منابع پایان نامه درمورد اندازه شرکت، بنگاه های کوچک، کشورهای پیشرفته

دانلود پایان نامه

نقش مهمی را در توسعه اقتصادی کشور ایفا می کند. مثلاً در زمینه ی اشتغال می توان به نقش 30درصدی صنعت در اشتغال کشور در سال 1387 اشاره کرد که ددر حقیقت حدود یک سوم کل اشتغال کل کشور است (ادواری، 1388). توسعه صنایع نوین و مبتنی بر تکنولوژی برتر (Hi-tech) به دلیل به وجود آمدن فرصت های تازه برای کشورهای در حل توسعه به منظور بهبود جایگاه خود در عرصه اقتصاد جهانی همواره مورد توجه این قبیل کشور های بوده است. خصوصیات این دسته از تکنولوژی ها و صنایع ارزش افزوده بالا، بازارهای صادراتی و ماهیت بیشتر نرم افزاری آن ها می باشد. از آن گذشته برای حضور در رقابت بین المللی و بقا و حفظ جایگاه کشورها در نظام تقسیم کار بین المللی، ورود به عرصه توسعه ی این تکنولوژی ها لازم می باشد.بنابراین بنا به دلایل فوق، نه تنها کشورهای در حال توسعه بلکه کشورهای پیشرفته نیز همواره به فکر ورود به عرصه های تازه و توسعه این صنایع و تکنولوژی ها بوده و هستند (حسنی پارسا، 1383).
نقش حیاتی صنعت الکترونیک به عنوان یک صنعت (Hi-tech) در کلیه ابعاد زندگی بشر بر کسی پوشیده نیست. امروزه در سیستم های نظامی و دفاعی، ماشین آلات تولیدی، تجهیزات و دستگاه های پزشکی و اندازه گیری و بالاخره لوازم خانگی از الکترونیک به عنوان مرکز کنترل و هدایت و در واقع به عنوان قلب و مرکز سیستم، نهایت استفاده به عمل می آید و در حقیقت حذف قسمت الکترونیکی از هر سیستم، معادل با حذف کارایی و دقت از آن سیستم بوده و وسایل تمدن و پیشرفت را به قهقرا و قرن ها قبل بازمی گرداند.
اهمیت صنعت الکترونیک در دستگاه های جنگ الکترونیک و ضد جنگ الکترونیک به اندازه ای است که کارایی و برتری نظامی هر کشور دقیقاً و مستقیماً به آن مربوط می شود (اکبری، 1376). بدون شک در دنیای امروز که به دهکده ای جهانی تبدیل شده است، بهره گیری از خدمات الکترونیک می تواند موجبات تسریع و تسهیل امور را فراهم آورد. الکترونیک، کامپیوتر و تجارت الکترونیک نام هایی است که در دنیای امروزی نمی توان از کنار آن ها به سادگی گذشت و تقریبا در همه شئون زندگی بشر وارد شده است. همچنین با عبور از عصر صنعتی به عصر اطلاعات، بازیگرانی کلیدی به طور گسترده مورد توجه قرار گرفته اند که کارکنان دانش محور نامیده می شوند (هورویتز و همکاران، 2006). با پیشروی دنیای کسب و کار به سمت الکترونیک و کامپیوتر، هرچه بیشتر بر تعداد کارکنان دانش افزوده شده و مدیران در چنین محیط سرشار از ابهام و عدم قطعیتی، باید هرچه بیشتر به آنان توجه نمایند (میرباقری و همکاران، 1389).
صنعت الکترونیک به عنوان یک صنعت مادر، در جهان دارای اهمیت حیاتی و اساسی است و به عنوان یکی از اصولی ترین و اساسی ترین صنعت به آن نگریسته می شود. در حال حاضر امریکا سالانه میلیاردها دلار جهت تحقیقات صنعت الکترونیک پیشرفته تر و با درآمد بیشتر مصروف داشته و در این راه با دست و دلبازی هرچه بیشتر سرمایه گذاری می کند.
