منبع پایان نامه درمورد تعهد سازمانی، تعارض کار، کیفیت زندگی، زندگی کاری

دانلود پایان نامه

6 (1990) است که مولفههای آن عبارتند از:
1-تعهد عاطفی37: به معنی وابستگیعاطفی به سازمان،ابراز هویت با سازمان و عجین بودن با آن است؛
2-تعهد مستمر38: به معنی درک هزینههایی است که ترک سازمان برای فرد به وجود میآورد؛
3-تعهدهنجاری39: به معنی احساس التزام و دین به سازمان و ادامه ی کار در آن است.
مییرو آلن معتقدند نقطهی مشترک ابعاد سه گانهی تعهد سازمانی، پیوند بین فرد و سازمان و در نتیجه کاهش ترک سازمان است.
در این پژوهش منظور از تعهدسازمانی نمرهای است که آزمودنی در مقیاس تعهدسازمانی آلن و مایر کسب میکند و مقیاسها فاصلهای است.
کیفیت زندگیکاری
کیفیت زندگی کاری نمایانگر نوعی فرهنگ سازمانی یا شیوه ی مدیریت است که کارکنان براساس آن احساس مالکیت، خودگرانی، مسئولیت و عزت نفس میکنند (شریف زاده و خیراندیش،1388). این سازه به حوزههای مختلف عینی و ذهنی مسائل کارکنان میپردازد، بهوسیلهی آن، اعضای سازمان از راه مجاری ارتباطی باز و متناسبی که برای این مقصود به وجودآمده است، در تصمیمهایی که به شغلهایشان به خصوص و بر محیط کارشان به طورکلی اثر میگذارد، به نوعی دخالت مییابند و در نتیجه مشارکت و خوشنودی آنها از کار بیشتر میشود، فشارعصبی ناشی از کار برایشان کاهش مییابد (شریف زاده و خیراندیش،1388؛ کول و همکاران40،2005؛ دانگ و همکاران41،2007).
در این پژوهش متغیر کیفیت زندگی کاری، نمره ای است که فرد در پرسشنامه کیفیت زندگی کاری والتون می گیرد که مقیاس فاصله ای است.
تعارض کار-خانواده:
رویکرد نظری مسلط در این زمینه، مبتنی بر نظریه نقش (کاهن42، ولف43، کویین44، اسنوک45 و روزنتهال46،1964)، بررسی متغیرهایی از قبیل تعارض نقش و ابهام نقش است (آریی47،1992؛ گرین هاوس و بیوتل، 1985 و بتی48، 1996). هر نقش شامل مجموعه ای از انتظارات و درخواستهاست. انتظاراتی که از یک نقش خاص میرود ممکن است با انتظارات مورد نظر از نقشی دیگر ناهماهنگ و ناهمساز باشند و به تعارض کار- خانواده منجر شوند. پژوهشهای تجربی نشان می دهند که عوامل فشارزای نقش مانند تعارض نقش و ابهام نقش از منابع اصلی فشار روانی هستند (کارلسون49 و پریو50،1999) که در بسیاری از پژوهشها (مثلاً میچل51، میچسون52، پیکلر53 و کولن54،2010)، به عنوان پیشایندهای تعارض کار -خانواده مطرح شدهاند.
لمبرت55 و هوگان56 (2009) نشان دادندکه فشار روانیِ ناشی از نقش، پیشایند بالقوه برای تعارض کار خانواده است و وقتی حادث میشود که مسئولیتهای کارکنان مبهم ونامشخص و دستورالعملها و فرایندهای این مسئولیتها با یکدیگر ناهمساز و ناهماهنگ باشد.
در این پژوهش منظور از تعارض کار-خانواده نمرهای که فرد در پرسشنامهی تعارض کار-خانواده نت مایر میگیرد که دارای مقیاس فاصلهای میباشد.

