پایان نامه با واژه های کلیدی معنویت سازمانی، اخلاق کار، فرهنگ سازمانی، عوامل سازمانی

توانند خودشان تصمیم گیری کنند و بر نتیجه تأثیرگذار باشند.
– یادگیری مستمر174. از جمله مواردی که باعث ارتقاء معنویت می شود اوقاتی است که سازمان فراهم می کند تا اعضاء بتوانند در آن چیز های تازه یاد بگیرند. برای مثال، دوره های آموزشی که در بعضی موارد مستقیما به کار مربوط است ودر بعضی مواقع به تعالی فردی مربوط می گردد.
7- قدر دانی و احترام برای کارکنان و سهم آن ها در سازمان
آخرین راه ایجاد شرایطی که معنویت در کار را افزایش می دهد، نشان دادن احترام و قدردانی از اعضای سازمان به خاطر مشارکت آن ها در امور سازمان است. سازمان ها این کار را با بها دادن و شناخت نقش مشارکتی کارکنان انجام می دهند. ارزش نهادن به استعداد و نقش هر شخص، و قدر دانی از مشارکت در امور به شیوه های صحیح از ویژگی های این اصل محسوب می شود.
– ارزش نهادن به استعداد و نقش هر شخص. کمک سازمان به اعضاء در درک و احترام به منزلت فردی، یک اصل مهم می باشد. در هر سازمانی ارزش هر فرد به اندازه سهم مشارکتی است که بر عهده دارد.
– قدردانی از مشارکت اعضاء. قدردانی و توجه سازمان باعث می شود کارکنان به درستی کار خود اطمینان داشته باشند و احساس ارزشمندی کنند.

تصویر2-11: عوامل سازمانی ارتقاء معنویت در کار(کینجرسکی و اسکریپنیک،2006: 285)

در سطح فردی تأکید بر تشویق معنویت فردی افراد می باشد. در این سطح فرض بر این است که سازمان مجموعه‌ای از افراد است که هر کدام دارای دیدگاه معنوی متفاوتی هستند و رهبران سازمان باید تنوع مذهبی افراد را درک کنند، آن را بپذیرند، و زمینه شکوفایی این تنوع را فراهم سازند، لذا در این سطح، تشویق و ترویج معنویت در محیط کار به جای کل سازمان از افراد آغاز می‌شود(ترنر175، ۱۹۹9). در این حالت سازمان دیگر دارای یک نوع گرایش مشخص معنوی یا مذهبی خاص نیست، و در عوض به تشویق یا برآورده ساختن نیازهای معنوی افراد توجه می‌شود(کش و گری176،۲۰۰۰). بنابراین در سطح فردی، معنویت با تشویق افراد به صحبت آزادانه درباره نظرات معنوی ‌شان و کمک به آن ها در جهت مرتبط ساختن این نظرات با ارزش ‌های سازمان ایجاد می‌شود. بر همین اساس کریشناکومار و نک177(۲۰۰۲) مدل آزادی معنوی را برای تقویت معنویت در سطح فردی ارائه کردند که با کمی اصلاح مطابق شکل زیر می‌باشد. در این مدل گرایش‌های مذهبی مختلف افراد پذیرفته و تشویق می‌شود و افراد می‌توانند آزادانه آنها را ابراز کنند. به عقیده این دو محقق، در سازمانی که یک خط ‌مشی در جهت آزادی معنوی وجود دارد، کارکنان می‌توانند توانایی‌ های بالقوه خود را شکوفا کنند و علاوه بر بهبود عملکرد، فضای محیط کسب و کار را نیز دوستانه تر سازند(فرهنگی و دیگران، 1385: 30).