امروزه توجه خاصی به اهمیت حیاتی و استراتژیک صنعت الکترونیک می شود و توسعه صنعت و تکنولوژی الکترونیک و زیرگروه های آن نظیر ارتباطات و مخابرات، کامپیوتر، کنترل و اتوماسیون در صدر صنایع بسیاری از کشورهای پیشرفته قرار گرفته است. صنعت الکترونیک علاوه بر اهمیت اقتصادی آن، اهمیت استراتژیک بسیار مهمی نیز دارد.چرا که امروزه زندگی اجتماعی و روابط بین الملل به شدت و ابسته به این صنعت و تکنولوژی می باشد و مسلماً کشوری که نتواند به نحو مطلوب از آن بهره برداری نماید از قدرت بین المللی چندانی برخوردار نخواهد بود. مدیریت کلان توسعه صنعت الکترونیک و انتقال تکنولوژی آن پیچیده است و با دیگر صنایع قابل مقایسه نیست.
آغاز صنعت الکترونیک در ایران از تأسیس شرکت صنایع الکترونیک در سال 1352 شروع می شود. شرکت صنایع الکترونیک ایران با اهداف اولیه زیر تأسیس شد:
1. تأسیس شرکتی که بتواند نیازهای نظامی و صنعتی ایران را تأمین کند و سهمی از بازار الکترونیک جهان را به خود اختصاص دهد.
2. آموزش نیروهای متخصص ایرانی که قادر به تحقیق و توسعه و ساخت اغلب دستگاه های پیشرفته و پیچیده الکترونیکی باشند.
3. رهبری و هدایت الکترونیک کشور.
اهداف ثانویه تأسیس شرکت صنایع الکترونیک ایران:
1. ایجاد قابلیت طرح و توسعه دستگاه های الکترونیکی و الکترواپتیکی؛
2. بین المللی کردن نام صنایع الکترونیک ایران در جذب بازارهای جهانی؛
3. تهیه سازمان و روش های لازم در جهت هدف فوق؛
4. جذب بهترین مدیران و مهندسان ایرانی از سراسر جهان جهت کار در صنایع الکترونیک و توسعه ی شرکت؛
5. تأسیس مرکز تحقیق و توسعه جهت انجام تحقیقات؛
6. برنامه ریزی بهترین آموزش ممکن در زمینه مدیریت و تخصص های فنی برای کارکنان شرکت؛
7. تأسیس کمیته دائمی از نمایندگان کلیه کارخانجات الکترونیکی کشور جهت هماهنگی سیاست های تولید و طرح های آینده (اکبری، 1376).

2-2-3- عوامل تأثیر گذار بر بقای شرکت ها

2-2-3-1- ویژگی های خاص شرکت
2-2-3-1-1- اندازه شرکت
مفهوم اندازه ی شرکت: اندازه ی شرکت در مطالعات متعدد نمایانگر جنبه های مختلفی از شرکت است. اندازه ی شرکت می تواند نمایانگر اهرم شرکت باشد. اندازه ی شرکت می تواند نمایانگر برتری رقابتی نیز باشد. از آنجایی که سهم بیشتر بازار، نیاز به تولید و فروش بیشتر دارد لذا داشتن منابع مالی کافی و اندازه ی بزرگتر می تواند شرکت را در تولید بیشتر یاری کند تا بتواند مزیت های رقابتی ایجاد
نماید. اندازه ی شرکت می تواند توانایی مدیریت و کیفیت طرح های حسابداری باشد و توسعه ی اندازه ی شرکت نشانگر مدیریت قوی است. اندازه ی شرکت می تواند نمایانگر کارایی اطلاعاتی باشد. و در نهایت اندازه شرکت می تواند نمایانگر میزان ریسک کلی شرکت باشد (شورورزی و پهلوان،1389).
