مبانی انسان شناختی

دانلود پایان نامه

نیاز به محبت و تعلق داشتن در کودکان و سایر اعضای خانواده، در محیط خانوادگی به خوبی می‌تواند ارضا شود. عضویت در خانواده‌ای که مملو از عشق و محبت است، پاسخگوی بسیار بنیادی به این نیاز است.
سطح پایین‌تر نیاز به احترام، به‌ام احترام اجتماعی شامل احتیاج برای مورداحترام قرار گرفتن، مقام و پایگاه اجتماعی، شهرت، به رسمیت شناخته شدن، مورد توجه قرار گرفتن، اعتبار داشتن، مورد تقدیر و قدردانی قرار گرفتن و حتی غلبه و تسلط داشتن است. نوع بالاتر آن نیاز به عزت نفس می‌باشد و شامل احساساتی مانند اعتماد به خود، صلاحیت و شایستگی، پیروزمندی، تسلط، عدم دلبستگی و آزادی می‌باشد. که اگر براورده نشود نتیجه آن داشتن عزت نفس پایین و عقده حقارت است.
فرانیاز‌ها یا نیازهای مربوط به خودشکوفایی و تحقق خویشتن نیروی شان را از میل آدمی به رشد و بالندگی کسب می‌کنند و عبارتند از نیازهای فرد برای رسیدن به آن‌چه که در حداکثر توان و استعداد دارد. نیازهای خودشکوفایی مواردی چون کنجکاوی، اشتیاق به شناخت، یادگیری، کسب حقیقت، دانش اندوزی، تجربه کردن، درک زیبایی و نظم و هماهنگی را شامل می‌شود. خودشکوفایی یک فرایند است نه یک حالت، فرایند رشد، یعنی شدن و بالیدن (لفرانسوا، 1997)
براورده ساختن نیازهای سطوح بالاتر، در مقایسه با ارضاء نیازهای پایین‌تر، به شرایط بیرونی (اجتماعی، اقتصادی و سیاسی) بهتری نیاز دارد.
خودشکوفایی بیشترین تحقق و رضایت خاطر از استعداد‌ها و امکانات و توانایی‌های فرد را موجب می‌شود. حتی اگر تمام نیازهای فرد ارضا شده باشد چنان‌چه خود را شکوفا نگرداند، بی‌قرار، ناکام و ناخشنود خواهد بود. (مزلو، 1367)
مازلو ویژگی‌های خود شکوفا را به شرح زیر توصیف کرده است: داشتن درک درستی از واقعیت، توانایی پذیرش خود و دیگران، همدلی نسبت به دیگران، طبیعی بودن، مشکل محوربودن، به عوض خود محور بودن، علاقه‌مند به تنهایی و خلوت، مقاومت در برابر همشکل شدن با دیگران.
از نظر او انسان کامل کسی است که به بالاترین سطح نیاز‌ها دست بیابد یعنی اگر فرد نیازهای چهارگانه پیش از نیاز به خودشکوفایی را براورده سازد اما به مرحله خود شکوفایی نرسیده باشد انسان کاملی نیست. نیاز به خودشکوفایی در افراد مختلف متفاوت است در یک شخص ممکن است به صورت نیاز به رویاندن گیاه جلوه کند در دیگری به‌صورت مادر خوبی شدن و در شخصی دیگر به‌صورت شاعر یا نویسنده شدن. و در کوتاه بیان، یک فرد هر چه که می‌تواند باشد، باید باشد.
2-22. خود شکوفایی
ازدواج از یک منظر، ایجاد تحول در سبک و کیفیت زندگی است. زیرا الگوی جدیدی از ارتباطات انسانی می افریند. این تغییرات شامل مولفه‌های گوناگون از جمله انگیزه زندگی است. همسران به درستی در می‌یابند که انگیزههایشان در مقایسه با گذشته از جهات کمی و کیفی دگرگون شده و اکنون برای حفظ و تداوم زندگی، انگیزه‌های بیشتری دارند. یکی از این انگیزه‌ها، تلاش برای رشد و بالندگی است به ویژه در افرادی که ازدواج را نوعی پیوند فکری و فرهنگی تلقی می‌کنند، بیش از سایرین از زمینه های رشد و پویایی برخوردارند.
