مبانی انسان شناختی

دانلود پایان نامه

حالت فرد با ایمان در کشور هستى، مانند حالت فردى است که در کشورى زندگى مى کند که قوانین و دستورهاى حکومتى آن کشور را صحیح و عادلانه مى‌داند، به حسن نیت گردانندگان اصلى کشور نیز ایمان دارد و قهرا زمینه ترقّى و تعالى را براى خودش و همه افراد دیگر فراهم مى بیند و معتقد است: تنها چیزى که ممکن است موجب عقب ماندگى او بشود تنبلى و بى تجربگى خود او و انسآن هایى مانند اوست که مانند او مکلف و مسوولند. از نظر چنین شخصى، مسوول عقب ماندگى او خودش است، نه تشکیلات کشور و هر نقصى وجود دارد از انجاست که او و امثال او وظیفه و مسوولیت خویش را انجام نداده‌اند. این اندیشه طبعا او را با خوش بینى و امیدوارى به حرکت و جنبش وا مى دارد و براى غلبه بر مشکلات، از هیچ تلاشى فروگذار نیست.
اما یک فرد بى ایمان در کشور هستى، مانند فردى است که در کشورى زندگى مى کند که قوانین کشور را فاسد و ظالمانه مى‌داند و چاره اى جز پیروى ندارد. درون چنین فردى همواره پر از عقده، کینه و اضطراب است. او هرگز به فکر اصلاح خودش نمى افتد. چنین کسى هرگز از جهان لذت نمى برد و جهان براى او همواره مانند یک زندان هولناک است و سبب بروز اضطراب در وجود او مى شود. قرآن کریم مى فرماید: «و مَن اعرض عَن ذکری فانَّ له معیشه ضنکا»؛ هرکس از توجه و یاد من رو برگرداند، زندگى سخت و پر از فشارى خواهد داشت. بنابر این تفسیر و تعبیر وقایع و رویدادهای زندگی در خانواده متکامل خوش بینانه است. افراد خانواده نه خوشبینی افراطی دارند و نه به بدبینی مرضی دچارند بلکه واقع بینی متمایل به مثبت (خوش بینی متعادل) بر روابط و رفتارهایشان حکمفرماست.
از امیر المومنین نقل است که فرمودند:حُسْنُ الظَّنِّ راحَه الْقَلْبِ وَ سَلامَه الدّینِ؛ حسن‌ظن مایه آرامش قلب و سلامت دین است. (شریف الرضی، 1379)
4-19-1-3. امیدوارى
خانواده متکامل با ابزار ایمان، هدفمندی و خوش بینى، به نتیجه مطلوب تلاش هاى خود امیدوار است. در منطق این گونه افراد، جهان نسبت به تلاش هاى انسان‌ها بى طرف و بى تفاوت نیست، بلکه دستگاه آفرینش حامى افرادى است که در راه حق و حقیقت و درستى و عدالت و خیرخواهى تلاش مى کنند: «ان تَنصُروا اللّهَ ینصُرکُم»; اگر خدا را یارى کنید (در راه حق گام بردارید) خداوند شما را یارى مى کند. (محمد، 7) اجر و پاداش نیکوکاران هرگز هدر نمى رود: «انَّ اللّهَ لا یضیعُ اجرَ المُحسنین» (توبه، 90). خانواده با هدفمندی قرب خدا، به کمک او امیدوار است و در بحرآن هاى زندگى و براى دست یابى به اهدافش دست یارى به سوى او دراز مى کند و این امید به خدا مانع از ابتلا به اضطراب مى شود.
4-19-1-4. اطمینان خاطر
از دیگر فواید ایمان به خدا اطمینان خاطر است. انسان فطرتا جویای سعادت خویش است و از تصور رسیدن به سعادت غرق در مسرت می‌گردد و از فکر یک آینده شوم و مقرون به محرومیت لرزه بر اندامش می افتد و سخت دچار دلهره و اضطراب می‌گردد. آن‌چه مایه سعادت انسان می‌شود دو مقوله تلاش واطمینان به شرایط محیط. است چنان که موفقیت یک دانش اموز معلول سعی و تلاش وی و مساعدت و آمادگی محیط. می باشد.
در مورد مدرسه و تشویق و ترغیب و تقدیر اولیاء مدرسه، یک دانش اموز پرتلاش و کوشا اگر به محیطی که در آنجا درس می خواند و معلمی که اخر سال نمره می‌دهد اعتماد نداشته باشد و نگران یک رفتار غیر عادلانه باشد، در تمام ایام سال دلهره و اضطراب سراپای وجودش را می‌گیرد. هدفمندی الهی به حکم اینکه به انسان به فردی که یک طرف معامله است نسبت به جهان که طرف دیگر معامله است، اعتماد و اطمینان می بخشد، دلهره و نگرانی نسبت به رفتار جهان را در برابر انسان زایل می‌سازد و به جای آن به او آرامش خاطر می‌دهد.
