منابع تحقیق درباره انزوای اجتماعی

دانلود پایان نامه

کند. از دیدگاه کوباسا (1979)، فرد سر سخت، کسی است که قادر باشد حوادث راکنترل کند و یا بر آنها تاثیر داشته باشد و عوامل فشارزا را قابل تغییر بداند و نسبت به فعالیت هایی که انجام می دهد متعهد باشد و انتظار داشته باشد که ابن تغییر یک مبارزه ی هیجان انگیز برای رشد بیشتر است و آنرا جنبه ای عادی از زندگی بداند (سواری، 1391). ازدیدگاه کوباسا، سرسختی در برگیرنده سه مؤلفه یا مشخصه است: الف) اعتقاد به اینکه تمام حوادث، پیامد رفتارهایی است که فرد انجام می دهد و این که وی قادر است عوامل فشارزای زندگی خود را تحت تاثیر قرار دهد و آنها را کنترل کرده ویا تغییر دهد و این مؤلفه را مهار نامید. ب) مولفه ی دیگر تلاش های فعالانه فرد را در بر می گیرد که با هدف معنی بخشیدن به زندگی انجام می گیرد. این مؤلفه که به تونایی احساس عمیق در آمیختگی و یا تعهد فرد در رابطه با فعالیت ها و چالش های زندگی و یافتن معنایی برای آن اشاره دارد، تعهد نامیده می شود. ج: چالش جویی و مبارزه طلبی مولفه ی سوم در تعریف سرسختی روانشناختی است. چالش جویی در واقع به این باور در فرد اشاره دارد که تحولات زندگی بشر بیش ازآنکه تجارب استرس آور باشند، به عنوان یک واقعه ی هیجان انگیز و برانگیزاننده نگریسته می شوند (آقایوسفی و شاهنده، 1391). افراد موفق به نیروی پشتکار ایمان دارند. این یک باور است که پافشاری و مقاومت برای انجام کار همیشه با موفقیت همراه است. هیچ توفیق بزرگی بدون پشتکار و جدیت بی وقفه مقدور نمی شود. اگر به افرادی که در هر زمینه موفق شده اند بنگریم، می بینیم که آنها لزوما بهتر، باهوش تر، سریع تر و قوی تر از دیگران نبوده اند بلکه پشتکار و مقاومت بیشتری داشته اند (نظری،1382).
3-4-2-2 انعطاف پذیری: در این بافت به این منظور به کار می رود تا توصیف کند که چگونه فرد یاد می گیرد از طریق تطابق و سازگاری، گستره ای از موقعیت ها و رویدادهای پیش آمده را حل وفصل کند (زونکر، 2006،ترجمه ی نظری وهمکاران، 1388). نباید اجازه داد که ترس از شکست، بی تصمیمی و یا احساس بد اولیه، ما را از فرصت های کاوش هم بزرگ هم کوچک دور بیندازد. شاید ما یک یا دو تجربه ای که بسیار لذت بخش باشند را بیابیم و این تجربه ها آینده ی ما را رقم بزند. البته، نقطه ی مقابلش هم می تواند اتفاق بیفتد. وقتی که فرصت هایی که در مسیرمان هستند با ایده آل درک شده ی ما مطابقت نداشته باشد. در آن صورت ما حداقل می دانیم آنها را آزمون کرده ایم و احتمالا دوباره در آینده آنها را انجام نخواهیم داد (وتلافر، 2014). میچل و کرامبولتز یک بازنگری را در توصیف بی تصمیمی به سوی گشودگی ذهنی پیشنهاد کرده اند و فرض می کنندکه این شاید برای بسیاری از مراجعان سیاست معقول تری باشد که پس ازآن می توانند گزینه های مختلف را آزمایش کنند تا اینکه بر یک تصمیم قفل کنند. تناسب شخص و محیط مفهوم دیگریست که این مؤلفان برای آن اعتبارچندانی قائل نیستند. با توجه به ماهیت تغییرات جهان کار و یادگیری همیشگی ای که افراد به طور مداوم درگیر با آن هستند، تلاش برای هماهنگی شخص با محیط کارش، شبیه به تلاش برای ضربه زدن یک پروانه به یک بومرنگ است. این مفهوم گشودگی ذهنی از اندیشه ی کلاسیک منطقی از انتخاب شغل در حال دور شدن بوده و راه را برای نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده(HLT) هموار می سازد ( پتون و مک مهون،2014). کرامبولتز (2009)، بر محاسن گشودگی به عنوان شق دیگری از تصمیم گیری تاکید می کند و به اهمیت تجربه کردن و سرمایه گذاری کردن بر روی رویدادهای تصادفی اشاره می کند . بر اساس این استدلال باز بودن باید اجازه دهد تا افراد با آمادگی بیشتری فرصت های مناسب را ادراک کنند که با سرمایه گذاری برروی این رویدادهای تصادفی، دوره های برنامه ریزی اولیه و اقدام در مقایسه با افرادی که به صورت جدی به دوره ی معینی از اقدام یا هدف شغلی متعهدند، تغییر می کند. در نظریه و پژوهش شخصیت (کوستا و مک کرای، 1997)،گشودگی به تجربه یکی از پنج صفت بزرگ انسانیست که گرایش کنجکاوی به محرک ها و ایده های جدید فکری، کوشش به انجام فعالیت ها و تجارب جدید و باز آزمایی انتقادی فرضیه ها و باورهای قدیمی را توصیف می کند. به این ترتیب افراد با درجه ی بالای این صفت انتظار می رود که با احتمال بیشتری، حالت افشاگرایانه ای به خود می گیرند، رویدادهای تصادفی را درک کرده و بر آنها در مقایسه با افرادی که فاقد این استعدادند سرمایه گذاری می کنند (هیرسچی، 2010).