افراد دارای این گونه اندیشه هم‌چنان جستجوگری از فرصت‌های ممکن برای گسترش شخصیت خود بهره می‌جویند. گام برداشتن در این مسیر، احساس موفقیت و سعادتمندی به افراد می‌دهد. به بیان الپورت چیزی که به زندگی شور و هیجان می بخشد تعقیب است نه تسخیر، راه است نه مقصد، تلاش است نه کامیابی. (شولتس، 1977) انگیزه به کمال رسیدن همسر، همانند انگیزه کمال شخصی، در زندگی مشترک، موثر و نیرومند است. در این رویکرد، هر یک از همسران صرفا در اندیشه رشد فردی خود نیستند بلکه دغدغه رشد همسرشان را نیز دارند و همین امر، زمینه‌ساز ازدواج متعالی و موفق خواهد شد اظهار این نقش از سوی همسران انگیزه آنان را در استمرار امر، تقویت خواهد نمود.
از آنجا که خانواده اولین و اساسی‌ترین محل برای پاسخ‌گویی به نیازهاست و هیچ گروه اجتماعی را مانند خانواده نمی‌توان یافت که بتواند به تمامی نیازهای انسان پاسخ دهد، در واقع این نهاد اجتماعی جایگاه منحصر به فردی دارد به نحوی که می‌تواند در ارضای تمامی ‌نیاز‌های روانی انسان نقش اساسی ایفاکند. خانواده‌ای که نتواند به این نیاز‌ها به نحو مناسب پاسخ بگوید، در این زمینه دچار بدکارکردی است. زندگی معقول، حاصل پاسخ متعادل به نیازهای اساسی زوجین است پاسخ به برخی نیاز‌ها و معطل گذاشتن برخی دیگر، نمیتواند به زندگی موفقی منجر شود. در صورت تامین بیشتر نیازهای روانی، زمینه برای خودشکوفایی فراهم می‌شود. از هم یاریهای همسران تلاش برای اشکار شدن توانمندی‌ها و ظرفیت‌ها و بهره‌برداری مناسب هر یک از آن‌هاست.
2-22-1. بررسی خودشکوفایی در منابع اسلامی
در مبانی انسان شناختی اسلام، انسان موجودی قابل رشد وتعالی مداوم است. (شورای عالی انقلاب فرهنگی، 1390) حق نفس هر فرد بر خود این است که دراخرین حد توانایی، وجود خود را به کمال برساند. (غفوری،1387)
بنابراین، ارضای متعادل نیاز‌ها نه‌تنها موجبات سلامتی جسمی و روانی فرد را تامین می‌کند، بلکـه او را در مسیر خود شکوفایی قرار می‌دهد. مسلما تـا زمانیکه فرد به میزانی از تعـادل روحـی وروانـی نرسـیده باشد، نمی‌تواندزمینه متعالی کردن خود را فراهم کند.
برای خودشکوفایی تضادهای درونی فرد نیز باید شناخته و حل گردد. این امر، مقدمه ای برای وحدت شخصیت بوده و خود شکوفایی را ممکن می‌سازد. بخش عمده ای از خود شکوفایی، در پرتو فضیلت های اخلاقی امکان پذیر است. برای رشد و گسترش جنبه اخلاقی فرد باید رابطه خود را با خدا، معنویت و دیانت محکمتر ساخته، سپر دفاعی نیرومندی در برابر هجوم ناملایمات روحی در خود ایجاد کرده، ارزشهای زندگی را شناخته و از آن‌ها محافظت نماید.
ازدواج، موقعیتی را برای هر دو فرد مهیا می‌سازد تا در پرتو زندگی مشترک نخست به بخشی قابل توجهی از نیازهای اساسی خود در محیطی سالم پاک و مشروع پاسخ دهند و با تکیه بر آرامش به دست آمده از آن قادر به پذیرش مسوولیت‌ها و وظایفشان گردند. آرامش حاصل از امنیت موجب میشود که فرد بتواند به احتیاجات دیگر خود از حیث روحی و روانی بیندیشدو این از جایگاه‌هایی است که جامعیت و ظرافت کلام الهی اشکارتر می‌گردد چرا که در تبین هدف تشکیل خانواده، به مولفه هایی همچون آرامش روحی، ایجاد پیوند های دوستی و صمیمیت میان همسران، اشاره شده است. (روم، 21) و ثانیا به تامین نیازهای رشد و بالندگی خود، اهتمام ورزند.
