منابع و ماخذ تحقیق : یادگیری اجتماعی

فعالیت در نظام سیاسی از عدم درگیری تا داشتن مقام سیاسی است. به طور اجتناب ناپذیری مشارکت سیاسی با اجتماعی شدن سیاسی رابطه نزدیک دارد. اما نباید آن را تنها در امتداد یا نتیجه اجتماعی شدن در نظر گرفت. (راش:123،1377)
وقتی از مشارکت سیاسی سخن به میان می آوریم، گاهی منظور افراد فعالی است که برای دست یابی به مناصب دولتی تلاش می کنند، در همایش های عمومی حضور می یابند، به احزاب سیاسی می پیوندند، ساعات زیادی از وقت خود را در امور عمومی صرف می کنند، در هر صورت مشارکت یک پیوستار است، لذا باید بر روی این پیوستار مشارکت کنندگان تمایز قائل شویم. (پای ،46:1381)
به طور کلی جامعه پذیری سیاسی به مشارکت فرد در جامعه می انجامد و ضمن وابسته کردن فرد به نظامی که به آن تعلق دارد. برای قبول مسوولیت های گوناگون اجتماعی و سیاسی و تعیین سرنوشت خویش آماده می سازد.
2-11- دیدگاههای نظری در خصوص جامعه پذیری سیاسی