میچل(2003)، فرض می کند بی تصمیمی به عنوان گشودگی ذهنی مراجعان را به اشتیاق فعال گونه در کاوش و راحت تر برخورد کردن با ابهامات، ترغیب می کند. مفهوم جلت (1989)، از نامعلوم مثبت، نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده(HLT) را حمایت می کند و راه چاره های دیگری را برای تصمیم گیری خطی ارائه می دهد. جلت، استدلال می کند که ماهیت تصمیم گیری منطقی، متناسب با جهان معاصرمان نیست و منطبق با ماهیت تجربه ی انسانی و تصمیم گیری نیست. جلت از انعطاف پذیری به عنوان یک مهارت مهم تسلط بر جهان کاری امروز دفاع می کند. لی و جنسون(2001)، یک نتیجه گیری را نشان می دهد که اگر شما همیشه بدانید که به کجا خواهید رسید هرگز دیگر تلاشی نخواهید کرد. نگه داشتن یک ذهن باز و برنامه ریزی مداوم برای رویدادهای برنامه ریزی نشده یک فرایند دائما تبدیل شدن را تضمین می کند (ویچگر،2011).
4-4-2-2 خوش بینی: بر نگرش مثبت فرد به هنگام پیگیری فرصت های جدید دلالت دارد. بنابراین موقعی که فرد در دنیای کاری متغیر به دنبال حرفه ای تازه یا متفاوت می گردد، اقدامات مثبت می توانند مفید واقع شوند (زونکر ،2006،ترجمه ی نظری و همکاران،1388).
فرض کردن چیز های خوب منجر به پذیرفتن دعوت غیره منتظره، حضور در رویدادهای شبکه ای، و انجام فعالیت جدید می شود. ما ممکن است افراد جدیدی را با علایق مشترک از طریق کارهای داوطلبانه ملاقات کنیم و ارتباطات بزرگی را از طریق باز بودن به انواع مختلف مردم و مکان ها ایجاد کنیم (وتلافر، 2014). خوش بین ها افرادی هستند که انتظار دارند که اتفاقات خوب برای آنها رخ دهد. خوش بین بودن به صورت کلی به این معناست که فرد در رابطه با موقعیت پیش آمده انتظار بهترین نتیجه ممکن را داشته باشد که معمولا با عنوان خوش بینی موقعیتی از آن یاد می شود. عموم مردم خوشبینی را با تمثیل هایی مانند در نظر گرفتن نیمه پر لیوان یا عادت به انتظار پایانی خوش برای هر موقعیت فشارزا می شناسند. تیگر (1979)خوش بینی را خلق یا نگرشی می داند که با انتظار درباره آینده ای همراه است که فرد ارزیابی کننده آن را موافق خواست خود ارزیابی می کند. از نظر تیگر خوش بینی جزء ذاتی انسان و یک ویژگی متمایز کننده و سازگارانه است. در نقطه ی مقابل خوش بینی، بدبینی قرار دارد که به معنای تاکید بر فاجعه آمیز ترین علت هر شکست است و به طور کلی یعنی داشتن انتظارات منفی برای نتایج و پیامدها (حمزه زاده، باقریان و منصوری، 1391). خوش بینی به انتظارات ذهنی افراد هنگام مواجه با مشکلات و بر رفتار آنها هنگام غلبه بر مشکلات تاثیر می گذارد. خوش بینی انتظار کلی وقوع امور خوشایندو مطلوب فراوان و امور نامطلوب کم در آینده است و به این باور مربوط می شود که آینده، پیامدهای مطلوبی خواهد داشت. بدون اینکه توانایی فرد برای کنترل و مواجه با این پیامدها در نظرگرفته شود. افراد خوش بین برای پذیرش واقعیت و زندگی در زمان حال آمادگی بیشتری دارند. دراهداف خود مصمم هستند و کمتر علائم ناسازگاری نشان می دهند. در گذشته خوش بینی به عنوان یک صفت و نوعی تمایز ذاتی نسبت به حالت های پاسخ داده قلمداد می شد ولی با ظهور مفهوم هوش هیجانی؛ مفهوم خوش بینی نیز به عنوان یکی از ابعاد آن دستکاری و افزایش داده شد. بلوم(2006)، گلمن(1998)، خوش بینی را یکی از پنج مؤلفه ی اساسی هوش هیجانی در نظرگرفت و در مدل، بار آن نیز به عنوان یکی از عامل های اصلی مطرح است (عیسی نژاد، احمدی، بهرامی، باغبان و شجاع، 1390). چنین افرادی حتی اگر با مشکلات و رخدادهای فشارزای زندگی هم مواجه شوند از آنجا که نسبت به آینده خوش بین بوده و بر این باور هستند که با تلاش خود می توانند مشکلات را حل کنند، از راهبردهای مثبت کنار آمدن نیز برای