سطوح معنویت
والتر پریسیپه178 به سه سطح مجزا اما وابسته به هم درباره معنویت اشاره داشته است: اول معنویت به منزله تجربه یا عمل زنده، دوم معنویت به منزله آموزه ای برخاسته از این عمل که به نوبه خود راهبر آن است. یعنی آن روش ها و الگوهای معنوی ای که راه به قداست و کمال میبرد. سوم پژوهش نظام مند، تطبیقی و انتقادی در باب تجربه ها و آموزه های معنوی، که اخیرا به شیوه ای جدید تحول یافته است(رستگار،1385: 44). ویلبر نیز معتقد است می توان قلمرو معنویت را به سه سطح تقسیم کرد که عبارتند از: اول سطح روحی، دوم سطح دقت و ظرافت و سوم سطح علّی. ماوراءاین سطوح،سطح نهایی است که آن را آتمن179می نامند و ویلبر معتقد است که این بخش، شامل کلیه تجربه های بشر می شود(وست،1383: 62). گیبونز(2002) در تجزیه و تحلیل سطوح معنویت به دو سطح اصلی تحت عنوان«معنویت فردی» و«معنویت سازمانی» اشاره دارد؛ معنویت فردی در محیط کار، یک راه و مسیری فردی به سوی یکپارچه ساختن کار با زندگی معنوی است، و معنویت سازمانی در محیط کار یک راه و مسیری سازمانی به سوی معنویت است که می تواند شامل تلاش های سازمانی برای ایجاد معنویت فردی در محیط کار باشد، اما جهت گیری سازمانی آن به سوی اهداف و توانایی های سازمانی است که باید محقق شود(عابدی جعفری و رستگار،1386: 113-112). میلیمان و همکاران(2003) نیز سه سطح برای معنویت ارائه دادند که سطوح فردی، گروهی و سازمانی می باشند، معنویت در سطح فردی، تلاش برای یافتن معنا و هدف در زندگی کاری، در سطح گروهی، ارتباط قوی بین همکاران و افرادی که به نحوی د رکار مشارکت دارند و در سطح سازمانی، تناسب اعتقادات و باورهای اصلی افراد و ارزشهای سازمان است.

تصویر2-13: سطوح فردی، گروهی و سازمانی(میلیمان و دیگران،2003: 428)

