نظریاتی در مورد توجه درونی و بیرونی

آن چه در زیر به آن اشاره می شود، مجموعه ای از تئوری ها و فرضیاتی می باشد که هر کدام به گونه ای برتری دستورالعمل کانون توجه بیرونی را نسبت به دستورالعمل کانون توجه درونی بیان می کند.

 

2-3-1 از دیدگاه زمان محدود

2-3-2-1 رویکرد پنج مرحله ای سینگر

در اواسط دهه ی1980، استاد روانشناسی ورزشی در دانشگاه فلوریدا، نشان داد، آموزش یادگیرندگان بر اساس آگاهی هشیارانه از حرکات بدنشان در طول اجرای یک مهارت، ممکن است خیلی اثر گذار نباشد (سینگر، 1985، 1988). وی بیان نمود که اجرا کننده های ماهر در هنگام اجرای مهارت به جزئیات عمل شان فکر نمی کنند (گال وی، 1982؛ گارفیلد و بنت، 1985)، سینگر اظهار نمود که شاید یک راه برای کمک به یادگیرندگان در جهت رسیدن به مرحله ی خودکاری، این باشد که توجه آن ها را با استفاده از دستورالعمل های آموزشی از حرکات خودشان منحرف سازیم. از آن جایی که ظاهراً تلاش در اجرای یک مهارت حرکتی که خودکار شده است برای تازه کارها قابل پذیرش نیست، بنابراین سینگر رویکرد پنج مرحله ای را به عنوان یک توافق بین راهبردهای “آگاهانه” و “ناآگاهانه” توسعه داد: قبل از اجرای یک مهارت، اجراکنندگان در رسیدن به یک مرحله ی هیجانی مطلوب آموزشی می بینند (مرحله اول) و به سمت حرکات ذهنی پیش می روند (مرحله دوم). مرحله سوم شامل”تمرکز” است، بدین صورت که اجرا کننده در تمرکز حواس روی نشانه ی مربوط (مانند شیارهای توپ تنیس، چال های توپ گلف، هدف) و فکر کردن تنها به این نشانه و مسدود کردن همه ی افکار بیرونی دیگر، تلاش می کند. مرحله چهارم نیازمند آن است که اجرا کنندگان حرکت را اجرا کنند در حالی که درباره ی عمل خود و یا نتایج ممکن فکر نمی کنند. مرحله آخر (مرحله پنجم) شامل ارزیابی نتایج و طراحی سازگاری ها و تنظیمات برای کوشش بعدی در صورت وجود زمان می باشد. بنابراین، هر چند هنگامی که از اجراکننده خواسته شد عملی را که قبلاً اجرا کرده را تجسم کند، از مؤلفه های آگاهی و توجه در این رویکرد استفاده شد، اما نکته مهم این است که از نشانه های بیرونی برای جلوگیری از تمرکز یادگیرنده روی حرکات در طول اجرایشان، استفاده شده است (ولف، ترجمه فرخی و محزون، 1388).

 

2-3-2-2 فرضیه ی عمل محدود

ولف بیان می کند که من و همکارانم برای توضیح سودمندی های تمرکز توجه بیرونی (مربوط به پیامد)، فرضیه ی عمل محدود را ارائه نمودیم (مک نوین، شی و ولف، 2003؛ مک نوین و شی، 2001؛ پارک، 2001). حضور چارلی شی در تدوین این فکر فوق العاده مؤثر بود. اساساً، دیدگاه عمل محدود بیان می کند زمانی که افراد روی حرکاتشان تمرکز می کنند (یعنی، تمرکز توجه درونی را انتخاب می کنند)، تمایل دارند تا به طور آگاهانه در فرایندهای کنترلی که هماهنگی حرکات را تنظیم می کنند، مداخله نمایند. با این حال، با تلاش در کنترل هوشیارانه حرکات، آن ها ناخواسته به فرآیندهای خودکاری که می توانند به طور مؤثرترو مفیدتر حرکات را کنترل نمایند، لطمه می زنند. بر عکس تمرکز توجه روی پیامد حرکت باعث ارتقاء یک نوع کنترل خودکار می شود که این نوع پردازش خودکار، فرایندهای غیرآگاهانه، سریع و غیر اختیاری کنترل را در پی دارد و باعث نتیجه مطلوبی می شود که در واقع به عنوان دستیابی به حاصل کار محسوب می گردد. به عبارت دیگر، انتخاب تمرکز بیرونی مداخله ی آگاهانه در کنترل حرکات را کاهش می دهد و در نتیجه اجرا و یادگیری را افزایش می دهد (ولف، ترجمه فرخی و محزون، 1388).

