عوامل تعیین کننده کیفیت زندگی و متغیرهای آن

عوامل نه گانه ی  کیفیت زندگی و شاخص‌های به‌کار گرفته شده در نمایش چنین عواملی عبارتند از:

–      تعالی مادی : سرانه تولید ناخالص ملی

–      سلامتی : امید به زندگی در بدو تولد

–      ثبات سیاسی و امنیت : نرخ ثبات سیاسی و امنیت

–      زندگی خانوادگی : نرخ طلاق

–      زندگی اجتماعی : نرخ حضور در اماکن مذهبی یا عضویت در سندیکاها

–      اقلیم و جغرافیا : عرض جغرافیایی ، شرایط اقلیمی بین گرمتر و سردتر را مشخص می کند.

–      امنیت شغلی : نرخ بیکاری

–      آزادی سیاسی : متوسط شاخص های آزادی های مدنی و سیاسی

–      برابری جنسیتی : نسبت متوسط درآمد زن و مرد (خوارزمی، 1388).

 متغیرهای کیفیت زندگی

متغیرهای کیفیت زندگی در دو بعد عینی و ذهنی طبقه بندی می‌شوند.

 متغیرهای عینی کیفیت زندگی

متغیرهای عینی متغیرهایی هستند قابل سنجش و مربوط به محیط و شرایط زندگی که خود در دو بعد فردی و اجتماعی قابل دسته بندی‌اند (خوارزمی،1388).

الف- بعد فردی

این بعد شامل متغیرهایی است که رابطه فرد را با شرایط خاص زندگی فرد، از جمله امکانات لازم برای برخورداری از یک زندگی سالم و راحت تعریف می‌کنند.

مهم‌ترین این شرایط به شرح زیر‌ند:

  • ü رفاه مادی: داشتن شغل و درآمد مناسب
  • ü تغذیه مناسب: پژوهش‌‌ها نشان می‌دهد که میان تغذیه نامناسب سال‌‌های اول زندگی، به ویژه تا 2 سالگی و تحریکاتی که در این سن مغز دریافت می‌کند، با رشد ذهنی و از آن مهم تر کسب مهارت‌‌های اساسی، به ویژه مهارت دست و پنجه نرم کردن با مشکلات زندگی رابطه ای قوی وجود دارد. می‌گویند کمبود چنین مهارت‌‌هایی بیش از سیگار و کلسترول باعث مرگ ناشی از سکته قلبی و سکته مغزی شده است. به نظر این پژوهشگران فراهم آوردن شرایط برای تغذیه مناسب نوزادان و کودکان مهم‌ترین وظیفه دولت است. زیرا اینان سرمایه‌‌های انسانی آینده، در جوامعی هستند که در آن مسایل بیش از پیش پیچیده و تکنولوژیک می‌شوند و بدون مهارت‌‌های لازم، فرد نمی‌تواند زندگی خود را اداره کند.
  • ü مسکن مناسب و راحت
  • ü زندگی در محیطی سالم
  • ü سلامتی
  • ü دسترسی به خدمات با کیفیت: (آموزش و بهداشت و درمان و خدمات عمومی‌از جمله حمل و نقل عمومی‌و تلفن و آب و برق و خدمات فرهنگی و امکانات تفریحی و به تازگی دسترسی به اینترنت پر سرعت و وسایل ارتباطی مدرن)
  • ü دسترسی به امکانات ورزشی

ب- بعد اجتماعی

انسان ذاتا موجودی است اجتماعی و زندگیش در رابطه با دیگرانی معنا می‌یابد که در سطوح مختلف با او در ارتباطند.  بعد اجتماعی شامل شرایطی است که رابطه فرد را با دیگران در خانواده و در سازمان‌‌هایی که در آن کار می‌کند و یا عضویت دارد و در جامعه – در رابطه با حکومت و دولت – تعریف می‌کند.

مهم‌ترین این متغیرها عبارتند از:

  • ü زندگی خانوادگی سالم و راحت: به نظر می‌رسد در دریای توفان خیز عصر حاضر، خانواده بهترین لنگرگاهی باشد که تا به امروز بشر اختراع کرده است. کمک به افراد در کسب مهارت‌‌های لازم برای مدیریت پیچیده مسایل به شدت غامض شونده خانواده‌‌های امروزین، وظیفه راهبردی دولت است.
  • ü زندگی سازمانی سالم و پربار: به معنای کار در سازمانی که تعادل میان کار- زندگی را بر هم نزند .ما بهترین و پربارترین ساعات روزمان ( به طور معمول از 8 یا 9 صبح تا 4 یا 5 بعد از ظهر) و بهترین سال‌‌های عمرمان (به طور معمول از 23-25 سالگی تا 53-55 سالگی) را در اختیار سازمان‌‌هایی قرار می‌دهیم که در آن کار می‌کنیم. یعنی باارزش‌ترین بخش عمرمان. پرسش مهم این است که سازمان‌‌ها با آن چه می‌کنند؟
  • ü جامعه محلی و کیفیت روابطی که در آن جریان دارد. رابطه با همسایگان، با اهل محل و کسب و کارهایی که از آن‌‌ها خرید می‌کنیم و…
  • ü دوستان و آشنایان و میزان صمیمیت و اعتماد متقابل بین فرد و آنانی که سرمایه اجتماعی فرد را تشکیل می‌دهند.
  • ü امنیت سیاسی: تأمین آزادی‌‌ها و حقوق اساسی فرد، از جمله آزادی بیان و برخورداری از حقوقی چون حق توسعه و پیشرفت، حق ارتباط، حق اطلاع، حق انتخاب غذا و لباس و حق شاد زیستن و…
  • ü امنیت اقتصادی و اجتماعی
  • ü فضای عمومی‌ کشوری که هویت ملی فرد به آن تعلق دارد و جایگاه و اعتبار آن کشور در جامعه بین‌الملل و جامعه جهانی: زندگی در جامعه ای امن، باثبات، دارای آینده ای مطمئن و نوید بخش و دارای نظام حکومتی که دغدغه‌اش بهبود مستمر کیفیت زندگی مردم باشد.
این مطلب مشابه را هم بخوانید :   تعریف کلاهبرداری؛ جرم کلاهبرداری چیجوری محقق می شه؟ 

