منابع و ماخذ تحقیق : جامعه پذیری سیاسی

ویژگی های خانواده در امر جامعه پذیری سیاسی می توان به موارد ذیل اشاره نمود :
نقش انحصاری خانواده بر زندگی کودک و وجود پیوندی احساسی و عاطفی بین اعضای خانواده: در واقع دو عامل مذکور بر اهمیت نقش خانواده در جامعه پذیری سیاسی می افزاید. در توضیح این دو عامل باید گفت: خانواده بر زندگی کودک نقش تقریباً انحصاری دارد. علی الخصوص در سالهایی که کودک به دنبال توسعه و رشد سیاسی خود است و بین اعضای خانواده و روابط بین آنها پیوند محکمی وجود دارد که آکنده از احساسات و عواطف انسانی است که در سایر نهادهای نخستین دیده نمی شود. علل اهمیت این دوعامل به این خاطر است که روابطی که بتواند با پیوندهای عاطفی و عمیق که بین والدین و کودکان آنها وجود دارد رقابت کند، بسیار بسیار نادر و اندک است. براساس بررسی های کارشناسان امر، گرایش های سیاسی، نگرش ها و ارزش های سیاسی فرزندان، شباهت زیادی با خصوصیات سیاسی والدینشان دارد. (همان :110)
به خاطر اهمیت سالهای زندگی (دوره کودکی) است. چون کودکان به شدت تاثیر پذیرند. براساس تحقیقات به عمل آمده، نقش خانواده در چهار تا پنج سال اول زندگی کودک فوق العاده زیاد است. چون کودک تا یازده سالگی، حدود 85 هزار ساعت از زندگی خود را در محیط خانه می گذراند و خانواده در طی همین مدت، هنجارها، ارزش ها و گرایش های سیاسی خود را به کودک منتقل می سازد. (کمالی ،59:1374)
شخصیت کودک در دوره ی کودکی تکون می یابد، در واقع زیر بنای شخصیت هر فردی در دوره کودکی و در خانواده ساخته می شود. از این جهت نقش خانواده بسیار مهم و اساسی است.
تجربیات اول سیاسی در دوره کودکی: یعنی کودک در خانواده با قدرت و مشارکت در تصمیم گیری آشنا می شود که در رفتار سیاسی کودک تاثیر گذار است.(همان،77)
به گفته عبدالعلی قوام(1369)«مشخص ترین تاثیرخانواده را می توان در مورد رویارویی با قدرت ملاحظه کرد. کودک در خانواده ابتدا از طریق رفتار پدر با قدرت آشنا می شود سپس در رفتار خانواده با محیط بیرون مثل برخورد با پلیس، چراغ راهنمایی و امثالهم با قدرت خارج از خانواده مواجه می گردد. امکان دارد، در زندگی خانوادگی تصمیمات به صورت جمعی اتخاذ گردند یا ممکن است، این تصمیمات را فرد قدرتمند خانواده راساً اتخاذ کند و عدم اطاعت از آن را مستوجب تنبیه بداند.»(قوام:1369:231)
وی در ادامه می نویسد :
«تجربیات اولیه در مشارکت در تصمیم گیری خانواده می تواند فهم کودک را در مورد صلاحیت سیاسی افزایش دهد و موجب مهارت وی در امور سیاسی شود. این مشارکت ها و کسب قدرت ها زمینه مشارکت فعال فرد به هنگام بزرگسالی در نظام سیاسی خواهد شد. (همان،231)
ابرامسون و انکلهرت1 (1970) فرایند جامعه پذیری سیاسی را این گونه بیان کرده اند :
الف: در مرحله نخست کودکان، والدین خود را به چشم موجوداتی آرمانی می نگرند و فکر می کنند که آنها همه چیز را می دانند و هر قدرتی را دارا هستند .
ب: در مراحل بعد آرمانی کردن والدین کاهش می یابد و والدین جای خود را به رهبران سیاسی می دهند که به نوبه خود به شدت آرمانی شده اند. مکانیزم آرمانی ساختن موجب می شود که فرد احساس عدم امنیت نکند.
