فعالیت های اقتصادی

دانلود پایان نامه

نتیجه گیری
نفت برای رشد و توسعه پایدار اقتصاد جهانی به عنوان یک کالای حساس، حیاتی، سیاسی و راهبردیِ استثنایی به شمار آمده و می آید و برای دول صنعتی شمال و کشورهای نوظهور اقتصادی نظیر کشورهای حوزه “بریکس”، تامین و امنیت و دسترسی مستمر و قابل اطمینان به آن همراه با یک قیمت معقول(از نظر آنها) از ارزش راهبردی و اولویت بالای امنیتی برخوردار بوده و هست.
مطالعات پژوهشی “آنکتاد” در رابطه با تجارت بین المللی نفت نیز نشان می دهد اهمیت راهبردی آن بر اقتصاد جهانی و اهمیت و تاثیر قاطع آن بر سایر بخش های اقتصادی و رشد و توسعه پایدار اقتصادی کشورهای جهان، آن چنان بوده وهست که درگذشته تجارت بر روی آن به عنوان تجارت یک کالای راهبردی خاص مورد توجه دولت مردان کشورهای صنعتی شمال و همین طور کشورهای نفت خیز قرار داشته است، به نحوی که سال هاست بدون وجود هرگونه موافقتنامه بین المللی خاصی در حوزه نفت و از جمله در رابطه با بهره بر داری از منابع نفت و عرضه جهانی آن، تجارت آن به عنوان یک کالای راهبردیِ اسثتناییِ و خاص عمدتاً در یک فضای سیاسی راهبردی صورت می گیرد و نه بر مبنای موافقتنامه های بین المللی.
یکی دیگر از نتایج حاصل از این فصل نشان می دهد که نفت خام در عین اینکه یک کالای حیاتی راهبردی استثنایی برای رشد پایدار اقتصاد جهانی است در حال طی نمودن “پیک نفتی” نیز هست و کمیاب شدن آن به خودی خود بر اهمیت آن می افزاید؛ کمیابی و حائز اهمیت بودن آن فی نفسه به کنترل کنندگان آن در صحنه بین المللی، قدرت چانه زنی بالایی به منظور کسب، حفظ و توسعه منافع ملی اِعطاء می نماید.
با همه این اوصاف، نفت برای کشورهای در حال توسعه نفت خیز هم یک چالش جدی حقوقی امنیتی است و هم یک فرصت راهبردی قاعده سازی حقوقی برای فعالیت های اقتصادی تجاری در هزاره سوم؛ چالش جدی حقوقی امنیتی به این مهفوم که کشورهای قدرتمند شمال در راستای حفظ، کسب و توسعه منافع اقتصادی امنیتی خود با رویکردهای گوناگون اعم از رویکردهای سیاسی، نظامی و حقوقی به دنبال کنترل منابع نفت جهان هستند، و نیز دارا بودن منابع نفت و کنترل آن یک فرصت است؛ به این معنا که دارا بودن منابع نفت در نظام بین المللی کنونی برای تعیین معیار و قاعده سازی حقوقی در راستای تخصیص منابع اقتصادی و تامین منافع حیاتی به خودی خود یک ابزار راهبردی استثنایی به حساب می آید.
فصل دوّم
دورنمای کلّی سازمان جهانی تجارت
مقدمه
“نظام برتون وودز” و “گاتِ” ناشی از آن و سپس تاسیس “سازمان جهانی تجارت” زائیده مذاکرات دول موسس آن است، هر گونه فعالیت و اقدامی هم که در این سازمان صورت می گیرد، مبتنی بر مذاکرات و توافقات ناشی از نتایج مذاکرات قبلی دول عضو و متکی بر اراده آنها است.
این سازمان مهمترین سازمان بین المللی است که تقریباً به شکل جهانی در امور اقتصادی تجاری فعالیت می کند، وگفته می شود حدود 90 % تجارت جهانی را ( از نظر جمعیّت جهان )تحت کنترل خود دارد.
این سازمان به همان اندازه سازمانی جدید است که یک سازمان قدیمی محسوب می شود. از یک سو، از لحاظ منطقی و تاریخی، جدید است چرا که موافقتنامه مراکش که ایجاد کننده آن است، تنها در اوّل ژانویه سال1995 لازم الاجرا گردید.
از سوی دیگر، این سازمان تداوم بخش یک ایده قدیمی در زمینه تجارت بین الملل است که در دهه 1940 میلادی پدیدار شد و بعد از پایان جنگ جهانی دوم در سال 1947 در قالب موافقتنامه ای شکل قطعی به خود گرفت که نهایتاً در سال 1948 تحت عنوان موافقتنامه عمومی تعرفه و تجارت یا “گات” لازم الاجرا گردید.
