مکانیسم های سازگاری

خاص ترین

مکانیسم های سازگاری:

زمانی که حادثه ای اتفاق می افتد  که به طور بالقوه استرس زا است . والدین می توانند طیفی از استراتژی های شناختی ،عاطفی ،و رفتاری را برای کاهش  واکنش های استرس  خود استفاده کنند.  فراوانی و تنوع طیف  مکانیسم های سازگاری  به اندازه ی فراوانی و طیف رفتارهای مشکل ساز  کودکان است . والدین در موقعیت یکسان به روش های متفاوتی مکانیسم سازگاری نشان می دهند و برخی از دیگری بهتر عمل می کنند.این موضوع در توجیه این مطلب که چرا برخی از والدین که سالها با بیماری مزمن کودک خود روبه رو هستند واکنش های استرس ملایمتری نشان می دهند در حالی که دیگران به طور عمیقتری تحت تاثیر قرار می گیرند. می تواند مطرح شود.

برخی از مکانیسم های سازگاری به روش پیشگیرانه عمل می کنند که در آن در جهت کاهش واکنش استرس  کار می شود بدین صورت که از طرفی فراوانی و شدت  حادثه سببی کم شده و از طرفی دیگر منابع عاطفی ،شناختی ،رفتاری  فرد افزایش پیدا می کند. که در زمان اتفاق حادثه ی استرس زا استفاده می شوند.یک مثال از این میتواند آمادگی و طرح داشتن برای والد شدن باشد. بزرگسالانی که گزارش دادند که آنها برای والد شدن آمادگی و برنامه داشتند  و حامله گیری آنها با برنامه بوده است در مقایسه با افرادی که گزارش کردند که والد شدن آنها غیر منتظره و غیر عمدی بوده است ،سطح استرس کمتری  نشان دادند . شبیه به همین موضوع ،یک فرق  بین بزرگسالانی که احساس آمادگی  دارندو از نظر عاطفی ،فیزیکی و  مادرانه برای   کار جدید و استرس زا ی مراقبت از کودکان به خوبی آماده شده اند با افرادی که  چنین آمادگی را ندارند  وجود دارد .جای تعجب نیست که والدینی که احساس آمادگی و اطمینان در مورد توانایی های والد بودنشان دارند .( برای مثال کفایت والدگری ) خیلی احتمال دارد که در نقش والدگری  تاثیر گذار بوده و از نقش والدگری راضی بیرون آمده باشند (کلمن و کراکر،2000؛سامر و همکاران 1993).دیگر استراتژیها در داغترین  لحظه ،  یعنی زمانی که حادثه ی استرس زا اتفاق می افتد یا  تفکر در مورد یک واقعیت  استرس آور بوجود می آید ،مطرح می شوند.