– کار معنادار180، یک جنبه اساسی معنویت در کار شامل یک حس عمیق معنا و مقصود در کار است. این بعد از معنویت در محیط کار، مشخص می‌کند که چگونه کارکنان در کار روزمره‌شان در سطح فردی تعامل دارند. بیان معنویت در کار، شامل این فرض است که هر فردی انگیزش درونی، تمایل و علایقی برای مبادرت به انجام فعالیت‌هایی دارد که معنای بیشتری به زندگی خودش و دیگران می‌بخشد(اشموس و دوچن،2000؛ هاولی181،1993). تحقیق در مورد معنا و هدف در کار یک نظر جدید نیست. با این وجود، دیدگاه معنویت این است که کار فقط برای چالشی بودن و جالب بودن ساخته نشده است بلکه در مورد چیزهایی مثل معنا و مقصود قویتر، جاودان بودن آرزوهای یک شخص، شرح نیازهای درونی زندگی یک فرد از طریق جستجوی کار معنی دار و کمک به دیگران است(اشموس و دوچن،2000؛فاکس182،1994؛ نیل،1998) به طور مشابه موره183(1992) می گوید: «کار یک ندا و صدا است مانند راهی که مع
نا و هویت بیشتری در محیط کاری خلق می کند».
– احساس همبستگی184، یک بعد اساسی دیگر از معنویت در محیط کار، شامل احساس نوعی پیوند و احساس همبستگی عمیق با دیگران است(اشموس و دوچن،2000). این بعد از معنویت در محیط کار، در سطح گروهی از رفتار انسانی رخ می‌دهد و بر تعاملات بین کارکنان و همکاران دلالت دارد. همبستگی در محیط کار، مبتنی بر این باور است که افراد یکدیگر را در پیوند با هم می‌دانند و این که بین خود درونی هر فرد با خود درونی دیگران رابطه وجود دارد. نیل و بنت(2000) عنوان می کنند که این سطح از معنویت در محیط کار دربرگیرنده روابطفکری، احساسی، و معنوی(روح صمیمیت و رفاقت)میان کارکنان در تیم ها و گروه‌های کاری در سازمان ها می‌باشد. موجودیت اجتماع و همبستگی این است که دربرگیرنده حس عمیق تری از رابطه میان افراد است، شامل حمایت، آزادی بیان و مراقبت های حقیقی.
– همسویی ارزشها185، سومین بعد معنویت محیط کاری، تجربه یک حس قوی از هم‌سویی بین ارزش‌های فردی کارکنان با رسالت، مأموریت، و ارزش‌های سازمان است. این بعد از معنویت در محیط کار، تعامل کارکنان با اهداف بزرگ‌تر و عالی سازمانی را دربرمی‌گیرد(میتروف و دنتون،1999). همسویی با ارزش‌های سازمان به این معنی است که افراد باور دارند که مدیران و کارکنان در سازمان دارای ارزش‌های مرتبط و یک نوع وجدان قوی هستند و سازمان نسبت به رفاه کارکنان و همبستگی آنان توجه دارد. همسویی با ارزش های سازمان این مفهوم را در بر می گیرد که کارکنان مایلند در سازمانی فعالیت کنند که هدفش تنها این نباشد که یک شخصیت حقوقی خوب باشد، بلکه مایلند در سازمانی فعالیت کنند که می کوشد به درستی و بر طبق اصول اخلاقی فعالیت کند و سهم بیشتری در تأمین رفاه کارکنان، مشتریان، و جامعه داشته باشد. کینجرسکی و اسکریپنیک نیز به دو سطح انفرادی و سازمانی اشاره کرده اند. معنویت در کار، در سطح انفرادی، بیان کننده وضعیت متمایزی است که احساس عمیق سعادت را به همراه می آورد، اعتقاد به این که کاری که هر کس انجام دهد باعث مشارکت می شود، حس پیوند با دیگران و هدف مشترک، و آگاهی به این نکته که همه به چیزی بزرگتر از خود مرتبط هستند و احساس کمال و تعالی، به سطح فردی اشاره می کند. و در سطح سازمانی، معنویت در کار به فرهنگ سازمانی اشاره می کند که با مأموریت ها، رهبری و عملیات کاری همراه است که از نظر اجتماعی، مسئولانه و ارزش محور هستند، و در آن حق مشارکتی کارکنان در سازمان به رسمیت شناخته می شود و پیشرفت های معنوی و سعادت فردی را دنبال می کند(کینجرسکی و اسکریپنیک،2006: 282-280).
انواع معنویت
با توجه به مطالب ذکر شده نمی‌توان تعریف واحدی از معنویت و در نتیجه از معنویت در محیط کار ذکر کرد. برخی از محققان به جای ارائه تعریفی دقیق از معنویت به رویکرد‌های مختلف آن توجه کرده‌اند. یک دسته‌بندی متداول از رویکردهای مختلف معنویت در محیط کارکه توسط چند گروه از محققان ارائه شده است، عبارتند از(فتاحی،1386):
