منبع مقاله درباره ساختار سازمانی

این مرحله مشکلات مدیریتی که روی میدهند این مشکلات را نمی توان از طریق ارتباطات وبه طورغیر رسمی حل وفصل کرد بنابراین پایه گذاران خود را زیر بار مسئولیت های مدیریتی نا خواسته تضاد و برخورد های گسترش یافته می یابند ودر این نقطه بحران رهبری اتفاق می افتد ورشد سازمان را فقط از طریق هدایت مسیر خواهد ساخت.
انتصاب مدیر قوی و توانمند موجب انجام و رشد سازمان خواهد شد و رشد از طریق هدایت را امکان پذیر خواهد ساخت در این مرحله کارکنان کلیدی مسئولیت بیشتری دارند در حالی که با سرپرستان سطوح پایین تر بیشتر از جنبه دستوری رفتار میشود.
بحران بعدی
ولی با افزایش سطح تجربه مدیران سطوح عملیاتی تقاضای استقلال بیشتری خواهند داشت و هر سرپرست مطابق اصل پارکینسون هر سرپرست تمایل به بزرگ تر کردن واحد خود دارد بطوری که سرانجام بحران استقلال پیش می آید و مدیر با افزایش اختیار آنها سازمان را تداوم می بخشد در نتیجه ساختار سازمانی گرایش به غیر متمرکز شدن پیدا می کند پس از مدتی مدیران سطوح عالی متوجه می شوند که به تدریج کنترل حاکم گردیده راه حل موثر برای بحران کنترل ایحاد هماهنگی است و این کار از طریق تنظیم مشیها و دستور العمل ها در عرصه های گوناگون امکان پذیر می گردد این امر موجب تقویت تمرکز گرایی می شود و برای افرادی که از آزادی عمل برخوردار بودند مقاومت ایجاد می نماید و بحران رعایت افراطی تشریفات اداری را موجب می گردد. این امر زمانی ایجاد می شود که سازمان بیش از حد بزرگ و پیچیده شود . علاج بحران تشریفات اداری با ترویج روحیه همکاری است که از طریق تشکیل تیم ها وتاکید بر وجوه اشتراکی افراد متفاوت صورت می گردد .به این ترتیب فراین کنترل اجتماعی و خود کنترلی جای کنترل رسمی را می گیرد.گرینر در مورد بحران بعدی نا مطمئن است با این وجود پیش بینی می کند که اشباع روانی بعضی از کارکنان مسئله جدید ایجاد می کند به این صورت که با تشدید کار گروهی وتحمل فشار های سنگین برای یافتن راه حلهای خلاق کارکنان از نظر جسمی و احساسی تحلیل می روند صاحب نظران اقتصادی برای فائق شدن بر بحران ها یا اجتناب از آنها باید بارعایت اصول مدیریت به اقتضای زمان و موقعیت از سبک مبتنی بر هدایت وسپس سبک مبتنی هماهنگی به همکاری و سپس از آن به سبک مبتنی بر واگذلری اختیارات برسد .
بنابراین سازمان در ابتدا ممکن است از افراد محدودی تشکیل گردد اما به تردیج مفاهیمی را موجب می گردد که با سازمان دهی آغاز میشود.
ساختار سازمانی و فرایند سازماندهی
منظور از ساختار سازمانی فرایندی است که فعالیتهای سازمانی تقسیم سازماندهی و هماهنگ می شود ارنست دیل فراگرد پنج مرحله زیر را برای سازمان دهی ارائه می دهد
1- کارهایی که باید برای تامین هدف در سازمان انجام شود در ابتدا به صورت ریز و تفضیلی باید مشخص گردد برای مثال اگر هدف سازمان مراقبت از بیمار باید به روشنی چگونگی پرستاری و مراقبت از بیماران وتعریف وتجهیزات در ارتباط با این کار مشخص گردد . تا به این وسیله هم افراد بدانند در جهت مراقبت از بیمار چه کاری را باید انحام دهند وهر سازمان بتواند در رقابت با سازمانهای حرفه ای و تخصصی نظیر خود موفق عمل نماید
2- تقسیم کار: کل کار به اجزائ کوچکتر تقسیم می شود تا فعالیت افراد به طور منطقی و عقلانی وبه نحو مطلوب امکان پذیر گردد. این بحث توسط آدام اسمیت مطرح وبه تخصصی شدن امور و مشاغل انجامید تقسیمی کار موجب ساده شدن کار و تعیین دوایر سازمانی تفکیک وتحد ها تخصص افراد افزایش بهره وری از خود بیگانگی افراد( یعنی از دست دادن مضایا احساس نسبت به کنترل کار یک نفر). کسالت و خستگی افراد به سبب تکرار و انجام کارهای یکنواخت و سر انجام نا رضایتی و غیبت آنها می شود.
