منابع تحقیق درباره در

های شغلی است ( کرامبولتز، 2009).
مراجع و مشاور باید به طور مداوم نسبت به تکنیک های جدید و تولیدات و خدمات جدید آگاه باشند و در انطباق کار با بهره بردن از پیشرفت های جدید خلاق باشند. به روز کردن مداوم برنامه های تحصیلی، بسیار سالم و ضروری می باشد. کارکنان باید بدانند که یادگیری مداوم، قسمتی از زندگی کاری است. همچنین کارکنان با مهارت های جدید، بهتر می توانند برای بهره بردن از فرصت های پیش بینی نشده آماده باشند. آموزش ممکن است از طریق روشهای گوناگونی صورت گیرد. آموزش می تواند در شغل، اینترنت، از طریق کتابها و مجلات، تلویزیون و گفتگو با دوستان اتفاق بیفتد. منظور از یادگیری مداوم محدود کردن افراد به حضور در مؤسسه های آموزشی نیست ( کرامبولتز، 1998؛ به نقل از دین دوست،1387).

2 ) شناسایی نگرانی های مراجع به عنوان نقطه ی شروع :
مشاوره ی شغلی هنوز در سطح پایه اش، یک فرایند مشاوره ای است؛ بنابراین، به عنوان مهارت های خرد پایه ای مشاوره این برای مشاور مهم است تا گفتگوی ادراکی ای از نگرانی های مراجع از طریق انعکاس انجام دهد (کرامبولتز، فولی و کاتر، 2013).
هدف: کمک به شناسایی مراجع است که زندگی رضایت بخش تری بسازد .
اقدامات مشاور شامل نمونه هایی از مواردی است که در دنباله می آید:
بیان:«به من بگویید در ذهنتان چه می گذرد ؟ »
گوش دادن به صورت فعال: اطمینان ایجاد کنید که مراجعان بدانند که شما شرایط و احساساتشان را درک می کنید .
پرسیدن: «آیا می توانید فعالیت هایتان را در زندگیتان موقعی که احساس پر انرژی بودن می کنید توصیف کنید؟»
چه اتفاقی افتاد که شما این فعالیت های انرژی زا را کشف کردید؟( کرامبولتز، 2009)
مشاوران شغلی نباید خود را فقط برای کمک به افراد در اظهار مسیر شغلی محدود کنند. بلکه لازم است آنها مشکلات بین فردی افراد را نیز همزمان حل کنند. وظیفه مشاوران شغلی هر زمان مشکل تر و ضروری تر می شود. وظیفه آنها فقط ایجاد تناسب بین شغل و فرد نیست، افراد مشکلات پیچیده ای دارند که شامل مشکلات شخصی، عاطفی و خانوادگی می باشد. لازم است که مشاوران شغلی دیدگاه خود را گسترش دهند. کالین (1997)،اشاره کرده است که فعالیت های شغلی در زمینه ی پیچیده ای از مفاهیم، فرضیه ها، نظریه ها، فرهنگ ها و محیط هایی که به ندرت تشخیص داده می شود، رخ می دهد. پیشنهادات آرنولد (1997) برخی از دلالت های ضمنی این پیچیدگی را برای مشاوران بیان کرده است. وی معتقد است که مشاوران باید با تناقض ها و چشم اندازهای فرهنگی متفاوت و تحمل ابهام مواجه شوند. با وجود تغییرات سریع در محیط های کاری، استرس کارگران، کارفرمایان و خانواده های آنها روبه افزایش است. مواجهه با این استرس ها و کمک به افراد برای سازگاری، فعالیتی است که از مشاوران شغلی انتظار می رود ( کرامبولتز، 1998؛ به نقل از دین دوست،1387).
3) استفاده از تجارب گذشته ی موفق مراجع با رویدادهای برنامه ریزی نشده به عنوان پایه ای برای فعالیت های جاری.
هدف: نیرومند ساختن مراجعان تا اینکه موفقیت های گذشته ی شان شامل درس گرفتن ها را برای فعالیت های حاضر ببینند. مشاوران ممکن است از مراجعان بخواهند تا داستانی درباره برخی رویدادهای برنامه ریزی نشده ای که زندگی یا کارشان را تحت تاثیر قرار داده است بگویند و سپس پاسخ هایی برای سؤال هایی مانند موارد زیر بیرون بکشند :
• چه کاری را انجام داده بودید که موقعیتتان توسط آن رویداد تحت تاثیر قرار گرفت؟
• چگونه فرصت ها را شناسایی می کنید؟
• پس از رویداد چه سرمایه گذاری بر روی آن انجام دادید ؟
• چه مهارت های جدیدی را یاد گرفته اید ؟
• چگونه شما در آن هنگام با افراد کلیدی تماس برقرار می کنید ؟
• چگونه دیگران از علایق و مهارت هایتان یاد می گیرند؟
• بنابراین چه اقدامات مشابهی را در حال حاضر انجام می دهید ؟
4) حساس کردن مراجعان به شناسایی فرصت های بالقوه
هدف :کمک به یادگیری مراجعان تا نسبت به رویدادهای برنامه ریزی نشده در فرصت های شغلی انعطاف پذیر باشند.
مشاوره ی احتمالی بی درنگ شامل موارد زیر است :
• به من رویداد تصادفی ای که می خواهید برایتان اتفاق بیفتد را بگویید؟
• چگونه می توانید اکنون احتمال آن رویداد مطلوب را افزایش دهید؟