در مواجهه با شرایط زندگی سخت ،روش خاص تفکر در مورد تجارب می توانند به طور قوی  مقاومت و شدت آشفتگی عاطفی را  که بدنبال حادثه می آیند ،تحت تاثیر قرار دهد(بک ،1979). بزرگسالانی که  از استراتژی های انفعالی ،استراتژی های سازگاری  متمرکز برعاطفه  استفاده می کنند  به احتمال زیاد استرس والدگری را تجربه می کنند(بارنت و همکاران ،1990). روش تفکر متمرکز بر عاطفه در مورد تجارب استرس زا حالتی  است که فرد خودش را  دریافت کننده منفعل صرف تجارب می بیند،همچنین  افرادی که از مکانیسم  انکار استفاده  می کنند یا  افرادی که اشتغال ذهنی  قبلی از عواطف ناخوشایند مثل ترس یا ناراحتی دارند با نشانه های  از مشکلات عاطفی از قبیل  نگرانی و افسردگی مواجه می شوند.برعکس ،استراتژی های متمرکز بر حل مساله ،احتمال زیاد دارد که توانایی حل مساله را ارتقا دهند برخلاف استراتژیهای عواطف محور ،استراتژیهای حل مساله محور  توجه را به عواطف منفی برخاسته از واکنش استرس درگیر نمی کنند ،سازگاری های متمرکز بر حل مساله بسیار عالی در کاهش استرس والدگری در انواع موقعیت ها   اثر می کنند .استرس در میان بزرگسالانی که اعتماد به نفس قوی  به توانایی هایشان در والد بودن حامی دارند و آنهایی که موقعیت های استرس زا را با کودکان خود طوری مدیریت و هدایت می کنند که بر تعیین  منابع  مشکل تمرکز دارند و در  ایجاد راه حل هایی بر این مسائل  هستند بسیار کم است (فری و همکاران 1989؛میلر و همکاران ،1992).استراتژیهای سازگاری حل مساله محور ،منعطف  ،تاثیر مثبتشان  نه تنها در کاهش واکنش استرس موثر بوده اند بلکه در تعدیل اثرات مخرب استرس بر رفتار والدین  نسبت به فرزندانشان هم  تاثیر گذار بوده اند(جارویس و کریسی ،1991).اینکه به طور کلی مکانیسم سازگاری مساله محور را  بهترین مکانیسم انطباقی در مواجهه با استرس والدگری بدانیم باید احتیاط کرد .چرا که  برای افراد متفاوت و خاص هر نوع مکانسیم سازگارانه ی دیگری هم  می توانند در کاهش استرس موثر واقع شوند. ( بستگی به منابعشان ، شخصیت و شناختشان ) و تحت شرایط خاص(لازاروس ،2006).،فقط یک نسخه ی واحد برای مکانسیم های سازگارانه افراد  که استرس والدگری را کاهش دهد  وجود ندارد.به عنوان مثال در آن موقعیت هایی که افراد معتقدند که آنها بر شرایط اطراف در  موقعیت های استرس زا ، کنترل دارند  و از مکانیسم سازگاری مساله محور  استفاده می کنند به احتمال قوی رویکرد موفق  در دفع کردن استرس ها و مسائل بهداشتی فیزیکی و روانی  استفاده می کنند.برعکس استراتژیهای  سازگارانه ی مساله محور در موقعیت هایی که افراد کنترل کمی بر عوامل استرس زا دارند  موثر نبوده و در آن نمونه ها ، استراتژی های  عاطفه محور  مفید واقع می شوند(آلدوین[1] ،2007 ؛کوهن 1996).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مشخّصه‌ها یا ابعاد مختلف شغلی

مفهوم کنترل بر منابع استرس زا برای والدین -بویژه رفتار کودک آنها ،  می تواند ارتباطی با ارزیابی  والدین از نمونه های خاص رفتار کودک(زیانبار  است یا نه)   داشته باشد. والدین به طور گسترده در میزانی که آنها رفتار های کودک مشکل دار را می بینند .( مثل :پرخاشگری ،خشونت ) متفاوتند .اینکه این رفتارها  تحت کنترل کودک  اند  یا از  شرایط و موقعیت  ناشی می شوند و از کنترل کودک  جدا باشند و او کنترلی بر آنها ندارد.  علاوه بر این تفاوت های فردی در نگرش والدین در مورد قدرتشان برکنترل رفتارهای کودکانشان وجود دارد.به طور کلی تحقیقات نشان می دهند که در والدینی که معتقدند بد رفتاری کودک ناشی از قصد و عمد او در عصبانی کردن آنها است یا برای چیزهای که آنها می خواهند است .بیشتر احتمال دارد که در تربیت فرزندشان  از روش های خشونت بار استفاده کنند(باگنتال و جانستون ،2000). چنین والدینی کمتر اعتقاد دارند که آنها بر رفتار کودکشان کنترل دارند .و مکانیسم مقابله گری مبتنی بر حل مساله نمی تواند روش مفیدی برای آنها در کاهش استرس آنها مفید واقع شود چراکه آنها کنترل دریافتی کمی بر منبع استرسان دارند برعکس والدینی که به جزئیات موقعیت ها توجه می کنند.و بر چیز های اطرافشان خوب کنترل  دارند، خیلی احتمال می رود که از مکانیسم های سازگاری استفاده کنند که متمرکز بر حل مساله است(دیتر – دیکارد ،2008).

با توجه  به مدل بار آن از هوش هیجانی  که آن را مدیریت   موثر گونه ی تغییرات شخصی ،اجتماعی و محیطی  میداند می توان این گونه بر داشت کرد که والدینی که هوش هیجانی بالاتری دارند نسبت به تغییر ات زندگی خود از جمله نقش والدگری و استرس های آن ، به خوبی  واکنش داده و می توانند از روش های مقابله ای منعطف و واقعیت مدار ،حل مساله و تصمیم گیری  آن را مدیریت کنند .

[1]- Aldwin، C. M