مواجه با این موقعیت ها استفاده می کنند و این مساله می تواند به سلامتی روانی و جسمانی آنها منجر شود. علاوه بر این خوش بینی و مثبت اندیشی می تواند سیستم ایمنی بدن و در نتیجه سلامتی را افزایش دهد. خوش بینی همچنین می تواند منجر به عملکرد بهتر اجتماعی شود؛ زیرا خوش بینی با فقدان انزوای اجتماعی و روابط دوستی با دوام و ماندگار رابطه ی مثبت دارد. علاوه بر این در روابط صمیمانه میان افراد، خوش بینی می تواند رضایتمندی افراد از این روابط را به طور مثبت پیش بینی کند (علی بیک، احمدی، فرحبخش، عابدی و علی بیک،1391).
5-4-2-2 ریسک پذیری: در این بافت ریسک پذیری ممکن است برای مواجه با رویدادهای جدید و پیش بینی نشده ضروری باشد. مراجعان یاد می گیرند که ریسک پذیری پیامد های مثبتی در رشد شغلی دارد. مثلا موجب می شود فرد شغل مطمئن تری را پیدا کند. مثلا یک مراجع ممکن است تصمیم بگیرد که به طور تمام وقت در آموزشگاهی ثبت نام کند تا مهارت هایش را برای کسب صلاحیت در شغل احتمالی آینده توسعه دهد (زونکر، 2006؛ ترجمه ی نظری وهمکاران، 1388 ). این همیشه راحت نیست که از مردم درباره ی کاری که انجام می دهند بپرسیم یا از آنها درخواست کاری کنیم یا به جای جدیدی سفر کنیم یا در یک رویداد شبکه ای که ممکن است افراد مهمی را ملاقات کنیم، حضور پیدا کنیم، آنها به ما سود می رسانند. (ملاقات کسی که می تواند به ما در برنامه ریزی شغلی کمک کند، یک شغل به ما پیشنهاد کند، تجربه تنظیمات سفر و کشف بیشتر درباره خودمان، و یادگیری در مورد گزینه های شغلی خویش)، به هر حال ارزش دارد (وتلافر، 2014). ریسک پذیری به معنای پذیرش و استقبال از خطرات حساب شده در کسب و کار می باشد (صمدآقایی، 1377). در فرهنگ لغت انگلیسی وبستر، ریسک یا مخاطره پذیری به معنای خطر یا ضرر احتمالی و یا احتمال خسارت در معرض مخاطره یا آزمایش گذاشتن و مخاطره کردن و به مخاطره انداختن آمده است. پس ریسک پذیری به معنای قبول خطر کردن، پذیرش احتمال شکست، ضرر، خسارت و زیان در راه رسیدن به مقصود و هدفی است. خطر پذیر کسی است که اهل احتیاط مصطلح نیست و این گونه نیست که محافظ کارانه از هر گونه اقدامی که احتمال خطر در آن باشد دست بردارد و لقای رسیدن به هدف را به عطای خطر ببخشد. دگرگونی ها و تغییرات در همه ی حوزه ها درگرو خطر پذیری افراد است تاریخ را کسانی ساخته اند که خطر پذیر بوده و نسبت به روندهای طبیعی واکنش مثبتی بروز نمی دادند. اینان همواره در اندیشه ی این هستند که راه های دیگری را تجربه وکشف کنند. پس نسبت به آداب و سنت ها و رویه ها و روش های موجود نگاهی دیگر دارند که اگر اعتراضی نباشد ولی آن را تنها راهکار برون رفت یا شیوه درست رسیدن به مقصد و هدف نمی دانند. پس همواره راه های دیگری را تجربه می کنند تا موفقیت ها را به شکل ساده تر و آسانتر و کم هزینه تری بدست آورند. هر چند که در ابتدا ممکن است به سبب آزمون، هزینه های گزاف بپردازند و با دل به دریا زدن مرگ را نیز بی نصیب نگذارند (حمزه ای، 1392). سن، جنس، تحصیلات، درآمد، سلامتی افراد وابسته به فرد وکار و درآمد شخصی از عوامل تاثیر گذار بر تحمل ریسک پذیری افراد هستند.
افرادی که به صورت گروهی کار می کنند، ریسک پذیرترند.
افراد جوان تر به دلیل سال های بیشتری که برای جبران خسارت ها پیش رو دارند، ریسک پذیرتر می باشند.
پژوهشها نشان می دهدکه مردان بیشتر از زنان ریسک پذیر هستند. البته این در شرایط اند که زنان وابستگی های بیشتر و در آمد و اموال کمتری نسبت به مردان در اختیار دارند.
میزان تحصیلات با تحمل ریسک رابطه ای مستقیم دارد میزان تحصیلات با تحمل ریسک رابطه ای مستقیم دارد؛ به طوری که با افزایش تحصیلات ظرفیت افراد برای تحمل ریسک افزایش می یابد.