2-3-2-3 فرضیه برنشتاین

برنشتاین(1996) پیشنهاد کرد که کانون توجه بیرونی برای ورزشکاران ماهر نسبت به ورزشکاران غیر ماهر ممکن است، مفیدتر باشد زیرا سطح خودکاری آنها متفاوت است. برنشتاین بحث کرد که مهارت های حرکتی (یا اجزای مهارت های حرکتی) در ورزشکاران ماهر نسبت به غیر ماهرها بیشتر خودکار است. کانون توجه درونی ضرورتاً برای افراد با شیوه کنترلی مربوط به مهارت کمتر برمی گردد، که این شیوه باعث اختلال در شیوه کنترلی افراد ماهر می شود (پارکینز و زکاتو، 2003). او بیان کرد بکارگیری کانون توجه در مهارت های خودکار و غیر خودکار متفاوت است. تعدای از شواهد تجربی وجود دارند که پیشنهاد می کنند نیازهای توجهی اثرات متفاوتی روی مهارت های خودکار و غیر خودکار دارند (پارکینز و زکاتو، 2003).

 

2-3-2-4 فرضیه عدم خودکاری مهارت ها

این فرضیه پیشنهاد می کند کانون توجه بیرونی برای افراد با تجربه نسبت به افراد مبتدی ممکن است مفیدتر باشد، زیرا سطح خودکاری آنها متفاوت  است. به این معنی که همان طور که سطح مهارت افزایش می یابد نیاز به تمرکز بر فرایند گام به گام (که در اجرای مهارت درگیر است)  کاهش می یابد. زیرا اجزا و مؤلفه های آن مهارت در حافظه بلند مدت ذخیره می شود (اندرسون، 1982). هنگامی که فرد ماهر دوباره روی این مؤلفه ها (که تحت سطح بالای خودکاری اجرا می شوند) متمرکز می شود، یک تجزیه  در سیستم کنترل اتفاق می افتد که منجر به کاهش عملکرد می شود (اوهارا، 2008). برای افراد مبتدی که در ابتدا باید الگوی حرکتی را بدست آورند و سپس با خودکاری تکلیف را انجام دهند، هدایت توجه به فرایند گام به گام می تواند مفید باشد. زیرا ایده حرکت (جنتایل، 1972) یا درک الگوی اولیه هماهنگی (نیوول، 1984) از طریق فرایند های حل مسئله شامل تمرین شناختی (فیتز و پسنر، 1967) و کلامی (آدامز، 1967) کسب می شود (شرکاء، 1390 ).

 

2-3-2-5 نظریه ی ظرفیت ثابت (تغییرناپذیر)

عده ای از روانشناسان نظیر ولفورد، برادبنت، کیل و تریسمن معتقد بودند، که، با وجود تفاوت، جزئیات دو فرآیند، مقداری وجه اشتراک دارند. همگی آنها پذیرفتند که توجه برای پردازش اطلاعات دارای ظرفیت ثابت است واینکه چرا اجرا خراب می شود به این دلیل است که ظرفیت توجه محدود بوده یا از میزان توجه مورد نیاز تکالیف اصلی بیشتر است (اسمیت، 1978).

 

 

 

 

2-3-2-6 نظریه های تک کانالی، صافی

نظریه های اولیه که در زمینه توجه (یعنی براد بنت، 1958؛ دوچ و دوچ[1]، 1963؛ کیل[2]، 1973؛ ولفورد، 1952) مطرح گردید، اگر چه از لحاظ مسائل جزئی با هم اختلاف داشتند، ولی درکلیات دارای وجوه مشترک مهمی نیز بودند. همه این نظریه ها «توجه» را یک ظرفیت ثابت برای پردازش فرض کرده اند و اگر این ظرفیت بسته به نیازهای تکلیف کمتر یا بیشتر شود عملکرد دچار نقصان و آسیب می گردد. این ها، نظریه های تک کانالی «ظرفیت غیر قابل تفکیک» می باشند، که درآنها توجه به عنوان به منبع واحدی در نظر گرفته می شود که می تواند هر یک از قسمت های اعمال پردازش را هدایت نماید (شکل3-2).