برای شناخت بهتر و بیشتر خودشـکوفایی، می‌توان از آیات سـوره فرقان (63-76) که بـه معرفـی ویژگی بندگان خدا با عنوان عبـاد الرحمن پرداختـه و تصویری از سیرت یک انسان کامل و نشـانه هایی از بندگان خدای رحمان را ارائه کرده است، بهره جست. بردباری، یکتاپرستی، احترام به جان انسان‌ها،، تقدم عقل خرد، عفت وپاکدامنی، دعا برای همسر وفرزندان و برای رهبری افراد پرهیزکاربرخی از این صفات را تشکیل می‌دهد.
2-23. فرزندپروری
روش تربیتی والدین در تکوین شخصیت و سازگاری فرزندان با شرایط مختلف اجتماعی موثر است. نقش کیفیت رفتار والدین بر عملکرد تحصیلی، روابط با همسالان و سازگاری در دوره نوجوانی مشخص شده است. (مکوبی، 1989) بسیاری از جامعه‌شناسان و روان‌شناسان بر این اعتقاد هستند که ریشه بسیاری از انحرافات شخصیتی و اجتماعی فرزندان را باید در روش‌های نامطلوب تربیتی والدین با فرزندان جستجو کرد. (معاونت پژوهش گروه روان‌شناسی، 1388) شیوه‌های تربیتی والدین سبب پیدایش شخصیت‌های مختلف و رفتار‌های اجتماعی مختلف در فرزند می‌گردد. (اعزازی، 1380) همچنین بر بروز نابهنجاری‌های رفتاری اثرقابل توجهی دارد. نقش کیفیت رفتار والدین بر عملکرد تحصیلی، روابط با همسالان و سازگاری دردوره نوجوانی مشخص شده است. (فقیهی، 1385)
همچنین خانواده اولین محل ارتباط اجتماعی کودک به شمار می‌رود. در سال های اولیه تنها روابط موجود برای کودک رابطه او با والدینش است. کنش متقابل و رابطه عاطفی بین فرزندان و والدین به انتظارات و واکنش‌های فرزندان در روابط اجتماعی آینده شکل می‌دهد. اعتقادات، ارزش‌ها و نگرش های فرهنگی توسط والدین پالایش می‌شوند و به صورتی بسیار منسجم و منتخب به فرزندان ارائه می‌شود. شخصیت، نگرش‌ها، طبقه اجتماعی، اقتصادی، عقاید مذهبی تحصیلات و جنسیت پدر و مادر در ارائه ارزش‌های فرهنگی و معیارهای آن‌ها بر فرزندان تاثیر می‌گذارد. (گیلتون و پارک، 1373)
در مواقعی که خانواده بتواند با روابط آموزشی صحیح، فرزند را به سمت خود جذب کند، تاثیر نیروهای دیگر، گرچه با فرهنگ رایج خانواده مخالف باشند، به حداقل خواهد رسید و در صورت موافقت نیز شدت خواهد یافت. چنان‌چه اعضای خانواده با روابط نادرست خود در برابر فرزند نقش دافعه داشته باشند، طبیعتا عوامل دیگر که رابطه آنان با فرزندان، بهتر و آموزشی تر از خانواده باشد. می‌توانند بر روی شخصیت آنان تاثیری به سزا داشته باشند.
مساله انتخاب روش‌های مطلوب تربیتی از جمله مسائلی است که ذهن والدین را به خود مشغول داشته است تا از توانمندی های بالقوه و استعدادهای درونی فرزندان به نحو مطلوب بهره برداری گردد. از مهم‌ترین مباحث تاثیر روش‌های تربیتی والدین بر رشد قابلیت های اجتماعی کودکان مربوط به حوزه فرزند‌پروری می‌باشد. (دارلینگ و استینبرگ، 1993) فرزندپروری فعالیت پیچیده ای شامل روش‌ها و رفتارهای ویژه است که بطور مجزا یا در تعامل با یکدگر بر رشد کودک تاثیر می گذارد. در واقع پایه و اساس شیوه فرزندپروری مبین تلاش های والدین برای کنترل و اجتماعی کردن کودکان شان است. (بامرایند، 1991) البته باید توجه داشت که در این تعریف روش‌های بهنجار فرزندپروری مورد نظر است و روش‌هایی چون سوء استفاده از کودکان را در بر نمی‌گیرد.
پارسونز، چنان که اشاره شد دو کارکرد اساسی یعنی اجتماعی کردن و شکوفایی شخصیت فرزند را برای خانواده در نظر می‌گیرد. برخی نیز روش‌های فرزند‌پروری را براساس تفاوت‌های والدین در کنترل فرزندان متمایز کرده‌اند. (دارلینگ، 1999)

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   قانون آیین دادرسی مدنی