متغیرهای عینی کیفیت زندگی

اما همان گونه که گفته شد، انسان با تصوراتش درباره واقعیت و برداشت‌‌ها و ذهنیت‌‌هایی که درباره واقعیت دارد، زندگی می‌کند.

از این رو، متغیرها و مؤلفه‌‌های ذهنی کیفیت زندگی نیز از اهمیت بالایی برخوردارند و چه بسا بخش مهمی‌از احساس نارضایتی مردم مرفه در جوامع پیشرفته ناشی از عوامل ذهنی باشد. زیرا در این جوامع، شرایط عینی مطلوب، برای بخش‌‌های مهمی‌از جمعیت، تا حدودی تحقق یافته است.

مهم‌ترین معیارهای ذهنی کیفیت زندگی، به این شرح‌اند (خوارزمی،1388):

  • ü نگاه فرد به زندگی : نگاه فرد به مرگ عزیز، رنج، بیماری، درد، کمبودها، فقرو محدودیت‌‌ها؛ تعریفی که شخص از زندگی و معنای آن دارد؛ فلسفه ای که آگاهانه برای زندگی خویش تعریف کرده و یا ناخودآگاه در ذهن دارد؛ نگاهش به طبیعت و به هستی. به طور کلی جهان بینی فرد که نگاهش را به زندگی شکل می‌دهد. جهان بینی آموختنی است.
  • ü این احساس فرد که حقوقش، البته حقوقی که بدان آگاهی دارد، تا چه حد در جامعه تأمین و یا پایمال می‌گردد.
  • ü ارزیابی فرد از این که تلاش‌‌های خانواده و جامعه تا چه حد به بهبود زندگی او و تأمین نیازهایش کمک کرده است.
  • ü نیازهای فرد، که به ویژه در جهان امروز، از ترکیبی پر تنوع و مدام در حال تغییر برخوردار است. فهرست نیازهای انسان معاصر به دلیل زندگی در محیطی که به شدت تحت کنترل بازاری است که محرکه‌اش نوآوری است، از مرز هزار نیاز گذشته است. موتور اقتصاد مدرن، مصرف لجام گسیخته است و جامعه مدرن بدون رشد مصرف نمی‌تواند به حیات خود ادامه دهد.

در این معنا و با توجه به قابلیت شگفت انگیز ذهن انسان در تعریف و بازسازی واقعیت و توانایی دستکاری در جهان بینی، می‌توان گفت نیازهای معنوی نقشی اساسی در کیفیت زندگی انسان دارند.

نیازهای معنوی کیفیت زندگی

  • ü کنجکاوی : انسان موجودی است که با کنجکاوی خود نه تنها به کشف و دستکاری در قوانین بنیادین طبیعت از جمله قوانین ماده و اطلاعات و ژن دست زده و برای خود سپهری آفریده، متفاوت با سپهر طبیعی و البته مصنوع انسان، بلکه افزون بر آن، می‌تواند فارغ از دغدغه کشف و یا اختراع و دستکاری و خلق، آزاد و بی خیال به تماشای طبیعت بنشیند و از درک سحر و افسون و کشف رازهای آن غرق در حیرت و لذت شود(خوارزمی،1388).
  • ü میل به شناخت و درک و فهم جهان پیچیده و پرابهام و گیج کننده
  • ü تخیل و تجسم : ساختن واقعیت به هر شکل آن در ذهن و خیال و تلاش برای تحقق آن در قالب هنر، علم و تکنولوژی
  • ü میل شدید به رشد و توسعه و یادگیری مستمر
  • ü نیاز به جستجوی معنایی برای هستی و سعی در تعریف این معنا در رابطه خود با دیگران که تجلی آن عشق است و یا یافتن معنایی در رابطه با طبیعت ویا فضا و کیهان و یا در رابطه با خدا و با کل هستی.
  • ü نیاز به خود شکوفایی و تعالی و توسعه مستمر که به گفته ابراهام مزلو، روان شناس، عالیترین سطح نیاز انسان است.