پایان نامه ارشد رایگان درباره هوش مصنوعی، حل مسئله، روانشناسی، هوش هیجانی

است و تا حدی پیشبین ادامه تحصیل فرد در آن دانشگاه و رشته است.
نیاز اقتصادی: با وجود شهریه و هزینههای اسکان دانشجو، توانایی مالی خانواده برای برآورد نیازهای مالی، جزء متغیرهای مهم پیشبین ادامه تحصیل یا عدم ادامه تحصیل مطرح می‌شود.
پشتیبانی خانواده: تشویق و حمایت خانواده نیز از دیگر متغیرهای اثرگذار بر ادامه تحصیل دانشجوی مهندسی است که در این مدل جای گرفته است.
مشغولیت اجتماعی۹۱: به میزان درگیر شدن دانشجو در فعالیتهای فوق برنامه و کلوپ‌های دانشگاه اشاره دارد. انتظار می‌رود، افرادی که در فعالیتهای فوق برنامه و کلوپ‌های مدرسه خود فعالتر بوده‌اند در دانشگاه نیز به این روند ادامه دهند و ادامه تحصیل دهند (ونسترا، دی و هرین،۲۰۰۹).
علاوه بر مدلهای ذکر شده در این بخش، مدلهایی وجود دارند که نقش یک نظریه خاص را در موفقیت تحصیلی دانشجوی الکترونیکی بررسی می‌کنند. به عنوان نمونه میتوان به مدل مسیر چن و ویلیتز۹۲(۱۹۹۸) اشاره کرد که نظریه تبادل از راه دور۹۳ ارائه شده توسط مور۹۴را به بوته آزمایش گذاشته است. مدل مسیر بررسی شده توسط شرلی و همکاران۹۵(۲۰۰۷) نظریه یادگیری خودگردان۹۶ ارائه شده توسط زیمرمن را محور موفقیت دانشجو در تحصیل الکترونیکی قرار داده است.
۲-۴ هوش مصنوعی و آموزش
یکی از مهم‌ترین اهداف پژوهش حاضر شناسایی مدل مبتنی بر هوش مصنوعی برای پیشبینی موفقیت تحصیلی دانشجو است؛ در این بخش از مرور مطالعاتی، کلیاتی از هوش انسانی و هوش مصنوعی را به عنوان پیشنیاز بحث مطرح می‌کنیم؛ بدون شک ورود به بحث تعریف و تشریح ابعاد و نظریههای مختلف هوش و متعاقب آن هوش مصنوعی، بحث مفصلی را میطلبد؛ لذا سعی شده است، حتی‌الامکان از ورود به نظریهها و نظریه‌پردازی‌ها پرهیز شود؛ مهم کاربرد هوش مصنوعی در آموزش است که در این بخش به آن پرداخته شده است.
در مبحث کاربردهای آموزشی هوش مصنوعی، “سیستمهای خبره” و نمونه کاربردهای آموزشی آن تشریح میشود. “سیستمهای آموزشی هوشمند”، مبحث بسیار اساسی در کاربردهای آموزشی هوش مصنوعی است، لذا اجزاء و ماژول‌های یک سیستم آموزشی هوشمند مبتنی بر وب، تشریح و جایگاه یافتههای پژوهش حاضر در یک سیستم آموزشی هوشمند تشریح می‌شود. “یادگیری ماشینی و دادهکاوی آموزشی” زیر مجموعهای از هوش مصنوعی است، که تشریح کاربردهای آموزشی یادگیری ماشینی، مقدمهای برای ورود به مبحث الگوریتمهای پیشبینی یادگیری ماشینی خواهد بود.
۲-۴-۱ هوش
مطالعه و اندازهگیری سازه هوش تاریخچهای طولانی بالغ بر صد سال دارد. به عنوان مثال آلفرد بنت۹۷و تئودر سیمون۹۸ اولین آزمون هوشبهر را در اوایل ۱۹۰۰ میلادی ساختند. هوشبهر مفهوم پیچیدهای بوده و بین متخصصان این حوزه بر سر اینکه چه چیزی هوش را میسازد و نحوه اندازهگیری آن توافق وجود ندارد. هاوارد گرادنر۹۹، دیوید پرکینز۱۰۰و رابرت استرنبرگ۱۰۱از جمله پژوهشگران حوزه هوش انسانی هستند؛ در این میان هوش چندگانه گاردنر از شهرت جهانی برخوردار است. تعاریف زیر تلفیقی از تعاریف مورد پذیرش این سه صاحب‌نظر است:
هوش تلفیقی از توانایی:
۱. یادگیری: شامل تمام انواع یادگیری رسمی و غیر رسمی از طرق مختلف چون تجربه و آموزش را شامل می‌شود.
۲. مواجه با مسئله: شامل تشخیص موقعیت مسئله و تعریف دقیق آن است
۳. حل مسئله: شامل حل مسائل، انجام و تکمیل کارها و تولیدات میشود.
بین پژوهشگران تا حدودی توافق جهانی وجود دارد که توانایی هوشی انسان به تجارب و ژنتیک فرد بستگی دارد. به عبارتی هوش انسانی محصولی از طبیعت و پرورش است.