3- بخش بندی و ترکیب: به فرایندی که بطور معقول و منطقی کارها را دسته بندی می کنند وامور به مرتبط در یک واحد و دایره سازمانی قرار میگیررد بنابراین بخش به قسمتی از سازمان که بر اساس اختیارات یک مدیر اداره می شود مانند بخش تولید فروش وغیره بنابراینهر بخش امور ویژه ای را انجام می رساند و هر بخش تعریف تخصصی متناسب باانجام امور خود دارد گاهی بررسی شناساندن بخش ها از واژه هایی مانند گروه دفتر فعالیت نیز استفاده می شود.
4-هماهنگی: یکپارچگی افراد گروها و فعالیتهایی که در هر دایرهانجام می شود موجب می گردد تا کارها راحت انجام شده وهدفهای سازمانی تامین گردد که به تفضیل بیشتر آن پرداخت خواهد شد.
5- نظارت و سازماندهی مجدد: نظارت بر توانائی سازمان در جهت اجرای برنامه ها چنانچه طراحی سازمان به پاسخ گویی نیازهای برنامه نباشد ضرورت تجدید نظر وسازماندهی مجدد مطرح می شود.
انواع ساختارهای سازمان
صاحب نظران ترسیم نمودار سازمانی وساختار دهی را به سه روش عمده بر اساس وظیفه بر مبنای محصول یا بازار و نمودار ماتریسی یا خزانه ای تقسیم بندی می نمایند . در ساختاردهی براساس وظیفه تقسیم بندی کار به گونهای است که افرادی را که کارهای مشخص و مشابهی انجام می دهند در درون یک واحد یا یک دایره سازمانی فرار می گیرند.

الف) سازمان با حیطه نظارت محدود
ب) سازمان با حیطه نظارت گسترده
در سازمان که ساختار آن مبتنی بر محصول یا بازار باشد افراد را در یک واحد گرد هم آورند که در امر تولید بازار یابی یک محصول یا گروهی از محصولات مشابه کار میکنند یا تخصص دارند. و افرادی که در یک حوزه جغرافیایی فعالیت می کنند یا با دسته خاصی از مشتریان ارتباط دارند در یک منطقه قرار میدهند و سرانجام سازمان هائی که دارای ساختار ترکیبی در نوع ساختار وظیفه ای وساختار مبتنی محصول قرار می گیرد. انواع سازمان دهی و نمودار بندی ساختارها رابه
شرح زیر می باشد:
1- سازمان بر اساس وظیفه(نوع عملیات)
2- سازمان دهی براساس محصول
3- سازمان دهی بر اساس منطقه عملیات
4-سازمان براساس مشتری (ارباب رجوع)
5-سازمان بر اساس خدمت
6-ساخت خزانه ای یا ماتریسی
7- ساخت سازمانی با گروههای متداخل
8- ترکیب مختلط
1- سازمان براساس وظیفه(نوع عملیات):
در این نوع تقسیم بندی ماموریت های کلی سازمان به وظایف تخصصی مثل:
فروش تولید امور مالی اداری تدارکات وغیره تقسیم می شود همچنین هر واحد اصلی نیز به نوبه خود به واحد های تخصصی و فرعی تقسیم شده و به ترتیب تحت نظارت سلسله مراتبی از مشاغل مدیریت و سر پرست قرار می گیرد.
در بخش بندی وظیفه ای کلیه امورمر بوط به یک رشته عملیات مشابه مانند تولید بازار یابی پرسنلی وغیر در یک اداره متمرکز شده و زیر نظر معاونت های مربوط قرار گرفته اند.
البته بازدهی این نوع سازمان درصورتی محرز ومسلم است که دامنه عملیات سازمان بر زیاد و وسعت باشد ویا کالاهای مختلف ومتعددی تولید ننماید. از مزایای مهم این سازمان بر اساس ساخت وظیفه ای این است که باعث سهولت کار سرپرستان گردیده زیرا باید مدیری دامنه تخصصی منحصر به فرد خودرا مورد برسی وآزمون قرار دهد بعلاوه یک سازمان که بر اساس ساخت وظیفه ای(عملیاتی) پی ریزی شده است خیلی آسانتر وسریعتر به مهارت های ویژه ای که به عهده وی محول گردیده خواهد رسید و در عمل خودرا آماده مواجه شدن با آنچه که مورد نیاز سازمان است مینماید.