ج: با بزرگتر شدن کودک آرمانی کردن رهبران سیاسی کاهش می یابد و حمایت از نهادهای سیاسی شروع می گردد.(همان،232)
دانشمندان معتقدند که احساسات اولیه کودک نسبت به خانواده و ارزیابی قدرت های درون خانواده مستقیماً در ارزیابی قدرت حکومت تاثیر کرده است. برخی بر این نظرند که وابستگی کودک به خانواده و والدین در جهان سیاست به صورت وابستگی به اشخاص دارای قدرت سیاسی جلوه گر می شود. (کمالی،1374:78)
به عبارت دیگر کودک در مقابل قدرت شخصیت های سیاسی به همان نحو واکنش نشان می دهد که در مقابل قدرت والدین خود نشان داده است . نوع روابط حاکم بر خانواده نیز در جامعه پذیری سیاسی در خانواده ها هم فرق می کند. به عنوان مثال، در جامعه پذیری سیاسی در خانواده باز با جامعه پذیری سیاسی در خانواده بسته متفاوت خواهد بود، چون در یکی برای ارتباط افراد با وسایل ارتباط جمعی محدودیتی وجود ندارد، ولی در دیگری، ارتباط افراد با وسایل ارتباط جمعی، تحت کنترل است. همچنین جامعه پذیری سیاسی در خانواده مستبد و خانواده دموکراتیک و اسلامی متفاوت خواهد بود؛ در یکی، کودکان مطیع و فرمانبردارند و دیگری، کودکان از حس کنجکاوی زیادتری برخوردارند. (کمالی ،61:1373)
1-Abramsun & Anklhrt
5- خانواده تحت کنترل مسقیم هیچ نهادی نیست، یعنی خانواده می تواند فرهنگ سیاسی جامعه را به طور کامل و بدون اجبار هیچ نهادی، به کودکان منتقل نماید و یا از انتقال الگوهای فرهنگی به نسل جدید خودداری کند. با وجود این نباید فراموش کرد که خانواده در چارچوب یک جامعه سیاسی فعالیت می کند که دارای تاریخ و سنت های مشترکی است و در چنین چارچوبی است که فرهنگ سیاسی، دانش ها و ارزش ها را به کودکان منتقل می سازد. خانواده بیشتر از جامعه سیاسی در جامعه پذیری سیاسی نقش دارد. و این نقش زمانی بیشتر است که جامعه تحت یک تحول سیاسی و اجتماعی بسر برد و یا شکاف های سیاسی و اجتماعی بین گروه ها بسیار عمیق و گسترده باشد. (مهرداد ،120:1376)
6- تفاوت خانواده ها با یکدیگر و اختلاف در برداشت آنها از جهان سیاست از ویژگی های دیگر خانواده ها است، این تفاوت در سطوح اجتماعی و اقتصادی موجب تفاوت نگرش ها، گرایش ها و ارزش های سیاسی خانواده از سیاست می شود که این امر به نوعی باعث ایجاد ناهماهنگی در فرهنگ سیاسی جامعه و در نتیجه موجب استقرار و تداوم تفاوت های فرهنگی و سیاسی خواهد شد. (اخترشهر، 1386 :178)
7- از دیگر ویژگی های خانواده این است که خانواده در فرایند جامعه پذیری سیاسی، مانع از تحول سریع در گردش های عمومی می شود و توانایی فرهنگ سیاسی جامعه را برای تطبیق با تغییرات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی که در آن صورت گرفته است، محدود می سازد. (همان:178)
نتیجه اینکه: پندارها، هنجارها و قوانینی که بر رفتار اجتماعی و سیاسی تاثیر می گذارند و در مراحل نخستین زندگی از طریق فرایند جامعه پذیری و اجتماعی شدن در درون خانواده انجام و در مراحل بعدی از راه کسب تجربه در طول زندگی فرد حاصل می شود. خانواده نخستین عاملی است که عادت ها و تلقی های بشر را نسبت به زندگی تشکیل می دهد، به عبارت دیگر خانواده عامل حفظ قوانین عرفی و تولید کننده عادت ها و الگوی حکومت بوده و می باشد. خانواده در شناخت کودک از میهن، بیگانگی و وفاداری به آن از نقش ارزنده ای برخوردار است. اگرچه کودک در کنار یادگیری و کسب احساس وفاداری نسبت به ملت و کشور، سجایای فرمانبرداری و اطاعت از حکومت را نیز می آموزد؛ در واقع احساس وفاداری و وابستگی عاطفی به کشور از یک طرف و تمکین و اطاعت از قوانین، مقررات و رهبران از طرف دیگر از مشخصه های جامعه پذیری سیاسی می باشد؛ به عبارت دیگر، وفاداری و تمکین و اطاعت، لازم و ملزم یکدیگرند. لذا خانواده برای کودک یک قلمرو سیاسی کوچک به حساب می آید، چرا که خانواده محل پرورش عادت های متناسب با حکومت می باشد؛ در واقع، خانواده مرکز آشنایی کودکان به معتقدات و روش های زندگی جامعه است و کانونی که نسل ها را به هم پیوند می زند. مهم تر آنکه خانواده در مقیاس کوچک نوعی از حکومت است و در همه جا محل نشو و نمای حکومت بوده است. عادت ها و پندارهای مربوط به حکومت که مرکز آن، ابتدا در خانواده و حلقه خویشاوندان بود، تحت یک سلسله شرایط بسیار متغیر، کانونی در جامعه پیدا کرد که منجر به تمرکز و توسعه اقتدار شده است. (همان:179)