اگر چه شروع فعالیت هر شرکت جدید، موجبات اشتغال تعدادی از نیروی انسانی را در پی دارد اما تنها ایجاد بنگاه، بیانگر اشتغال زایی و الزاماً گامی در راستای حل معضل بیکاری نیست. بلکه دوره ی حیات قابل قبول بنگاه ها عامل اساسی در ایجاد اشتغال اثرگذار توسط آن ها محسوب می شود.در میان مجموعه عواملی که دوره ی حیات یک بنگاه اقتصادی را تحت تأثیر قرار می دهد، اندازه ی آن به عنوان یکی از ویژگی های مختص شرکت و مهم ترین عامل تأثیرگذار تلقی می شود. شاید کمتر مطالعه ای را بتوان در این حوزه مشاهده کرد که بررسی تأثیر اندازه بر دوره ی حیات را نادیده انگاشته و آن را به عنوان مهم ترین عامل معرفی نکرده باشد (فیض پور و همکاران، 1390).
در بعضی از مطالعات نقش اساسی در بقا یا شکست یک بنگاه را اندازه شرکت دانسته اند و نشان می دهند که بین اندازه و رشد و یا شکست رابطه وجود دارد (دان و همکاران23، 2005). ورود بنگاه های جدیدالورود به فعالیت های اقتصادی همواره با عنوان معیاری اصلی برای سنجش عملکرد بخش یا منطقه محسوب می شود، اما همواره این سؤال که اندازه مطلوب برای یک بنگاه اقتصادی در زمان ورود چه اندازه ای است؟ سوالی است که از دیرباز مورد ارزیابی اقتصاددانان قرار گرفته و برای آن پاسخ های متعددی ارائه گردیده است. درحالی که برخی، اندازه های کوچک را برای بنگاه های اقتصادی در زمان ورود پیشنهاد می کنند، گروه دیگر بر این باورند که بنگاه های بزرگ به دلیل توانایی استفاده از صرفه های ناشی از مقیاس بر بنگاه های کوچک ارجحیت دارند (فیض پور و رادمنش، 1391). به عنوان مثال دان و همکاران (2005) بیان کردند بنگاه هایی که از نظر اندازه شرکت و سهم در بازار بزرگ هستند دارای بقای بیشتری هستند.
اندازه در زمان ورود الزاماً به معنی اندازه ی بهینه نبوده و این خود می تواند زمینه ی خروج بنگاه های کوچک و متوسط را بیش از سایر بنگاه ها فراهم کند (سفیز و مارسیلی، 2006). بنابراین بنگاهی که فعالیت خود را در اندازه ای از کوچک و احیاناً غیر بهینه آغاز می کند، پس از مشاهده ی عملکرد خود برای بقا در بازار لازم است تا اندازه ی خود را به سوی اندازه بهینه سوق دهد. در مقابل، چنانچه بنگاهی که در مقیاسی بزرگ فعالیت می کند، با کارایی کم تر از حد انتظار مواجه شود، امکان دارد قبل از خروج از فعالیت، کوچک شود. درحالیکه چنانچه کارایی کم تر از حد انتظار بنگاه، در حدی اندک و قابل اغماض باشد، تمایلی نیز برای کوچک شدن بنگاه وجود نداشته و بنگاه ترجیح می دهد در همان مقیاس باقی بماند. درنتیجه، مقیاس بزرگ تر ورود بیانگر موفقیت بیشتر است. بنابراین، بر اساس نظریه های موجود در این حوزه عموماً بنگاه های جدید با مقیاسی کوچک وارد می شوند، اما امید به زندگی نسبتاً کوتاهی دارند، چون ورود آسان الزاماً دوره ی حیات طولانی را در بر نمی گیرد.