اما به عنوان یک سازمان رشد یابنده با توسعه جغرافیایی وتوسعه خط تولید معایب سازمان بر اساس ساخت وظیفه ای ظاهر می گردد. بطوریکه با گسترش حوزه عملیاتی اختلافی بین سرعت عملیات و اخذ تصمیم توسط مدیران ایجاد خواهد گشت . زیرا مدیران وظیفه ای جهت انجام امور می بایست تصمیمات خود را به ستاد مرکزی گزارش نمایند و برای مدت طولانی منتظر بمانند تا درخواست ویا تقاضای آنها پاسخ گفته شود بعلاوه اغلب قضاوت و تعین دقیق محاسبات در این ساخت مشکل است.
حال این سوال مطرح می شود که اگر قرار باشد محصول جدیدی تولید شود چه کسی مسئول تشخیص وتوسعه را به عهده دارد آیا بخش محصول؟ یا بازاریابی؟ و سرانجام مسئله هماهنگی وظایف اعضائ پایین سازمان بعنوان یک مشکل ومسئله اساسی برای مدیریت سطح بالا در این سازمان ها مطرح بوده است وتل حدودی بین اعضائ هر بخش ویا سرپرست در هر واحد با سایر بخشها و سرپرستان واحد های دیگراحساس جدائی وبیگانگی مشاهده می شود و لذا این امر موجب اختلاف بیشتر کارکنان نسبت به کارکنان در واحد هایی که می بایست همه آنها در کل اهداف سازمانی دنبال نمایند.
بطور خلاصه می توانیم معایب و مزایای این نوع سازمان را بشرح زیر خلاصه نمائیم.
الف )مزایا
1- انعکاس اعمال منظقی و مشخص است
2- اصول و قوانین جایگزین افراد متخصص می شود
3- حفظ قدرت وتشخیص بستگی به نوع وظیفه دارد
4- آموزش و تعلیم و تربیت یه آسانی صورت می پذیرد
5- کنترل برای سطوح بالا به راحتی انجام می پذیرد.
ب) معایب
1- مسئولیت سود آوری فقط در سطوح بالا است
2- تاکید تاکید بیش از حد روی تخصص افراد سازمان گردیده است
3- رشد مدیریت تا حدودی محدود است
4- هماهنگی بین فعالیت ها کمتر است
5- رشد اقتصادی شرکت بعنوان یک سیستم متنوع دنبال می شود.
قابل توجه است که ساخت وظیفه ای سبب بوجود آمدن سازمان بوروکراتیک یا دیوان سالاری می گردد از جمله خصوصیات سازمانهای بوروکراتیک این است که اندازه سازمان آنقدر بزرگ است که اعضائ آن همدیگر را نمی شناسند و در نتیجه فرد در سازمان احساس بی هویتی و گم شدنمی نماید.
این نوع از سازمان ها از سطوح متعدد وسلسله مراتب طولانی تشکیل شده و ترفیع کارکنان تنها از طریق خالی شدن پست در رده بالاتر امکان پذیر است که این امر از طریق خارج شدن فرداز سازمان میسر است که خیلی به ندرت اتفاق می افتد یا از طریق ایجاد واحد های جدید به همین دلیل تمایل به بزرگ شدن و تورم در این نوع سازمان ها خیلی زیاد است در این سازمان ها تاکید بیش از حد برقوانین مقررات دستورالعملها وآیین نامه ها وجود دارد و کارکنان سطوح پایین تر از ریزه کاری هاوفعالیت هائی مطلع اند که مقامات بالاتر از آنها بی اطلاع اند و به این ترتیب هیچ کس در سازمان وجود ندارد که دقیقا بداند در سازمان چه می گذرد. یک سازمان بوروکراتیک نمی تواند به حیات خود ادامه دهد مگر آنکه به طریقی مفید بودن خود را ثابت کند ودر این راه از هیچ کوششی برای بقائ خود دریغ نخواهد کردریشه بسیاری از آیین نامه ها و مقررات دست وپا گیر دولتی را می توان در این انگیزه جستجو کرد از اینرو بعضی از شرایطی که بروکراسی را بوجود می آورندعبارتند از:
الف) اندازه بزرگ وتقسیم بندی وظائف بصورت وظیفه ای
ب) عدم وجود سنجش معیار های خدمات و فعالیت های سازمان و در نتیجه مبهم ماند ثمر بخشی یا عدم کفایت فعالیت های سازمان.
ج) عدم وابستگی رشد و حیات سازمان به کسب کیفیت خدمات و تولیدات آن و به عبارتی دیگر تامین منابع مالی واقتصادی سازمان از تولید کالا و خدمات و وجود رابطه نزدیک و مستقیم بین حقوق و مزایای بیشتر با احراز پست ها و مناصب سازمانی بالا تر می باشد.