به هر حال،”گات” در طول مدت 47 سال بعد؛ یعنی، تا اوًل ژانویه 1995 زمانی که سازمان جهانی تجارت جایگزین آن گردید به عنوان ستون فقرات و قواعد اصلی حاکم بر تجارت بین المللی به شمار می رفت.
بدین ترتیب، سازمان جهانی تجارت از لحاظ اسنادی شامل موافقتنامه گات اصلاح شده مشهور به “گات 1994″، همراه با حدوداً 60 سند تجاری جدید دیگر نظیر موافقتنامه های مربوط به تجارت خدمات، تجارت مربوط به مالکیّت فکری، یک نظام قوی تر حل و فصل اختلافات تجاری نسبت به نظام حل اختلافات “گات”، یک ساز و کار(مکانیسم)تجدید نظر در سیاست های تجاری دول عضو و اسنادِ مربوط به وظایف و تکالیف دول عضو آن سازمان می باشد که همگی روی هم رفته این سازمان را تشکیل می دهند. از لحاظ ساختار و سازمان نیز، این سازمان بر خلاف “گات” که تنها به عنوان یک موافقتنامه موقت تلقّی می شد ، سازمانی دائمی و جهانی به شمار می رود.
علاوه بر این، سازمان جهانی تجارت سه وظیفه اصلی بر عهده دارد. اوّل، این سازمان سازمانی شکل گرفته مبتنی بر اراده و مذاکرات دول عضو آن تلقّی می شود که اعضای آن از لحاظ حقوقی از قبل بر روی یک سری قواعد و اصول همه جانبه تجاری که مبنایی را برای ثبات و قابل پیش بینی بودن فعالیًت های تجاری آنها است توافق دارند.
دوًم، وظیفه دوّم این سازمان عبارت است از فراهم نمودن ساز و کاری(مکانیسمی) که قواعد و اصول بنیادین آن را تقویت نماید. در این حوزه، نظام حل و فصل اختلافات این سازمان، رویکردی را فراهم می سازدکه در آن اختلافات دول عضو در زمینه تفسیر موافقتنامه ها و قواعد و اصول این سازمان می تواند آسان تر از گذشته حل و فصل گردد.
سوّم، سوّمین وظیفه سازمان جهانی تجارت عبارت است از فراهم نمودن مجمع یا مکانی برای انجام مذاکرات بین دول عضو راجع به کاهش موانع تجاری بین آنها. در اسناد این سازمان رویکردی پیش بینی شده است که مبتنی برآن اعضای آن بتوانند در قالب نشست ها و یا دورهای تجاری، ساز و کار حذف موانع تجاری را به طور مستمر مورد مذاکره و ارزیابی های دوره ای قرار دهند.
همین طور، بر اساس اسنادآن، این سازمان مکانی را برای مذاکرات تجاری چند جانبه و فرآیندی را برای تکمیل، اصلاح و اجرای سند نهایی و سایر موافقتنامه ها و متون حقوقی مربوط به دور اروگوئه فراهم می نماید.
بر اساس وظایف این سازمان، در مقام مقایسه رابطه بین تولید و تجارت، در نیم قرن گذشته امور تجاری رشد بیشتر و سریعتری نسبت به رشد تولید جهانی در همین مدت داشته است؛ تا جائی که گفته می شود رشد تجارت جهانی به عنوان موتور رشد تولید و امور اقتصادی بسیاری از کشورهای جهان عمل می نماید.
البته از لحاظ کمّی، هنوز تعیین نتایج و حجم آثار مثبت اقتصادی اجرای وظایف فوق الذکر و رعایت اصول اقتصادی تجاری این سازمان برای دول عضو آن به طور دقیق امکان نداشته و مشخص نیست ؛ لیکن برآورد شده است، احتمالاٌ آثار اقتصادی اجرای نظام چند جانبه اقتصادی تجاری و حقوقی گات/ سازمان جهانی تجارت برای دول عضو بسیار مفید، جذّاب و عظیم بوده که دول عضو این نظام از 23 عضو در سال 1948 میلادی به 157 عضو در پایان سال 2012 میلادی رسیده است.
گفتار اوّل- سابقه تاریخی سازمان جهانی تجارت

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   خشونت و پرخاشگری