای ،غرب نگران این بود که مبادا ایران به فناوری حساس هسته ای دست پیدا کرده باشد ، اما علنی شدن ابعاد فنی فعالیت های هسته ای ایران و اعلام این نکته از سوی آژانس که فعالیت های هسته ای ایران از نظر فنی به مراتب پیشرفته تر از آن چیزی بود که آژانس تصور می کرد ، این نگرانی اولیه غرب را به سوی این واقعیت رهنمون کرد که ترکیب توانایی و هوش ایرانی ها با حلقه های انتقال فناوری در میان کشورهای در حال توسعه باعث شده است ایران به فناوری بومی هسته ای دست پیدا کند. چیزی که نمی تواند با فشارهای سیاسی آن را از بین برد و یا متوقف کرد. (قهرمانپور :1387: 25) اعمال تحریم های نفتی علیه جمهوری اسلامی ایران در دو قطعنامه شماره1737 و 1747 تا حد زیادی به این خاطر بود که روند پیشرفت فناوری هسته ای در ایران تا حد امکان کندتر شود.البته در تحلیل نحوه برخورد قدرت های بزرگ با ایران از منظر فناوری هسته ای نباید یک نکته مهم را از یاد برد:روسیه و تا حد کمتر چین به درآمدهای مالی ناشی از فروش فناوری هسته ای به ایران نیاز دارند.هرچند روس ها در برخی موارد ادعا می کنندمنافع مالی ناشی از همکاری هسته ای روسیه با ایران به مراتب کمتر از هزینه های سیاسی آن برای روابط روسیه با غرب می باشد.اما واقعیت امر آن است که در بلند مدت روسیه از بابت همکاری هسته ای صلح آمیز با ایران و نیز فناوری های وابسته آن منافع مالی قابل توجهی عاید خود کرده است و به صورت طبیعی تمایل ندارد این بازار پرسود رو به گسترش را از دست بدهد.به خصوص اینکه فرانسه اخیراً در صدد بازاریابی های وسیع برای فناوری هسته ای خود برآمده و قراردادهایی را با الجزایر،لیبی ،چین وامارات متحده عربی(2008)برای همکاری هسته ای و احداث نیروگاه های هسته ای امضا کرده است. (قهرمانپور :1387، 25) انرژی هسته ای و تلاش در این راستا، که از آن به عنوان رنسانس هسته ای یاد می شود، بازار فناوری هسته ای در آینده می تواند برای کشورهای دارای فناوری هسته ای پیشرفته به مراتب سودمندتر از گذشته باشد. هرچند انتقال فناوری نیروگاه های هسته ای الزاماً منجر به انتقال فناوری حساس هسته ای نظیرغنی سازی ، بازآفرینی و مدیریت پسماندها نمی شود، اما براساس نظریه جبرفناوری می توان پذیرفت چنین تحولی زمینه ساز گسترش فناوری هسته ای در جهان خواهد شد. فرض دیگر این است که کشورهای غربی می خواهند با فروش فناوری نیروگاه هسته ای انگیزه کشورها را برای داشتن چرخه سوخت ملی برای تولید سوخت مورد نیاز نیروگاه ها کاهش دهند.پیشنهاد اعطای رآکتور آب سبک به ایران در ازای کنار گذاشتن غنی سازی از سوی قدرت های بزرگ درگیر در پرونده هسته ای ایران را هم می توان در این راستا تحلیل کرد. کشورهای غربی پذیرفته اند که گریزی از گسترش فناوری هسته ای نیست و لذا تلاش می کنند با یک حرکت رو به جلو ،روند گسترش این فناوری را تا حد ممکن براساس منافع خود هدایت یا کنترل کنند. به عبارت دیگر تعریف فناوری هسته ای صلح آمیز حداقل از نظر غربی ها شامل داشتن چرخه سوخت و فناوری غنی سازی نمی باشد.با این حال رویکرد جبر فناوری معتقد است حتی انتقال فناوری نیروگاه هسته ای خود زمینه ساز انتقال سایر فناوری های هسته ای می باشد ، به خصوص اگر یک کشور دارای نیروی انسانی کارآمد و فراوانی باشد که بتواند زمینه های پیشرفت فنی را فراهم کنند. بنابراین در مقی