در سازمان های صنعتی بعلت ضرورت های تولید ماشینی و لزوم استفاده از مزایای تولید انبوه کاربرد ساخت سازمانی بر مبنای تخصصی اجتناب نا پذیر است . بدین لحاظتکنیک های مختلف مهندسی صنعتی و بویژه برنامه ریزی و کنترل تولید بوجود آمدندتا حدالامکان وابستگی واحد های تخصصی را نسبت به یکدیگر تسهیل و تصحیح نماید که برخی تدابیر مورد عمل در سازمانها به شرح زیر است:

1- استاندارد کردن عملیات روشها فرمها حرکتها مشاغل وسائل و غیره
2- تهیه دستورالعمل دقیق برای اجرای عملیات مختلف تولید وپشتیبانب
3- آموزش سیستماتیک کارکنان سرپرستان مدیران نسبت به روشهای مورد عمل
4- تعیین شاخص های عملکرد و بهره وری برای هر واحد و حتی هر فرد و کوشش به منظور بالا بردن سطح عملیات و همچنین اندازه گیری نتایج عملکرد ومقایسه آن با شاخص تعیین شده و اقدامات اصلاحی .
5- برنامه ریزی همه جانبه وکوشش به منظور اجرای دقیق آن توسط مدیران وکارکنان.
6- طراحی گردش وجابجایی شغلی کارکنان ومدیران .
تقویت ارتباطات افقی بین واحدهای سازمان از طریق ایجاد کمیته ها و شوراهای هماهنگی.

2- سازماندهی بر اساس محصول
در این ساخت سازمان به واحدهای دارای استقلالی داخلی که هر یک عهده دار کلیه عملیات مربوط به تولید
فروش وتدارک محصول معینی هستند و دارای کلیه ارگانهای سازمانی وپشتیبانی لازم برای ایجاد وظائف خود می باشد
و بر اساس معیارهائی مانند سود بهره وری کمیت تولید و ضایعات اندازه گیری می شوند
در سازماندهی یا بخش بندی بر اساس محصول هر بخش مسئولیت تولید یک محصول ویا یک گروه از محصولات هم خوانواده را به عهده دارد .
این نوع تقسیم بندی: الگوئی منطقی برای سازمانهائی است که با فناوری متنوع و روشهای بازار یابی متفاوت فعالیت می نمایند چنانچه سازمان بازرگانی واحدی محصولات متنوع و متعددی تهیه کند نوع آنها متفاوت و تولید هر یک مستلزم سرمایه وهزینه های هنگفت و فنون خاصی باشد
(مانند :تولید ماشین الات کشاورزی رادیو تلوزیون و غیره )در این صورت تنوع و تعداد محصولات و تولید هر یک به مقدار زیاد ایجاب می کند که تقسیم کار بر حسب نوع محصولات صورت گیرد .
بطور خلاصه مزایا ومعایب اینگونه سازمان ها به شرح زیر است :
الف) مزایا
1- خط تولید شدیدا مورد توجه قرار گرفته و تلاشهای لازم جهت تحقق آن بعمل می آید .

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2- مسئولیت سود دهی به عهده همه بخشها گذارده صورت می گیرد .
3- هماهنگی در بخشها در سطوح مختلف به آسانی صورت می گیرد .
4- زمینه برای تصمیم گیری در تمام سطوح مدیریت ممکن می باشد .
5- ترتیب مدیران یا بطور کلی نیروی انسانی در سطح عمومی آسانتر صورت می گیرد
ب) معایب
1- بیشتر نیروی انسانی (مدیران )با تخصص های بالا مورد نیاز است .
2- کنترل فعالیت های اقتصادی و نگهداری اطلاعات لازم در این مورد مشکل می گردد.
3- کنترل برای مدیران در سطوح بالا دشواراست .
3- سازمان براساس منطقه عملیات
در تقسیم کار بر حسب منطقه عملیات برای هر ناحیه یا منطقه معین یک واحد سازمانی با اختیارات وسیع تشکیل میگردد که در این حالت روسای سازمان های مربوطه مسئول اجرای عملیات در مناطق مورد عمل هستند البته تقسیم کار در واحد های داخلی ممکن است بر اساس نوع فعالیت تخصصی محصول و حتی می تواند ترکیبی از اینها باشد (همانگونه که در نمودار 7 ملاحظه می فرمائید).
طبیعی است این نوع سازماندهی برای موسسات که نسبتا بزرگ بوده و تا حدودی متکی به بازارهای محلی است بسیار مفید بوده زیرا این امر باعث سهولت دستیابی مصرف کنندگان به بازارهای مورد نیاز خواهد گردید وبه طبع باعث افزایش فروش خواهد شد.
الف) مزایا
1- مسئولیت را در سطوح پائین ایجاد می نماید .
2- تاکید روی بازارها و مسائل محلی دارد .
3- هماهنگی عملیات به

دیدگاهتان را بنویسید