هوش شناختی که بیشتر با هوشبهر شناخته می‌شود در مباحث هوش مصنوعی از دیر باز مطرح بوده است. هوش هیجانی۱۰۲حوزه جدیدی از مطالعات مربوط به هوش انسانی است که نسبت به عمر یک صد ساله هوش شناختی جوان تر بوده و قریب به دو دهه از طرح و تکامل آن میگذرد. هوش هیجانی؛ توانایی پردازش اطلاعات هیجانی بوده و احساس، جذب، فهم و مدیریت هیجان را در بر میگیرد (مایر و کوب۱۰۳،۲۰۰۰)؛ برای هوش هیجانی چهار شاخه از توانایی ذهنی قائلند:
۱. تشخیص، احساس و اظهار هیجانی: توانایی شناسایی هیجانات در حقایق، موسیقی و داستان را شامل میشود.
۲. تسهیل عاطفی تفکر: توانایی مرتبط کردن هیجانات به سایر احساسهای روانی چون مزه و رنگ (ربطدهی ممکن است به روش هنری صورت گیرد) و به‌کارگیری هیجان در استدلال و حل مسئله را در بر میگیرد.
۳. فهم هیجانی: توانایی حل مسائل هیجانی است. مانند تشخیص شباهتها و تفاوتهای هیجانها و میزان همپوشانی آن‌ها با یکدیگر را شامل میشود
۴. مدیریت هیجانی: شامل توانایی فهم کاربردهای اجتماعی هیجانات، تنظیم هیجانات خود و دیگران است.
نظر به تاریخ طولانی پژوهش در حوزه هوش شناختی، تحقیقات هوش مصنوعی بیشتر بر این نوع هوش و شبیهسازی آن در رایانه متکی است. برخی از پژوهشگران هوش مصنوعی روی هوش هیجانی کار میکنند، اما در حال حاضر عملکرد انسان نسبت به رایانهها در حوزه هوش هیجانی برتری دارد (مورساند۱۰۴،۲۰۰۶).
۲-۴-۲ هوش مصنوعی
پس از ارائه مقدمهای در مورد هوش انسانی تعریف و تاریخچه آن؛ درنگی بر معنا، مفهوم، مصادیق و کاربردهای هوش مصنوعی۱۰۵یا هوش ماشینی۱۰۶ ضروری است. هوش مصنوعی شاخهای از علوم رایانه ای است که سعی در شبیه سازی رفتار و تفکر بشر با استفاده از سیستمهای رایانهای دارد. راسل و نوریک۱۰۷(۱۳۸۵) درباره هوش مصنوعی آوردهاند: رشته هوش مصنوعی نه تنها برای درک موجودات هوشمند تلاش می‌کند، بلکه قصد دارد موجوداتِ هوشمند نیز بسازد. اولین تلاشها در این زمینه پس از جنگ جهانی دوم آغاز شد و اصطلاح هوش مصنوعی در سال ۱۹۵۶ به وجود آمد. به اعتقاد مورساند (۲۰۰۶) و اغلب صاحب‌نظران این حوزه، اصطلاح هوش مصنوعی اولین بار توسط جان مککارتی۱۰۸در سال ۱۹۵۶ در کنفرانس دارتموت۱۰۹مطرح شد. در اوایل سال ۱۹۶۰ ماروین مینسکی۱۱۰اظهار داشت: هوش مصنوعی علم ساخت ماشینهایی است که کارهایی را انجام دهند که انسان برای انجام آن‌ها نیاز به استفاده از هوش دارد”.
تعاریف متعددی از هوش مصنوعی ارائه شده است و رویکردهای بحثانگیزی در مورد هوش مصنوعی و تعاریف آن وجود دارد که جزئیات آن از حوصله پژوهش حاضر خارج است. برخی از تعاریف به قرار زیر است:
* تلاشی جذّاب و جدید برای وادار کردن رایانه به تفکر… ماشینهای دارای ذهن به معنای دقیق کلمه.
* خودکارسازی فعالیتهایی مانند حل مسئله، تصمیمگیری، یادگیری و … که به فکر کردن انسان مربوط است.
* هنر خلق ماشینهایی که اعمالی را انجام میدهند که انسان برای انجام آن‌ها به هوشمندی نیاز دارد.
* مطالعه درباره چگونگی توانا ساختن رایانهها به انجام کارهایی که در حال حاضر، انسان‌ها آن‌ها را بهتر انجام میدهند.
* مطالعه قدرت ذهنی با استفاده از مدلهای رایانهای.
* مطالعات محاسباتی که ادراک استدلال و اقدام را امکان‌پذیر میسازند.
* هوشمندی محاسباتی، مطالعه طراحی گزارههای هوشمند است.
* هوش مصنوعی با رفتار هوشمندانه بشر سرکار دارد (راسل و نوریک، ۱۳۸۵).
غضنفری و کاظمی (۱۳۸۲) هوش مصنوعی را این‌گونه تعریف کرده‌اند: “فرایندهای کامپیوتری که سعی دارند فرایند تفکر انسان را تقلید نمایند، این فرایندها با فعالیتهایی که نیاز به استفاده از هوش دارند در ارتباطند (غضنفری و کاظمی، ۱۳۸۲، ص ۵۰۳).”