رفتار بنگاه های جدیدالورود به فعالیت اقتصادی در راستای تعدیل اندازه خود نسبت به وضعیت موجود و گذشته زمان، موضوعی است که از هر حیث اهمیت یافته و علاوه بر آن، می تواند به عنوان مبنایی برای تعریف اندازه مورد توجه جدی قرار گیرد.با چنین شناختی از تأثیر اندازه بر عملکرد یک بنگاه اقتصادی می توان مطالعات متعددی را در این حوزه مشاهده کرد. اما شروع مطالعات منسجم و علمی دوره ی حیات بنگاه های اقتصادی را شاید بتوان به مطالعه ی انجام شده توسط ایوانس24 در کشور امریکا و در سال 1987 نسبت داد. ایوانس با استفاده از داده های مربوط به بنگاه های تجاری کوچک امریکا، رابطه ی مثبت قوی ای را بین احتمال بقای بنگاه ها و اندازه ی آن ها آزمون کرده است. پس از ایوانس، دیون، ربرت و ساموئلسن (1989) و نیز فیلیپس و کریچف (1989) در مطالعات جداگانه ای موضوع بقا و رشد بنگاه های وارد شده به تجارت امریکا را بررسی کردند. کاهش نرخ شکست بنگاه در نتیجه ی افزایش اندازه آن از نتایج مطالعه دیون و همکارانش می باشد.مطالعه ی فیلیپس و کریچف نیز که با استفاده از داده های بنگاه های کوچک امریکا انجام شده، نتایج مطالعه ی ایوانس را تأیید کرده است ( فیض پور و همکاران، 1390).
هولمز وهمکاران25 (2010) نیز مقاله ای تحت عنوان تجزیه و تحلیل بقای شرکت های جدید با استفاده از تابع هازارد ارائه دادند. در این تحقیق نتایج به دست آمده برای SMEs مطابق با مطالعات انجام شده، ذکر شده است که یک رابطه مثبت بین اندازه و بقای شرکت وجود دارد.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منابع و ماخذ پایان نامهناخودآگاه، روان شناختی، از خود بیگانگی، جانشین سازی

2-2-3-1-2- سرمایه اولیه
تعریف مفهومی سرمایه: سرمایه، در علم اقتصاد، عبارت است از حق یا علاقه صاحبان یک موسسه نسبت به دارایی موسسه مذکور. این مبلغ از کم کردن بدهی‌های موسسه از جمع دارایی آن بدست می‌آید. به عبارت دیگر پس از پرداخت تمام بدهی‌ها و تعهدات یک موسسه آنچه از دارایی باقی می‌ماند متعلق به صاحب یا صاحبان موسسه است26.
سرمایه از مهم ترین عوامل تجارت بوده و بزرگ ترین وسیله جلب منفعت است. هر شرکت باید دارای سرمایه باشد، تا بتواند نتیجه ای از عملیات خود که تجارت است برده و منتفع شود. اهمیت شرکت های تجارتی را از سرمایه آنها می توان درک کرد. تحولات پیچیده و سریع چند دهه ی اخیر و نیز شتاب گیری روند جهانی شدن موجب شده است تا جوامع گوناگ
ون تلاش کنند بیش از پیش خود را برای پذیرش تحول آماده کنند. برپایی و فعال نگهداشتن شرکت های بزرگ، تاچند دهه ی پیش به عنوان یک مزیت اقتصادی تلقی می شد و چنین استدلال می شد که هرچه این شرکت ها بزرگ تر باشند، اقتصاد پویاتر و قدرتمندتر می شود. با مراجعه به تحقیقات و متون دانشگاهی مشاهده می شود که عمده ترین دلایل ناکامی شرکت ها فقدان یا عدم کفایت سرمایه گذاری و تأمین مالی نامناسب و ناکافی آنان است. بنابراین،‌ ممکن است ضعفهای موجود منجر به سرمایهگذاری نامناسبی شود که ادامهی بقاء و حیات شرکت را تهدید کند. ساختار سرمایهی نامناسب برای هر شرکتی و یا به طور خاص در مورد شرکتهای کوچک همهی زمینههای فعالیت یک شرکت را تحت تاثیر قرار میدهد و میتواند منجر به بروز مسایلی نظیر عدم کارایی در بازاریابی محصولات،‌ عدم کارآمدی و ناتوانی در بکارگیری مناسب نیروی انسانی و موارد مشابه شود (سجادی و جعفری، 1386).
اهمیت

دیدگاهتان را بنویسید