در طول تاریخ، دو رویکرد در بررسی موضوع جامعه پذیری رواج داشته که هریک تاکیدات و ریشه های علمی خاص خود را داشته است. این دو رویکرد را می توان رویکرد روان شناسی اجتماعی و رویکرد سیاسی نامید. (چیلکوت،355:1377)
رویکرد روان شناسی اجتماعی در مورد بحث جامعه پذیری، از آن جهت که در پی درک چرایی وچگونگی کسب باورهای سیاسی توسط فرد است برای علم سیاست موضوعیت دارد. رویکرد سیاسی، برعکس، به ارزیابی پیامدهای جامعه پذیری برای کل نظام سیاسی نظر دارد و کمتر علاقمند باورهای سیاسی فرد است. (همان:355)
در این پژوهش تئوری های جامعه پذیری سیاسی به سه دسته تقسیم شده اند :
2-11-1- رویکرد روان شناسی اجتماعی
در رویکرد روان شناسی اجتماعی، چهار تئوری به رشد و اجتماعی شدن کودک پرداخته اند. یکی تئوری رشد و توسعه فکری، متعلق به ژان پیاژه می باشد. تئوری دوم، تئوری روان تحلیل می باشد که از کارهای فروید سر چشمه گرفته و توسط افرادی چون اریکسون گسترش یافته است. تئوری سوم تئوری یادگیری اجتماعی است که از افرادی چون اسکینر، آلبرت باندورا و رابرت سیزر، نظریه پرداز عمده آن هستند. تئوری چهارم کنش متقابل نمادی یا تئوری نقش اجتماعی است که از کارهای کولی و مید سرچشمه گرفته است.
2-11-1-1- تئوری رشد و توسعه فکری (ارتقاء شناختی ) پیاژه (J.Piaget):
پیاژه معتقد بود تصور نظم شناختی فرد بر پایه جامعه ای است که در خلال دوران های زندگی اش (طفولیت، بلوغ، رشد و عقلانی شدن ) در آن سیر می کند. به اعتقاد پیاژه کودک در نخستین روزهای زندگی هم از نظر فکری و هم نظر عاطفی موجودی خود محور و بی هنجار است، یعنی از نظر تفکر با منطق بیگانه و از نظر عاطفی نیز علاقه و بی میلی، درون نوعی خود پرستی ابتدایی در کنار یکدیگر قرار می گیرند، بی آنکه کودک خود به خود احساس مطلوبتری نسبت به یکی از این دو حالت (علاقه و بی میلی ) داشته باشد. هم افکاری که از ذهن کودک می گذرند و هم احساساتی که در او برانگیخته می شوند، به عنوان مقولاتی مطلق و غیر قابل ارزیابی تلقی می گردند. فقط در ارتباط با دیگران و تحت فشار قواعد منطقی و اخلاقی است که این بی هنجاری فکری و عاطفی از بین می رود. ( روشه،163:1379)
تا سن هفت سالگی، ارتباط کودک با والدین نقش تعیین کننده دارد. به این معنا که در این دوره کودک افکار، عقاید و اصول اخلاقی والدین را به عنوان اصول مطلق و بی چون و چرا پذیرفته و چنانکه مورد خواست والدین است، رفتار می کند. بعد از هفت سالگی رابطه کودک با گروه همسالان برقرار می شود، که مبتنی بر رابطه برابری و همکاری است. همکاری درون گروهی باعث برخورد آراء و عقاید مختلف، بحث ، انتقاد و حرج و تعدیل می شود. از نظرگاه اخلاقی، قواعد و اصولی که کودک به علت تسلیم به شیوه ای غیر فعال از آن تبعیت می کرد، در پرتو تفکر و انتقادی که همکاری در بر دارد، بدل به اعتقادات یعنی قضاوتهای شخصی می شوند، بدین سان شناخت، هنجارها و ارزشهای محیط پس از آنکه تحمیل می شوند، به تدریج درونی می شوند تا بدل به عقل و منطق و وجدان هر کس شوند. (همان :163)
2-11-1-2- تئوری روان تحلیل (فروید1 و اریکسون ):
فروید معتقد بود، جامعه پذیری اجتماعی کودک در حکم مکانیزمی است که از طریق آن، تمایلات ضد اجتماعی در کودک کنترل می شود. بر اساس نظریه فروید دیدگاههای سیاسی فرد بخشی از دیدگاهای اجتماعی او است. به عبارت دیگر احساسات و نگرش هایی که یک شهروند نسبت به مسائل و امور سیاسی کسب می کند؛ اگر چه با دیگر نظریات او در زمینه های مذهبی ،اقتصادی و فرهنگی تفاوت دارد، در عین حال با آنها در ارتباط نزدیک است و جامعه پذیری به معنای اعمال کنترل بر غرایز در نظر گرفته می شود. جامعه پذیری یعنی کنترل غرایز و حس موجود در انسانها ، هنگامی که چنین کنترلی صورت گرفت، تمدن به وجود می آید، این نگرش بیشتر تاکید بر فرد دارد تا گروهها. فروید سعی می نماید که رابطه بین شخصیت فرد را با رفتار سیاسی اش توجیه نماید و در قدم بعدی می خواهد بین تیپ های شخصیتی افراد ارتباط برقرار کند، زیرا وی معتقد است، رفتارهای ما با دوران تکوین شخصیت ارتباط برقرار می کند.
اریک اریکسون ((E.Erikson:
1. Freud
اریکسون، با چهار چوبی روان تحلیلی و در عین حال جامعه شناختی چنین استدلال می کرد که اجتماعی شدن یک فرایند مادام العمر بوده، با هشت مرحله اساسی مشخص می شود که هر یک از آنها نمایان گر چالشی است که اگر ارضاء شود تحول «خود» و احساسی قوی از هویت «خود» را ارتقاء می بخشد و اگر ارضاء نشود، هویت آدمی دچار اختلال می شود. این مراحل عبارتند از :
مرحله اول: چالش اعتماد در مقابل عدم اعتماد است. اگر نوزاد محبت و مواظبت دریافت کند، نسبت به دیگران اعتمادی اساسی نشان می دهد، در حالی که اگر اینها را دردریافت نکند یا به طور غیر مستقیم دریافت کند، حس بی اعتمادی بر پاسخ های کودک سایه خواهند افکند.
مرحله دوم: که مربوط به سال سوم زندگی کودک است، چالش خود مختاری در مقابل شک و شرم است. اگر کودک در تلاش های خود برای یادگیری موفق شود حس از خود مختاری، خود کنترلی را بروز می دهد. اگر در موقعیت های یادگیری متعددی شکست بخورد، «خودتردیدی» و احساس شرم از خود بروز می دهد. مرحله سوم: که با دوره چهار الی شش سالگی مطابق است، چالش ابتکار عمل، در مقابل احساس تقصیر است. اگر کودک در کشف بیشتر محیط و در شکل دادن به روابط مثبت با همسالانش بتواند موفق شود، احساسی از ابتکار عمل، اعتماد به نفس و غرور را بروز می دهد. در حالی که اگر در این تلاش ها موفق نشود، احساس شکست، شرم و تقصیر را تجربه خواهد کرد.