4-19-15. صبر و بردباری در برابر مشکلات
تلاش برای رسیدن به هدف وباور مندی آن، در افراد نیروى مقاومت مى‏افریند. شکیبایى را میوه یقین دانسته‌اند، هر که را بعدالتخداونداعتقاد داشته باشد می‌داند که بازاى هر مصیبت و بلایى، عوض و ثوابى وجود دارد. حضرت علیه السلام درحکمت 109 بالاترین صفات یک مومن را حیا وصبر او می دانند. «لا ایمان کالحیاءوالصبر«؛ هیچ ایمانی مانند شرم وشکیبایی نیست (زیرا بااین دو ایمان کامل می‌گردد). ایشان می فرمایند: «الصبر راس الایمان»؛ صبر به منزله سربرای پیکرایمان است. ایشان، اولین پایه ی ایمان را صبر برشمرده اند واین به دلیل اهمیت فوق العاده ی صبر است. آن چنان که ایمان بدون صبرهیچ فایده ای ندارد. (همان)
4-19-1-6. پی گیری اهداف
در این خانواده، تعقیب هدف هیچ گاه پایان نمی‌پذیرد. لذا هنگام رسیدن به هر یک ازاهداف واسطی، بی درنگ انگیزه نوینی آفریده می‌شود، در واقع انگیزه‌ها، حرکت، فعالیت‌ها و رشد تعطیلی ندارد. «فَاذا فَرَغْتَ فَانْصَب» (انشراح، 7) توجه افراد خانواده غالبا معطوف به آینده است با توجه به اهداف بلند مدت، برای تعالی خانواده برنامه ریزی می‌شود. بنابراین به هدفی نیاز دارند که توجهشان را به آینده معطوف میسازد. لیکن جهت همه اهداف بسوی هدف متعالی قرب الی الله است که بر تمام امور خانواده سیطره دارد و والاترین غایت در نظر گرفته می‌شود. یا آیها الْانسان انَّکَ کادِحٌ الى‏ رَبِّکَ کَدْحا فَمُلاقیهِ (انشقاق، 6)
یکی از موارد مهم در ذیل اصل هدفمندی، توجه به مفهوم موفقیت می‌باشد. داشتن خانواده موفق و کارآمد و متعالی نیاز باطنی هر انسان است اما تفاوت ادم‌ها در تفسیری ست که از «موفق بودن و کارآمدی» دارند برخی موفق بودن را با پیروز شدن مطابق می دانند با این پندار که هر شخص پیروز است یعنی موفق است، در حالیکه به لحاظ معنا و مفهوم این دو متفاوت هستند موفق از ریشه «و ف ق» و به معنای وفق و تطابق است، هر گاه در زبان عرب دو چیز بر هم بطور تام منطبق باشند و بخواهنداین انطباق را به زبان بیاورند می گویند وفق دارد پس موفق است با این تعبیر یعنی وقتی فردی کاری را انجام دهد که «حقا و عدلا و صدقا» باید آن را انجام می داد در این صورت او «موفق» است یعنی آن‌چه را انجام داده وفق تام دارد با آن‌چه می باید انجام دهد. لذا آرزوی موفق بودن برای افراد بدین معناست که آن‌چه را فرد انجام می‌دهد، وفق تام داشته باشد با آن‌چه باید انجام دهد و این همان حقیقت «توفیق» می‌باشد. ولی پیروز کسی است که در کاری برنده شده است و ممکن است این پیروزی از راه فریب، خطا یا خیانت باشد نه از راه انصاف و اعتدال؛ در این صورت فرد پیروز هست، اما هرگز موفق نیست، زیرا عمل او با «حق و عدل و صدق» که ملاکهای اساسی «راستی و درستی»یک عمل در نزد خداوند است انطباق ندارد.
فهم تدریجی و تربیتی این معنا باید در محیط خانواده صورت گیرد و فرزندان با فرهنگ «موفق بودن» با تلاش و توکل آشنا شوند. پیروز شدن را نه به هر طریقی که باطریق درست یعنی مطابقت با سه ملاک اصلی صحت عمل و صحت عامل، که بیان شد، پی گیری کنند.
خانواده بهترین محل برای فهم تدریجی و تربیتی این اصول مهم و کارآمد کمال گراست تا فرزندان دریابند که برای رسیدن به خواسته هاو اهداف صحیح، از مسیرهای صحیح نیز باید عبور کنند. این مفهوم اساسی علاوه بر هدف گیری صحیح یک خوداگاهی و مراقبت دایم ایجاد میکند تا افراد براساس آن دایما بر روی رفتار‌ها و گفتارهای خود نظارت و مدیریت کنند. بنابراین خانواده با بن مایه های علمی، دینی، راز کارآمدی را نه در کامروایی صرف که باید در کمال گرایی جستجو کند.