اس کلان تر نگرانی غرب این است که با توجه به قدرت ناسیونالیسم و تمدن ایرانی ،دستیابی به فناوری هسته ای در بلند مدت زمینه ساز جهش فناوری در سایر حوزه ها و به دنبال آن افزایش قابل توجه قدرت ایران شود. وجود زیر ساخت های علمی و نیز تعداد فراوان فارغ التحصیلان توانمند علمی در ایران نیز این نگرانی را تشدید می کند . فناوری هسته ای و بومی کردن آن می تواند الگویی برای سایر حوزه های فناوری های حساس نظیر نانو فناوری باشد. از آنجا که مخالفت با پیشرفت فنی ایران چیزی نیست که از نظر تبلیغاتی قابل بهره برداری علیه ج.ا.ا باشد، لذا کشورهای غربی تلاش می کنند این موضوع را در بحث های سیاسی وارد نکنند. حال آنکه سیاست ج.ا.ا ، بزرگ نمایی ابعاد فنی و فناورانه فعالیت های هسته ای می باشد. از این رو غربی ها همواره تکرار می کنند مخالف پیشرفت فنی ایران نیستند. درنقد این رویکرد و نگرش باید به چند نکته توجه کرد.نخست اینکه جبر فناورانه هرچند در مواردی صادق است، ولی در اغلب موارد صادق نیست. به عنوان مثال فعلاً هیچ کشوری در جهان در حال توسعه به فناوری فضانوردی و اکتشافات فضایی دست پیدا نکرده است. در مورد بسیاری از فناوری ها هم این ادعا صادق است. لذا خواست و اراده دولت ها در ارتباط با این مسئله با اهمیت است. دوم،فناوری را می توان جدای از بستر اجتماعی-سیاسی و اقتصادی آن در نظر گرفت. فناوری در نهایت یک پدیده اجتماعی است و با این نگاه است که می توان توضیح داد چرا پاکستان بمب اتمی دارد ولی در بسیاری از فناوری های دیگر عقب مانده است. بنابراین نمی توان پذیرفت فناوری به صورت طبیعی خود را برجامعه تحمیل می کند. با فرض فناوری هسته ای به عنوان یک پدیده اجتماعی-سیاسی می توان گفت چرا در برخی کشورها میل به داشتن فناوری هسته ای بیشتر از داشتن سایر فناوری است.سوم، پیشرفت در حوزه فناوری هسته ای الزاماً به معنای پیشرفته بودن در سایر حوزه های فناوری نیست، هرچند می توان این گونه باشد. نگاه صرفاً فنی به فناوری هسته ای در بخش هایی از نظام تصمیم گیری طبیعی است ،اما غلبه چنین نگرشی باعث می شود سایر ابعاد مسئله فناوری هسته ای به خصوص در نظام بین المللی کم اهمیت تلقی شود که برای منافع ملی زیان بار است.آن چیزی که باعث می شود فناوری هسته ای در مقایسه با فناوری های دیگر از نظر سیاسی اهمیت پیدا کند ، کاربرد آن است. لذا نمی توان نسبت به فناوری هسته ای و سیاست ، نگاهی یکسان داشت و سیاست گذاری های مشابعی در مورد آنها انجام داد. (قهرمانپور :1387، 28)
نظریه رئالیسم کلاسیک و فناوری هسته ای
رئالیسم کلاسیک عمده ترین دلیل دولت ها برای انجام فعالیت های هسته ای و دستیابی به سلاح هسته ای را نگرانی های امنیتی آنها می داند. محیط بین المللی یک محیط نا امن است و لذا دولت ها برای تأمین بقای خود باید یه یک ابزار مطمئن مجهز شوند و آن ابزار سلاح هسته ای می باشد. پیامد های ناشی از بکارگیری سلاح های هسته ای آن اندازه زیاد است که دولت های دیگر را وادار می کند به دولت دارنده سلاح هسته ای حمله نکنند. از طرف دیگر با وجود سلاح هسته ای در دست یک دولت ، انتقام گیری متعارف از آن دولت دیگر کارآمدی لازم را نخواهد داشت. دستیابی به سلاح هسته ای ، وسیله مطمئنی برای بقاءدر دنیایی است که در آن امنیت یک کالای کمیاب بوده و دولت ها همواره در معرض تهدیدات ناشی از افزایش قدرت دولت های دیگر و نیات توسعه طلبانه آنها قرار دارند. چنین نگرشی به جهان ریشه در بدبینی فلسفه رئالیستی نسبت به ماهیت آدمی دارد.