2-8-1-2- گروه همسالان :
خانواده تنها گروه نخستین نیست که به عنوان یک نهاد جامعه پذیری سیاسی عمل می کند، بلکه انواع گروههای همسن نیز در فراگرد جامعه پذیری سیاسی نقش مهمی بر عهده دارد. گروههای همسن به گروههایی اطلاق می شود که اعضای آن به طور نسبی از موقعیت اجتماعی کم و بیش مشابهی برخوردارند و با یکدیگر پیوندهای نزدیکی دارند. گروه کودکان همبازی، گروه های دوستان و رفقا، گروه های همکاران حتی گروه خواهران و برادران و گروههایی که از جوانان محله تشکیل می شود، همه جزو گروه های همسن به شمار می آید. گروههای همسن یکی از اساسی ترین شکل های روابط اجتماعی است و در یادگیری های اجتماعی و تطابق افراد در جامعه نقش مهمی بازی می کنند. (همان :123)
دیوید ریزمن1 (1950) در اثر معروف خود به نام «جمعیت تنها» به این مسئله مهم اشاره کرده است، که گروههای همسن به عنوان عامل جامعه پذیری به تدریج دارد جای خانواده و دیگر عوامل اقتداری را در این زمینه می گیرد. برای الگوی رفتار سیاسی و اجتماعی خود، به جای آنکه بر افراد مسن تر و مقتدرتر اجتماعی تکیه کنند، به گروه های همسن خود متمایل می شوند .
1-David Reisman
2-N.Eisenstadt
ایزنشتاد2(1956) یکی دیگر از صاحب نظران مسائل اجتماعی در کتاب خود به نام « از نسلی به نسل دیگری» اظهار عقیده نموده است که نقش جامعه پذیری گروه های همسن در جوامع مدرن مکمل نقش جامعه پذیری در خانواده است . به عقیده او نیاز به نقش جامعه پذیری گروههای همسن در جامعه از آنجا ناشی می شود که در جوامع پیچیده و توسعه یافته کنونی، خانواده بیش از این قادر نیست که کودکان خود را به طور موفقیت آمیزی برای ایفای نقش های اجتماعی و مشارکت در امور گسترده و پیچیده آن آماده کند، زیرا به عقیده ایزنشتاد، در اینگونه جوامع ساخت های اجتماعی و سیاسی شباهت چندانی به ساخت خانواده ندارد و در نتیجه این مساله سبب می شود که گروه های کودکان همبازی، سازمان های جوانان و نوجوانان و گروه های همکار شغلی نقش مهمتری در فراگرد جامعه پذیری اجتماعی بر عهده گیرند. بر اساس نظریه او،گروه های نخستین در خارج از خانواده نقش حساس تری در آماده سازی، برانگیزی و شکل دادن به نحوه مشارکت افراد در جامعه بازی می کنند . اهمیت نقش گروه های همسن در آغاز مراحل نوجوانی معلوم می شود و تاثیر آن در تمام طول بزرگسالی بر شخص ادامه می یابد. بعضی دیگر بر این باورند که اهمیت نقش گروه های همسن به عنوان نهادهای جامعه پذیری در سالهای اولیه دبیرستان مشهود می شود. به عقیده این دسته از کارشناسان، از این مرحله به بعد اهمیت نقش معلمین و والدین به عنوان عوامل اقتدار و انتقال دهنده آگاهی ها و اطلاعات کاهش می یابد و به جای آنها تاثیر گروه دوستان و گروه بندی نوجوانان و جوانان افزایش می یابد. (مهرداد،125:1376)
گروه های همسال نهادهای مهمی هستند که گرایش های سیاسی از طریق گروه های همسال به افراد منتقل می شود توسعه می یابد و در بعضی شرایط تغییر می پذیرد. نقش گروه های همسال در یادگیری به ویژه در مراحل نوجوانی و جوانی بسیار پراهمیت است. زمانی که خانواده وظیفه انتقال گرایش ها و اطلاعات سیاسی را به کودکان انجام داد و چنین ارزش هایی را درآنها مستقر ساخت، اهمیت نقش جامعه پذیری سیاسی خانواده به تدریج کاهش می یابد و تاثیر گروه های همسال به روی نوجوانان که سنین آنها معمولا بین سیزده یا چهارده سال است آغاز می شود. این مرحله از سن و سال نقطه عطفی در درون زندگی شخص محسوب می شود، مرحله ای که اشتیاق شخص برای مشارکت در امور سیاسی افزایش پیدا می کند و برای ایفای بعضی نقش های سیاسی آماده می شود.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