– رویکرد درون‌گرا/ متافیزیکی186
– رویکرد دینی187
– رویکرد اگزیستانسیالیستی/سکولار188
اگر بخواهیم آراء افراد مخالف دین و معنویت را نیز در نظر بگیریم باید رویکرد زیر را نیز اضافه کنیم:
– رویکرد مخالفان معنویت
در ادامه به طور خلاصه به بیان هر یک از این رویکردها می‌پردازیم.
رویکرد درون‌گرا / متافیزیکی
در این نگاه، معنویت نوعی آگاهی درونی است که از درون هر فرد برمی‌خیزد و فراتر از ارزش‌ها و باورهای برنامه‌ریزی شده است. در حقیقت در این رویکرد، معنویت فراتر از قوانین و ادیان ملاحظه می‌شود(کریشناکومار و نک،۲۰۰۲؛گایلوری،۲۰۰۰). برای مثال گرابر189(۲۰۰۰) بیان می‌کند که معنویت از امور رسمی و تشریفاتی اجتناب می‌کند و امری غیرحرفه‌ای، بدون سلسله مراتب، و جدا از روحانیون و مراکز مذهبی است. بااین که تأکید این دیدگاه بردرون انسان است، شامل احساس پیوند درونی فرد با کارش و با دیگران نیز می باشد.همچنین،دراین رویکرد، معنویت شامل احساس همبستگی و ارتباط میان خود ودیگران می باشد(اشموسودوچن ،2000). مثلاً میتروف ودنتون، معنویت را نوعی احساس عمیق درباره پیوند کامل یک فرد با خودش، با دیگران و با کل جهان میدانند(میتروف ودنتون،1999: 82). افراد معتقد به معنویت درونگرایانه، عقیده دارند برعکس ادیان که نگاهی به بیرون انسان دارند، معنویت درونگرا به درون انسان و کشف قلمرو پادشاهی درون،توجه دارد(مارکزو دیگران،2005: 82). در این رویکرد ،باور براین است که تمام موجودات زنده وغیرزنده در درون خود دارای نیرویی مقدس وهستی بخش هستند که باید آن را درک کنند .در واقع برعکس ادیان که دارای یک فلسفه خداشناسی مشخص و نیز سیستمی از اصول، عقاید و دستورات هستند که برای همه یکسان است، معنویت درونگرا عقیده دارد که هرکس درهر جایی باید مسیرشخصی خود را برای یکی شدن با نیروی مقدس درونی خود را بیابد. در محیط کار نیز معتقدان به رویکرد درونگرا عقیده دارند که تنوع معنوی افراد باید به رسمیت شناخته شود ودر واقع افراد باید راهی بیابند که بدون آسیب زدن به بقیه، به امور معنوی خود نیز بپردازند (مارکزودیگران،2005: 83).
رویکرد دینی
این رویکرد معنویت را جزئی از یک دین و مذهب بخصوص میداند(کریشناکومارونک،2002: 155). برای مثال، مسیحیان باور دارند که معنویت نوعی دعوت به کار میباشد، آنها کار رامشارکت درخلاقیت خداوند و وظیفه های الهی میدانند. بویژه پروتستانها که پیرو عقاید مارتین ل
وترهستند، عقیده دارند که خداوند به طورمداوم درحال خلق است وکارکردن مشارکت باخداوند است(نایلورودیگران،1996: 38). هندو ها عقیده دارند باید تلاش کرد و نتیجه را به خداوند می سپارند (منتن،1997). بودایی ها کارسخت را ابزاری میدانند که سبب بهبود در زندگی فرد به عنوان یک کل میشود ونهایتا ًموجب غنی سازی تمام وکمال زندگی و کار می شود (جاکوبسن،1983).این دیدگاه در اسلام معمولا در قالب اخلاق کاراسلامی190 مطرح می شود. اخلاق کار اسلامی، مسلمانان را به تعهد بیشتر به سازمان، همکاری،مشارکت، مشورت، بخشش، گذشت و … تشویق می کند (یوسف،2000: 537-513). طرفداران آیین تائو وکنفوسیوس برای همکاری و کارتیمی،ارزش زیادی قائل هستند (کریشناکومارونک،2002). درمقایسه با سایر رویکردها،رویکرد دینی احتمالا بحث برانگیزترین رویکرد است. برای مثال گانتر(۲۰۰۱)‌ ادعا می‌کند اغلب آمریکایی‌ها به خداوند باور دارند و اغلب آنها همچنین به آزادی مذهبی نیز معتقدند.
رویکرد

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منابع پایان نامه ارشد دربارهفلسفه اخلاق، وظیفه گرایی، فلسفه اخلاقی، رفتار شهروندی

دیدگاهتان را بنویسید