در نظریه تک کانالی ولفورد (1952)، تمام مراحل پردازش نیازمند توجه می باشد. در نظریه برادبنت (1958)، مراحل اولیه پردازش بدون توجه انجام می شود. ولی مراحل بعدی پردازش نیازمند توجه می باشد. پردازش بدون توجه، دلالت بر پردازش موازی و همزمان دارد. یعنی تعدادی نشانه های مجزا بدون تداخل با همدیگر، به طور هم زمان پردازش شوند. در نظریه تک کانالی دوچ و دوچ (1963)، تحلیل ادراکی خودکار فرض شده، ولی مراحل بعدی را نیازمند توجه می داند.

نظریه توجه کیل (1973)، این مسئله تنگراه را در انتهای توالی مراحل قرار داده است. کیل پردازش اطلاعات را در مراحل شناسایی محرک و انتخاب پاسخ به صورت موازی و بدون نیاز به توجه می داند (اشمیت و لی، ترجمه فرخی، بهرام و خلجی، 1387). نظریه ی توجه کیل (1973) در مقایسه با نظریه ی دوچ و دوچ، گردن بطری را به مراحل بعدی پردازش منتقل می کند و مرحله ی شناسایی محرک وانتخاب پاسخ نیازمند به توجه نمی داند. در این نقطه، ارتباطات حافظه ای پدید می آید که در آن، ارتباطات معینی از محرک، نظیر طبقه بندی های مربوط به محرک، آیتم های بسیار مرتبط با محرک و یا حتی جنبه های خاصی از آمادگی اولیه برای حرکت که به وسیله ی محرک تحریک می شوند، فعال می شود. در این دیدگاه، چون همه­ی محرک ها در یک زمان ارتباط بر جای می گذارند، توجه انتخابی، تعیین می کند که کدام یک از این ارتباطات حافظه ای برای پردازش بیشتر مورد استفاده قرار گیرد (اشمیت و لی، 2005).

[1]. Dutsch

[2]. Keele

 

2-3-2-7 اختصاص قابل انعطاف ظرفیت

در مقابل نظریه های صافی، کانمن (1973) اعلام داشت که با تغییر نیازهای یک تکلیف، ظرفیت توجه نیز دچار تغییر خواهد شد. مثلاً با افزایش درجه دشواری دو تکلیف همزمان، ظرفیت کاری بیشتری در دسترس قرار می گیرد و مقدار بیشتری از آن در پردازش به کار گرفته خواهد شد. در نهایت، زمانی که برای پردازش دو جریان اطلاعاتی، نیازهای تکلیف بیشتر از حداکثر ظرفیت فرد باشد یکی از آن دو تکلیف همزمان یا هر دوی آنها، دچار کاهش و افت می شود، بدین معنا که تداخل اتفاق می افتد. نظریه کانمن از نظریه های قبلی نیز متمایز است، چرا که بیان می کند پردازش موازی می تواند در تمام مراحل پردازش رخ دهد، اما نیاز به مقداری توجه را در همان زمان لازم می داند. نظریه کانمن دال بر این که، توجه ظرفیت ثابت ندارد، مشکلات متعددی را درمورد فنون تکلیف ثانویه برای اندازه گیری ظرفیت اضافی که در آن ظرفیت ثابت فرض می شود، ایجاد می کند.

از دیدگاه دسترسی به منابع محدود

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   تعریف صف و ستاد در ساختار مشاغل و فرق بین اونا 

2-3-2 -1 نظریه های جایگاه مرکزی منابع

مطابق با بعضی از نظریه های توجه، منابع دارای یک اندوخته ی مرکزی هستند که همه ی فعالیت ها برای دسترسی به آن با هم رقابت می کنند. این نظریه های منبع مرکزی در قیاس با دولت، ظرفیت توجه انسان را به یک بودجه عمومی که باید هزینه تمام فعالیت ها را تأمین نمایند، تشبیه می کنند. فرض کنید که منابع توجه موجود و قابل دسترس، در داخل دایره ای بزرگ (شکل4-2)  قرار دارد. سپس دوایر کوچکتر را در حکم تکالیف خاصی که به این منابع نیاز دارند؛ فرض کنید، مانند رانندگی با اتومبیل (تکلیف A) و صحبت با دوست (تکلیفB). هر دایره به تنهایی در داخل دایره ی بزرگ جا می گیرد. اما برای فردی که هر دو تکلیف را همزمان و با موفقیت انجام می دهد، باید هر دو دایره ی کوچک را در دایره ی بزرگ قرار دهد. مشکلات، زمانی به وجود می آید که ما سعی می کنیم در دایره بزرگ، دوایر کوچکی بیش از حد مناسب، جای دهیم (مگیل؛ ترجمه واعظ موسوی و شجاعی، 1380).