گروه های همسن در جامعه پذیری سیاسی نقش عمده ای بازی می کنند این تاثیر به ویژه درسنین نوجوانی و جوانی بسیار مشهود است و در مراحل نهایی بلوغ سیاسی تاثیر بیشتری بر جای می گذارد. و هر چه جامعه صنعتی تر شود و شهر نشینی گسترش بیشتری یابد نقش گروه های همسال در یادگیری های سیاسی و اجتماعی نیز اهمیت بیشتری می یابد. (همان :125)
2-8-1-3-نهادهای مذهبی :
یکی دیگر از عواملی که در جامعه پذیری سیاسی افراد نقش بسزایی دارد، مساجد و نهادهای مذهبی است. بدیهی است که دین می تواند عامل بسیار مهم و موثری در جامعه پذیری افراد باشد ، به طوری که دین هم به طور مستقیم و هم غیر مستقیم در جامعه پذیری سیاسی افراد نقش دارد . البته دین و نهادهای مذهبی آن در تمام جوامع به صورت یکسان در جامعه پذیری سیاسی تاثیر نمی گذارند و اهمیت نهادهای مذهبی که در جوامع اسلامی اداره می شود، بسیار بیشتر است . (کمالی،68:1374)
نقش غیر مستقیم دین در روند جامعه پذیری سیاسی را باید در میزان تاثیری که بر نهادهای جامعه پذیری از قببیل خانواده، همسالان، مدرسه و وسایل ارتباط جمعی دارد جستجو کرد. مسلماً هنگامی که افراد توسط این نهادها جامعه پذیر می شوند، به میزانی که خود این نهادها تحت تاثیر آموزش های دینی و ارزش ها و هنجارهای ناشی از آن قرار گرفته اند، افراد تحت تاثیر خود را نیز متأثر می سازد. دین در جامعه پذیری سیاسی نقش مستقیم نیز دارد. بدین صورت که افراد در جریان آشنایی با نهادها و امکان ویژه ای چون مسجد، حسینیه، هیات های مذهبی و شرکت در مراسم نمازجماعت، عزاداری، مجالس و محافل دینی مستقیماً با بخش مهمی از ارزشها و هنجارهای خاص جامعه آشنا و خود را با آنها هماهنگ می سازند. (همان:68)
2-8-2-عوامل ثانویه و رسمی :
گروه های دومین نیز مانند گروههای نخستین (خانواده و گروه همسالان )عمل می کنند و جزء نهادهایی محسوب می شوند که در فراگرد یادگیری سیاسی نقش مهمی به عهده دارند. در اکثر کشورها گروه های دومین فعالیت بسیار دارند و نقش عمده آنها سازماندهی طرفداران و متشکل کردن و راهنمایی آنان در مسایل سیاسی است. تعداد گروه های دومین و همچنین اهمیت آنها در جامعه سیاسی به مقدار زیادی به پیچیدگی روابط اجتماعی و سطح توسعه اقتصادی آن جامعه بستگی دارد. هر اندازه که یک جامعه از پیچیدگی و توسعه اقتصادی بیشتری برخوردار باشد، تعداد گروه های دومین (عوامل ثانویه جامعه پذیری سیاسی ) به همان نسبت بیشتر خواهد بود و وظایف اجتماعی و سیاسی مهمتری رابه عهده خواهند داشت. جامعه پذیری سیاسی از طریق گروه های دومین (عوامل ثانویه) مانند نهاد آموزش و پرورش، وسایل ارتباط جمعی، احزاب و تشکل های سیاسی صورت می پذیرد. (مهرداد ،151:1376)
2-8-2-1- نهاد آموزش و پرورش :
کودک انسان از لحظه تولد به یادگیری مشغول می شود و جریان یادگیری در سراسر حیات ادامه می یابد، به طوری که انسان در هر زمان و موقعیت خاص چیزی می آموزد و بدین ترتیب است که به حیات خود، ادامه می دهد. این نوع یادگیری اعم،کلی و عمومی که آن را «اجتماعی شدن» گویند. جریانی است که به انسان «شخصیت» می دهد و او را برای زندگی در جامعه معین آماده می کند. در هر جامعه نهادهایی وجود دارد که به طور محض و با نقشه و برنامه معین و احیاناً متحدالشکل به آموزش خاص افراد اختصاص داشته، آنها را برای رسیدن به هدف ها و تخصص های مشخص تربیت می کند که به این نهادها

دیدگاهتان را بنویسید