مشکلات ساختاری

دانلود پایان نامه

نقش باوربه این اصل به دوبعد باز می‌گردد: نخست، آموزش امور دینی به ویژه زندگی؛ زیرا شناخت تعالیم دین، پس ازکلام خداوند ازطریق سخنان اولیای دین می‌باشد. به گونه‌ای که حتی استفاده صحیح ازکلام خداوند، نیزمبتنی برشناخت ودرک این سخنان است؛ و دیگر الگوپذیری از اولیای دین؛ درزمینه چگونگی روابط اعضای خانواده ونوع رفتارها، پیروی وهمانندسازی با آن‌ها. زیرا افراد برای یادگیری شیوه رفتار و برخورد مناسب در خانواده، به نمونه‌های عینی رفتاری درهمه ابعاد نیازمند هستند. چنان‌چه قرآن افرادی راکه بدنبال کمالات هستند دعوت می‌نماید که پیامبر را به‌عنوان الگویی نیکو در نظر گیرند (احزاب، 21) و چنان‌چه بیان شد، رفتار بزرگان دین از اولین تا آخرین مرحله زندگی خانوادگی درس آموز است.
3) اعتقاد به معاد: وان باور به وجود زندگی پس ازمرگ، حسابرسی اعمال، پاداش و مجازات افرادبراساس رفتار‌هایشان است. این اعتقاد بر همه ابعاد زندگی انسان اثرگذار است لیکن در اینجا منظور تاثیر برجنبه‌های خانوادگی می‌باشد.
امروزه علی‌رغم پیشرفت‌های علمی‌ و کاهش مشکلات زندگی، اضطراب‌ها و نگرانی‌ها رو به فزونی است. بخشی از این مشکلات دراثراحساس بی هدفی و پوچی درزندگی است. (یونگ کارل، 1370) باور نداشتن به زندگی پس از مرگ نیز این مشکل را بیشترمی‌کند که این امر بر خانواده اثر نامطلوب گذاشته است. در خانواده به علت عدم توجه به اهداف متعالی، به کارکرد‌های محدود زندگی خانوادگی اکتفاشده و خانواده‌ها در اثرب ی هدفی به راحتی به جدایی و انحلال کشیده می‌شوند. اعتقاد به زندگی پس ازمرگ، خانواده را متوجه اهداف پایداری می‌کند که موجب پیوند بیشتر اعضای خانواده می‌شود. (هاپ واکر، 1382) این باور، افراد را با وجود مشکلات گا‌هی شدید، به حمایت عاطفی از یکدیگر یاری نموده، باعث احساس رضایت بخشی می‌ گردد.
اثر دیگر این انگاره، باتوجه به پاداش‌ها و نعمت‌های اشاره شده اخروی، ایجاد انگیزه در افراد و تشویق آن‌هاست. توجه به این وعده‌ها و آسایش در زندگی اخروی، افراد را برمی‌انگیزد که رفتار‌های خود را در جهت کسب این نعمتها سوق دهند. (زخرف، 70و72)
از اثرات دیگر این باور که بنحوی بااثردوم مرتبط می‌گردد، مقابله مناسب بامشکلات زندگی (ازقبیل مصیبتها، فقروتنگدستی، ازدست دادن عزیزان، بیماری) می‌باشد. زیرابرخی مشکلات جبران ناپذیربوده، افراد صرفا با توجه به پاداش‌های زندگی اخروی خود را آرامش می‌بخشند.
ازدیگراثرات این باور، نقش مهارکنندگی وبازدارندگی آن می‌باشد. بسیاری ازمشکلات خانواده به عدم مهار رفتار‌هایی باز می‌گرددکه افراد را به تعدی به حقوق یکدیگر، تحمیل به دیگران و پرخاشگری‌ها می‌کشاند. یاداوری عواقب بدتعدی به حقوق دیگران وعدم انجام مسوولیتها، تاحدی تاثیربازدارندگی از رفتار‌های نامناسب رادارد. (تحریم، 6)
پایبندی به ارزش‌های اخلاقی نیز، از مهم‌ترین توصیه‌های آیات قرآن و موکدترین سفارشات پیشوایان دین می‌باشد.
4-9. پاکدامنی
در آموزه‌های دینی از صفاتی همچون پاکدامنی به‌عنوان تاکیدات مصرح در کفویت یاد شده است. وَ الطَّیباتُ لِلطَّیبینَ وَ الطَّیبُونَ لِلطَّیباتِ (نور، 26) «و زنان پاک براى مردان پاک و مردان پاک براى زنان پاک‏اند» تصریح قرآن به تعلق افراد پاک ووارسته به افرادپاک، دلیل دیگری بر همتایی زن و مرد در تقوا، دوری از گناهان و دین داری است (سالاری ص 30) طیب به معنای بودن هر چیزی بر وضع اصلی خود است به طوری که از هر چیزی که آن را کدر و فاسد کند خالی و عاری باشد چه اینکه از آن تنفر بشود و چه نشود. به همین جهت طیب را در مقابل خبیث به کارمی‌برند که مشتمل بر خبایث زاید بر اصل خود باشد. (طباطبایی، ج 12، 1374) ضرورت مجانست و هم سنخی در طهارت و پاکی میان دو فرد در ساختار خانواده از پیام‌های مهم این کلام است.