4-19-2. اصل مسوولیت پذیری
گزاره تجویزی برگرفته از پاسخ سوال اول: تقوی از مهم‌ترین عناصر‌ی است که باید در ساختار خانواده لحاظ شود.
گزاره توصیفی: فرد با تقوی دارای احساس مسوولیت است.
گزاره تجویزی نتیجه شده از دو گزاره مقدماتی اول ودوم: افراد با تقوی در برابر خانواده خود باید احساس مسوولیت داشته باشند. و از آنجا که یکی از جنبه‌های مسوولیت افراد کمک و همراهی به رشد یکدیگر است، نتیجه می‌گردد که افراد خانواده در برابر رشد یکدیگر مسوول هستنند.
تقوی در اصل از ماده «وقی یقی وقآیه» به معنای قراردادن خویش در پناهگاه است. (راغب اصفهانی، 1412ق). و در اصطلاح شرع به معنای خویشتن داری در برابر گناهان است.
به عبارت دیگر تقوی یک نیروی بازدارنده‌ای است که به صورت یک ملکه نفسانی و نیروی درونی در وجود انسان است. تقوا در آیات و احادیث به زاد و توشه، (بقره، 197)، لباس (اعراف، 26)، دژ نیرومندو مرکب راهوارتشبیه شده است. تقوا نشانه ایمان به مبدا و معاد و معیار فضیلت و افتخار و مقیاس سنجش شخصیت محسوب می‌شود. آن اکْرَمَکُمْ عِنْدَاللَّهِ اتْقاکُمْ (حجرات، 13)
از آثار تقوا علاوه بر انسان سازی، آزادگی و رستگاری در اخرت، مسوولیت پذیری نیز می‌باشد (خطبه متقین) فرد با تقوا از زیر بار مسوولیت‌های شرعی شانه خالی نمی‌کند و مشتاقانه می‌پذیرد و سختی‌ها و مشکلاتش را هموار می‌کند. داشتن روحیه تقوا، موجب تقویت احساس مسوولیت پذیری است.
یکی از مبانی انسان شناختی تربیت اسلامی‌انست که انسان موجودی مکلف است و نسبت به انجام تکالیف خود، نخست در برابر خداوند و سپس دیگران مسوولیت دارد (شورای عالی انقلاب فرهنگی، 1390)
الزام به این تکالیف دو وظایف فردی یا جمعی نسبت به خداوند، خویشتن، خلق (انسان‌های دیگر) و خلقت (سایر موجودات زنده، ‌محیط زیست، طبیعت و حتی موجودات ماوراء طبیعی) متناسب با توانایی و وسع مکلفین و با رعایت شرایط عمودی تکلیف (عقل، بلوغ، علم، قدرت، اختیار و ازادی) از سوی خداوند و صرفا در جهت خیر و کمال بندگان صورت می‌پذیرد. مسوولیت آدمی‌در بینش توحیدی فقط در مقابل خداوند متعال اصالت دارد. اما در بسیاری از موارد در نظام معیار دینی، ادای برخی وظایف نسبت به افرادی مشخص، ملازم و مساوق با رعایت حقوق آن‌ها قرار گرفته است. دایره مسوولیت فرد مومن و مسلمان، تقریبا به همه‌ی عناصری که به شکلی با آدمی‌در ارتباط هستند، گسترده است.
تقوا با احساس مسوولیت رابطه مستقیم دارد زیرا احساس مسوولیت بدین معناست که فرد از الزام‌های درونی و باید‌هایی از درون پیروی نماید. بایدی که در عین حال، هم الزام اور است و هم فرد نسبت به آن احساس یگانگی و خودی دارد. (باقری، 1382) این احساس مسوولیت نسبت به دیگران مستلزم فرا رفتن از خودخواهی با هدف خدا خواهی می‌باشد و صرفا در پرتو مسوولیت در برابر خداوند شکل می‌گیرد.
مسوولیت‌های انسان شامل مسوولیت‌های عبودی، فردی و اجتماعی است واین بعد به مسوولیت اجتماعی اشاره داردو منشاء آن، طبیعت اجتماعی انسان است و تکامل فرد وآمدار این صفت است. یکی از مسوولیت‌های اجتماعی، وظایف مربوط به خانواده است که قدما از آن به «تدبیر منزل» تعبیر می‌نمودند. و از حساس‌ترین و مهم‌ترین مسوولیت‌های اجتماعی محسوب می‌شود. قُوا انْفُسَکُمْ وَ اهْلیکُمْ نارا (تحریم، 6) و کوتاهی در این امر سبب خسران می‌باشد. الَّذینَ خَسِرُوا انْفُسَهُمْ وَ اهْلیهِمْ یوْمَ الْقِیامَه الا ذلِکَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبین. (زمر، 15)

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   وکالت در طلاق