کانمن (1973) مثال خوبی درباره ی نظریه منابع مرکزی پیشنهاد نمود. در مدل پیشنهادی او (شکل3-2) محدوده ظرفیت منبع مرکزی، قابل تغییر است؛ یعنی، می توان میزان توجه موجود را بر اساس شرایط خاص مربوط به فردی که تکالیف را انجام می دهد، تغییر داد. دیدگاه ظرفیت مرکزی متغیر (انعطاف پذیر) بیان می کند که می توان اندازه دایره بزرگ را متناسب با ویژگی های خاص شخصی، تکلیف و موقعیت، تغییر داد.

کانمن توجه موجود و قابل استفاده ای را که فرد می تواند به یک یا چند فعالیت اختصاص دهد، در حکم یک ظرفیت عمومی تلاش در نظر گرفت که منابع ذهنی لازم برای انجام فعالیت ها را درگیر می سازد. فرد قادر است این ظرفیت را به اجزای کوچک تری تقسیم نماید تا بتواند توجه را به طور همزمان به چند فعالیت اختصاص دهد. تخصیص منابع مطابق با ویژگی فعالیت و خط مشی مورد نظر فرد که تحت تأثیر موقعیت های درونی و بیرونی فرد قرار می گیرد، تعیین می شود. شکل 5-2، شرایط مختلفی را که چگونگی تخصیص منابع موجود به  فرد را تحت تأثیر قرار می دهند، نشان می دهد (مگیل؛ ترجمه واعظ موسوی و شجاعی، 1380).

-3-2-2 نظریه ی منابع چند منبعی[1]

براساس نظریه های چند منبعی (ناون و گوفر[2]، 1979؛ آلپورت[3]، 1980؛ ویکنز[4]، 1980 و 1984)، چندین ساز و کار توجه وجود داردکار توجه وجود دارد که هر یک، دارای منابع محدودی هستند. ذخیره ی هر منبع به بخشی از اجرای مهارت ها اختصاص دارد. با استفاده از تشبیه این مطلب به دولت، می توان اظهار داشت که منابعی در ادارات و مؤسسات دولتی مختلف وجود دارد و رقابت برای دستیابی به این منابع، فقط بین فعالیت های مربوط به ادارات خاص صورت می گیرد. رایج ترین نظریه های چند منبعی را ناون وگوفر (1979)، آلپورت (1980) و ویکنز (1980، 1984) پیشنهاد کردند.

از میان این نظریه های چند منبعی، نظریه ی پیشنهادی ویکنز، بیشترین شهرت را به دست آورد. وی اظهار داشت که منابع پردازش اطلاعات از سه منبع مختلف فراهم می شوند. این منابع عبارتند از: وجوه درونداد و برونداد (مانند، بینایی، اندام ها و نظام گویایی)، مراحل پردازش اطلاعات (مانند ادراک، رمز گردانی حافظه و برونداد پاسخ) و رمزهای پردازش اطلاعات (مانند رمزهای کلامی، رمزهای فضایی).

موفقیت ما در اجرای همزمان دو یا چند تکلیف بستگی به این دارد که این تکالیف، توجه مربوط به منبعی مشترک را می طلبند یا به توجه حاصل از منابع مختلف نیاز دارند. زمانی که مجبور به اجرای همزمان دو تکلیف و تقسیم یک منبع مشترک هستیم، اجرا ضعیف تر از زمانی است که دو تکلیف برای دستیابی به منابع مختلف رقابت می کنند. امتیاز نظریه های چند منبعی این است که بیشتر بر نوع نیازهای مربوط به سازه های مختلف پردازش اطلاعات و نتیجه ی پاسخ تکیه دارند تا ظرفیت منابع غیر اختصاصی.