مرحله چهارم: که از شش تا سیزده سالگی به طول می انجامد، بر حول چالش سخت کوششی در مقابل حقارت دور می زند. اگر کودک بتواند در میان گروهها و سازمان های خارج از خانواده همانند مدرسه کار خود را به خوبی انجام دهد، احساس سخت کوشی خواهد کرد. در حالی که اگر موفق نشود، احساسی ازحقارت را بروز می دهد.
مرحله پنجم : که با نوجوانی مقارن است، چالش شکل گیری هویت، در مقابل اختلال هویت است. اگر نوجوان بتواند روابطی بنیان نهد و ازموفقیت هایی برخوردار گردد و بدین ترتیب ، خود را به عنوان فردی با مهارت ها و اصناف خاصی مشاهده کند، دارای هویت پایداری خواهد بود. در حالی که اگر روابط و دستاوردها پراکنده باشند و یا شکست ها تقطیع گردند، نوجوان در احساس خود از هویت، درباره این که چیست و کیست سردرگمی و بی ثباتی را تجربه خواهد کرد.
مرحله ششم :که دوره بزرگسالی نوجوان است . چالش صمیمیت در مقابل انزوا است. اگر بزرگسال جوان بتواند روابط عاشقانه مثبت و پایداری را بنیان نهد وی قادر به ایجاد روابط صمیمی خواهد بود. درحالی که اگر نتواند چنین روابطی رابنیان نهد، احساس فراگیری از تنهایی و انزوا به او دست می دهد.
مرحله هفتم :که مطابق با بزرگسالی بالغ است، چالش خلاقیت در مقابل خودخوری ورکود است. اگر فرد احساس کند که در محیط خانواده، کارو اجتماع فعال و موفق بوده است، احساس خلاقیت یا این که در سلامت و خوشی دیگران مشارکت دارد را تجربه خواهد کرد. در حالی که اگر در این حوزه ها با مشکلات و شکست هایی درگیر باشد، احساسی از خود خوری در مسائل شخصی و یا احساسی از رکود ظاهر خواهد گشت.
مرحله هشتم: که به پایان زندگی مربوط می شود، چالش درستی در مقابل ناامیدی است . اگر مردم مسن تر هنگامی که به گذشته شان می اندیشند، معنا و تداوم زندگی شان را دریابند، احساسی از درستی به نقش ها دست می دهد، در حالی که اگر نتوانند چرخه خود خوری را بگسلند در مشارکت با دیگران شکست خوردند، با نزدیک شدن پایان زندگی نقش های خود را در حالتی ناامیدی خواهند یافت. (Erikson,1950)
2-11-1-3 – تئوری یادگیری اجتماعی :
از نظریه های یادگیری اجتماعی تحت عنوان نظریه «محرک – موجود زنده- پاسخ» نیز یاد می شود. زیرا در آنها فرایندهایی که درون ذهن موجود زنده بعد از دریافت محرک و قبل از ارائه پاسخ روی می دهند؛ تحت عنوان متغیرهای مداخله گر، تفکر و فرایند اطلاعات مورد توجه قرار می گیرند. (سیف و همکاران، 139:1381)
علاوه بر این به محرک های محیطی نیز توجه خاصی مبذول می گردد. طبق این نظریات رفتار تابعی از روابط متقابل محیط و ذهن انسان تلقی می گردد. باندارا نویسنده کتاب «نظریه یادگیری اجتماعی» و از طرفداران پر و پا قرص این نظریه می نویسد، انسانها صرفاً به محرک های محیطی واکنش نشان نمی دهند. بلکه آنها را انتخاب و تحلیل می کنند، تغییر می دهند و توانایی کنترل و نظارت بر رفتار خود را دارند. لذا مهمترین نوع یادگیری، یادگیری از راه مشاهده است. به اعتقاد وی «در این نوع یادگیری بر خلاف یادگیری از راه شرطی شدن، تقویت موجب یادگیری نمی شود. بلکه یادگیری از طریق اصل مجاورت صورت می پذیرد و نقش تقویت صرفاً کمک به انجام عملکرد از سوی یادگیرنده است. در واقع نظریه یادگیری اجتماعی نوعی نظریه خبرپردازی است؛ هنگامی که مشاهده کننده (یادگیرنده) رفتار کسی را مشاهده می کند، اعمال و رفتار او را به شکل تصویر های ذهنی، کلامی یا نمادی به رمز در می آورد و بعد آن تصویرهای ذهنی را به هنگام اجرای آن اعمال از حافظه باز می یابد. » (سیف،214:1378)
2-11-1-4- تئوری نقش اجتماعی (دیدگاه کنش متقابل نمادی)
2-11-1-4-1-نظریه کولی (cooley)خود آینه سان:
چارلز هورتون کولی بر این باوراست که خود و جامعه دو پدیده همزادند و بین آن دو پیوند ارگانیک و جدایی ناپذیری وجود دارد. «خود» ابتدا در دوران کودکی شکل می گیرد و سپس در طول زندگی هرزمان که شخص وارد موقعیت اجتماعی جدیدی می گردد دوباره ارزیابی می شود. «خود» آینه ای است که تصویرو اررزیابی دیگران از او را منعکس می سازد. در واقع خود منعکس شده، درآینه دیگری یا دیگران است. آینه همان جامعه است که چونان آیینه ای برای خود این امکان را به وجود می آورد تا واکنش های دیگران را نسبت به رفتار خود مشاهده کند. بنابراین آگاهی یک شخص از خودش، بازتاب افکار دیگران درباره او است. از این رو شخصیت یا «خود» هر فرد در واقع انعکاس «خودهای اطرافیان» و مانند تصویری است که خارج در آیینه می افتد، یعنی شخصیت فرد از واکنش دیگران ساخته می شود. گوهر اندیشه کولی در نظریه خود آیینه ای آن است که ما همواره برای دریافت نظر دیگران نسبت به خودمان به چهره آنها نگاه می کنیم در این رابطه با پیمان ذهنی خودمان مفاهیمی درباره این که آنها راجع به ما چه می اندیشند، می سازیم و می آموزیم که خودمان را از دریچه نگاه دیگران بشناسیم. (اخترشهر،79:1386)
طبق نظر کولی فرایند توسعه خود شامل سه مرحله به شرح زیر است :
تصویر ظاهری خود : ظاهر ما به چشم دیگران چگونه می نماید .
تفسیر واکنش، دیگرانند، داوری آنها درباره ظاهر ما چیست؟
رشد مفهومی خود، چه احساسی از «خود» برای ما پدید می آید غرور یا سرشکستگی؟

