عوامل موثر درافزایش قدرت

1 سطح مقطع عضله

قدرت عضله با قطر آن نسبت مستقیم دارد. یعنی هر چه قطر یا سطح مقطع عضله بیشتر باشد، قدرت آن نیز بیشتر خواهد بود. زیرا حجم زیادی از تارهای عضلانی را تارچه های عضلانی  تشکیل می دهند که حاوی پروتئین های انقباضی و تنظیمی انقباض می باشند و بنابراین، هر چه سطح مقطع عضله (قطر عضله) بیشتر باشد اجزای انقباضی عضله هم بیشتر خواهد بود و در نتیجه، نیروی بیشتری در عضله تولید خواهد شد. البته به این نکته باید توجه داشت که رابطه بین سطح مقطع عضله با نیروی تولید شده در عضله، به طور کامل، خطی نیست و این حاکی از نقش عوامل دیگر (عصبی، مکانیکی و کیفیت عضلانی) در تولید نیروی عضلانی می باشد (رجبی، 1375).

 

2-28-2 نوع تارهای عضلانی

هر چند به نظر می رسد که بیشترین نیروی تولیدی تارهای عضلانی نوع I و نوع IIa ، IIc و IIx به شرط برابر بودن سطح مقطع، به یک تحریک واحد (تکانه عضلانی) برابر باشد، اما وقتی تواتر تحریک به مقدار حداکثر خود افزایش یابد (نیروی تولید شده در حالت کزاز عضلانی)، تارهای نوع انقباض، به ویژه IIx ، بیشترین نیروی خود را تولید خواهند نمود، چون با تواترهای بالاتری به حالت کزاز می رسند. بنابراین، عضلاتی که تارهای عضلانی تند انقباض زیادتری دارند، نسبت به عضلات هم اندازه ای که تارهای کند انقباض در آنها بیشتر می باشد، نیروی بیشتری را هنگام تحریک های پر تواتر از خود نشان خواهند داد (تیپتون[1]، 2006).

 

2-28-3 نوع واحدهای حرکتی فعال

واحدهای حرکتی تند انقباض (نوع II) در یک عضله معین، بزرگ تر از واحدهای حرکتی کند انقباض (نوع I) در همان عضله می باشند. بزرگتر بودن واحد حرکتی به معنی بیشتر بودن تعداد تارهای عضلانی در آن عضله (بیشتر بودن سطح مقطع) می باشد و در نتیجه، موجب تولید نیروی بیشتری نسبت به واحدهای حرکتی کوچک تر (کمتر بودن سطح مقطع ) می گردد (تیپتون، 2006).

 

2-28-4 تعداد واحدهای حرکتی فعال

هرچه تعداد واحدهای حرکتی که در یک عضله و یا گروهی از عضلات همکار به طور هم زمان منقبض می شوند، بیشتر باشد، قدرت عضله بیشتر خواهد بود. به طور مثال: عضله دو سر بازو در دست چپ و راست، می تواند به دلیل تفاوت در تعداد واحدهای حرکتی فعال در دو عضله باشد. این موضوع، نشان دهنده نوعی مهار عصبی است که برخی واحدهای حرکتی را از فعالیت باز می دارد. در حقیقت، واحدهای حرکتی به وسیله گروهی از نورون ها کنترل می شوند. این نورون ها توانایی انتقال تکانه های تحریک کننده و یا بازدارنده را دارند. انقباض داشتن یا نداشتن تارهای عضلانی، به مجموع تکانه های رسیده شده به یک واحد حرکتی در همان زمان، بستگی دارد. واحد حرکتی، زمانی فعال می شود که تکانه های تحریک کننده به آن، بیش از تکانه های بازدارنده و فراتر از زمان آستانه تحریک باشند. سپس، حداکثر نیروی عضله یا گروه عضلانی، زمانی ایجاد خواهد شد که تمام واحدهای حرکتی موجود آن، به طور هم زمان (هماهنگی درون عضلانی و بین عضلانی) و با حداکثر تواتر تحریک شوند، ولی در عمل، این مهم در شرایط معمولی و در افراد غیر ورزشکار، و  به ویژه در واحدهای حرکتی تند انقباض امکان پذیر نخواهد بود. زیرا برانگیختگی واحد حرکتی، با توجه به اندازه آن انجام می شود. تارهای کوچک و کند انقباض اکسایشی، در سطح پایینی برانگیخته می شوند، به دلیل  که این تارها آستانه پایین تری برای فعالیت دارند، در صورتی که واحدهای حرکتی که قدرت ذخیره یک عضله (تفاوت بین ظرفیت تولید نیروی عضله و حداکثر نیروی ارادی) را تعیین می کنند، واحدهای حرکتی تند انقباض است (تیپتون، 2006).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   تجربیات آموزشی معلمان ابتدایی | کاملترین نمونه های رایگان سال تحصیلی 97-98

2-28-5 هم انقباضی عضلات مخالف

در بدن انسان هر دو نوع عضلات موافق و مخالف می توانند در انجام یک حرکت فعال شوند. در شرایط معمولی و مطلوب، زمانی که عضلات موافق، تحریک هایی برای انقباض دریافت می کنند، عضلات مخالف آن ، مهار می شوند که به این نوع مهار، مهار متقابل گویند. در بعضی حالت ها، به ویژه در حرکات سریع و حرکاتی که دقت در آنها بالا است، فعالیت عضلات مخالف، ممکن است هم زمان با فعالیت عضلات موافق انجام شود. بنابراین، هم انقباضی عضلات موافق، نیروی خالص عضلانی را برای اجرای یک حرکت، کاهش می دهد و هر چه هم انقباضی کمتر باشد، سطح مهار کوچکتر می شود که نتیجه آن نیروی خالص عضله موافق بیشتر می شود (رجبی، 1374).

 

2-28-6 سن و جنسیت

قدرت در مردان، تا حدود 25 سالگی و در زنان، تا حدود 20 سالگی، رشد فزاینده ای دارد. ولی پس از آن، رشد قدرت کم کم متوقف می شود و سپس وارد یک روند مرحله نزولی می شود. البته افزایش یا کاهش قدرت به میزان زیادی بستگی به نوع فعالیت فرد دارد. به وسیله تمرین، میتوان سالها بعد از 25 سالگی، قدرت خود را افزایش داد و یا آنرا نزدیک به حداکثرحفظ نمود. همچنین جنسیت می تواند در میزان قدرت، به ویژه در دوران پس از بلوغ دختران، نقش اساسی داشته باشد. تا قبل از دوران بلوغ، در میزان قدرت پسران و دختران هم سن، اختلافی مشاهده نمی شود، ولی بعد از بلوغ، قدرت مردان، به طور قابل توجه ای، افزایش می یابد که دلیل آن، افزایش سطح هورمون تستوسترون و سنتز پروتئین‌های انقباضی می باشد. پس، اگر قدرت، نسبت به سطح مقطع عضله مقایسه شود، این گونه به نظر می رسد که تفاوت جنسیتی وجود داشته باشد (رجبی، 1374).

[1]  Tipton