طبع پاکی که به گناهان آلوده نشده، طالب پاکی است چنین طبعی جز مجذوب پاکی نمی‌شود و به خود جذب نمی‌کند. هم‌چنان‌که پیش تر اشاره شد تا سنخیت نباشد، دو موجودمتخالف با یکدیگر اتحاد پیدا نخواهند کرد. چنان‌چه فرد پلید لیاقت بیش از آن را نداشته به همان پلیدی متمایل است. الْخَبیثاتُ لِلْخَبیثینَ وَ الْخَبیثُونَ لِلْخَبیثات (نور، 26) «زنان پلید براى مردان پلید و مردان پلید براى زنان پلیدند. » آیات متعددبه پاکی وطهارت همسران بهشتی اشاره می‌نماید. لَهُمْ فی‌ها ازْواجٌ مُطَهَّرَه (بقره، 25) در آنجا (بهشت) براى ایشان همسرانى پاکیزه است. پاک از همه آلودگی‌هایی که در این جهان ممکن است داشته باشند. پاک از نظر روح و قلب و جسم وتن (مکارم شیرازی، ج 1، 1373) )
تنها وصفی که برای همسران بهشتی در این آیات بیان شده وصف مطهره (پاک و پاکیزه) است و اشاره‌ای است به اینکه اولین و مهمترین شرط همسر پاکی و پاکیزگی است و غیر از آن همه تحت الشعاع آن قرار دارد. طهارت یعنی علاوه بر آلوده نبودن به هر گونه گناه، از نظر روحی نیز دارای صفای باطن ند. آن سان که گرد رذایل اخلاقی که معمولا به پیوند و ساختار خانواده آسیب می‌رساند، به اینه جانشان ننشسته است. (کمالی، 1386) مراد ازطهارت، طهارت از همه قذاوت‌ها و مکارهی است که مانع از تمامیت الفت و التیام و انس می‌شود چه قذاوت‌های ظاهری و خلقتی و چه قذاوت‌های باطنی و اخلاقی.
از پیامبر (ص) نقل شده که فرمودند: از گیاهان سر سبزی که بر مزبله‌ها می‌روید بپرهیزید عرض کردند،‌ای پیامبر منظور شما از این گیاهان چیست؟ فرمود: زن زیبایی است که در خانواده الوده‌ای پرورش یافته. (طباطبایی، ج 1، 1374)
از این رو «احصان» در آموزه‌های دینی مورد توجه قرار گرفته و یکی از شروط ساختاری خانواده به حساب می‌اید. کلمه احصان به معنای منع است و محصن که جزء «طیبات» محسوب شده درمعانی مختلفی از جمله فرد پاکدامن و عفیفی که خود را از آلودگی و روابط نامشروع منع و محافظت می‌کنند به کار رفته است. (مایده، 5، انبیاء، 91، تحریم، 12، نساء، 25، نور، 4و23)
از نکات قابل توجه در آیات مربوطه این است که پاکدامنی، در هر مذهبی که باشد یک ارزش می باشد وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الْمُومِنات وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الَّذینَ اوتُوا الْکِتابَ مِنْ قَبْلِکُم (مایده، 5) و دیگراینکه این صفت، هم برای مردان و هم برای زنان، شرط شده است (محصنات، محصنین) (قرائتی، ج 3، 1382)
4-9-1. پاکدامنی پنهان
علاوه بر موارد یاد شده، آموزه‌های دینی، درمعیارعفاف قدم فراترنهاده، افراد را حتی از برقراری رابطه دوستانه با جنس مخالف بر حذر می‌داردواینگونه اشخاص را شایسته انتخاب نمی‌داند. در واقع هر گونه رابطه چه آشکار و چه پنهان ممنوع بوده و حرام می‌باشد (برزگر شانی، 1386) ودر توصیه‌هایی جداگانه هر دو فرد (هم مردان وهم زنان) را از اینگونه انتخاب‌ها بر حذر می‌دارد. مُحْصِنینَ غَیرَ مُسافِحینَ وَ لا مُتَّخِذی اخْدانٍ (مایده، 5) پاکدامن باشید نه زناکار، و نه آن‌که آنان را در پنهانى معشوقه خود گیرید. مُحْصَناتٍ غَیرَ مُسافِحاتٍ وَ لا مُتَّخِذاتِ اخْدان (، نساء، 25) پاکدامن باشند نه زناکار و نه گیرندگان دوست پنهانى. مُحْصَناتٍ غَیرَ مُسافِحاتٍ یعنی نه مرتکب خلاف بطوراشکارولا مُتَّخِذاتِ اخْدان ونه دوست پنهانی بگیرند.