فصل دوم:
مبانی نظری پژوهش

2- مبانی نظری پژوهش و پیشینه
2-1- مقدمه
این فصل در دو بخش مبانی نظری و پیشینه پژوهش تنظیم شده است که در بخش اول به بررسی تعاریف و نظریهها، ابعاد و پیامدها تعهد سازمانی؛ تعاریف، اجزا و الگوهای کیفیت زندگی کاری و مدلهای تعارض کار-خانواده پرداخته شده است و در بخش دوم پژوهشهای داخلی و خارجی مرتبط با متغیرهای تحقیق بررسی شده است.
2-2- تعاریف تعهد سازمانی
در مورد تعریف تعهد سازمانی و شاخص های آن توافق همگانی وجود ندارد. با توجه به همین تعاریف متعدد، درباره ی سنجش آن نیز توافق همگانی وجود ندارد (بکر57، 1992). اکثر محققان، تعهد سازمانی را یک حالت روانشناختی دانستهاند که رابطه ی کارمند با سازمان را شرح می دهد (روسیو58،1989).
عدهای آن را تمایل کارکنان برای باقی ماندن در سازمان می دانند (گروکسی59، 1996؛ هربی ناک و آلوتو60، 1972؛ لی61، 1971). تعاریف دیگر شامل دلبستگی به سازمان (مودی و دیگران، 1979)، هماهنگی اهداف شخصی و سازمان (بوچونان62، 1974) و بروز رفتارهایی برای پاداش های ارزشمند (مایر و آلن، 1984) است.
کاشمن63 (1992)، تعهد سازمانی را درجهای که یک شخص ارزش ها، اهداف، حس وفاداری و وظیفه شناسی به محل کار خود را درونی می کند، تعریف کرد و بیان کرد که به واسطهی تعهد، یک هدف یکسان قوی در بین کارکنان و گروه های کاری شکل میگیرد.
لوتانز، بک و تایلور64 (1987) معتقدند که تعهد سازمانی را میتوان در سه ویژگی خلاصه کرد:
الف- اعتقاد قوی فرد نسبت به سازمان و پذیرش اهداف آن
ب- تلاش فراوان و مشتاقانه در جهت دستیابی به اهداف سازمان
ج- تمایل کامل برای باقی ماندن در سازمان
بوت و همکاران65 (2005، به نقل از دربانیان، 1390)، تعریف دیگری از تعهد سازمانی ارائه میدهند، بدین ترتیب که پیوند روانشناختی بین کارکنان و سازمان برقرار میگردد، به نحوی که این پیوند احتمال ترک داوطلبانه سازمان را توسط کارکن به حداقل برساند. در جدول نیز تعاریفی از تعهد سازمانی توسط میلیانگ و همکاران (2009) ارائه شده است.
جدول 1-1 تعاریف سازمانی
سال
محقق
تعریف
1960
بکر
استمرار فعالیت افراد در یک سرمایه گذاری یا شرط بندی زمانی که در دنیای بیرونی نسبت به این سرمایهگذاری یا شرطبندی علاقه وجود داشته باشد.
1968
کانتر66
تمایل افراد به اینکه انرژی و وفاداری خودشان را وقف سازمان کنند.
1974
پورتر و دیگران
میزانی که فرد هویت خودش را با یک سازمان خاص بشناسد و با آن سازمان دلبستگی برقرار کند.
1982
واینر67
یک نیروی درونی است که افراد را به سمتی سوق میدهد تا در جهت اهداف و علایق سازمان رفتار کنند.
1986
گائو-لانگ هوانگ68
میزانی که کارکن هویت خود را از طریق مشارکت در یک سازمان خاص بشناسد.
1987
بلو و بول
فرد هویت خود را از طریق سازمان بشناسد و نسبت به سازمان و اهدافش وفادار بماند. همچنین تعهدسازمانی به میزان تمایل افراد برای ماندن در سازمان و احساس مسئولیت در سازمان برمیگردد.
2000
بالی69
میزانی که فرد خود را وقف سازمان و همچنین نگرشهایی که کیفیتهای اجتماعی را به بار میآورد.
2003
رابینز
میزانی که فرد هویت خود را از طریق سازمان و اهداف آن سازمان میشناسد و آرزوی باقیماندن و عضویت در آن سازمان.
2005
چائو-چیان یو70
میزانی که فرد هویت خود را از طریق سازمان و اهداف آن سازمان میشناسد و آرزوی باقیماندن و عضویت در آن سازمان برای همیشه.
2007
مینگ-هویی جیان71
میزانی که فرد هویت خود را از طریق سازمان میشناسد و حمایت روانشناختی که از رسالت سازمان میکند.
منبع (می-لیانگ و همکاران،2009)
علاوه بر تعاریف فوق، متخصصین تعهد سازمانی را شامل چند بعد دانسته اند و بر اساس آن الگوهای متفاوتی به وجود آوردهاند که در ادامه به آن اشاره خواهد شد.
2-3- دیدگاههای مربوط به ابعاد تعهد سازمانی
2-3-1- دیدگاه پورتر، کامپتون و اسمیت
پورتر، کامپتون72 و اسمیت73 (1976) تعهد، به این معناست که فرد تا چه حدی هویت خود را با یک سازمان مشخص میشناسد و به آن سازمان دلبستگی دارد که حداقل به وسیله سه عامل مشخص میشود:
1- اعتقاد به اهداف سازمان و پذیرش آنها
2- تمایل به تلاش بیشتر در راه تحقق اهداف سازمان
3- تمایل شدید به باقیماندن و حفظ عضویت خویش در سازمان

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منابع پایان نامه ارشد دربارهرفتار شهروندی، رفتار شهروندی سازمانی، نوع دوستی، تعارض نقش