نظریه ی منابع اختصاصی توجه، راهنمای عملی و سودمندی را در اختیار می گذارد که به ما کمک می کند تا در مواقعی که ممکن است نیازهای تکلیف بسیار زیاد باشد، درباره ی اجرای همزمان آنها تصمیم بگیریم. برای مثال، اگر یک تکلیف مستلزم پاسخ با دست و دیگری به پاسخ صوتی نیاز داشته باشد، فرد برای اجرای همزمان آنها با مشکل کمی روبروست، زیرا آنها نیازی به توجه حاصل از سازه ی منابع یکسان ندارند. بر عکس، افراد برای اجرای همزمان دو پاسخ مختلف دست، با مشکل مواجهند، زیرا هر دو، منابع مربوط به سازه ی یکسانی را می طلبند (مگیل؛ ترجمه واعظ موسوی و شجاعی، 1380).

2-3-2-3 دیدگاه انتخاب عمل مربوط به توجه

دانشمندانی نظیر نیومن (همچنین آلپورت، 1987 و 1993 را ملاحظه کنید) دیدگاه نظریه های منابع متعدد را مورد انتقاد قرار داده اند. نیومن معتقد است، هنگامی که یک حیوان یا یک انسان برای رسیدن به یک هدف، اهداف مشخص آنی دارد (نوشیدن)، بسیاری از محرکها به طور موازی پردازش می شوند. محصول نهایی این پردازش، انتخاب عملی خاص است. بنابراین، در نتیجه این انتخاب، از وقوع فرآیندهای خاص جلوگیری می شود یا این فرآیندها به سختی اجرا می شوند. بنابراین، در دیدگاه نیومن تداخل بین دو تکلیف همزمان نه به این دلیل است که برای انجام فرآیندهای مختلف به توجه نیاز است، بلکه به این دلیل است که عملی از قبل انتخاب شده است و فرآیندهای دیگر به طور کلی یا به طور جزئی متوقف می شوند. بنابراین، انتخاب، اساسی ترین و پایه ای ترین فرآیند توجه است و در بحث توجه، منابع یا ظرفیت مهم ترین فرآیند محسوب نمی شوند. این نظریه یک جنبه ی بوم شناختی جالبی دارد که اگر عمل خاصی مهم است (مثل فرار کردن از یک حیوان خطرناک)، در این صورت باید از وقوع اعمال دیگر جلوگیری کرد یا حداقل تا زمانی که عمل اصلی به وقوع بپیوندد، باید از وقوع اعمال دیگر جلوگیری شود (اشمیت و لی؛ ترجمه فرخی، بهرام و خلجی، 1387).

 

2-3-2 -4 نظریه ی ربط نورمن

دونالد نورمن در سال 1968 بیان کرد که مدل تریزمن که مدل تعدیل شده ی مدل برادبنت است، خیلی دشوار و پیچیده است. نورمن پیشنهاد کرد که تمام فرآیند انتخاب حتی قبل از پردازش اطلاعاتی حرکت می کنند. به طور خلاصه، نورمن بیان کرد که تمام علامت هایی که به گیرنده های حسی می رسد، از طریق یک مرحله از تجزیه و تحلیل که بوسیله ی فرآیندهای فیریولوژیکی اولیه انجام می گیرد، عبور می کنند. بر اساس این تجزیه و تحلیل، اطلاعات خاصی در مورد هر علامت ذخیره می گردد .ولی تمام علامت ها نماینده ی ذخیره های خود در حافظه را بر می انگیزاند. بنابراین، مدل ربط نشان می دهد که تنها اطلاعاتی از محیط اطرافمان انتخاب می کنیم که از نظر ما بیشترین رابطه و اقتضا را با موقعیت داشته باشد. در اینجا نیاز به توجه در مورد معنی اطلاعات قابل دسترس، اهمیت زیادی دارد. اگر مدل ربط دقیقاً توضیح دهد که چگونه ما به اطلاعات موجود در محیط توجه می کنیم، آنگاه اهمیت تجربه و آموزش قبل در ارتباط با علائم ضروری برای مربیان مهارت حرکتی مشخص می شود (اشمیت و لی، تر جمه فرخی، بهرام و خلجی، 1387).

[1]. Multiple-resource theories

[2]. Navon & Gopher

[3]. Allport

[4] .Wickens