از نظر پیروان این رویکرد انسان ذاتاً موجودی است شرور و این شرارت وی در دولت نیز متجلی است.از آنجا که در نظام بین المللی برخلاف جامعه داخلی،یک دولت یا حاکمیت قدرتمند وجود ندارد،لذا وضعیت آن،وضعیت جنگ همه علیه همه است که هابز اندیشمند انگلیسی قرن هفدهم توصیف می کند.چنین وضعیتی در ادبیات رئالیستی روابط بین المللی آنارشی نامیده می شود.این وضعیت دولت ها را به داشتن سلاح هسته ای تشویق می کند.بنابراین در هسته ای شدن دولت ها ، عوامل خارجی و در رأس آنها نا امنی ناشی از رقابت دولت ها در نظام بین المللی مهم تر از عوامل داخلی می باشد. ممکن است در داخل یک کشور گروهی مخالف دستیابی به سلاح هسته ای باشند ،اما احساس نا امنی دولت مقدم بر خواست این گروه ها می باشد.از دهه 1950رویکرد رئالیستی تفکر رایج در تحلیل چرایی تلاش دولت ها برای دستیابی به فناوری و بمب هسته ای بوده است. نخستین متفکرانی که در صدد شناخت پیامد ها و علل هسته ای شدن دولت ها برآمدند،عمدتاً از منظر مفروضات رئالیستی به موضوع می نگریستند و این امر باعث شد چنین نگرشی به حوزه تصمیم گیری و سیاست گذاری نیز راه پیدا کند.دلیل آن این بود که اولاً رئالیسم،تبیینی قانع کننده از دلایل دولت ها برای دستیابی به سلاح هسته ای ارائه می داد وثانیاً به دلیل نبود اطلاعات معتبر در مورد شیوه های تصمیم گیری و سیاست گذاری دولت ها، تبیین رئالیستی می توانست کمک کننده سیاست گذاران باشد. هنوزهم بیشتر رهبران غرب ازاین زاویه به موضوع فعالیت های هسته ای کشورها می نگرند.اغلب آنها معتقدند به دلیل احساس ناامنی دردولت ها نوعی تمایل طبیعی به سلاح هسته ای به دلیل قدرت بازدارندگی این سلاح وجود دارد وهرچه این حس ناامنی بیشتر شود انگیزه دولت ها برای دستیابی آنها بیشتر خواهد شد.لذا دادن تضمین های امنیتی به دولت هایی که احساس ناامنی می کنند می تواند انگیزه آنها را برای هسته ای شدن کاهش دهد.درچهارچوب ا
ین نگرش پیامد های دستیابی دولت های متعدد به سلاح هسته ای بسیار مهم است. سلاح های هسته ای با قدرتمند تر کردن دولت های ضعیف تر باعث شکل دهی مجدد به معادلات بین المللی می شوند.(قهرمانپور :1387، 25) به گفته جان وینر،یکی از نخستین استراتژیست های هسته ای، فتح کشورهای کوچک دارای سلاح هسته ای بدون هزینه نیست و اگر دولت های کوچک نظام بین الملل به اندازه کافی بمب تولید کنند دیگر در سیاست قدرت(بین الملل)پیاده نظام و صفر نخواهد بود.ازمنظر رئالیست ها سلاح هسته ای قدرت نسبی دولت ها را در نظام بین الملل به یکباره افزایش می دهد و تغییر معاملات قدرت به تغییر معاملات میان قدرت های بزرگ با یکدیگر و با قدرت های کوچک ترمی انجامد.در نتیجه تداوم چنین امری می تواند توزیع قدرت را درنظام بین الملل نیز متحول کند.به دلایل آثار وپیامدهای تخریبی گسترده سلاح های هسته ای، بسیاری ازاستراتژیست ها وبه خصوص

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منبع پایان نامه درموردکیفیت زندگی، زندگی کاری، کیفیت زندگی کاری، تعهد سازمانی

دیدگاهتان را بنویسید