مهار فکر

یکی از نکات بحث برانگیز درباره ذهن انسان مسئله مهار فکر است. ذهن به­راحتی می­تواند به بسیاری از امور بیندیشد، اما نمی­تواند به­راحتی به مسئله­ای خاص نیندیشد. خارج کردن یک فکر از ذهن دشوار است و هرقدر بیشتر تلاش کنیم، آن فکر بیشتر به سراغ ما می­آید. طی دو دهه اخیر بحث درباره این حوزه شدت گرفته است و یکی از افرادی که در تبیین پدیده مهار فکر طی سال­های اخیر مطالعات عدیده­ای انجام داده، دانیل وگنر است. او با پدیده “خرس سفید” خود در سال 1987 باب جدیدی را در باره مهار فکر گشود. او نشان داد که اگر از گروهی درخواست شود تا سعی کنند درباره مطلبی نامربوط و نامأنوس، به­عنوان مثال خرس سفید که در زندگی روزمره به ندرت به آن فکر می­شود، مدتی اصلاً فکر نکنند، بعد از تلاش در مهار این فکر، فکر خرس سفید با بسامدی بسیار بیشتر در مقایسه با گروهی که از آنان خواسته شده به خرس سفید فکر کنند، به سراغ این عده خواهد آمد. به­عبارت دیگر مدتی تلاش برای مهار و سرکوب یک فکر، هرچند در کوتاه مدت با کتهش آن فکر همراه است، اما در مراحل بعدی با برگشت بیشتر و جبرانی آن فکر به آگاهی همراه است. این مسئله خیزش بعد از مهار[1] نام دارد (وگنر، اشنایدر، کارتر و رایت، 1987؛ ونزلاف و وگنر، 2000).

این پدیده هم اهمیت نظری و هم اهمیت بالینی دارد. افراد مبتلا به بیماری وسواس مرتباً سعی دارند به افکار مزاحم خود فکر نکنند، اما سعی آن­ها معمولاً اثر معکوس داشته و برعکس با هجوم بیشتر افکار وسواسی مواجه می­شوند. این مسئله در معتادان به مواد مخدر و سیگار و همچنین افرادی که دچار پرخوری هستند نیز مشاهده می­شود و سعی آن­ها در فکر نکردن به سیگار، غذا و یا مواد مخدر معمولاً اثر معکوس ایجاد می­کند (ونزلاف و وگنر، 2000).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   راهبرد تصمیم­گیری مجدد

[1] – Post-suppression Rebound