مراحل ﺗﻌﻬﺪ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ و انواع آن

– اﺟﺰا و مراحل ﺗﻌﻬﺪ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ:

از ﺗﻌﻬﺪ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ ﺗﻌﺎرﻳﻒ ﻣﺘﻌﺪدی ﺑﻪﻋﻤﻞ آﻣﺪه اﺳـﺖ. ﺗﻌﻬـﺪ ﺳـﺎزﻣﺎنی اﻏﻠﺐ ﺑﺎ ﻋﺒﺎرات زﻳﺮ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺷﺪه اﺳﺖ:

  1. ﺗﻤﺎﻳﻞ ﻗﻮی ﺑﺮای ﺑﻘﺎی ﻋﻀﻮﻳﺖ در ﻳﻚ ﺳﺎزﻣﺎن ﺧﺎص.
  2. ﺗﻤﺎﻳﻞ ﺑﺮای ﺗﻼش ﺑﺴﻴﺎر زﻳﺎد ﺑﺮای ﺳﺎزﻣﺎن.
  3. ﺑﺎور ﻗﺎﻃﻊ در ﻗﺒﻮل ارزشﻫﺎ و اﻫﺪاف ﺳﺎزﻣﺎن (جعفری و همکاران، 1389).

ﺑﻴﻜﺮ ﻣﻌﺘﻘﺪ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺗﻌﻬﺪ ﻋﺒﺎرت اﺳﺖ از ﭘﻴﻮﺳﺘﻦ ﺑﻪ ﺳﺎزﻣﺎن و اﻧﺠـﺎم ﺷﻐﻞ ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﺳﻪ ﺟﺰء:

  1. اﻃﺎﻋﺖ و ﭘﻴﺮوی ﻳﺎ ﺳـﺎزﮔﺎری و ﻫﻤﻨـﻮاﻳﻲ ﺑـﺎ ﺳـﺎزﻣﺎن از ﻃﺮﻳـﻖ ﻣﻜﺎﻧﻴﺰمﻫﺎی ﭘﺎداش و ﺗﻨﺒﻴﻪ؛
  2. ﺣﺴﺎس ﻫﻮﻳﺖ و ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ ﻳﺎ ﺗﻤﺎﻳﻞ ﺑﻪ ﺗﻌﻠﻖ ﺧﺎﻃﺮ و واﺑﺴﺘﮕﻲ
  3. دروﻧﻲ ﻛﺮدن ﻳﺎ ﺗﺠﺎﻧﺲ ارزشﻫﺎی ﻓﺮد ﺑـﺎ اﻫـﺪاف و ارزشﻫـﺎی ﺳﺎزﻣﺎن (جعفری و همکاران، 1389).

علاوه بر این مراحل تعهد سازمانی کارمندان به شرح زیر ذکر شده است:

1)     پذیرش: در این مرحله شخص نفوذ دیگران را برای به دست آوردن چیزی مانند حقوق

می پذیرد.

2)     تعیین هویت کردن یا همانندسازی: در این مرحله شخص نفوذ را به منظور ادامه روابط ارضاکننده و خود مطرحی می پذیرد. افراد به خاطر پیوستن به سازمان احساس غرور می کنند.

3)      درونی شدن: در این مرحله فرد متوجه می شود که ارزش های سازمان ماهیتاً و ذاتاً پاداش دهنده هستند و با ارزشهای شخصی فرد منطبق می باشند (استیرز و پورتر، 1991).

 

2-2-2-4- جوانب یا انواع تعهد سازمانی:

هرسی و بلانچارد[1] (1989) اظهار می دارند که مدیران اثربخش در مجموعه ای مرکب از تعهدات زیر اتفاق نظر دارند و هریک از تعهدات زیر فوق العاده در کار مدیریت موثر و با اهمیت است (هرسی و بلانچارد، 1989):

1-    تعهد نسبت به مشتری یا ارباب رجوع[2]:

اولین و شاید مهمترین تعهد سازمانی بر مشتری تاکید دارد. مدیران ممتاز می کوشند به مشتریان خود خدمت مفید ارائه دهند. مدیران از دو طریق عمده تعهد خود را نسبت به مشتری نشان می دهند؛ یکی انجام خدمت و دیگری ایجاد اهمیت برای او.

2-   تعهد نسبت به سازمان:

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   تعریف لغو ی شخصیّت

دومین تعهد مدیریت بر سازمان تاکید دارد. مدیر موثر خود تصویرگر افتخار سازمان خویش است. مدیر این تعهد را به گونه ای مثبت به سه طریق نشان می دهد. خوش نام کردن سازمان، حمایت از مدیریت رده بالا و عمل کردن براساس ارزشهای اصلی سازمان.

3-  تعهد نسبت به خود:

سومین تعهد تکیه بر شخص مدیر دارد. مدیران ممتاز تصویری قوی و مثبت از خویش برای دیگران رقم می زنند. آنها در همه موقعیتها به عنوان قدرتی قاطع عمل می کنند. این مطلب را با خدمت به خود و یا خودپرستی نباید اشتباه گرفت. تعهد به خود در سه فعالیت خاص مشخص می شود: نشان دادن خودمختاری، مقام خود را به عنوان مدیر تثبیت کردن و قبول انتقاد سازنده.

4-   تعهد نسبت به افراد گروه کاری:

چهارمین تعهد مدیریت بر کار تیمی و فرد فرد اعضای گروه تاکید دارد. مدیران ممتاز نسبت به کسانی که برای آنها کار می کنند ایثار نشان می دهند. این عمل به استفاده مدیر از شیوه صحیح رهبری به منظور کمک به افراد در حصول توفیق در انجام وظایفشان اشاره دارد. تمایل مدیر به صرف وقت و انرژی و کار روزانه با زیردستان نشان دهنده تعهد مثبت او نسبت به مردم است. بخصوص سه عمل حیاتی از اجزای تشکیل دهنده این تعهد هستند. نشان دادن علاقه مندی مثبت و بازشناسی، دادن بازخورد پیشرفتی و ترغیب ایده های نوآورانه.

5-   تعهد نسبت به کار یا وظیفه:

پنجمین تعهد مدیریت بر وظایفی تکیه دارد که باید انجام گیرند. مدیران موفق به وظایفی که مردم انجام می دهند، معنا می بخشند. آنان برای زیردستان کانون توجه و جهت را تعیین کرده، انجام موفقیت آمیز تکالیف را تضمین می کنند. چنین تعهدی زمانی عملی است که هدف اصلی و صحیح، سادگی و عمل گرایی آن حفظ شود و موجب مهم جلوه دادن تکلیف شود (اسماعیلی، 1381).

[1]– Hersey & Blanchard

[2] – Client