• اگر شما کاری انجام دهید زندگی تان چه تغییری می کند؟
• اگر شما کاری انجام ندهید زندگیتان چه تغییری می کند؟ (کرامبولتز، 2009)
هیچ فردی خانواده، زبان مادری یا محل تولدش را انتخاب نمی کند، در حالی که هر کدام از این فاکتور ها نقش عمده ای را در رشد شغلی آینده فرد بازی می کنند. اتفاقات تصادفی، جزء اساسی شغل فرد می باشند. بسیاری از افراد از پذیرش اینکه شغل فعلی آنها در نتیجه ی اتفاقات شانسی بدست آمده، سرافکنده هستند. لازم است مشاوران به افراد آموزش دهند که این رویدادها را برای پیشرفت شغلی خویش بکار ببرند. شیوع و نفوذ رویدادهای شانسی و تصادفی در تصمیم گیری شغلی توسط بسیاری از محققان و متخصان در رشته ی روانشناسی حرفه ای تصدیق شده ولی محققان کمی در مورد تاثیر وقایع شانسی در مشاوره شغلی پژوهش کرده اند. با این حال در سال 1982 شاخه ای از روانشناسی، تاثیر مواجهه شانس را با رفتار آینده افراد نشان داد. بندورا پیشنهاد نمود با وجود اینکه رویدادهای شانسی تصادفی هستند، تاثیر این وقایع در تصمیم گیری حداقل به اندازه وقایع برنامه ریزی شده می باشدد (الون، 2001 ).
میلر (1983) نیز مشاوران شغلی را برای بحث کردن با مراجعان درباره ی تاثیر رویدادهای شانسی در انتخاب شغلی برانگیخته است. به نظر وی، با وجود اینکه رویدادهای تصادفی لزوما خارج از رویکرد تصمیم گیری منطقی می باشند، ولی این رویداد ها نقش مهمی را در روانشناسی حرفه ای دارند. میلر وقایع تصادفی را به عنوان «رویدادهای پیش بینی نشده ای که رفتار فرد را به طور قابل ملاحظه تغییر می دهد»، تعریف کرده است. وی معتقد است که مشاوره ی شغلی نوعا به عنوان فرایند منطقی که شامل برنامه ریزی و تصمیم گیری عملی می باشد، درک شده است. در حالیکه در این فرایند تاکید کمی بر وقایع تصادفی با رویدادهای غیر منتظره شده است. مشاوران باید وقایع تصادفی را به عنوان بخش قابل انتظار انتخاب شغلی ببینند. میلر متذکر شده است که مشاوران شغلی باید به خاطر داشته باشند که تجارب، مهارت ها، ارزش ها و علایق عواملی هستند که در انواع محیط هایی که افراد برای خود انتخاب می کنند، وجود دارند. پس این فرض که برنامه ریزی شغلی عقلانی و منطقی است باید مورد سؤال قرار گیرد. چراکه علی رغم انتخاب برنامه ریزی شده محیط ها، وقایع برنامه ریزی نشده زیادی در درون این محیط ها وجود دارد. به همین منظور مشاوران باید از طریق آموزش مهارت هایی مثل مهارت ارتباط بین فردی به مراجعان، آنها را برای استفاده از این وقایع