2-3-2- دیدگاه اتزیونی74
اتزیونی (1961) (به نقل از دولتخواهان، 1380) بر این نکته پافشاری داشت که قدرت و اختیار سازمانی که بر اعضا حاکم است، ریشه در ماهیت مشارکت یا تعهد کارکنان در سازمان دارد. به اعتقاد او تعهد سازمانی دارای ابعاد سه گانهی زیر است:
تعهد اخلاقی75: تعهد اخلاقی یا وجدانی بیانگر نوعی گرایش شدید و مثبت به سازمان است که مبتنی بر درونی شدن اهداف، ارزش ها و هنجارها و مبتنی بر تعیین هویت یا سازمان میباشد. از این رو کارکنان به فعالیتهای سازمانی متعهد میشوند، زیرا احساس میکنند که سازمان اهداف اجتماعی مفیدی را دنبال میکند.
تعهد حسابگرانه76: این بعد از تعهد سازمانی بیانگر احساس پیوستگی کارکنان با سازمان است و مبتنی بر رابطهای تبادلی است که بین اعضا و سازمان برقرار میگردد. براساس این تعریف از تعهد سازمانی، کارکنان به خاطر رابطه ی تبادلی سودمند میان نقشهایی که در سازمان ایفا میکنند و پاداشهایی که بابت آن دریافت میکنند، به سازمان متعهد میشوند.
تعهد به دیگری77: اتزیونی این شکل از تعهد را نوعی گرایش یا نگرش منفی نسبت به سازمان معرفی میکند که در موقعیتهایی که رفتار فرد به شدت محدود شده است، نمود پیدا میکند. در واقع فرد در صورت فراهم شدن شرایط لازم، سازمان را ترک میکند.
2-3-3- دیدگاه آرجریس78
تعهد سازمانی یک مفهوم در روابط انسانی به حساب میآید. به اعتقاد آرجریس (1964) (به نقل از دولتخواهان، 1380) بدون تعهد اجرای هر برنامه یا ایدهی جدید به سختی انجام میپذیرد. نیروی انسانی در سازمانها میتوانند دو نوع تعهد را داشتهباشند.
تعهد بیرونی79: در واقع یک توافق قراردادی است که تمامی شرایط کار، اهداف و رفتارهای آن از سوی دیگران مشخص میشود و از کارکنان انتظار میرود که فعالیتهای سازمانی را به نحواحسن انجام دهند. درواقع بدین خاطر تعهد بیرونی گفته میشود که کارکنان اختیاری در تعیین تکلیف خود در سازمان ندارند و امورات سازمانی آنان از قبل تعیین شده است.
تعهد درونی80: همانگونه که از عنوان آن برمیآید، تعهد از درون نشأت میگیرد. افراد بنا به انگیزههای درونی خودشان به سازمان متعهد میشوند و در تعیین فعالیتها و اهداف سازمانی خودشان نقش زیادی دارند. چون آنان شخصأ در تعیین فعالیتهای سازمان دخالت دارند از درون متعهد میشوند که فعالیتهای سازمان را به نحو مطلوب به انجام برسانند. جدول بعدی توصیف بهتری از این دیدگاه را نشان میدهد.
جدول 2-2 ابعاد تعهد سازمانی از دیدگاه آرجریس
تعهد درونی
تعهد بیرونی
کارکنان یا افراد وظایفشان را خود مشخص میکنند
وظایف کارکنان توسط دیگران تعریف و مشخص میشود
کارکنان یا اعضای سازمان شخصأ رفتار مناسب برای انجام کارهایشان را تعیین میکنند.
رفتار مناسب برای انجام کار توسط دیگران تعیین میگردد.
مدیریت و کارکنان به اتفاق هم اهداف چالشی عملکرد را برای کارکنان تعیین میکنند
اهداف عملکرد از سوی مدیریت تعیین میشود.
اهمیت اهداف توسط خود کارکنان مشخص میشود.
دیگران اهمیت اهداف را برای کارکنان مشخص میکنند.
(به نقل از دولت خواهان،1380)

2-3-4- دیدگاه استاو و سالانسیک81 (1977)
استاو و سالانسیک (1977) (به نقل از احمدی، 1387) به بررسی تعهد در دو بعد نگرشی و رفتاری پرداختهاند:
تعهد نگرشی: آنان تعهد نگرشی را همان داشتن هویت سازمانی اعضا و مشارکت در سازمان تعریف کردهاند. از دیدگاه صاحبنظران رفتار سازمانی، تعهد نگرشی فرایندی است که از طریق آن کارکنان به سازمان ملحق میشوندتا با اهداف و ارزشهای سازمان معرفی شوند و مایل به حفظ عضوی
ت در سازمان باشند.
تعهد رفتاری: این تعهد در چارچوب بررسیهای روانشناسان اجتماعی توسعه داده شده است و بر فرایندی متمرکز است که به واسطهی آن یک عضو سازمان، رفتاری را در پیش میگیرد که موردقبول سازمان است. در واقع رفتار قبلی خود را به کار نمیگیرد.
2-3-5- -الگوی آنجل و پری
آنجل و پری (1981) دو عامل را برای تعهد سازمانی شناسایی کردهاند که شامل تعهد به ماندن در سازمان و تعهد ارزشی (حمایت از اهداف سازمانی) میباشد (مایر و دیگران،2001). تعهد ارزشی یک گرایش مثبت به سازمان از سوی کارکنان را نشان میدهد و اشاره به تعهد روانی و عاطفی دارد. تعهد به ماندن اشاره به اهمیت تعاملات بین فرد و سازمان در مبادلات اقتصادی دارد (مایر و شورمن82، 1998).
2-3-6- الگوی مایر و شورمن
به نظر مایر و شورمن (1998) تعهد سازمانی دو

دیدگاهتان را بنویسید