مالیات

دانلود پایان نامه

«… چون که همه هستند، همه آن‌ها که تو از دستشان پا به گریز داری… همه آن‌ها که تو کشته- مردۀ دیدنشان هستی!»(دولت…، 1368، 2249)
کف به لب آوردن: کنایه از خشمگین شدن و به صدای بلند پرخاش کردن (نجفی، 1387)
«… دیدیشان؛ این جمعیت سینهچاک را دیدی چه جور خون از چشم‌هایشان بیرون می‌زد؟ دیدی چه جور کف به لب آورده بودند؟…»(دولت…، 1383، روزگار…، ج2، 183)
کف دست کسی مو نداشتن: کنایه از مفلس و بیچیز بودن او و امید کمکی از او نداشتن(انوری، 1383)
«گلمحمد گفت: آخر ما از کجا بیاریم مالیات بدهیم؟ این کف دست من! اگر می‌توانی یک دانه موی از آن بر کن.»(دولت…، 1368، 672)
کفش و کلاه کردن: کنایه از آماده شدن برای رفتن به جایی(آذرلی، 1388)
«پیغام آورد که بهادر ارباب … خواسته که عبدوس کفش و کلاه کند و برود خانه اربابی.»(دولت…، 1383، روزگار…، ج2، 150)
کلاغ سر انگشت کسی نجاست کردن: هنگامی گفته می‌شود که کسی پول مفت به دست آورده باشد.(انوری، 1384) خضرایی«کلاغ به دستش… است» آورده: به شوخی به کسی که پول مفت و آسان نصیبش میگردد گویند.(بر اساس یک عقیده سنتی است که گویند اگر کلاغ به دست کسی فضله بیندازد پول نصیب آن شخص میشود.)(خضرایی، 1382)
«شایدم تا یکی دو سال دیگه به قول فرمایش شما ناخن ما به یه جایی گیر کرد و آمدیم تو را ورداشتیم و بردیم. روزگار که به بخت ما قسم نخورده. اول و آخر یه دفعه ام که شده کلاغ سر انگشت ما نجاست می‌کند.»(دولت…، 1383، ادبار…، 57-56)
کلفتگو: کنایه از کسی که عادت به گفتن سخن‌های درشت و کنایه‌های نیش دار دارد.(نجفی، 1387)
«نایبعمو کلفت گوی و به درانداز بود.»(دولت…، 1383، روزگار…، ج1، 141)
کله پرگوشت: این عبارت در منابع موجود نبود و انوری در فرهنگ کنایات عبارت «کله خشک»، «کله پوک» و «کله کدو» را که مترادف با این عبارت می‌باشد به مفهوم کنایی کودن، احمق، کندذهن و سرپوک و بیمغز به کار برده است.
«مخصوصاً که خود آن مرد کله پرگوشت، لخت، تنبل و لندهور به همه چیز عالم شبیه بود الا به آدمیزاد.»(دولت…، 1383، روزگار…، ج3، 592)
کله خر: کنایه از احمق یک دنده، بیشعور لجوج(نجفی، 1387)
«این مردکۀ کلهخر عاقبت دست ما را توی حنا می‌گذارد.»(دولت…، 1368، 178)
کله شق: لجوج و مستبد به رأی.(نجفی، 1387)
«خانعمو گفت: … اگر کلهشقی می‌کردم، معلوم نبود که سرم را یکجوری زیر آب نکنند.»(دولت…، 1368، 2119)
کله کسی بوی قورمه سبزی دادن: کنایه از مقاصد و دعاوی سیاسی داشتن یا حرف‌های بالاتر از حد خود زدن که پرداختن به آن‌ها خالی از خطر نباشد.(نجفی، 1387)
«این داداشت انگار کلهاش بوی قورمه سبزی می‌دهد!»(دولت…، 1383، روزگار…، ج3، 436)
کَله گربهای: کنایه از درشت. «باید در سرِ خوردن هول نزند و لقمههای کله گربهای برندارد.»(نجفی، 1387) لقمه بسیار بزرگ(ثروت، انزابینژاد، 1377)
«… خوب که بلدی سر سفره لقمه‌های کله گربه‌ای ورداری! پس وقت کار چرا دست و پایت می‌لرزد؟»(دولت…، 1383، روزگار…، ج2، 80)
کمر را بستن: کنایه از آماده کاری شدن(انوری، 1383) این عبارت کنایی در این بیت از فردوسی نیز دیده می‌شود:
«همه شهر ایران جگر خستهاند
به کین سیاوش کمر بستهاند»

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   دانستنی های مربوط به تمرین