پیش بینی نشده توانا سازند. کرامبولتز (1998)، برای شناسایی تاثیرات غیر منطقی ای مثل تاثیر شانس یا رویدادهای اتفاقی، رویکرد تصادفی را گسترش داد. کبرال و سلومون 1990 معتقدند: در حالیکه ممکن است طراحی مدلی که شانس را با فرایند مشاوره ترکیب کند مشکل باشد، با این وجود برای اینکه مشاوران مراجعان را در گسترش رفتارهایی که بتواند رویدادهای غیر منتظره را پیش بینی کند یاری رساند، آنها به مدلی برای تصمیم گیری شغلی نیاز دارند که ترکیبی از برنامه ریزی و اتفاقات تصادفی باشد اگر شغل ها برای دنبال کردن یک مسیر ساده سر راست و منطقی بودند، مسلما برنامه ریزی عقلانی به تنهایی برای این هدف کافی بود ولی امروزه در واقع در هر بخش استخدامی تعاریف شغل در حال تغییر می باشد و برخی از حرفه های غیر متداول در حال ظهور هستند. میلر (1983)، بیان کرده است که مشاوران باید اتفاقات تصادفی را به عنوان جنبه ی نرما ل انتخاب شغلی ببینند. میچل و همکاران (1999) اظهار کردند که شانس نقش مهمی را در شغل افراد بازی می کند. اما هنوز هم مشاوره شغلی به عنوان فرایندی برای حذف شانس و تصادف از تصمیم گیری شغلی تلقی می شود. هیچ کس نمی تواند مطمئن باشد که در یک روز معین چه کسی را ملاقات خواهدکرد، چه کسی با او تماس خواهد گرفت یا چه نامه ای را دریافت خواهد کرد. بیشتر مردم در مورد اینکه شانس، اقبال و رویدادهای اتفاقی می تواند نقش مهمی در شغل آنها بازی کند، توافق دارد. در واقع به سختی می توان باور کرد که کسی به طور جدی ادعا کند که وقایع غیر قابل پیش بینی در مسیر شغلی تاثیر نداشته است، ولی با این حال هنوز مشاوران شغلی به ندرت درباره وقایع شغلی غیر منتظره با مراجعان بحث می کنند ( کرامبولتز، 1998؛ به نقل از دین دوست،1387 ).
5) غلبه بر موانع با اقدام

 

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   خرید پایان نامه :ابراز وجود

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

هدف: کمک به مراجعان تا بر باورهای ناکارآمدی که مانع از فعالیت سازنده می شود غلبه کنند.
مشاوران ممکن است سؤالاتی شبیه به این موارد بپرسند:
چه باوری است که شما را واقعا از انجام آنچه که می خواهید انجام دهید متوقف می کند؟
چه باوری است که در گام اول و در حال حاضر شما را به آنچه که می خواهید نزدیکتر می کند؟

چه باوری است که شما را در همان گام اول متوقف می کند؟
اگر فعالیت مناسبی انجام دهید، چگونه زندگی تان رضایت بخش تر می شود ؟

دیدگاهتان را بنویسید