 

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه رشته روانشناسی با موضوع: ویژگیهای شخصیت

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

اگر تصوری که از خود در آینه اجتماعی می یابیم ،مطلوب باشد ،مفهوم خود ما تقویت می شود و اگر این تصور نا مطلوب باشد، مفهوم خود ضعیف می گردد. بنابراین از نظر کولی تصور افراد درباره یکدیگر؛ واقعیات اجتماعی را تشکیل می دهد و این واقعیات فرد را قادر می سازد تا تصور «خود» را رشد دهد تا از این طریق بتواند در عرصه سیاسی خود را برای دیگران به نمایش گذارد. از خود محصول فرایند یادگیری و کنش متقابل اجتماعی است و هر آنچه مربوط به شخصیت انسان است، از جامعه به دست می آید و فطری و غریزی نیست. نظریه هورتون کولی بر این اساس استوار شده و معتقد است که ویژگی های شخصیتی بیشتر از محیط هستند تا وراثت. (اختر شهر،80:1386)
2-11-1-4-2- نظریه مید(mead) : نقش پذیری :
به نظر جرج هربرت مید یکی از نتایج جامعه پذیری توانایی پیش بینی انتظارات دیگران از ما و شکل دادن به رفتارمان بر طبق آنها می باشد. او استدلال کرد که این توانایی از طریق نقش پذیری به دست می آید، یعنی وانمود کردن به پذیرش نقش دیگران و یا عملاً پذیرش نقش آنان به طوری که شخص بتواند دنیا را و خویشتن خود را از چشم آنان ببیند. (اخترشهر،77:1386)
مید از طریق مشاهداتی که درباره کارکردهای زبان و بازی انجام داده نشان داده که چگونه کودک با بازی کردن نقش دیگران و درونی کردن رفتار آنها از نظر فکری رشد می یابد و اجتماعی می گردد. این بدین سان مقررات بازی را فرا می گیرد و در ضمن یاد می گیرد که خود را به عنوان یکی از اعضای گروه بپندارد، در حالی که به وسیله نقشی که دارد، از دیگران متمایز و متفاوت می شود. برای مید آنچه در بازی می گذرد تصویری از زندگی روزمره است. کودک از طریق همانندی با دیگران در نقش هایی که ایفا می کند و مخصوصاً به وسیله درونی کردن «دیگران به طور اعم » یعنی مجموعه نظام یافته و شالوده بندی شده نقش های دیگران که او بدان ها وابسته است، رشد می یابد. همچنین کودک با تمیز و تشخیصی که بین نقش خود و دیگران می دهد خود را می سازد.(همان:77)
مید نشان می دهد که چگونه کودکان با پشت سرگذاشتن سه مرحله فزاینده، دقیق، کامل و نقش پذیری، درک بهتری از خود و زندگی اجتماعی به دست می آورند:
1- تقلید 2- بازی انفرادی 3- بازی دسته جمعی

وی خاطر نشان می سازد که جامعه پذیری هیچ گاه کامل و تمام نیست. او بین دو نوع خود یا من تمایز قائل است:
من فاعلی؛ (خود) خود به خودی و خود خواسته ناشی از قوه محرکه آنی و اجتماعی نشده.
من مفعولی؛ و آن عبارتست از خود اجتماعی شده که از انتظارات، ارزشها و هنجارهای اجتماعی آگاه است.
او تاکید کرد که من فاعلی هرگز به طور کامل تحت کنترل من مفعولی قرار ندارد، بدین ترتیب که اگر چه معمولاً من مفعولی یا خود اجتماعی غلبه دارد، لیکن همه ما استعداد و

دیدگاهتان را بنویسید