4-9-2. تقوا
تقوا نیزکه ازمراتب بالای ایمان است به معنای خویشتنداری و پای‌بندی به ارزش‌های اخلاقی می‌باشد. تقوا یک عامل درونی است. کسی که اهل تقوا باشد، پای‌بند مسائلی است و خود به خود از بسیاری رفتار‌های نامناسب دوری می‌کند. فردی که خداوند را حاضر و ناظر می‌بیند دست به هر کاری نمی‌زند و در رعایت حقوق خانواده، عدم آزار، فراهم آوردن زمینه اسایش و آرامش، حفظ ابروی آنان، همچنین عفت و پاکدامنی خود، از دیگران موفق تراست. تقوا مهم‌ترین عامل بازدارندگی در موقعیت‌های حساس می‌باشد از امیرالمومنین نقل است که فرمودند: هر که از درون خود پند دهنده و بازدارنده‌ای نداشته باشد، عوامل بیرونی برای او فایده‌ای نخواهد داشت (دشتی، 1369)
بسیاری از مشکلات ساختاری و بدنبال آن کارکردی و اختلافات بدلیل انست که طرفین به اصول و ارزش‌های دینی و اخلاقی خود و فرد مقابل پای‌بند نیستند و رفتار‌های خلاف و ناشایستی را مرتکب می‌شوند بدون اینکه از آن بیمناک باشند. حفظ عفت و تقوا برای ساختار و ادامه زندگی سالم، ضروری است. این ارزش نه‌تنها از دید مذهب که حتی از دید انسانی هم برای تداوم حیات خانوادگی لازم است زیراحیات خانوادگی در سآیه پاکدامنی بدست می‌اید. (حسینی، 1380)
خصلت‌های پاک بشری ناشی از خداباوری و تقوا پیشگی است و تقوا پیشگی نیز حاصل توحید و معاداندیشی است.
امام حسن (ع) به مردی که نزد ایشان آمد و درباره ازدواج دخترش با امام مشورت کرد، فرمود: او را به همسری مردی باتقوا در اور؛ زیرا اگر دختر تو را دوست داشته باشدگرامی‌اش می‌دارد و اگر دوستش نداشته باشد، به او ستم نمی‌کند. (طبرسی، ج 1، 1362)
آموزه‌های قرآنی کرامت را منحصر در تقوا می‌نماید آن اکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ اتْقاکُمْ (حجرات، 13) بى‏تردید گرامى‏ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست.
اتْقاکُمْ یعنی بلندمرتبه‌ترین شما در تقوا کسی است که بیشتر از گناهان بپرهیزد و بیشتر از خدا اطاعت کند (الطبرسی، ج 6، 1379) علامه طباطبایی می‌فرماید:اسلام اجتماع منزلی که همان ازدواج باشد را اصل در این باب قرار داده نخست به مساله مذکر و مونث بودن انسان‌ها و به امر ازدواج و اجتماع کوچک منزلی توجه داده است یا آیها النَّاسُ انَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ انْثى‏… آن اکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ اتْقاکُمْ (طباطبایی، ج 4، 1374)
تقوا با تعبیر لباس نیز بیان شده است. وَ لِباسُ التَّقْوى‏ ذلِکَ خَیر (اعراف، 26) و لباس تقوا بهتر است. مقصود از لباس تقوا لباس عفاف است زیرا شخص عفیف هم مانندکسی که لباس به تن دارد عیبش پوشیده است
آنگونه که در لباس مادی، پوشش عیوب، حفاظت از سرما و گرما و زیبایی مطرح است، تقوا هم عامل پوشش عیوب است، هم نگهدارنده عیوب است، هم نگهدارنده از گناه و هم مایه‌ی زیبایی معنوی انسان می‌باشد نیاز زن و مرد به یکدیگر دو طرفه است و هر یک برای پوشش نیاز‌های طبیعی خود به دیگری نیازمند است. هُنَّ لِباسٌ لَکُمْ وَ انْتُمْ لِباسٌ لَهُن (بقره، 187) ایشان پوشش شما و شما پوششى هستید براى آنان. زنان جامه ستر و عفاف شما و شما نیز لباس عفت آن‌هایید. در قرآن از چند چیز به عنوان لباس یاد شده است که همسر و تقوا از این مقوله اند. در تشبیه همسر به لباس، نکات و لطایف بسیاری نهفته است:
لباس باید در طرح و رنگ و جنس مناسب انسان باشد، همسر نیز باید کفو انسان و متناسب با فکر و فرهنگ و شخصیت انسان باشد.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   ماوراءالنهر