سلامتی و درآمد افراد تاثیر مثبتی برتحمل ریسک پذیری دارند؛ چنانچه می توان گفت که افراد سالم با درآمد های بالا درجات بالاتری از تحمل ریسک را دارند. لازم به به ذکر است که افراد بیمار (روانی یا جسمانی) تمایل بالاتری به بخت آزمایی دارندکه به این نوع ریسک پذیری با توجه به توصیفی که از واژه ی تحمل ریسک در بالا آورده شد، ریسک پذیری بیمارگفته می شود.
وضعیت فرد از از نظر وضعیت خانواده (افراد وابسته به فرد) متاهل یا مجرد بودن بر تحمل ریسک افراد تاثیر پذیر است. به نظر می رسد که افراد مجرد ریسک پذیری بالاتری دارند.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

پژوهشات نشان می دهند خانواده هایی که دارای کار و درآمد شخصی هستند ریسک پذیر تر می باشند کسانی که خود یک مؤسسه را تأسیس نموده اند نسبت به کسانی که مؤسسه ای را خریداری کرده اند قابلیت تحمل ریسک بالاتری از خود نشان می دهند.
سفید پوستان نسبت به دیگر نژادها تحمل ریسک پذیری بالاتری از نظر فرهنگی دارند (منادیا، مستوفی و صبحیه ،1386 ).
فردی که مسئولیت کاری را به عهده می گیرد می پذیرد که یکسری فعالیت هایی را انجام دهد یا به انجام این کارها توسط دیگران نظارت داشته باشد. بنابراین فرد مسئولیت پذیر ممکن است در برخورد با موقعیت های تازه با احتیاط برخورد کند؛ در نتیجه ریسک پذیری او تحت شعاع قرار می گیرد. واژه ی خطر یا ریسک در ادبیات به معنای جسارت داشتن یا تمایل به اقدام کاری در جهت آینده ای نامعلوم است؛ به نحوی که نمی توان نتایج آن را با اطمینان تشخیص داد. پذیرش یک ریسک، قرار دادن خود در معرض یک آسیب یا زیان است و به نوعی با هیجان خواهی در ارتباط است. هیجان می تواند ریسک پذیری را تحت تاثیر قرار دهد و به عنوان جستجوی احساسات و تجربیات جدید، بدیع، پیچیده، شدید و میل به پذیرش مخاطره های جسمی، اجتماعی، قانونی، مالی به واسطه تجربه نمودن چنین احساساتی مطرح شود. زاکرمن(1994)، عقیده دارد افرادی که هیجان خواهی بالایی دارند، تحریک بیرونی و دائمی مغز را ترجیح می دهند، از کارهای عادی زود خسته می شوند و مرتبا در جستجوی راه هایی برای افزایش انگیختگی از طریق تجربه های هیجان انگیزند. اما افراد با هیجان خواهی کم، هجوم مداوم تحریک مغزی را ترجیح می دهند و کارهای عادی را نسبتا خوب تحمل می کنند (عسگری، عنایتی، عسگری و روشنی،1390).

5-2-2 اصول اساسی نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده ی کرامبولتز( HLT )
گزاره ی اول :هدف از مشاوره ی شغلی عبارتست از، کمک به مراجعان تا یاد بگیرند که برای دستیابی به شغل و زندگی رضایت بخش تر چه اقداماتی بکنند و به تنهایی تصمیم گیری نکنند.
هر کلمه در این عبارت

دیدگاهتان را بنویسید