عناصر مهم معنویت در محیط کار

عناصر مهم معنویت در محیط کار

تئوری yداگلاس مک کریگور که در سال 1960بیان شده است ،یک عنصرمهم در معنویت محیط کاراست .مگ گریگوردریافته بود که هم مدیرانی که از تئوری xاستفاده می کنندو هم آنهایی که از تئوری yاستفاده می کننددر رسالت خود شکوفایی درگیرند .مدیران تئوری xبه طورحقارت گونه ای درباره کارکنان فکر می کنند ولی مدیران تئوریy،هوش و عاطفه کارکنانشان رامورد توجه قرارمی دهند و نتایج بالایی را به آنها نسبت می دهند.ارتباطات نیزعنصر مهم دیگری در معنویت در محیط کاراست.”مدیریت به وسیله گشتن در اطراف”وقرار گرفتن در کنار دیگران،به طریقی منظم باعث می شود تا از فیلتر شدن اطلاعات نزد سطوح بالاجلوگیری شود.عنصر دیگر،ارتباط متقابل بین افراد است.اصل حسن نیت درونی منجر به حسن نیت بیرونی و عملکرد می شود. (ماکز و دیمن[1] ،2008، 101)

در تحقیق دیگری،این موارد عناصر محیط کار تشخیص داده شده اند:

  • غوطه ور شدن در کار خود[2]: توانایی به کارگیری خود کامل یک فرد در محیط کار ،یکی از ابعاد معنویت محیط کار است که به عنوان موضوعی مهم برای محققان آمده است .میتروف و دانتون این مفهوم را به عنوان”انرژی معنوی بی اندازه” توصیف می کنند که در هر فردی وجود دارد.اگر چه این جنبه از معنویت محیط کار،کمی مبهم به نظر می رسد اما یک آزمایش تجربی نیازمند راه هایی برای عملیاتی ساختن این مفهوم است .ولش و دلهر این جنبه از معنویت محیط کار را محدود به توسعه سازمانی کرده اند.هر دیدگاهی برای توصیف این جنبه از معنویت محیط کاراستفاده شود،قطعا به محیط کار توجه دارد. بنابراین این بعد که شامل آوردن خود کامل فردی به کاراست ،تحت عنوان “حمایت سازمانی درک شده”،تعریف می شود.
  • مرتبط بودن[3] :یکی از پذیرفته شده ترین ابعاد معنویت در محیط کار ،ارتباط با دیگران است. (مور و کاسپر[4] ،2006، 109) ولی نه فقط ارتباط دیگران بلکه با محیط و علاوه بر اینها ، با همه چیز موجود در عالم. (کورنر[5]،2009،378) این ارتباط می تواند به عنوان احساس بخشی از یک چیز بالاتر و بزرگتر از خود بودن ،تعریف شود.بنابر گفته میتروف و دنتون ،اگر قرار باشد فقط یک کلمه برای توصیف معنویت محیط کار به کار برده شود،این یک کلمه می تواند همین ارتباط باشد.گیاکالون وجورکیویچ،ارتباط را به عنوان رابطه ای با دیگرانکه احساس مثبتی را فراهم می کند، تعریف کرده اند.بوراک هم از نیاز به صداقت در روابط برای تقویت معنویت محیط کار ،سخن به میان آورده است .بنابراین ،به نظر می رسد مرتبط بودن همان عمق روابط در محیط کار است .
  • خود شکوفایی[6]:بعد آخر معنویت محیط کار ،خود شکوفایی است که از کار آبراهام مازلو در مسئله انگیزش ،بر گرفته شده است .بوراک اعتقاد دارد که خود شکوفایی هنگامی رخ می دهد که روح و ذهن از طریق کار با هم سازگار و جفت و جور شوند.کینگ و نیکول ،فرایند خود شکوفایی را به عنوان توسعه استعداد کامل فردی از طریق کار ،تعریف می کند .شکل اصلی و معمول در استفاده از اصطلاح خود شکوفایی مازلو ،این است که آن معمولا شامل هر دو جنبه معنوی وذهنی فرد در کار است .لوکاس بیان می دارد که شغلی که فرصتهایی برای رشد فردی و خود شکوفایی فراهم  آورد،به طور مثبت با رضایت شغلی درونی در ارتباط  است بنابراین رضایت شغلی درونی می تواندبه عنوان سنجش خود شکوفایی ویا رشد شخصی در فرد،مورد استفاده قرار گیرد . (مور و کاسپر [7]،2006، 109)
این مطلب مشابه را هم بخوانید :   درمان فلج مغزی

[1]  . Marques & Dhiman

[2]  . Self-work immersion

[3]  . Inter connectednes

[4]  . Moore & Casper

[5]  . Corner

[6]  . Self actualization

[7]  . Moore & Casper