توجه به معنای هوش مصنوعی در حوزه آموزش و یادگیری نیز حائز اهمیت است، تنیسون و پارک۱۱۱(۱۹۸۷) در کتاب مبانی تکنولوژی آموزشی در فصلی تحت عنوان “هوش مصنوعی و یادگیری مبتنی بر رایانه” اصطلاح هوش را به عنوان قابلیت حل مسئله تعریف کردهاند و مصنوعی هرگونه روش نظاممند انسانی است که ممکن است به حل مسئله بینجامد. در این بافت [آموزش] هوش مصنوعی به شبیهسازی حل مسئله انسان دلالت ندارد، بلکه هرگونه ابزار عقلانی و منطقی را در بر میگیرد، که ممکن است به منظور بهبود و ارتقاء حل مسئله مورد استفاده قرار گیرد (تنیسون و مرسون، ۱۹۸۷، ص ۳۲۰). مورساند (۲۰۰۶) در مورد اصطلاح “هوش مصنوعی” و پیامدهای انتخاب این عنوان برای سیستمهای رایانهای که برخی از فعالیتهای هوشمند بشر را تسهیل می‌کنند این‌گونه آورده است:
“در طول قرنها، انسان‌ها در ساخت ابزارهایی که پشتیبان توانایی فیزیکی انسان باشد، پیشرفت قابل ملاحظهای داشته است. انسان به طور معمول از عینک، دوربین، تلسکوپ و میکروسکوپ برای تقویت و گسترش قدرت بینایی خود استفاده میکنند. انسان‌ها به طور معمول از بولدوزر و تراکتور برای تقویت و گسترش قدرت ماهیچههای خود استفاده می‌کنند. با این وجود ما اصطلاح چشم مصنوعی، بدن مصنوعی یا ماهیچه مصنوعی را برای توصیف نظریه و عمل توسعه و کاربرد این‌گونه وسایل به کار نمیبریم. در اکثر موارد، مردم در این مورد بحثی ندارند که ماهیچههای مصنوعی به خوبی یا بهتر از ماهیچههای حقیقی یا انسانی است. آن‌ها فکر نمیکنند که مدارسی که رانندگی تراکتورهای بزرگ یا بولدوزرها را آموزش میدهند، مشکوک هستند و بهتر است این مدارس، مبانی حرکت دادن وسایل و خاک را با دست آموزش دهند.
در نگاهی به گذشته، انتخاب اصطلاح هوش مصنوعی توسط جان مک کارتی در سال ۱۹۵۶ ممکن است به این حوزه زیان زده باشد. برای بسیاری از انسان‌ها اصطلاح هوش مصنوعی، اصطلاحی مملو از احساس است و هیولاهای فرانکشتاین۱۱۲را یادآور میشود که جایگزین انسان خواهند شد. “(مورساند،۲۰۰۶، ص ۸)
تا به اینجا متوجه شدیدم هوش مصنوعی استفاده از توانمندیهای رایانه برای توسعه توانمندیهای شناختی انسان است و نباید تحت تأثیر بار عاطفی اصطلاح هوش مصنوعی قرار گرفت، بلکه باید بر توانمندی این حوزه از دانش بشری برای توسعه توانمندیهای شناختی بشر اعتماد کرد. توجه به دانش زیربنایی این حوزه از دانش بشری ما را بیشتر با ماهیت آن آشنا میسازد. راسل و نوریک (۱۳۸۸) زیربنای هوش مصنوعی را علومی از قبیلِ فلسفه، ریاضیات، اقتصاد، علوم عصبی، روانشناسی، مهندسی کامپیوتر، نظریه کنترل و سایبرنتیک و زبان شناسی معرفی میکنند. اهمیت اشاره به ریشه روانشناسیِ هوش مصنوعی مرتبط به حوزه این پژوهش (کاربرد هوش مصنوعی در آموزش) است. راسل و نوریک با اشاره به شروع روانشناسی علمی و پیدایش روانشناسی رفتار گرایی، روانشناسی شناختی را یکی از مبانی هوش مصنوعی معرفی میکنند. در رویکرد شناختی، مغز دارنده و پردازشگر اطلاعات است. این اساسیترین مشخصه روانشناسی شناختی را تشکیل میدهد. قرابت زمانیِ پیدایش علوم شناختی با هوش مصنوعی نیز قابل توجه است، علوم شناختی در یک کارگاه در دانشگاه MIT پایهگذاری شد (راسل و نوریک،۱۳۸۸). دقیقاً دو ماه قبل بود که در همان سال بنیاد راکفلر برگزاری کنفرانسی را بر عهده داشت که در آنجا هوش مصنوعی برای اولین بار مورد استفاده عمومی قرار گرفت. به زبان سادهتر رابطه بین هوش

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   دانلود پایان نامه ارشد درموردقانون مدنی، ثبت اسناد، ضمن عقد، مقررات قانونی

دیدگاهتان را بنویسید