هوش عاطفی و خادمیت

یکی از مواردی که در ارتباطات بین فردی خادمان با زائران می تواند موضوعیت پیدا کند، هوش عاطفی خادمان است. هوش عاطفی در سال 1990 در قالب پژوهش‌های مایر و سالوی[1] بوجود آمد و در سال 1995 و با انتشار کتاب پرتیراژ دانیل گلمن به نام “هوش هیجانی”، این مفهوم به زبانی ساده و قابل فهم برای مردم عادی، افراد متخصص و مجامع علمی مطرح گردید(گلمن، 1995). تعاریف گوناگونی از هوش هیجانی ارائه شده است. مایر و سالوی (1990) بیان می‌کنند که هوش هیجانی به توانایی درک درست محیط، خودانگیزی، شناخت و کنترل احساسات خود و دیگران(به‌گونه‌ای که این فرآیند بتواند جریان تفکر و ارتباطات را تسهیل نماید ) اشاره می‌کند(نافوخو[2]، 2009).

گلمن (1998) هوش هیجانی را این‌گونه تعریف می‌کند: «ظرفیت شناخت احساسات خود و دیگران برای برانگیختن خودمان و برای مدیریت کردن احساسات به صورت مطلوب در خود و در روابط با دیگران». مدل گلمن دارای چهار بعد آگاهی از خود، مدیریت خود، آگاهی اجتماعی، مدیریت روابط می‌باشد که نمودار 2-1 آن را نشان می‌دهد. هر کدام از این ابعاد چندین قابلیت را در برمی‌گیرد( سی چی[3] وهمکاران، 2007) که در نمودار 2-1 به نمایش گذاشته شده است.

  1. آگاهی از خود[4]: این بعد آگاهی از عواطف و تمایلات عاطفی خود را در برمی‌گیرد( کلارک[5] و همکاران، 2003). این بعد هوش هیجانی به آگاهی از خویشتن، توانایی خودنگری و تشخیص دادن احساس‌های خود به همان‌گونه‌که وجود دارند، اشاره می‌کند. سبک توانایی اداره و کنترل لحظه به لحظه عواطف و احساسات نشان از درک خویشتن و بصیرت روانشناسانه دارد. ناتوانی در تشخیص عواطف راستین، فرد را دچار سردرگرمی می‌کند(وانگ[6] و همکاران، 2010).
  2. مدیریت خود[7]: مدیریت خود به چگونگی کنترل یا هدایت حالات، انرژی و محرک‌های درونی اشاره دارد. کنترل انگیزه‌های درهم گیسخته درونی، امین بودن، صداقت و یکپارچگی و یگانگی، انعطاف پذیری درحین تغییر، حفظ حالت خوش بینانه بودن حتی پس از شکست، درک و استفاده از فرصت‌ها و حفظ انگیزه و انجام کارها به درستی نشانه‌هایی از مدیریت خود است(قلی پور، 1386، 322).
این مطلب مشابه را هم بخوانید :  

[1] Mayer &Salovey

[2] Nafukho

[3] Cichy

[4] self-awareness

[5] Clark

[6] Wong

[7] self-management

  1. آگاهی اجتماعی[1]: آگاهی اجتماعی در مورد همدلی با دیگران است. درک احساسات و علایق دیگران و توجه به دورنمای ذهنی آنان احترام گذاردن به تفاوت‌های موجود در احساسات افراد نسبت به پدیده‌های گوناگون(اپنگارت[2]، 2007).
  2. مدیریت روابط[3]: قسمت عمده‌ای از هنر برقراری ارتباط، منوط بر مهارت شناخت و کنترل عواطف دیگران است. افرادی که توانایی ارتباط خوبی دارند، در هر آنچه‌که به کنش متقابل آرام با دیگران مربوط می‌شود، به خوبی عمل می‌کنند و رهبرانی محبوب و اثربخش هستند و آن‌ها ستاره‌های اجتماعی‌اند. نفوذ بر باورها و احساسات دیگران، توسعه توانایی‌های دیگران، الهام بخشیدن به آن‌ها حل تضادها، ایجاد و توسعه روابط، حمایت از کار تیمی و همکاری و مدیریت تغییر در این بعد جای می‌گیرد(لیونگ[4]، 2005).

  احساسات خود احساسات دیگران
شناخت احساسات

 

آگاهی از خود

آگاهی از احساسات خود

ارزیابی درست از خود

اعتماد به نفس

آگاهی اجتماعی

همدلی

آگاهی سازمانی

خدمت

تنظیم احساسات

 

مدیریت خود

کنترل احساسات خود

شفافیت

قابلیت تطبیق و سازگاری

موفقیت

ابتکار

خوش بینی

مدیریت روابط

رهبری الهام بخش

نفوذ

توسعه و رشد دیگران

عامل تغییر

مدیریت تضاد

ایجاد التزام و تعهد

کار تیمی و همکاری

نمودار2-2: مدل قابلیت‌های هوش هیجانی(سرات[5]، 2009)

[1] social awareness

[2] Opengart

[3] relationship management

[4] Leung

[5] Serrat